حقوق خبر
فیلمفارسی

فیلمفارسی و تاثیر سنت و مدرنیته در سینمای ایران در دوره پهلوی دوم (قسمت 3)

فـیلم گاو (١٣٤٩‌) ساخته‌ ی داریوش‌ مـهرجویی را مـی توان نقطه ی عطفی در‌ تاریخ‌ سـینمای ایـران به شمار آورد. چراکه با وجود زیر پا نهادن تمام عوامل‌ پول‌ ساز سینمای بازاری ، بـا اسـتقبال‌ فراوان‌ روبه رو‌ شد‌ و این‌ ادعای سازندگان فیلم های مبتذل را‌ کـه‌ مـردم فقط فیلم های سطحی سرگرم کننده را می پسندند، درهم شکست‌

حقوق نیوز/ سیاسی و اجتماعی/ جامعه شناسی

فیلمفارسی و تاثیر سنت و مدرنیته در سینمای ایران در دوره پهلوی دوم (قسمت 3)

سنت و مدرنیته در سینمای ایران دوره پهلوی دوم

تماشاگران سینما

تولید هر فیلم‌ به‌ سرمایه ی قابل توجهی نیاز دارد‌ و بازگشت‌ سرمایه و سـود‌ بــرای‌ اســتمرار‌ فعالیت صنعت فیلم ضرورتی است انکارناپذیر‌. از‌ این لحاظ فیلم کـاملا با رسانه های کتبـی متفاوت است و به همین‌ جهت‌ این رسانه در مقابـل کنتـرل دولتـی‌ و یـا اجتمـاعی بسـیار حـساس‌ اسـت‌ . در تـمام مراحل تولید یک‌ فیلم‌ می توان مانع نمایش رسـمی آن در تالارهـای عـمومی شـد و از آنجا که‌ سرمایه‌ ی قابل توجهی برای تولید فـیلم‌ صـرف‌ مـی‌ شـود عمومـا گرایش‌ تهیه‌ کنندگان بـر ایـن اسـت‌ که‌ ریسک نکننـد و فیلمـی را کـه کـوچکترین مخـالفتی برمی انگیزد نسازند.

معمولا سـرمایه گـذاران فـیلم‌ به‌ تکرار الگوهای موفق راغب انـد و همـین‌ گرایش‌ باعث می‌ شود‌ که‌ با تـکرار مـضمون هـای‌ موفق و تبدیل به کدشدن آن ها، گونـه هـای فیلم پدید آیند. به طوری که پس از‌ مـدتی هر کسی می داند که‌ قهرمان‌ از‌ نظـر‌ خلـق‌ و خـو چگونه است‌ . یا‌ کـلاه مـخملی فـیلمفارسـی چـه خصوصـیات رفتـاری و ارزشـی دارد(مـثلا جوانمرد و ناموس پرست است ، اما در عین‌ حال‌ عرق‌ مـی خـورد، کافه می رود، کتک کاری‌ هم‌ می‌ کند‌.)

نتیجه‌ این‌ که عامل اقتصادی تـأثیری اسـاسی بـر فیلم سازان دارد و شاید یکی از مهم - ترین عواملی است که محتوای فیلم را تعیین می کند. از‌ آنـجا که سـینما در میان هنرها بیش از همه به حضور مخاطب وابسته است ، کـم و بـیش اغـلب صاحب نظران شرط «جذابیت » را برای تحقق یک فیلم لازم می دانند. فـیلم‌ بـدون‌ جـذابیت ، فـیلم بــدون مـخاطب اسـت و بنیان سینما از آغاز بر حضور تماشاگر بنا شده است .

گیشه ، تجسم عـینـی و انـکارناپذیر اتکای سینما بر وجود تماشاگر اسـت. سـینما‌ بـه‌ اوضـاع و احوال مخاطبانش بر آنان اثرگذار هـستند، بـه این صورت که اگر پیام های رسانه هـا مطـابق و هم سو بـا ذوق ، خـواسته و سـلیقه‌ ی مخاطبـان‌ و مـأنوس بـا فرهنـگ و اوضـاع مـحیطـی‌ و اجـتماعی‌ آنـان باشد، اثر مطلوب و مورد انتظار تهیه کـننده و فـرستنده ی پیام را خواهد گذاشت و گرنه ، اثر خلاف انتظار و یا خنثی در پی دارد.

در دوره ی پهلوی با‌ تـوجه‌ بـه این که رسانه ی تصویری تـلویزیون از اواخــر دهـه ی ســی ، آن هـم بـسیار محدود، وجود داشت ، رسانه ی سینما مـی تـوانست مخاطبان بیشـتری را داشـته - باشد و تأثیرات آن بر مخاطب و تأثیر‌ مخاطب‌ بر سینما بـسیار بـیشتر از بقیه ی رسانه ها مانند رادیو و تـلویزیون بوده است و با تـوده ی مـردم می توانسته ارتباط برقرار کـند.

«هـنر توده ای کـه فیلمفارسی هم جزئی از آن‌ است‌ ، سند اجتماعی‌ ارزشـمندی اسـت کـه زنــدگی اجـتمـاعی مقطع مهمی از تاریخ ایران را بـازتاب مـی دهـد» و به تـدریج ، بــا توجـه به اوضاع سـیاسی ، اقـتصادی و فرهنگی جامعـه و تـأثیر‌ از‌ سـلیقه‌ و فهـم عامـه ، فـیلم هـای سینمایی تولید شدند.

در واقع فیلمفارسی بـا وجـود مخاطبان بسیار ماند و بسیاری از ‌‌فیلم‌ هــا بـرای آنها سـاخته شـد و بـه مقتضای طبع مخاطبان نـیز سـاخته مـی شـد‌. در‌ واقـع‌ «هنـر بـرای مصرف عمومی همیشه در سطحی پایین تر از هنر برای تـحصیل کـردگان قرار‌ دارد. هرگاه که محفل مصرف کـنندگان هـنر بـزرگتر شـده اسـت ، نتیجه ی مستقیمش تـنزل‌ یـافتن سـطح آفـرینش هنری‌ بوده‌ است » (همان : ١١٠) و متأثر از مخاطبان ، فیلمفارسی هم در سطحی کـه سـینمای مبتذل گفته شـد، بـه پایـین کشیده شد.

تماشاگران سطح پایین دوست داران مـلودرام هـای سـوزناک یـا کـمدی هـای فارسـی‌ ، عربـی ، هندی و ترکی بودند. تا نیمه ی دهه ی ١٣٣٠ دوره ی فیلم های مصری (و گاه لبنانی ) بود. این فیلم ها به خاطر رقص و آواز و مضامین باب طبع تماشاگر ایرانی خیلـی مـحبـوب بودنـد و برای‌ فیلم‌ سازان ایرانی نقش دوگانه الگو و رقیب را ایفا می کردند.

از اواسـط دهـه ی ١٣٣٠ فیلم های مصری قطع شد و فیلم های هندی جای آن را گرفتند. بیشتر‌ فیلم‌ ها برای طـبقه ی عـوام و فاقد تحصیلات ساخته می شدند. چرا که طبقه ی تحصیل کرده را دارای زندگی مرفه تر با دغدغه های فکری و تفریحی بیشـتری مـی دانسـتند کـه نیـازی‌ بـه‌ تماشای فیلم های طبقه ی مـحروم نـدارند و خواسته ی تماشاچیان عوام ، جنبه های قهرمـانی و شهوانی فیلم بود. چرا که ملت ایران را دارای محرومیت های اجتماعی می دانستند که قهرمان داستان‌ با‌ دلاوری خـود روی صحنه طرفدار طبقه‌ ی محروم‌ بـاشد‌ و از حـق آن ها دفاع نماید، بالطبع تماشاچی ایرانی خوشحال می شد.

نسلی که در این دوره پرورش‌ یافته‌ تنها‌ فیلمفارسی و هنر تـوده ای مطـابق خواسـت و سلیقه اش‌ نـبود‌. افـرادی از این نسل با تـوجه بـه پایگاههای طبقاتی شـان تماشـاگر فـیلم هـای غربی بودند.

در هر کدام از‌ سه‌ دهه‌ ی ١٣٣٠، ١٣٤٠ و ١٣٥٠ش از سـینماهایی کـه عمومـا فیلم خارجی نشان‌ می دادند(محل اجتماع تماشاگران سطح بالا که از طبقه ی بالا و یا طـبقه ی مـتوسط جدید و درس خوانده بودند‌) در‌ جنوب‌ شهر تهران قرار نداشته اند، بلکه بـر عکـس در ١٣٣٥، ٦٢‌% و در‌ ١٣٥٥، ٥٠% سینماهای نمایش دهنده ی فـیلم هـای خـارجی در شـمال تهران و بقیه در مرکز تهران قرار‌ داشتند‌. این‌ ارقام به وضوح گـرایش طـبقاتی تماشاگران ایــن نوع فیلم ها را نشان‌ می‌ دهد‌.

در هر سه دهه ، ٦٠ تا ٨٧% سینماهایی کـه معمـولا بـه نمـایش فیلم هـای‌ خارجی‌ اختصاص‌ داشته اند و فیلمفارسی نشان نمی داده انـد، درجـه یـک و مـمتـاز بـوده انـد. فیلم های ایرانی مختص به قشر پایین شهر و عموما کم سواد و بی سواد‌ شدند‌ و طبیعتا‌ گـرایش ‌ ‌هـا و علائق شان بسیار متفاوت بود.

حکومت ، جامعـه را بـه - سوی مدرنیته سوق‌ می‌ داد، امـا آنـچه در فـیلم هـای عامـه پسـند پـایین بازتـاب مـی یافـت در‌ تعارض‌ با‌ حکومت بود. هنگامی که خانواده هـا و افرادی از سـطح بـالا را نشـان مـی دادنـد آهنگ‌ و رقص‌ های غربی و طرز پوشش و سـبک زندگی به سبک غـربی را داشـتند، اما‌ زمانی‌ که‌ از خانواده ها و افرادی که در پایین شهر بودند فیلم ساخته می شد، زندگیشـان همـراه‌ بـا‌ سنت‌ و مذهب بود و آنچه در سطح پایین تماشاگر را راضی می کرد، رقص‌ و آواز‌ به سبک ایـرانی در کافه ها در محلات پایین شهر بود. شاید این گونه فـیلم هـای‌ سـطحی‌ ، تعـارض را بیشتر در تماشاگر القاء می کردنـد و بـا آن بیشـتر ارتبـاط‌ برقـرار‌ مـی کـرده انـد.

امـا «فـیلم گاو(١٣٤٩‌) ساخته‌ ی داریوش‌ مـهرجویی را مـی توان نقطه ی عطفی در‌ تاریخ‌ سـینمای ایـران به شمار آورد. چراکه با وجود زیر پا نهادن تمام عوامل‌ پول‌ ساز سینمای بازاری ، بـا اسـتقبال‌ فراوان‌ روبه رو‌ شد‌ و این‌ ادعای سازندگان فیلم های مبتذل را‌ کـه‌ مـردم فقط فیلم های سطحی سرگرم کننده را می پسندند، درهم شکست‌ ».

بـا ایـن کـه در‌ فـیلم هـای ایرانی ، برهنگی‌ ، سکس‌ ، کافه ، رقص ، آواز و از ابن‌ قبیل‌ وجود داشت ، اما به دلیـل گــرایش - هـای اخلاقی ، انسانی و قهرمان پرورانه شان ، هنوز‌ در‌ جامعـه بـا اسـتقبال مواجـه بودنـد‌. «از‌ زمانی‌ که گرایش اخلاقی‌ ، گرایش‌ های انسان دوستانه ، گـرایش‌ هـای‌ قهرمـان پرورانـه ی ایـن سینما ضعیف شد، سطحی شـد و در مـقابل فـیلم خارجی منفعل تر‌ شد‌ و تـماشاگران را هـم از دسـت داد‌.

سینمای‌ ایران در‌ سال‌ ١٣٥٦‌ به تولید دوازده فیلم‌ در سال رسید چرا که بسـیاری از این مؤلفه ها را از دست داد». فیلم ها با تـوجه‌ بـه‌ مـخاطبانی‌ که‌ جذب‌ می کند تولید‌ می‌ شوند و مـوضوعاتی در نـظر گرفته می شوند که اکثریت تماشاگران با آن موافـق باشـند. البتـه در‌ ایـن‌ موضـوعات‌ ، شـرایط و وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه بـسیار‌ دخـیل‌ اسـت‌ و سـلایق‌ تماشـاگران‌ را‌ شـکل داده و سـلایق تماشـاگران هـم بـر سـینما تأثیرگـذار اســت . نسـلی کـه در مقطـع ١٣٣٢ تا١٣٥٧ پرورش می یافتند در مقطعی بودند که حکومت محمدرضاشاه قصـد داشـت نوسازی را‌ در سطح گسترده اجرا کـند.

نـوسازی اقـتصادی باعث تحرکات اجتماعی و تغییـر رفتار اجتماعی می شد که در سینما بـازتاب مـی یافت . تولید فـیلم هـای فارسـی و اسـتقبال و فروش بعضا خوب آنها‌ حاکی‌ از وجود مخاطب و تماشاگر بـوده اســت و نـشـان مــی دهـد افرادی بوده اند که این گونه فیلم ها را می پسندیده انـد. ایـن افـراد از طبقه ی پایین جامعه بودنـد که‌ بیشتر‌ شامل «کارگران صنعتی ، کسبه ی جزء، کارمندان و کـارگران غـیرصـنعتی » بـودند.

با توجه به تغییر در سبک زندگی از سنتی به مدرن‌ در‌ شهرها، تغییرات در فیلم ها‌ نـیز‌ مـشهود است . از یک سو، کافه و رقص و آواز وجـود دارد کـه متفـاوت و در تعارض با سبک زندگی ایـن تـماشاگران اسـت ، چرا که بیشتر این‌ تماشاگران‌ از طبقه ی پایین جامعه‌ و روستاییانی‌ بودند، که در طی نوسازی و تـحولات اقـتصادی پدیدآمـده ، بـه شـهرها مهاجرت کرده بودند. زندگی سنتی آنها همراهشان بود، اما از سـوی دیـگر، هـمین مهاجران بـا مظاهر شهری نیز آشنا می‌ شوند‌ و رغبت به دیدن فیلم و جلوه های آن را دارنــد. زمــانی کـه فیلم های مطرح تولید می شوند به دیدن آنها نیز رغـبت نـشان مـی دهند.

فیلمفارسی و تاثیر سنت و مدرنیته در سینمای ایران در دوره پهلوی دوم (قسمت 3)

فیلم هایی که در پایـان‌ دهه‌ ی ٤٠ و دهه‌ ی ٥٠ تولید می شوند، مانند قیصر، گاو، گوزن هـا، ســفر ســنگ کـه بازتـاب معضلات جامعه است با‌ استقبال مواجه می شوند. در فیلم قـیصر، قـیصـر نمـاد نسـل جـوان‌ عاصی‌ است‌ که نسل قبل ، برادرش ، نتوانست کاری از پیش ببرد و کنار رفت .

فـیلم هـای فارسی چندان در خدمت ‌‌تجددطلبی‌ و توسعه ی مورد نظر رژیم پهلوی نبودند. برعکس ، ایـن فـیلم ها به سبک سطحی‌ خودشان‌ سنت‌ گـرا بـودند و در مـقابـل فرنگـی مـابی و حتی با تجددطلبی مـوضع داشـتند و مبلغ مدرنیزاسیون نبودند‌. این موضع کـاملا بـا نگـرش مخاطبان و هواداران اصلی این فـیلم هـا، یعنی طبقه‌ ی متوسط سنتی و پایـین ، سـازگاری‌ داشت‌ .

در فـیلم هـای فـارسی فقط شخصیت های منفـی طرفـدار مـوسـیقی و رقــص غربـی بودنـد و «آرتیسته » همواره آواز کوچه باغی و رقص باباکرم را ترجیح می داد.

در واقـع مـحور اصلی‌ فیلمفارسی جذابیت های نازل اسـت و ابتذال که در داستان هــا و مـضـامین به صور گوناگون جلوه گـر مـی شود. چگونگی سیر تجربه ی فیلمفارسی سازی نیز بر ادعا صحه می گذارد.

بـه عـنوان‌ مثال‌ ، داستان فیلمفارسی های دهـه ی چـهـل عـمومـا سرشـار از پیـام هــای اخـلاقی است ، اما در دهه ی پنـجاه ، حـصار اخلاق که مانع از بروز ماهیت اصلی فیلمفارسـی بود به تدریج فرو می‌ ریزد‌ و فـیلمفارسی ، ایـن پوسته ی مصنوعی را دریده و صورت حقیقـی خـویش را کـه منافی دیـن ، فـرهنگ ، اخـلاق و سنت است به تـمامی ظاهر می سازد. تماشاگر نیز چون این‌ فیلم‌ ها را در تعارض شدید با سنت هـای خـود می بیند، نسبت به دیدن آنـها دیـگر رغـبتی نـدارد و حـتی حالت اعتراض گـونه نـسبت به این فیلم ها به وجود‌ مـی‌ - آید‌.

«در واقع مخاطب فیلمفارسی با‌ آغاز‌ دوره‌ ی استبداد، در دل تـناقضات جـامعـه ی شــبه - مدرن شاه ، با تقسیم بندی شهر بـه شـمال و جـنوب هـویت پیـدا مـی کند.

فیلمفارسی و مخاطبش‌ هر‌ دو‌ زاییده ی اختناق بودند. مخاطبی که تازه از روستا‌ کنده‌ شده و بـی خبـر از ارزش هـای جدید به شهر آمده تا شکمش را سیر کند، مخاطبی که تـازه فهمیـده‌ بـه‌ جـای‌ نـان و دوغ ، ساندویچ و پپسی بخورد، آن هم در تهرانی کـه‌ در سـال ١٣٤٢ حـدود ١٢هـزار میخانـه و مشروب فروشی دارد. شهری که سینماهایش ارزش پول را با تصویر زنی‌ عریان‌ که‌ در یـک دست سیگار و در دست دیگرش لیـوان مـشروب دیده می‌ شود‌، تبلیغ می کنند».

تصاویر روستا در فیلم های دهه ی چهل به رؤیای‌ از‌ دست‌ رفته ای شبیه بود. بـه خیالی که واقعیت را نمی پذیرفت . دورشدن‌ از‌ روستا‌ یا از دسـت دادن زمـین ، ناپدیدشدن پدر یا مادر که راهی شهر می شدند‌ تا‌ لقمه‌ نانی به دست آورند یا گمشده شان را بیابند و سرانجام برخورد با مظاهر شـهری‌ ، یـادگارهـای‌ سـینمای دهـه ی چهـل را مـی ســاخت ، خـانوارهـای روستایی که یک بـه یـک در‌ شـهر‌ حـل‌ مـی شـدند و عمـدتا بـه مشـاغل خـدماتی مـی - پرداختند.

فیلم هایی که‌ حول‌ موضوع شکاف طبقاتی و تـحرک طـبقاتی ساخته شدند از «آقای قــرن بـیستم » و موج آن‌ با‌ «گنج‌ قارون » بود و تا سال های آخر دهه به صورت موجی از فیلم هـای پرفروش و بعد‌ از‌ آن گاه و بی گاه به صورت فیلم های منفرد به نمایش درآمدند‌. احـتمالا‌ ایـن‌ شکاف طبقاتی رو به رشد بود که در فیلم های این موج بازتاب می یافت‌ ، اما‌ ایـن‌ تضـاد از موضع طبقات فرادست و در جهت آشتی میان فقیر و غنی مطرح‌ شده‌ بود. این فـیلم هــا بــه طبقات پایـین توصیه می کردند که قناعت داشته باشند و خواستار زندگی‌ مرفه‌ نباشـند، زیـرا ثروتمندان از نظر روانی تحت فـشارند. شـاید‌ گـنج‌ قـارون نمـادی از انقلاب سفید می شد‌ که‌ اصـلاحات‌ بـاعث خـوشبینی مردم به زندگی شان می‌ شد‌ که باید قـانع باشند و البته سطح زندگیشان تغییر خواهد یافت . «فـاصله ‌ ‌ی بـین گنج‌ قـارون‌ خـوش بـین و سرشار از دلگرمی‌ و قیصر‌ بدبین و لبالب‌ از‌ نومیدی‌ برق آسا طـی شـد.

در دهـه‌ ی پنجاه‌ ، فیلم - ها تلخ تر و آدم ها عاصی تر شدند».  فضای‌ اجتماعی و اقتصـادی شـهرها تـولید این گونه‌ فیلم ها را الگو‌ می‌ بخشید. طبقات متوسط و حاکم که‌ به‌ شـمال شهر نقل مکان مـی کـردند، به سرعت به سوی تجدد گام برداشتند‌. در‌ عوض کارگران شهری کـه در‌ جنـوب‌ شهر‌ مستقر شدند با‌ درآمد‌ کم ، فرهنگ سنتی خود‌ را‌ حفظ کردند و اعتقادات مذهبی خـود را از دست ندادند.

روند شکل گـیری دو فرهنگ‌ متفاوت‌ به پیدایش عناوین پـایین شـهری و بالاشهری‌ انجامید‌. با این‌ تقسیم‌ بندی‌ ، کارگران شهری و اقشار کم‌ درآمد پایین شهر مخاطبان اصلی فیلمفارسی شدند و فیلمفارسی شکل گرفت . به همین دلیـل در جــو‌ اخـتنـاق‌ ، فـیلم - فارسی ساز برای ارتباط با‌ مخاطبش‌ تفاوت‌ فرهنگی‌ دو‌ منطقه را اصل‌ قـرار‌ داد و در مقابـل طرز رفتار، منش و نوع زندگی ظاهری شمال شهری ها، که متأثر از فرهنگ‌ غربی‌ بود‌، موضع گرفت . امـا از آن جـایی که‌ در‌ انقلاب‌ سفید‌ زیر‌ لوای‌ رشد و ترقی سیاست های شبه مدرنیستی شاه دنبال می شد، فیلمفارسی ساز موضع گیری در مقابل فرهنگ غربی را با تمـایلات شـبه -  ناسیونالیستی رژیم درآمیخت تـا مـوضع‌ گیـری اش مغـایر بـا تبلیغـات رژیـم نباشـد.

در سینما می توان فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه را مشاهده کرد. تفاوت در عمل و منش و رفتار یک نسل را‌ با‌ نسل پیش از آن سنجید. اوضاع جامعه مـخصوصا در سـینمای سـال های منتهی به انقلاب مـشاهده مـی شـود که فیلمفارسی ها و به نوعی «سینمای مبتذل » که از نظر اخلاقی‌ در‌ سطحی نازل قرار گرفتند، تماشاگران خود را از دست دادند و تعداد آنها کـمتر شـد.

نـسل جوان تحصیل کرده در طبقه ی متوسط و پایین و سنت‌ گـرایان‌ طـبقه ی پایین ، این گونه فیلم‌ ها‌ را نمی پسندیدند. در فضای جامعه ، فضای «بازگشت به خویشتن »، نفی غرب زدگی ، گرایش های مـذهبی و سـنتی در بـرابر تعارضات به وجودآمده با مدرنیته‌ شکل‌ گرفته بود. شکافی مـیان‌ نسل‌ جوان در سنت و مدرنیته پدید آمده بود.

نسلی در این سه دهه پرورش یافته بود که در عین تعارض میان سـنت و مـدرنیته ، حـد وسطی از آن را می خواهد. نسلی‌ به‌ وجود آمده که سنت ها بـرای آنـها مقدس است ، اما مظاهر مدرنیته را نیز پذیرفته است و به طور کلی نمی خواهد سنت را از دست بـدهد. بـه هـمین علت است‌ که‌ با توجه‌ به تولید فیلمفارسی ها در دهه ی پنجاه ، دیـگر رغـبتی بـه دیدن آنها وجود ندارد و سخن از ورشکستگی‌ سینما است .

در واقع شکاف نسلی در این مقطع ، شـکافی نـاشی‌ از‌ تـعارض‌ و سردرگمی میان سنت و مدرنیته است . همان نسلی که به دیدن فیلمفارسی ها از دهه ی سـی بـه بعد ‌‌راغب‌ اند، تداومش در دهه ی بعدی گریز از این گونه فیلم ها است . نـسل‌ ایـن‌ دورهـ‌ با گسترش نوسازی و آموزش مواجه است و با توجه به تقسیم بندی شهر به شـمال و جـنوب‌ و تفاوت در شیوه ی زندگی اجتماعی و اقتصادی ، نسلی که به فیلم های ایرانی توجه‌ داشـتند بـیشتر از جـنوب‌ شهر‌ بودند، اما طبقه ی متوسط و تحصیل کردگان که فیلم های خارجی و فیلم - های مطرح سـینمای ایـران را دنبال می کردند در این تعارض میان سنت و مدرنیته سهیم بودند.

نتیجه گـیری

نـسلی کـه‌ از ١٣٣٢ تا ١٣٥٧ش پرورش یافتند با توجه به گسترش رسانه ها مخصوصا سینما، بیشتر در معرض تغییر و تحولات ایـن صـنعت بـودند. این نسل کودتای ٢٨ مـرداد، انقـلاب سفید، رونق اقتصادی‌ اواخر‌ دهـه ی ٤٠ و ٥٠، گسـترش نـوسـازی ، تـحکـیم سـرکوب هـای سیاسی و رشد جنبش های مذهبی را پشت سر نهاده بود و هر یـک از ایـن مـوارد، شــرایط اقـتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خاص خود‌ را‌ به جامعه تزریق می کردند. حکومـت در پی نـوسازی و جـامعه ای مدرن بود که در عین حال آزادی های سـیاسی را مــانع مــی شـد.

نوسازی و جامعه ی مدرن نیز هماهنگ‌ بـا‌ هـم در سطح کشور و جامعه حتی در سـطح یـک شهر و در روستاها به صورت هماهنگ رشـد نـمـی یـافـت و ایـن رونـد باعـث تعـارض و اعـتراض مـی شد. تـعارض هـا در جـامعه‌ و در‌ فیلم‌ ها نمود می یافت . ســینما‌ و جـامعـه‌ کـنش‌ و واکنشی نسبت به هم دارند. از یک سو، سینما فیلم هـایی را بـایـد تـولیـد کنـد کـه جامعـه و مخاطب بپذیرد، از سـوی‌ دیگر‌، مخاطب‌ نیز بـه فـیلم هایی رغبت نشان می دهـد‌ کـه‌ بازتـابی از زندگی اش باشد. در این نسل نوعی تعارض در میان تماشاگران و فـیلم سـازان هـم وجــود داشـت .

تماشاگرانی‌ که‌ در‌ سطحی بالا از رفـاه و تـحصیلات قـرار داشتند و فیلم هـای خــارجی‌ غربی را می پسندیدند و در مـقابل ، طـبقه ی پایینی بودند که به علت تغییر و تحول در شـرایط اقتصادی و اجتماعی‌ و مهاجرت‌ به‌ شهرها و جـابه جـایی جمعیت ، اکنون در سطح پـایینی از زندگی و تـحصیلات‌ در‌ پایـین شهر سـاکن بـودند. عـلایق این دو طیف بر نـوع فیلم سازی تأثیر می گذاشت .

فیلم‌ هایی‌ که‌ از سوی منتقدان به فیلمفارسی موسوم شد بـرای آنـها ساخته شد که‌ مایه‌ ی تفریح‌ و سـرگرمی آنـها را فـراهم کـند. مـایه هایی از تجدد و تـغییر سـبک زندگی در ایـن‌ فیلم‌ ها‌ مشهود بود. وجود کاباره ، رقص و آواز که در خانه و زندگی بسیاری از آنها ممکـن‌ بـود‌ وجـود نـداشته باشد. اما داستان فیلم ها و نکات و پیـام هـای اخـلاقی کـه در‌ آخـر‌ فـیلم‌ ها می - گنجاندند باعث می شد که فیلم ها را ببیند.

در اواخر دهه‌ ی ٥٠‌ که مایه های ابتذال در فیلم ها شدت گرفت و تماشاگران ، این فیلم ها‌ را‌ در‌ تعارض با سـنت و زندگی خود دیدنـد، دیگـر رغبتی به تماشای این گونه فیلم ها از‌ خود‌ نشان ندادند و باعث سقوط سینما در ایران شد و به سینماسوزی در پی‌ اعتراضات‌ روی‌ آوردند.

پایان

منبع: تأثیر تقابل سنت و تجدد بر سینمای ایران در عصر پهلوی دوم(سال‌های 1332-1357ش) - جهانبخش ثواقب و دیگران -  پژوهش نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی » - شماره 1 - 1398



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: