حقوق خبر

هنر نه گفتن (قسمت 3)

"نه" ای که با اعتقاد راسخ باشد بهتر از "بله" ای است که برای شاد کردن یا بدتر، برای پرهیز از دردسر و مشکل باشد. تفاوت میان افراد موفق و افراد بسیار موفق این است که افراد بسیار موفق تقریباً به همه چیز "نه" می گویند.

هنر نه گفتن

پایگاه خبری حقوق نیوز

هنر نه گفتن

چرا با نه گفتن مبارزه می کنیم

"نه" یکی از کوچکترین واژه های زبان است. با این حال، بسیاری از ما معتقدیم که این کلمه چنان نیروی خارق العاده ای دارد که می ترسیم آن را بر زبان آوریم. در مواقعی که موفق به "نه" گفتن می شویم، به طور غریزی، تصمیم مان را کم اهمیت جلوه می دهیم و برای درخواست کننده عذر و بهانه می آوریم .

چرا این واژه کوچک تا به این حد دارای جاذبه است؟ چرا برای گفتن آن، این قدر مردد هستیم؟

این بخش دلایل رایجی را که در "نه" گفتن به دیگران وجود دارند، به ما نشان می دهد. بدون تردید با برخی از این دلایل در زندگی خودتان نیز روبرو شده اید. همان طور که در صفحات بعدی خواهید دید، من خودم تقريباً تمام شان را تجربه کرده ام.

بیشتر ما با این باور بزرگ شده ایم که "نه گفتن" عملی بی ادبانه و خودخواهانه است. این باور به یکی از قسمت های مهم سیستم ارزشی مان تبدیل شده است. به همین دلیل دوران طفولیت و بیشتر دوران بزرگسالی مان را کوشیده ام تا به گونه ای زندگی کنیم که تصویری آبرومندتر و قابل احترام تر از ما بسازد.

نتیجه اش چیست؟ با وجود این که عصبانیت، تلخکامی و انزجارمان افزایش می یابد، مدام به هر کسی که در اطراف مان است، پاسخ مثبت می دهیم.

اینک به دلایل ناسالمی پی خواهید برد که مانع نه گفتن تان می شوند. شما با شناخت این دلایل که بعضی هایشان برای تان نسبت به بقیه کم رنگ ترند، نخستین گام را به سوی رهایی از این باور برمی دارید که نه گفتن بدجنسی، سنگ دلی یا خودخواهی است.

بیایید کا را شروع کنیم!

ما نمی خواهیم دیگران را برنجانیم

غالباً مردم از چیزهایی که نباید برنجند، رنجیده خاطر می شوند. مثلاً از شنیدن کلمه "نه" بعد از درخواست کمک رنجیده خاطر می شوند.

ممکن است مواقعی را که همین اتفاق برای خودتان هم رخ داده است، به یاد آورید. شخصی از شما می خواهد زمان، توجه یا پولتان را در اختیارش قرار دهید و شما هم در کمال احترام تقاضایش را رد می کنید. عکس العمل طرف مقابل آنی است و بلافاصله در چهره اش نمایان می شود. ابروان گره خورده ، اخم روی پیشانی و لب های درهم رفته اش نشان دهنده این است که ناراحت و عصبانی است.

آن شخص رنجیده خاطر شده است. حتی ممکن است بر زبان آورد: خیلی "بی ادبی"! همین مسئله موجب می شود شما احساس گناه کنید. در حالی که رفتن او و ناراحتی یی که در زبان بدنش هویداست، نظاره می کنید، نمی توانید این احساس را که کار بدی انجام داده اید، از خود دور کنید.

اما اجازه بدهید این قضیه را از بُعد منطقی مورد توجه قرار دهیم.

ابتدا دانستن این مطلب مهم است که چگونه این نوع رنجش، خود را بروز می دهد. این مسئله ارتباطی به خشم و در واقع رنجشی که تمایل داریم آن را با خشم همراه کنیم، ندارد. در ضمن بازتابی از کار اشتباه یا شرارت ما نیست. برعکس وقتی در چنین شرایطی رنجش ایجاد می شود، معمولاً به دلیل ناامنی هایی است که درخواست کننده احساس می کند. آن فرد واژه ی "نه" را نوعی عدم پذیرش یا وازنی می داند. و این استنباط مانند نیشی موجب می شود بلافاصله عکس العمل نشان بدهد.

سال ها طول کشید تا توانستم به این درک برسم. و سرانجام، هنگامی که متوجه واقعیت شدم، اوضاع دگرگون شد.

متوجه شدم مادامی که نسبت به طرف مقابلم احترام قائلم، با "نه" گفتنم، مسئول بروز هیچ گونه رنجشی نیستم. این یک احساس رها کننده بود! و موجب شد ترس هایم را به دلیل رد درخواست دیگران کنار بگذارم.

به یکی از افراد زندگیتان که از شنیدن کلمه "نه" ناراحت می شود، فکر کنید. این بار که آن شخص کمک تان را می خواهد و شما قادر به این کار نیستید، به احساس تان هنگام رد درخواستش توجه کنید. آیا احساس گناه می کنید؟ آیا احساس می کنید کار اشتباهی انجام داده اید؟

توجه کنید هیچ دلیلی ندارد چنین احساسی داشته باشید. مادامی که با مهربانی و به طور صریح پاسخ می دهید، مسئول رنجشی نیستید که درخواست کننده در خود احساس می کند.

ما نمی خواهیم دیگران را ناراحت کنیم

اگر شبیه من هستید، از ناراحت کردن دیگران متنفرید. هنگامی که حرفی می زنید و یا کاری انجام می دهید و پشت سرش متوجه غم واندوه طرف مقابل می شوید، از خودتان ناراحت می شوید. از این احتمال که شما مسبب بوده اید، برخود می لرزید. دیدن آن نگاه می تواند کاری کند که احساس کنید موجب رنجش طرف مقابل شده اید.

این موضوع چیزی بیش از درک ذهنی است. می توانید آن را با تمام وجود حس کنید.

این حس گناه، غیرقابل توجیه است. وقتی به دیگران نه می گویید، مسئول ناراحتی شان نیستید. برای این که این مطلب را به خوبی درک کنید، دانستن این مطلب که ناراحتی چگونه به وجود می آید، بسیار مهم است.

ناراحتی ناشی از انتظارات برآورده نشده است. مواقعی از زندگی تان را به یاد بیاورید که این احساس را تجربه کرده اید. بدون تردید علت آن چیزی بوده که با نتیجه فرضی تان تناقض داشته است.

به عنوان مثال، ممکن است بعد از خواندن تعریف های زیادی در مورد یک رستوران، به آنجا بروید و متوجه شوید از غذا و محیطش بدتان می آید. چون انتظار شما برآورده نشده، احساس ناراحتی می کنید.

مثال دیگر: ممکن است انتظار داشته باشید که کارنامه فرزندتان پر از نمره ۲۰ باشد و وقتی نمرات پایین تری می بینید، تعجب می کنید. احتمالاً با دیدن این نمرات ناراحت می شوید.

یا این که فرض کنید انتظار دارید در کارتان ترفیع بگیرید. وقتی به شما ترفيع نمی دهند، احساس ناراحتی می کنید. چرا؟ چون انتظارتان برآورده نشده است.

حالا فکر کنید وقتی به کسی نه می گویید، چه اتفاقی می افتد. فرض کنید همکاری از شما کمک می خواهد اما در همان لحظه خودتان از کارها و مسئولیت های تان از پای درآمده اید. به همین دلیل تقاضای همکارتان را رد می کنید.

کاملاً واضح است که همکارتان از پاسخ منفی تان ناراحت می شود. اما آیا ناراحتی او واقعاً تقصیر شماست؟ یا این که همکارتان انتظارات غیرواقع بینانه و حتی غیرمنصفانه ای در ارتباط با توانایی و تمایل تان برای کمک دارد؟

مسئله ما همین مطلب آخر است مگر این که شما قبلاً به همکارتان قول داده باشید کمکش کنید. واقعیت این است که شما مسئول ناراحتی او نیستید.

هنگامی که به این واقعیت پی می برید، راحت تر می توانید ترس ناراحت کردن دیگران را با نه گفتن تان از خود دور کنید. سرانجام درک می کنید که ناراحتی آن ها نه تقصیر شماست و نه این که شما مسئول آن هستید.

این تصویر به شما شهامت می دهد تا در مقابل تمام درخواست هایی که به سوی تان سرازیر می شوند، مقاومت کنید.

ما نمی خواهیم خود خواه جلوه کنیم

بیش ترما به نظری که دیگران نسبت به ما دارند، توجه می کنیم. دوست داریم ما را فردی خوب ، دوست داشتنی و مثمرثمر بدانند. به همین دلیل کاری می کنیم تا اعمال مان بیانگر این مطلب باشند.

به عنوان مثال، در را برای دیگران نگه می داریم. وقتی در صف فروشگاه ایستاده ایم لبخند می زنیم، احوالپرسی می کنیم و به حرف های غریبه های وراج گوش می دهیم. و وقتی از ما می خواهند کمک شان کنیم، به طور ناخودآگاه پاسخ مثبت می دهیم.

اگر کار دیگری انجام دهیم، خودخواهی است، مگر نه؟ و بدون تردید ما نمی خواهیم هم محله ای های مان، ما را خودخواه بدانند.

این روند فکری قابل درک اما در ضمن اشتباه است. بدتر این که موجب می شود در مورد این که چگونه وقت و توجه مان را به درخواست های مختلف تخصیص دهیم، تصمیمات اشتباهی بگیریم.

در طول روز تعداد ساعات محدودی داریم. یعنی هربار که به کسی پاسخ مثبت می دهیم، به فرد یا کار دیگری پاسخ منفی می دهیم. و هر بار که نه می گوییم، آزاد می شویم تا وقت و توجه مان را برای شخص یا کار دیگری صرف کنیم.

با این حساب ، آیا نه گفتن واقعاً خودخواهانه است ؟ به نظر من این طور نیست. اجازه بدهید در مورد زندگی خودم مثالی بزنم.

قبلاً برایتان تعریف کردم که وقتی دوستانم می خواستند اسباب کشی کنند، من همیشه آماده و حاضر به کمک بودم. ماشین وانت من و تمایلم برای پاسخ مثبت دادن باعث می شد اولین کسی باشم که اطرافیان هنگام کمک به او متوسل می شدند. متأسفانه، هنگامی که می خواستم به نیازهای آنها برسم موجب می شد نتوانم اوقاتم را به خانواده ام، درس هایم و فعالیت هایی که دوست دارم اختصاص دهم.

به عبارتی، من با کمک به دیگران ، آگاهانه کمک  خودم را کنار می گذاشتم. خانواده ام را نادیده می گرفتم. درس هایم را در اولویت آخرقرار می دادم. و به تدریج استرسم افزایش می یافت و احساس بدبختی می کردم چون قادر نبودم به کارهایی که دوست دارم، بپردازم.

این شیوه زندگی، بسیار وحشتناک بود.

توجه به خود، خودخواهی نیست. این کار ضروری است. مشکل اینجاست که اگر مدام به دیگران پاسخ مثبت دهید و اولویت های آن ها را به اولویت های خودتان ترجیح بدهید، زمان یا انرژی لازم را برای توجه به خود نخواهید داشت و به تدریج تندخو، بدبین و بیچاره خواهید شد.

باز هم می گویم که این شیوه زندگی بسیار وحشتناک است.

آیا اگرنه بگویید، بعضی ها شما را خودخواه می دانند؟ البته! شما نمی توانید هیچ کنترلی روی این موضوع داشته باشید. و ارزشی ندارد چون شما مسئول این احساس آنها نیستید.

بالاترین مسئولیتی که باید به آن توجه کنید این است که قبل از خدمت به دیگران، به خودتان توجه کنید. اغلب اوقات این کار یعنی این که به درخواست ها ودعوتهای شان نه بگویید. علاوه براین، اگر تمام زمان، انرژی و توجه تان را صرف دیگران کنید، دیگر فرصتی برای تان باقی نمی ماند تا صرف خودتان کنید.

و با این کار نمی توانید زندگی شادمانه ای داشته باشید.

ما دوست داریم به دیگران کمک کنیم

به آخرین باری فکر کنید که به کسی کمک کردید. شرط می بندم احساس خوبی داشتید. کارها یا حرف های تان حس و حال آن شخص را بهتر کرد که احتمالاً احساس خارق العاده ای بود.

برای همین است که بسیاری از ما دوست داریم به مردم کمک کنیم. این که بدانیم در خوشبختی و شادی شخص دیگری سهیم بوده ایم، برای مان پاداش خوبی است. در حقیقت، این کار می تواند اعتیادآور باشد. بعضی از ما به دنبال راه هایی برای کمک به دیگران هستیم؛ حتی اگر این کار نادیده گرفتن نیازها و مسئولیت های خودمان باشد.

وقتی در جستجوی افرادی هستیم که به کمک مان نیاز دارند، به یک مراقب تبدیل می شویم. وقتی از ما کمک می خواهند، بلافاصله دست به کار می شویم تا این کار را انجام دهیم.

از نظر بسیاری از ما، تمایل کمک به دیگران ناشی از این است که به دیگران نشان دهیم دوست شان داریم. به عنوان مثال، به اعضای خانواده یا دوستان صمیمی مان کمک می کنیم زیرا انجام این کار، ساده ترین روشی است که می توانیم نشان دهیم برای مان اهمیت دارند.

در نظر بعضی دیگر، کمک به دیگران یعنی این که نقش "شوالیه سفید" را بازی کنیم و دست به کار شویم تا یک ناجی باشیم. به عنوان مثال، می ایستیم تا به راننده ای که اتومبیلش پنچر شده کمک کنیم لاستیکش را عوض کند.

برای برخی دیگر هم کمک به دیگران راهی است برای جبران کمبودی که در خود دارند. سپاسگزاری و تشکری که دریافت می کنیم به ما اجازه می دهد نقصان های شخصیتی مان از یاد ببریم.

این انگیزه ها قابل درک هستند. اما اگر آنها را کنترل نکنیم، می توانند موجب شوند مدام نیازها و اولویت های خودمان را نادیده بگیریم.

بدون تردید کمک به دیگران قابل احترام است. اما منابع شما نامحدود هستند. زمان، پول و توجه زیادی در دسترس شماست. اما این که چگونه محتاطانه از این منابع استفاده کنید بسیار اهمیت دارد.

همواره کسی وجود دارد که بتواند از توجه شما بهره مند شود. همیشه آدم هایی هستند که حاضرند با شادمانی بپذیرید کمکشان کنید. اما به خاطر بسپارید که شما مسئول حل مشکل دیگران نیستید. شما مسئول خودتان و افرادی هستید که به شما وابسته اند (مانند خانواده تان).

معنایش این نیست که نباید به دیگران کمک کنید. در واقع، بهترین راه برای کمک به دیگران در بلندمدت این است که مطمئن شوید ابتدا نیازهای خودتان برآورده می شوند.

به عبارتی دیگر، مطمئن شوید توجه به خود در اولویت توجه به دیگران قرار دارد.

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: