حقوق خبر
والدین نوجوان

رابطه ی والدین و نوجوان (چگونه با نوجوان خود رفتار کنید) 2

ما در زمانه ی سختی زندگی می کنیم. به رغم پیشرفت های بشری در زمینه های مختلف زندگی و دستیابی به رفاه و راحتی که باعث می شود بسیاری از کارها مثل مسافرت، حمل و نقل، محاسبات، ارتباطات و... خیلی راحت تر از گذشته انجام شود، تغییرات متعدد دنیای دور و بر ما و لزوم دسترسی به اطلاعات و مهارت های روزآمد، فشار سنگینی بر افراد وارد می کند. در سطح خانواده این موضوع بسیار روشن و ملموس است. ما در عصری تربیت شده ایم و رشد کرده ایم و فرزندمان را در عصر دیگری تربیت می کنیم


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

به منافع کل خانواده فکر کنید، نه برنده شدن به هر قیمت

وقتی فرزند نوجوان داریم، بروز اختلاف نظر و بحث در مورد مسائل مختلف بسیار عادی و قابل پیش بینی است. به همان نسبت که والدین به طور طبیعی خود را مسئول خانواده می دانند و به درست بودن حرف ها و عقایدشان مطمئن هستند، نوجوانان نیز خود را مستقل و زندگی شان را از آن خود می دانند و تصور می کنند که همه ی حرف ها و عقایدشان درست است. پس دو دیدگاه مختلف در کنار هم وجود دارد که در همه ی مسائل زندگی خود را نشان می دهد.

ممکن است وقتی بحث بالا می گیرد، نوجوان بگوید: «اصلاً این زندگیِ من است و حتی ادامه دادن و قطع کردن آن هم دست خودم است.» یعنی به شکلی والدینش را به رفتن از خانه یا اقدام به خودکشی تهدید کند.

مهم این است که والدین بتوانند در تمام بحث ها، این مواضع را به یاد داشته باشند و به کار گیرند که: «وظیفه ی من کمک به اوست.»، مهم این است که من او را یاری دهم.»، «خیلی خوب است که اگر در فکرها و حرف های او به نکات درستی برخوردم با آنها موافقت کنم.»، درست بودن فکرها و رفتارهای او در واقع نشان دهنده ی موفقیت من در فرزندپروری است.»، «اگر با حرف های او موافقت کنم، به عنوان یک ۲۸ والد رشد یافته و منطقی عمل کرده ام.»، «اگر درستی حرف های او را بپذیرم، به رشد توانایی های او کمک کرده ام.»، «اگر در خانواده و جمع آدم های مهم زندگی مان، درستی حرف های او را تأیید کنم، به افزایش امنیت و اعتماد به نفس او کمک کرده ام» و...

به یاد داشته باشید، شما می توانید فرد یک دنده و سرسختی باشید که به کوتاه نیامدن و سر حرف خود ایستادنش افتخار می کند، درحالی که همه ی اطرافیان از او ناراضی اند. هم چنین می توانید فرد منطقی و انعطاف پذیری باشید که به حرف های افراد خانواده ی خود گوش می دهد و نظرات دیگران را منصفانه ارزیابی می کند.

وقتی به جای پافشاری بر حرف ها و عقایدتان شنونده ی عاقل و با انصاف حرف های دیگران باشید، در محیط خانه برای خود امنیت ایجاد می کنید؛ وقتی حرف های در دست را، حتی اگر مخالف حرف های شما باشد، می پذیرید، اطرافیان به شما احترام می گذارند؛ و وقتی بر سر موضوعات با افراد دیگر خصوصاً فرزند نوجوان تان به توافق می رسید، حضور بسیار مثبتی در کل خانواده خواهید داشت.

هدف گذاری کنید

هدف های کلی زندگی اغلب انسان ها، مثل رسیدگی به مسائل زندگی، تأمین معیشت خانواده، فعالیت های شغلی و ... مشخص است و طبق آن هدف ها زندگی می کنند. بسیاری از ما ضرورتی نمی بینیم که برای بهبود رفتار با فرزند نوجوان مان برنامه ریزی کنیم و هدف گذاری خاصی داشته باشیم. و وقتی چنین چیزی از ما خواسته می شود می گوییم: «من که همه ی خواسته ام همینه و این همه هم که تلاش می کنم....)

هدف گذاری برای این است که خواسته های مان را به طور واضح مشخص کنیم، تمایلات همیشگی مان را به یاد آوریم و با در نظر گرفتن وضعیت فعلی و وضعیت دلخواه روابط مان، مسیر را بشناسیم، میزان انرژی لازم را برای پیمودن آن تخمین بزنیم و منابع انرژی مؤثر خود را تعیین کنیم. یعنی یک موضوع خاص را در دستور کار زندگی خود قرار دهیم، بر اساس آن برنامه ریزی و برای آن وقت و انرژی صرف کنیم.

وقتی برای زندگی مان هدف گذاری می کنیم، تمایل و انگیزه مان برای انجام کار بیشتر می شود. وقتی هدفگذاری می کنیم، می دانیم چه می خواهیم و برای رسیدن به خواسته هایمان باید چه میزان از سرمایه های مان را به کار گیریم. و این با وضعیت همیشگی و روزمره ی ما فرق دارد. مثلاً کسی که قصد روزه گرفتن دارد، اول موقع نماز صبح، این قصد را بیان می کند و از همان جاست که انرژی لازم برای یک روز روزه داری را به دست می آورد.

هدف گذاری، شروع باور جدید، احساس جدید و رفتار جدید است. به عنوان مثال، اگر ما هدف گذاری کنیم که روابطمان را با فرزند نوجوان مان بهتر کنیم، و این کار مثلاً روزی ۲ ساعت وقتمان را بگیرد یا آخر هفته ی ما را به خود اختصاص دهد، باورمان این نخواهد بود که: وقتم تلف شد.»، بلکه می دانیم وقت و انرژی ای که صرف می کنیم در راستای رسیدن به هدف مان است و باورمان این خواهد بود که: «من دارم در جهت اهدافم تلاش می کنم.»، بنابراین احساس بهتری خواهیم داشت.

برنامه ریزی کنید و در اجرای آن با ثبات باشید

برنامه ریزی مسیر ما را برای رفتن از امروز به آینده مشخص می کند و در هر زمان به ما نشان می دهد که در کجای این مسیر قرار داریم، قدم بعدی ما چیست، چه قدر پیشرفت کرده ایم، تا به حال به چه مسائلی برخورده ایم، کدام ها مثبت و کدام ها منفی بوده اند، چه روش هایی مثبت و قابل استفاده، و چه روش هایی منفی و غیرعملی هستند.

در هر مرحله از زندگی و برای هر حیطه ای می توان برنامه ریزی کرد. برنامه ریزی یک انتخاب است تا ما، با توجه به اهدافمان، در جریان حوادث و اتفاقات روزگار، بیشترین تأثیر را بر زندگی خود داشته باشیم. البته بدون برنامه ریزی هم می توان زندگی کرد، کاری که اغلب مردم می کنند، ولی باید همه ی وقت و انرژی مان را به علاج وقایع، بعد از وقوع آنها اختصاص بدهیم. در این صورت تمام کارمان می شود سروسامان دادن به مشکلات و بحران هایی که اگر برنامه ریزی کرده بودیم، اصلا وجود نداشتند.

یکی از حیطه هایی که به برنامه ریزی نیاز جدی دارد، رابطه با فرزندان نوجوان است. در طی دوران نوجوانی، هر روز مسئله ای برای فرزندان ما پیش می آید که باید حل شود و سؤالاتی برای آنان مطرح می شود که باید پاسخی برای شان یافت.

مثلاً فرزند ما درس نمی خواند، با همکلاسی اش درگیر می شود، دوستان ناباب دارد، با معلم ها دعوا می کند، از خودش مراقبت نمی کند، وقت تلف می کند و... در همه ی این موارد و موارد مشابه، باید بدانیم بهترین کار چیست و چه طور باید آن را انجام داد. مسلم است که داشتن برنامه کمک بسیار خوبی به ما می کند.

برای برنامه ریزی کردن باید تعیین کنید نقطه ی شروع کجاست؟ چه مواردی در اولویت اند؟ چه طور باید عمل کنید؟ چه منابعی در اختیار دارید؟ موانع احتمالی کدام اند؟ و خیلی مهم است که وقتی برنامه را شروع کردید، آن را ادامه دهید، یعنی مسیر را به درستی طی کنید و در میانه ی راه متوقف نشوید. می توانید کارهایتان را ارزیابی و در صورت لزوم، اشتباهات خود را اصلاح کنید، اما در هر حال به مسیر خود ادامه دهید.

مشکل بسیاری از برنامه ها، در خود برنامه نیست بلکه در اجرای آن هاست. یعنی یا خیلی زود به فراموشی سپرده می شوند یا بدون ارزیابی ادامه پیدا می کنند. پس بهتر است در فواصل مشخص، برنامه و مسیری را که طی کرده اید ارزیابی کنید. مثلاً هر هفته یا هر ماه پیشرفت ها را مشخص کنید، موانع را بشناسید، برای پیشرفت های تان به خود تبریک بگویید و بهترین راه حل ها را برای رویارویی با موانع در نظر بگیرید. کمک گرفتن از همدیگر و از دیگران را فراموش نکنید.

از آمادگی همسرتان نیز باخبر باشید. او را در کنار خود داشته باشید. اتحاد والدین، تأثیر بسیار مثبتی روی اجرای درست برنامه می گذارد و این پیام را به فرزندان می دهد که: آنها در کنار هم و قوی و توانا هستند. در مواجهه با امواج سرکش بلوغ و نوجوانی، کشتی امن خانواده با ناخدایی والدین، امنیت بسیار خوبی برای فرزندان فراهم می کند، به شرط آنکه ناخدا دانا، توانا و باثبات باشد، و از روی یک نقشه ی درست به سمت هدف حرکت کند.

همین الان شروع کنید!

اگر فرزند نوجوان دارید، برای بهتر کردن رابطه تان با او همین الان شروع کنید. وقت را از دست ندهید. همین الان بهترین فرصت برای بهبود رابطه با نوجوان است. همین الان بهترین فرصت برای کمک به خودتان، زندگی زناشویی تان، خانواده تان و فرزند نوجوان تان است. لطفاً اعتراض نکنید، دلیل نیاورید، مشغله ی زیاد و نداشتن وقت را بهانه نکنید. به راستی چه اولویتی از این مهم تر؟

دوباره زندگی تان را مرور کنید. بر اساس اولویت های خود، برنامه ریزی کنید. هر قدر هم که پرمشغله و گرفتار باشید، باز هم اوقات زیادی را بدون آن که بدانید، صرف موضوعاتی می کنید که ضروری نیستند یا لااقل اولویت ندارند. فکر کنید سوار قایقی هستید که به دلیل سنگین بار در حال غرق شدن است و قرار است وسایل غیرضروری را به دریا بیندازید. آن وقت در می یابید در مقابل یک موضوع مهم و ضروری، بسیاری از موضوعات کم اهمیت می شوند. به خاطر داشته باشید تمام تلاش های شما برای حفظ زندگی و بهبود کیفیت آن است. با این دیدگاه، وقت و انرژی شما باید صرف چه کسانی شود؟ اول خودتان، بعد همسر و فرزندانتان.

اول رابطه با خودتان را بهتر کنید، بعد رابطه ی زناشویی تان را قوی کنید، سپس به بهبود رابطه با فرزندانتان بپردازید. اقوام، همکاران، دوستان، آشنایان و... اولویت های بعدی هستند.

همین الان وقت خوبی برای مرور کردن زندگی است، بعد از آن می توانید قدم های بعدی را به درستی بردارید. هرجا دچار سردرگمی شدید با آدم های آگاه و دانا مشورت کنید. شاید در ابتدا همه ی فکرها و احساسات و رفتارهای تان صددرصد درست نباشد، اما در مسیر حرکت همیشه برای اصلاح کردن فرصت وجود دارد.

صبر کنید!

حالا هدف گذاری کرده اید، اولویت ها را مشخص نموده اید، برنامه ریزی کرده اید و مدیریت زمان را در نظر گرفته اید و می خواهید همین الان شروع کنید؛ اما صبر کنید!

مطمئن شوید که آماده ی اجرای برنامه هستید. برای این موضوع وضع روحی و روانی و آمادگی ذهنی و هیجانی خود را در نظر بگیرید. مطمئن شوید که بر اوضاع زندگی مسلط هستید، از نظر شغلی مشکل خاصی ندارید و از انرژی خوبی برای اجرای برنامه برخوردارید.

مطمئن شوید که همسرتان نیز چنین موقعیتی دارد، یعنی از نظر روانی آماده است، انرژی کافی دارد و بر زندگی مسلط است. از حُسن رابطه با همسرتان مطمئن شوید. یکی از ضروریات ایجاد رابطه ی زناشویی موفق، صرف کردن زمان مناسب و خوب با همسر است. وقتی رابطه ی خوبی با همسرتان پیدا کردید با او بر سر مشکل فرزند نوجوان تان و راه های کمک به او و نقش هر کدام به توافق برسید.

وقتی موقعیت خود و وضعیت زناشویی تان را در نظر بگیرید، قدم های اساسی و درستی را برای بهبود رابطه با فرزندتان برداشته اید، هر چند در ظاهر برنامه شروع نشده باشد. شاید تعجب کنید که با برداشتن اولین قدم ها برای تغییر دادن روش زندگی هم ممکن است تغییرات مثبتی را در فرزند نوجوان تان ببینید.

صبر کردن به عنوان یکی از مراحل قبل از اجرای برنامه، به شما فرصت می دهد تا برای شروع برنامه بیشترین آمادگی را پیدا کنید. همان طور که برای ساختن یک ساختمان ابتدا کارشناسی و ارزیابی انجام می شود، نقشه می کشند، نیروی کار متخصص انتخاب می کنند، هزینه ها را برآورد و تأمین می کنند و در طی این مراحل، ظاهر زمین هنوز دست نخورده است و هیچ فعالیتی بر روی آن انجام نشده، ولی در واقع قسمت های اساسی کار مشخص و انجام شده است.


 

اگر لازم شد از دیگران کمک بگیرید

کمک گرفتن از دیگران نشانه ی خردمندی و درایت است. اینکه ما در مراحل مختلف با دیگران مشورت کنیم، نقطه نظرات شان را بشنویم، از تجربیات آنها استفاده کنیم و راجع به وضعیت خود نظر بخواهیم، به ما کمک می کند که مسائل خود را با دید بهتری ببینیم، بیشتر بشناسیم و قضاوت بهتری راجع به خود داشته باشیم.

گاهی ممکن است لازم باشد از شخص سومی که فرزند نوجوان ما به او علاقه دارد و مورد اعتماد اوست، بخواهیم وارد رابطه ی ما بشود. این شخص می تواند خاله، عمو یا فرزندان بزرگ تر اقوام مثل دخترخاله، دخترعمه، پسرعمو، پسردایی و... باشد که فرزند ما رابطه ی امن و دلچسبی با او دارد. از این طریق می توانیم به فرزند نوجوان خود فرصت بدهیم تا بدون تنش هایی که در رابطه ي والد و فرزند وجود دارد و بدون ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن و زیر سؤال رفتن بتواند حرف هایش را بزند و طرف مقابل هم بدون حساسیت و سوء تعبیر، حرف های او را بشنود.

کمک گرفتن از دیگران به این معنا نیست که مشکل بین خود و فرزندمان را پیش همه جار بزنیم و همه را در جریان بگذاریم. به این معنا نیست که نقطه نظرات دیگران در زندگی ما آن چنان نفوذی بیابد که مهار آن از دست خودمان هم خارج شود و به این معنا هم نیست که دیگران را وادار کنیم همان را بگویند که ما می خواهیم و همان کاری را انجام بدهند که مورد نظر ماست. کمک خواستن یعنی اول بدانیم چه مشکلی داریم و در چه حیطه ای چه کمکی می خواهیم، نقطه نظرات خود را بگوییم و حرف های آن شخص سوم را هم بشنویم. با این کار ممکن است نقطه نظرات ما کمی تغییر کند.

حتی الامکان سعی کنیم مناسب ترین نقطه نظرات و عملی ترین روش ها را انتخاب کنیم.

صادقانه سعی کنید

شاید فکر کنید این مطلب ضروری نباشد. شاید با خواندن این عنوان گفته اید: «معلوم است که صداقت دارم، من همه ی عمرم، تلاشم و نیرویم را صرف زندگی ام می کنم که برای من مهم ترین اولویت است و برای افرادی انرژی می گذارم که عزیزترین های من هستند. چه دلیلی برای عدم صداقت دارم؟»

ما بسیاری از اوقات می پذیریم که کاری را انجام دهیم اما ته ذهن مان آن را باور نداریم. مثلاً فرزندمان می خواهد در رشته ای درس بخواند که ما با آن مخالفیم، از سویی او ما را تحت فشار قرار می دهد، گاهی اطرافیان هم نظر می دهند که بهتر است او رشته ی مورد علاقه ی خود را ادامه دهد و ما می پذیریم که او به دلخواه خود انتخاب رشته کند، اما همیشه مترصد و گوش به زنگیم که نقص و عیب کار او را بیابیم و به او بگوییم که حرف ما درست بوده، یا اگر هم به او نگوییم پیش خودمان بگوییم: «بالاخره ثابت شد که حرف من درست بود!» انگار ثابت شدن اینکه فکر ما درست بوده، از موفقیت و رضایت فرزندمان مهم تر است.

گاهی ما به نقش هایی که در زندگی داریم عادت کرده ایم، عادت کرده ایم نقش قربانی را بازی کنیم، برای خودمان دلسوزی کنیم، خودمان را فدای زندگی و فرزندان مان کنیم، و بار سنگین سرزنش و گناه را بر دوش آن ها بگذاریم، یعنی خودمان هم نمی خواهیم راحت تر زندگی کنیم، آسوده تر باشیم، کارها را به دیگران واگذار کنیم و احساس کنیم که: «من راضی، خوشحال و آسوده ام.» گویی پذیرفتن این نقش برایمان سخت است.

گاهی هم به دلیل خصوصیات وسواسی و کمال گرایانه ای که داریم، دلمان نمی خواهد کسی در کارهای خانه مشارکت کند چون همه چیز باید به دلخواه و مطابق میل و استاندارد ما انجام شود، و اگر فرزندان ما نقشی در کارهایی مثل خرید کردن، ظرف شستن، اتو کردن، گردگیری، جابه جایی و... داشته باشند، آن قدر به آنها تذکر می دهیم و از آنها ایراد می گیریم که خسته شان می کنیم، جوری که دیگر هیچ علاقه ای به مشارکت در آنها باقی نمی ماند.

گاهی اوقات هم به هیچ یک از این تلاش ها باور نداریم و اساساً رابطه ی رضایت بخش با فرزندان را غیرممکن می دانیم و تلاش مان بر آن است که در نهایت ثابت کنیم حق با ماست و هر کسی که فکر می کند می تواند با تغییر دادن طرز فکر و رفتاری موفق شود، اشتباه می کند.

در واقع در همه ی این موارد ته ذهن مان چنین باوری وجود دارد که: «مهم ثابت شدن حرف من است، نه آن چه به صلاح من و خانواده ام است.»

اعتماد به نفس داشته باشید

اعتماد به نفس متعادل داشتن، حس مثبت و دلپذیری به ما می دهد که از باور اطمینان به خود سرچشمه می گیرد و رفتار و عملکرد ما را مطمئن و قوی می کند. شاید فکر کنید: «اگر من به خودم اطمینان نداشته باشم چه؟ اگر راه یا فکرم راجع به موضوعی درست نباشد چه؟ آیا اعتماد به نفس داشتن به معنای ادامه یا تکرار اشتباهاتم نخواهد بود؟»

ما به عنوان سرپرست و مسئول مجموعه ای به نام خانواده باید تمام تلاش مان را بکنیم تا منافع مجموعه را در نظر بگیریم. بهترین تصمیمات را بگیریم، اگر لازم شد با دیگران مشورت کنیم و از آنها کمک بخواهیم، در صورت لزوم در تصمیمات مان تجدید نظر کنیم، اما وقتی تصمیمی گرفتیم باور داشته باشیم که بهترین و مناسب ترین تصمیم را گرفته ایم.

شاید هیچ چیز به اندازه ی داشتن والدینی متزلزل، سردرگم و نامطمئن، فرزندان را دچار ناامنی و گیجی نکند. حالا جمله را مثبت کنیم: شاید هیچ چیز به اندازه ی والدین باثبات، قوی و مطمئن، به فرزندان احساس امنیت و راحتی ندهد.

در صورت لزوم با دیگران مشورت کنید. بدانید چه موضوعی را از چه کسی بپرسید. اما نگذارید هر کسی با حرف ها و فکرهایش روی شما تأثیر بگذارد. اجازه ندهید اطرافیان افکاری منفی مثل «این چه زندگی ایه؟»، «آخرش که چی؟»، «عين حمال کار می کنی و هیچ کس هم قَدرتو نمی دونه»، «صبح تا شب کار می کنی و بازم طلبکارن»، «کدوم بچه ای به درد پدر و مادرش خورده که بچه ی ما بخوره» و فکرهایی از این دست را به شما تلقین کنند.

وقتی با این افکار مواجه می شوید، به یاد داشته باشید که شما فرزندانتان را به وجود آورده اید و در لحظه ی تولد مسئولیت پرورش و حمایت از آنان را برعهده گرفته اید. یادتان باشد آنان گران بهاترین موجودات زندگی شما هستند. و بدانید بسیاری از انسان ها این شانس را ندارند که فرزندی داشته باشند و به انگیزه ی حمایت از او تلاش کنند و از این تلاش احساس رضایت داشته باشند.

یادتان باشد که انسان های مسئول، زندگی پربارتر و رضایت بخش تری دارند. خودتان را از قبل برای مقابله با چنین فکرهایی آماده کنید. لازم نیست وقتی این حرف ها را از کسی می شنوید حتما با او مخالفت کنید، تنها باید تحت تأثیر قرار نگیرید و صبر کنید، بعد از مدتی خواهید دید شما از کسانی که باورهای منفی و متزلزل دارند موفق تر، راضی تر و با احترام تر هستید.

از الگوهای موفق بیاموزید

حتماً در محیط اطراف به نمونه های موفق رفتار با فرزند نوجوان برخورده اید. حتما والدینی را دیده اید که به جای دلسوزی برای خود و شکایت از زمانه و بهانه جویی از موقعیت و ناسپاسی نسبت به زندگی، در حال گذراندن یک زندگی خوب و رضایت بخش هستند. رابطه شان با فرزندان شان خوب است، به آنها اطمینان دارند، با نگاهی رضایت مند به آنها می نگرند، از موقعیت خود راضی هستند و نسبت به داشته های خود سپاسگزارند. مسائلی که با فرزندان شان دارند نقل مجالس نیست و پای عالم و آدم را برای حل کوچک ترین مسائل زندگی به میان نمی کشند.

والدین موفق، خواسته های فرزندشان را می شناسند. هم می توانند جدی و قاطعانه برخورد کنند، هم توانایی نرمش و انعطاف را دارند. می توانند با بچه های شان حرف بزنند و به طرز حیرت انگیزی توانایی فرزندان شان را می شناسند و بر اساس آن، نه کمتر و نه بیشتر، از آنان مسئولیت می خواهند.

شاید فرزندان این خانواده ها را هم دیده اید، نگاه های مهربان و همراه با امنیت آنها به والدین از همه ی خصوصیات شان بارزتر است، احساس امنیتی که در پس این اعتقاد دلگرم کننده وجود دارد و از این باور می آید که: «من ارزشمندم و برای والدینم عزیز و مورد احترام هستم. آنها دوستم دارند و برای حرف هایم ارزش قایل می شوند.»

در رفتار فرزندان این خانواده ها نه ترس و اطاعت دیده می شود، نه گستاخی و لجبازی. حرف های والدین را به خوبی گوش می کنند و نسبت به امور زندگی دلسوز و همراهاند. به زحمات والدین توجه دارند و سعی می کنند مسئولیت های خود را به خوبی انجام دهند. به راستی در چنین خانواده ای سختی های روزمره و سنگینی بار زندگی، قابل تحمل تر و آسان تر است. پدری که می داند فرزندان قدر کار او را می دانند دلگرم تر کار می کند. مادری که می داند فرزندان او سپاسگزار زحمات او هستند، راضی تر فعالیت می کند. اگر هم مشکلی پیش بیاید، افراد خانواده، حمایت همدیگر را دارند و با هم و در کنار هم با مشکل مواجه می شوند.

من شانس آن را داشته ام که چنین خانواده هایی را ببینم و از آنها بیاموزم. بسیاری از اوقات تعجب می کنم که والدین یا فرزندان به جای دیدن الگوهای موفق، برای شکست دادن طرف مقابل در بحث و ایجاد احساس گناه در او، نمونه های ناموفق و غیرقابل قبول را مثال می زنند:

«قدر ما رو نمی دونی برو فلانی رو ببین هر شب زن و بچه شو کتک می زنه!»، «برو شکر کن فلانی خرج مدرسه ی بچه شو به زور می ده.»، «فلانی هر شب مست و پاتیل تو خونه ولو می شه....» و...

استفاده از این منطق بسیار آسیب رسان است. فکر کنید اگر فرزند نوجوان شما هم از این منطق استفاده کند، چه جوابی خواهید داد؟

رابطه ی والدین و نوجوان (چگونه با نوجوان خود رفتار کنید) 2
 

برای خودتان دلسوزی نکنید

ما در زمانه ی سختی زندگی می کنیم. به رغم پیشرفت های بشری در زمینه های مختلف زندگی و دستیابی به رفاه و راحتی که باعث می شود بسیاری از کارها مثل مسافرت، حمل و نقل، محاسبات، ارتباطات و... خیلی راحت تر از گذشته انجام شود، تغییرات متعدد دنیای دور و بر ما و لزوم دسترسی به اطلاعات و مهارت های روزآمد، فشار سنگینی بر افراد وارد می کند. در سطح خانواده این موضوع بسیار روشن و ملموس است. ما در عصری تربیت شده ایم و رشد کرده ایم و فرزندمان را در عصر دیگری تربیت می کنیم.

مهم نیست تغییر دنیا چه قدر خوشایند یا ناخوشایند ماست، مهم نیست اطلاعات ما روزآمد یا قدیمی است و مهم نیست که ما از مهارت کافی برخورداریم یا نه، مهم این است که پدر امروزی با نوجوانی مواجه است که اصلاً او را نمی شناسد و حتی اگر به تجربیات نوجوانی خودش هم مراجعه کند چیز چندانی به دانش او اضافه نمی شود. مادر امروزی با نوجوانی مواجه است که نسبت به نوجوان قدیم خواسته های بیشتری دارد و صبر و تحملش کمتر است. راحت تر جلو والدینش می ایستد، حرف های بزرگ ترها را قبول نمی کند و همیشه در صدد اظهار وجود و ابراز خواسته های خود است. مادر امروزی هم نوجوان خود را به خوبی نمی شناسد.

بارها به تجربیات خودم رجوع کرده ام. پای صحبت صدها والد نشسته ام و دقیقاً به همین مسئله برخورده ام که «چرا آنها این طورند؟ چرا این جور رفتار می کنند؟ چه کار باید بکنیم؟»

ما والدین گاه فرزندان نوجوان خود و قابلیت های شان را زیر سؤال می بریم و گاه احساس می کنیم قربانی هستیم و دلمان برای خودمان می سوزد. بسیاری از اوقات وسوسه می شویم که تفاوت های دوره ی نوجوانی خودمان را با دوران نوجوانی آنان به زبان بیاوریم که: «پدر و مادر ما سختگیرتر بودند، وضعیت زندگی ما سخت تر بود، امکانات رفاهی ما کم تر بود، حرف شنوی و ملاحظه کاری ما بیش تر بود و ....) درست مثل عمویی که در یکی از شعرهای «شل سیلور استاین» - شاعر معروف کودک و نوجوان - به برادرزاده اش می گوید: «وقتی به سن تو بودم چنین و چنان بودم.»

هر قدر هم که این مقایسه ها را به کار ببریم، زمان به عقب برنمی گردد، رفتار آنان مطلوب تر نمی شود و کار و مسئولیت ما نیز کمتر نخواهد شد؛ فقط احساس حقارت و رفتار مقابله جویانه را در آنان تقویت می کنیم. خودمان هم به دلیل احساس دلسوزی برای خودمان دچار خشم می شویم و رفتار مخرب پیدا می کنیم.

دلسوزی برای خود، انرژی ما را کم می کند. به جای آن بهتر است این طور فکر کنیم که: «آیا فرزند ما خودش مسئول به دنیا آمدن در این عصر است؟ آیا او به میل خودش به دنیا آمده و دوره ی زندگی خود را انتخاب کرده یا ما او را به وجود آورده ایم؟ آیا او باید طبق اصول دوره ای زندگی کند که حتی آن را ندیده؟ آیا افکار و احساسات او باید مثل زمانه ای باشد که ما تجربه کرده ایم؟ آیا بهتر نیست ما که واسطه ی دوره ی گذشته و حال هستیم، با او بیشتر مدارا کنیم؟»

بهتر است روش های سازنده تری را به کار گیریم، یعنی مثلاً فکرمان را ردیابی کنیم، از روش علامت سؤال استفاده کنیم، روش های حل مسئله را به کار بگیریم و....

سپاس گزار باشید

مشکلات زندگی، مسئولیت های فراوان و مسائل متعددی که هر روز باید با آنها دست و پنجه نرم کنید، بسیاری از اوقات شما را خسته و فرسوده می کند. اغلب به فکر فهرست بی پایان گرفتاری ها، کارهای انجام نشده و حل مسائل ضروری هستید. لحظه ای تصور کنید که فرزندی نداشتید و نمی توانستید صاحب فرزند شوید، چه می شد؟ شاید در اثر عصبانیت و خستگی مفرط بگویید: «چه بهتر. راحت می شدم و آسوده زندگی می کردم.»

درست است، مشکلات مربوط به پرورش و تربیت فرزندان مجالی برای آسودگی باقی نمی گذارد، اما آیا بهتر نیست در برنامه ریزی زندگی و مدیریت زمان دقت بیشتری کنید؟ آیا فکر نمی کنید که می توانید با به کار گرفتن مهارت حل مسئله و مهارت های ارتباطی، مسائل روزمره را بهتر و راحت تر حل کنید؟ آیا با به کار بردن مهارت های مراقبت از خود و بهبود رابطه ی زناشویی، انرژی بیشتری کسب نخواهید کرد؟ آیا فراموش کرده اید که وجود فرزندان تان چه انگیزه، شوق و ذوق، شادی و عاطفه ای در زندگی شما ایجاد کرده بود؟

آیا قبول ندارید بسیاری از علایمی که فرزند نوجوان شما دارد ناشی از وضعیت خاصی است که به دوره ی رشد او مربوط می شود و اگر او این علایم بلوغ را تجربه نمی کرد، بی نهایت نگران می شدید و به دنبال راهی برای درمان او می گشتید؟

سال ها بود که موضوع سپاسگزاری ذهن من را به خود مشغول کرده بود. رفتار والدین برایم جالب بود. می دیدم بسیاری از والدینی که به راحتی و بدون مشکل صاحب فرزند می شوند قدر او را نمی دانند، اما والدینی که برای باروری یا حفظ حاملگی مجبورند اقدامات پزشکی خاص انجام دهند و استراحت کنند قدر فرزندشان را بیشتر می دانند. حتی زوج هایی که بچه دار نمی شوند و همه ی تلاش های شان در این راه ناموفق است، و در نهایت کودکی را به فرزند خواندگی قبول می کنند، او را بسیار مورد توجه قرار می دهند و برای پرورش و تربیت او وقت می گذارند.

در سال ۱۳۸۰ مجموعه داستان های «شبدر چهارپر» را با همین فکر نوشتم که: ما به قدر سپاس گزاری مان از نعمت برخوردار می شویم. ممکن است فرزندانی از خود داشته باشیم و با ناسپاسی و بی مسئولیتی آنان را از خود دور کنیم و برعکس، ممکن است فرزندی از دیگری را به دلیل مسئولیت پذیری، توجه و قدردانی از آنِ خود کنیم.

به نظر من والدینی که فرزند خوانده می پذیرند و از هزاران شادی و بیم و امید و انگیزه ی ناشی از پرورش فرزند برخوردار می شوند، به دلیل سپاسگزاری برای توانایی شان در پرورش فرزند و نیز قدردانی از وجود او، توانسته اند بر غنای زندگی خود بیفزایند.

اگر به جای آنکه دایم از مشکلات خود شکایت کنید، به فرزندانتان بگویید که چه قدر از بودن آن ها خوشحال هستید و از اینکه آن ها فرزند شما هستند و روز به روز به سوی رشد و تعالی می روند چه قدر خشنودید، احساس تان بسیار بهتر خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

رابطه ی والدین و نوجوان (چگونه با نوجوان خود رفتار کنید)

 

منبع: رابطه ی والدین و نوجوان (با نوجوان خود چگونه رفتار کنید؟) دکتر شکوفه موسوی

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی

 

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: