حقوق خبر
شهاب الدین سهروردی

شهاب الدین سهروردی و اندیشه سیاسی وی (قسمت 1)

سهروردی، ميان نظام اشراقی خود و حکمت ايران باستان، پيونـدی ژرف بـرقرار کــرده و سـنت انديشه‌ کهن‌ ايرانی را با سنت معنوی و حکمی دوره اسلامی مرتبط می سازد

حقوق نیوز/ سیاسی و اجتماعی/ اندیشه سیاسی در ایران

اندیشه سیاسی شهاب الدین سهروردی

در انديشه سياسی ايرانشهری شاه سـايه خداونـد‌ بــر‌ زمــين‌ اســت و حضـور شـاه عـادل و فرهمند در رأس حکومت موجب خرمی و آبادانی کشور و سعادت و نيکبختی نفوس‌ مـردم خواهد شـد. فردوسی در شاهنامه کوشيد انديشه شاه آرمانی را بازسازی کند‌ و متناسـب بـا شرايط زمان‌ خـود‌ جلوه ای «حماسی » بدان بـبخشد؛ امـا شهاب الدين سهروردی در قرن ششم دريافتی ديگر از همين نظام انديشه سياسـی عرضـه کـرد کـه از آن بـه «قرائـت عرفـانی - اشراقی » از انديشه سياسی ايرانشهری تعبير‌ کرده ايم .

شيخ اشراق در آثـارش از مؤلفـه هـا و مفردات انديشه ايرانشهری، کـه به طور کامل در شاهنامه گردآوری شـده بودنـد، برمبنـای نظام فلسفی اشراقی خود قرائتی نوين عرضه کرد.

در اين‌ قرائـت‌ جديـد «عـالم خيـال» بـه مثابه يکي از مهم ترين ابتکارات سهروردی، نقشي اساسی دارد. کـارنامه شـاهان آرمانی چون فريدون و کيخسرو، که در روايت های کهن جنبه اسطوره ای يا حماسی داشتند‌، در‌ قرائـت سهروردی جنبه عرفانی می يابند و مفاهيمی چون سيمرغ، جـام جهـان بـين ، کـوه قـاف و مانند آن، همگی در نظام فکری اشـراقی مـعنا و مفهوم جديدی بـه خـود مـی گيرنـد.

در اين نوشتار با عنايت به تحولی که سهروردی در حکمـت خسـروانی و انديشـه ايرانشـهری ايجاد‌ کـرده‌، بـه‌ انـديشه سياسی شيخ اشراق می پردازيم و بـه ويژه مـقام‌ او را در انديشه شـاه آرمـانی دارای فره ايزدی- که رکن اساسی انديشه سياسی ايرانشهری است - برجسته می کنـيم‌ .

در‌ طـرح‌ اشراقی گذار از حماسه پهلوانی به حـماسه عـرفانی ، انـديشه شاهی آرمانی نيز تحول يافته و عناصـر اساسی آن در سـاحت وجـودی جديدی که بـه دسـت سـهروردی تـدارک ديـده شـد‌ از‌ نـو‌ طـرح می گردند و حال و هوای ديگری مي يابند.

سهروردی نظامی از‌ حـکمت‌ بـنيان نـهاد که بر نقد نگرش يونانی و مشايی مبتنی بـود و مفهـوم کـانونی آن را می توان‌ «نور‌» دانست‌ .

علـم الانـوار شـيخ اشـراق زمينـه را بـرای غلبـه بـر پـاره ای از معضلات‌ معرفتی و وجودی، که حـکمای پيشـين بـا آن مواجه بودند، مهيا ساخت . خود سـهروردی اين نظام فلسفی را‌ متأثر‌ از حکمت ايران بـاستان و فـلسفه افلاطون می داند که درکنار تفکر عقلـی و بحثی ، بر‌ ذوق‌ و شهود نيز تأکيد می ورزد و استدلال عـقلی بـه شـيوه مشاييان و پيروان ارسـطو را‌ برای دستيابی به حقيقت ناکافی می داند.

تأکيد شيخ اشـراق بـر شـهود را می توان به‌ ويژه‌ در مباحث وی در باب «حدس » و «تأله » جست وجو کرد؛ مفاهيمی که مـبنای انـديشه‌ سـياسی وی نيز بودند. از نظر شيخ اشراق تنها حکيمی که به مقام تأله رسيده است‌ ، يعـنی در حـکمت ذوقـی ، بـه بـالاترين مدارج دست يافته ، صلاحيت حکومت بر مردمان‌ را‌ دارد‌ و زمانه در ذيل حکومت چـنـين حـکيمـی «نـورانی » خواهد شد.

شاه آرمانی در حکمت اشراقی ، حکيمی است‌ که‌ بيشترين پيوند را بـا عـوالم بـرتر دارد و خـليفه خداوند بر زمين است‌.

سهروردی، ميان نظام اشراقی خود و حکمت ايران باستان، پيونـدی ژرف بـرقرار کــرده و سـنت انديشه‌ کهن‌ ايرانی را با سنت معنوی و حکمی دوره اسلامی مرتبط می سازد. او‌ همچنـين‌ درکـی ويژه از تـداوم مـثالی ايران دارد‌ و تاريخ‌ معنوی او، که شرح انتقال مثالی خميره خسروانی حکمـت‌ است ، مشتمل بـر سـلسله ای اســت از حکمـای متألـه کـه از ايـران باسـتان‌ تـا‌ دوره اسـلامی را در بر می گيرد‌.

نکته جالب‌ توجه‌ در‌ اين سلسله معنوی، اين است کـه‌ در‌ نـگـاه شــيخ اشـراق، متألهـان فهلوی (کيومرث، فريدون و کيخسرو) همگی از شاهان آرمانی ايـران‌ باسـتان انـد و حـکمـای دوره اسـلامی از صوفيه‌ اند (حلاج، بايزيد، خرقاني‌ و قصاب‌ آملی ).

تأمـل در ايـن نکتـه‌ اهميـت‌ انديشـه شاهی آرمانی را در آيين سياسی اشراقی نـشان مـی دهد. پادشاهان آرمـانی ايـران‌ باسـتان، معـدود کسانی هستند که‌ تأله‌ و قدرت‌ سـياسی را در‌ خـود‌ جمع دارند (و سهروردی، مشابهی برای آنها در تـمدن اسـلامی نـمی يابد) و از همين روی کارنامـه آنهـا الگـوی کامـل پادشــاه‌ آرمــانی را در آيـين سياسی اشراقی عرضه‌ می کند. شيخ‌ اشراق‌ در‌ فقرات متعددی از آثار‌ خـود بـه ويژگــی هــای ايـن  پادشاهان و شرح کردارهای آنها مــی پـردازد و بــه ويـژه بـا گــزينش‌ بـخـش‌ هــايی از آن و تفسـير مجددشان متناسب‌ با‌ الزامات‌ حـکمت‌ اشـراقی ، روح دوباره ای در‌ آنها‌ می دمد.

شاهی آرمانی در اندیشه سهروردی

شاهی آرمانی، مـهم ترين عنصر انديشه سياسی ايرانشـهری اسـت‌. اين‌ انديشه را همچنين بـايد اسـاسی ترين وجه‌ تداوم‌ فرهنگی ايران زمـين‌ ، در‌ حـوزه انديشـه سياسی، دانست. بررسی متون دينی و سياسی، کتيبـه هـا و سـنن ايـران باسـتان جـايگـاه شــاهی آرمانی را، به مثابه عنصری کـانونی ، در عـمل و انـديشه ايرانيان نشان مـی دهـد؛ به گونه ای که تـمـامی وجـوه فرهنگی و تمدنی ايران، تحت تأثير اين انديشه بوده و تقريبا در تمامی متون کهـن برجـای مانده، اشاراتی بـدان رفـته است .

يکی از وجوه اساسی انديشه شـاهی آرمـانی ، و البته هـرگونه آرمـان گـرايی سياسی ، نفـی واقعيـت سـياسی موجود است . سهروردی بر مبنای دريافت عرفانی از انديشه سياسی ، پادشاهی های موجود زمانه خود را چـنين بـه نقد‌ می کشد:

«اکنون اين قدر زمـين کـه از ربـع مـسکون اسـت ببـين کـه چـنـد پادشــاه دارد؛ بعضـی ولايتـی و بعضی طرفی و بعضی اقليمی ، و هر يکی دعوی مملکت می کنند، اگر بر‌ حقيقت‌ واقـف شــوند حـقـا که از دعوی خود شرم دارند. اين دولت ابويزيد يافـت پس هـرچه داشـت بـگذاشت و بـه يکـبـار تـرک آن همه کرد. لاجرم‌ به‌ يکبار آن بيافت. نعمت‌ و جاه‌ و مال، حجاب راه مردان است ، تا دل بامثـال اين مشغول باشد، راه بيش نتوان بردن. هرکه قلندريوار از بند زينت و جـاه برخاسـت او را عــالم صفا حاصل آمد».

معرفی عرفای نامدار دوره اسلامی به عنوان الگوی شاه آرمانی ناشی از درک عرفـانی سـهروردی از انديشه سياسی است. سهروردی در اين فقره نشان می دهد که پادشـاهی هـای موجـود‌ بـا‌ الگــوی شـاهی آرمانی ، که همان الگوی حکومت حکيم متأله است ، فاصـله بسـيار دارنـد. نقـد حکومـت هـای موجود از ويژگی های هر انديشه سياسی آرمانگراست و ديگر اشارات شيخ اشراق و نقـل مورخـان‌ و شرح‌ حـالنويسان‌، حـاکی از نگرش منفی او نسبت به سياست های زمانه خويش است .

سهروردی و کيان خره

فره ايزدی مفهوم ‌‌کانونی انديشه شاهی آرمانی است ؛ مفهـومی کـه بايـد آن را از مهـم تــرين عـوامل‌ تداوم‌ انديشةه سياسی ايرانشهری از ايران بـاستان تـا ايران اسـلامی دانسـت . ايـن تـداوم بـه دست سهروردی و با‌ تفسير بديعی که از مفهوم اساسی فره ايزدی عرضه کـرد، صـورت پـذيرفت .

همانگونه‌ که پژوهشگری اشاره کرده‌ است‌ ، کـليـد فـهـم تحـول [ از حماسـه پهلـوانی بــه حـماسـه عرفانی ] مفهوم خره است . سهروردی با تأکيد بر اين مفهوم و تفسير خاصی که از آن می کند ايـن مهم را تحقق بخشيده و به‌ اساطير مربوط به فريدون و ضـحاک، کيخسـرو و افراسـياب، رسـتم و اسفنديار و زال و سيمرغ، بعدی عـرفانی و مـعنوی می بخشد. به همين دليل بررسی دريافت سهروردی از اين مفهوم ما را در‌ فهم‌ تحولی که به دسـت او در انديشه سياسی ايرانشهری رخ داد، ياری خواهد رساند.

شيخ اشراق در حکمه الاشراق، از قـول زرتشـت ، خـره را نـوری تعريـف مــی کـنـد کـه «از‌ ذات خداوندی ساطع می گردد و بدان مردم بر يکديگر رياسـت مـی يابنـد و بـه کمـک آن هريـک بـر صناعتی و عـملی متمکن می گردند».

در متون ايرانی از انـواع‌ مختلـف‌ فر سخن رفـته اسـت ؛ ولی بـه طور خاص از سه نوع فر مربوط به شاهان، پيامبران و حکما ياد شـده است. در حکمت اشراقی نيز از هـر‌ ‌ ‌سـه‌ گروه‌ ياد شده به عنوان دارندگان‌ خره‌ ياد‌ شده است ؛ اما در دريافت ويژه سهروردی از انديشه سـياسی ايرانـشهری، تـأکيد خاص او بـر فـر کيانی ديده می شود.

شيخ‌ در‌ الواح‌ عمادی می نويسد: «و نوری که معطی تـأييد اسـت‌ کـه‌ نفـس و بدن بدو قوی و روشن گردد، در لغت پارسيان «خـره» گوينـد و آنـچـه ملـوک خـاص باشـد آن را «کـيان خـره‌» گويند‌».

سهروردی در رساله پرتونامه مفهوم کيان خره را‌ بيشتر توضيح می دهد: «و هـر پادشـاهی کـه حکمت بداند و بر سپاس و تقديس نورالانوار مداومت نمايـد، چنانچـه گفتـيم ، او‌ را‌ خـرةه کيـانی بدهند و فر نورانی بـبخشند و بارقی الهی او را کسوت هيبت‌ و بها‌ بپوشاند و رئـيس طبيعـی شـود عالم را و او را از عالم اعلی نصرت رسد و سخن او در‌ عالم‌ علوی مسموع باشد و خـواب و الهـام او به کمال رسد».

شاه‌ آرمانی در‌ آيين سياسی اشراقی فر کيانی دارد؛ امـا تـفسير سهروردی به آن رنگی عرفـانی بخشيده‌ است‌. مي‌ دانيم که حاکم آرمانی سهروردی، عارفی است که به دليل ارتباط با عالم خيـال‌ و سير‌ در آن، صلاحيت حکومت بر مردم را پيدا کرده اسـت. ايـن ارتبـاط موجـب‌ مــی شــود‌ کـه حکيم ، حقايق و جزئيات را در خواب و بيداری، از عوالم برتـر دريافـت کـرده و قـدرت‌ تصـرف‌ در طبيعت را به دست آورد. چنان که فقرات مختلف آثار شيخ اشراق‌ نشان‌ می دهد، وی فر کيـانی را بر هـمين تـوانايی تطبيق می دهد و در نتيجه مفهوم اساسی انديشه سياسی ايرانشهری را مطابق با الزامات حکمت اشراقی تفسير می کند. شاه‌ آرمانی دارنده فر ايزدی، همان حکيم متألهی است که در آثار شيخ اشـراق بـدان اشـاره شده است‌ .

البته‌ بايد‌ اشـاره کـرد کـه انديشه سياسـی ايرانشـهری- و به طورخاص مفهوم مورد بحث - عناصر‌ و ويژگی هايی دارد که آن را مستعد تفسير عرفانی کرده و شيخ اشراق نيز از همين ويژگـی هـا‌ بـهره‌ جسته است. در ادامه و ضمن بحث از دريافت سـهروردی از کـارنامه دو‌ شـاه‌ آرمانی ايران باستان، فريدون و کيخسرو، به اين‌ نکته‌ بيشتر‌ پرداخته شده است .

ارتباط فره با آتش‌ و نور‌ از ديرباز در زمره اعـتقادات ايرانـيان بــوده اسـت. شيخ‌ اشراق‌ از اين پيوند به بهترين‌ وجه‌ بهره مـی گيرد‌ و به‌ تطبيـق آن بـا مراتـب انـوار در‌ حکمـت‌ اشراقی می پردازد.

او در کتاب المشارح و المطارحات افاضه انوار خره را‌ بر‌ سه قـسم مــي دانــد:

«[اول] اگر‌ امری قهری بر گوهر‌ نفس‌ غالب گردد، تابش به وجـهی صـورت‌ می گيرد کـه در آن بهـره امـور قهری از سماويات و صاحبان طلسمات آنها‌ غالب‌ باشد و معنی آنچه پهلويان «خـره‌» گـويند‌، چـيزی است که اثرش‌ در‌ شهاب های نورانی اندر قهر‌ فرود‌ آيد. پس دارنـده آن دليـر و قـاهر و پيروزمنـد گـردد.

[دوم] اگـر تابش در شهاب های قدسی از‌ انـوار روحـانی برحسـب اسـتعداد نفـس از‌ جهـت‌ محبت و عشق‌ ورزی فرود‌ آيد، اثر خـره سـاری، در نـيکبخت ساختن صاحب خويش است به توسـط امور لطيف و ميل و عشق نفـوس بـه او‌ و بـزرگ‌ داشــتن مـلـل او را؛ زيـرا لمعه سـاری در‌ آن‌ از‌ صاحبان طلسمات و بزرگوار‌ و محبوب‌ (معظمه معشوقه ) است .

[سوم] اگر تــابش مـعتـدل بـاشـد و در آن بهره هيأت نور به توسط خورشيد‌ اعظم‌ زياد‌ باشد، پس صاحب آن، پادشـاهی بزرگـوار، بـا‌ هيبت‌ و دانـش‌ و فـضيلت‌ و اقبال‌ خواهد‌ گرديد و تنها همين است که «کيان خره» ناميده می شـود و اگـر اين تـابش تـمام و کامل گردد، از شريف ترين اقسام محسـوب مـی گـردد، بـه جهـت اعتـدال نوريای که در آن است و آنـکه خـورشيد اعظم ، پيشگاه همه خلسه های بزرگ است » فقره ای که نقل شـد، بـرای درک دريافـت سهروردی از خره کيـانی ، اهميـت ويـژه ای دارد‌ و بـا‌ اصول علم الانوار اشراقی کاملا منطبق است .

از نظر سـهروردی، بـر سـلسـله مراتـب انـوار دو نسـبت قهر و عشق بر قرار است. انوار عالی بـر انــوار ســافل‌ قهـر‌ و غلبـه دارند و انوار سافل نسبت به انوار عالی عشق و محبت. از آنجا که نظـام انـوار در حـکمـت اشــراقی الگوی کامل نظام سياسی است‌ ، اين‌ دو رابطه را در آيين‌ سياسی اشراقي نيز مــی تــوان بازجسـت .

در اين فقره، شيخ اشراق بر پيوند مـيان انـوار خـره با دو نسبت فوق اشاره دارد و به عبارت بـهتر‌ بــر‌ هر دو وجه خره‌ تأکيد‌ می ورزد. صاحب خره قدرت و قهر می يابد (شجاعا، قـاهرا، غـالبا) و يا عشـق ، محبت و اقبال مردم را بـه دسـت می آورد. بـهره گيری از هـر يک از اين دو وجــه فـر‌، بـرای همگـان ميسر است ؛ امـا نـوع سوم از افاضات خره ، مختص شاهان است و «کيان خره» ناميده می شـود.

شــاه آرمـانی ، هم غلبه ، قهر و شجاعتی در حد کـمال دارد و هم تعظـيم ، تکـريم‌ و مـحبـت‌ نـفـوس را‌ بـه سوی خود جلب مـی کـند (مليکا، معظما، صاحب هيبه و علم و فضيله و اقبال) و از بـالاترين مراتـب انوار‌ بهره مند شده اسـت . شـيخ، در ادامه مطلب اين شخص را کسی مـعرفی مـی کـند که قادر بــه راه رفـتن روی آب و هوا (مشی علی المــاء و الهــواء)، دسـتيابی بـه آسـمان (الوصـول ‌‌الـی السـماء) و طی الارض است ؛ شيخ اشاره می کند که اين توانايی هــا (نـاشـی از‌ تـابش‌ انـوار کيـان خـره) بـرای مـتألهانی حـاصل مي گـردد کـه در «شـهرهای شرق ميانه » از اين انوار بهره مند‌ شده اند.

مشخص شد کـه سـهروردی تفسير نوينی از فر کيانی که مـختص شـاهان اسـت عـرضه مــی دارد و می کوشد آن را بـا نـظام علم الانوار خويش منطبق سازد؛ اما سهروردی شناسان درباره اينکـه‌ کيـان خره، دقيقا با کداميک از انوار مـورد نـظر سـهروردی منطبق است ، متفق القول نيستند.

برای ارزيابـی بـهتر بـايد ابـتدا اشـاره ای بـه انوار درونی و اقسـام آن در انديشـه سـهروردی داشـته باشـيم‌ . از‌ نظـر سهروردی سلوک انسان و وصول به حق بر اساس روشن بينـی درونـی او بـه سـه مرحلـه تقسـيم می گردد: ابتدايی ، مـيانی و پايانی .

سالک در هر مرحله ، نور خاصی را تجربه‌ می کنـد و سـهروردی بر هريک نامی می نهد. نخستين نور «خاطف » نام دارد که زودگذر و از آن مبتديان اسـت ؛ مرحلـه بعد، نوری است ثابت که «سـکينه » نـام دارد و با رياضت‌ بسيار‌ به ملکه تبديل می گردد؛ مقـام سـوم همان «فناء در خلسه » است که نزديکترين حالات به مرگ محسوب مي گردد و نور «طامس » نـام دارد.

آنچه‌ شيخ‌ اشـراق‌ در بـاب سکينه آورده يادآور‌ عالم‌ خيال‌ است. سـهروردی در صـفير سـيمرغ می نويسد: «و صاحب سکينه از جنت عالی نداهای به غايت لطيف بشـنود و مخاطبـات روحانيـت بدو رسد‌ و مـطمئن‌ گـردد‌، چنانکه در وحی الهی مذکور اســت : «الا بــذکر‌ الله‌ تطمـئن القلـوب»، و صور به غايت طراوت و لطافت مشاهده کنـد از محاکـات اتصـال بـه مقامـات علـوی و ايـن مقـام متوسط است‌ از‌ مقامات‌ اهل محبت ، در حال بين اليقـظه و النـوم ، آوازهای هايل و نـداهای عـجيـب بـشنود و در وقت غشيان سکينه ، نورهای عظيم بيند و باشد که از غايت تلذذ عـاجز شـود. و ايـن وقايع‌ بر‌ راه‌ محققان است نه بر طريق جماعتی که در خلـوت، چشـم بـرهم‌ نهنـد‌ و خيـالبـازی کنند».

شـنيدن صـداهای خوش و مشاهده صور لطيف در حالتی بين خواب‌ و بيـداری از‌ ويژگـی هـای ارتباط با عالم خيال است ؛ به ويژه در پايان عبارت‌ مزبور‌، شيخ‌ اشراق کوشيده است تمايزی ميـان ارتباط با عالم خيال و آنچه کـه «خـيالبازی» ناميده اسـت‌ ، برقرار‌ سازد‌؛ تمايزی که می تواند مبنايی برای نوعی آسيب شناسی از تخيل و کارکردهای آن باشد‌.

عالم خيال و کارنامه شاهان آرمانی

می توان نتيجه گرفت که در دريافـت نـوين سهروردی از خره کيانی ، عالم خيـال نقـش مهمـی دارد. مهم ترين ابتکار‌ سهروردی، توضيح و تفسير عناصر انديشـه سـياسـی ايرانـشـهری در ســاحت باطنی اين عالم و بخشيدن معناها و ظرفيت هايی جديد به انديشه شاهی آرمانی بـود.

شـيخ اشـراق‌، با‌ طرح نظام حکمت خود بر‌ مبنای سلسله مراتب انوار، به تفسيری از حکمت سـياسـی خـسـروانی دسـت زد که می توان آن را تفسيری عرفاني دانست . مبنـا و مرجـع ايـن تفسـير در‌ نظـام‌ تأويـل معنوی اشراقی ، عـالم‌ خـيال‌ است و به همين دليل ، اين ساحت باطنی را بايد شالوده آرمان انديشی سياسي حکمای اشراقی نـيز دانـست .

شـاه آرمانی در اين تلقی جديد، واسطه ای است بين عالم انوار معنوی و عالم‌ غربت غربی و به هـمين دليل اســت کـه قـرار گـرفتن وی در رأس جامعـه بشـری موجب «نورانی » شدن زمانه می گردد. بر هـمين مـبناست کـه سهروردی می نويسد: «آنگاه که نـور‌ از‌ گروهی از‌ مردم منقطع گردد، هيبت و شوکت آنها و پادشاه شان زايـل گـشـته و نـفـوس آن ذليـل می شوند».

از سوی ديگر در آيين سياسی اشراقی ، با فراوان شدن انـوار‌ الهـی ، انـسـان هـا‌ مـطيـع و فرمـانبـردار مـی شـوند. انديشـه سياسـی ايرانشهری اساسا بر شاه آرمانی متکی است و تنها ‌‌بـا‌ وجـود اين شـخص است که حکومـت بسـامان می گردد.

در آيين سياسی اشراقی نيز‌ تجلی انوار الهـی ، جـز بـه واسـطه شـاه آرمـانی دارای کيـان خره ، ميسر نخواهد شد. از همين‌ روست که سهروردی به کارنامه شـاهان آرمـانی ايران باستان، که تنها متألهان صاحب‌ حکومت بوده اند، اهميت بسيار‌ می دهد و مــی کـوشـد از کـردار ايـن شـاهان، تفسيری نوآيين مطابق با الزامـات حـکمت اشـراقی عرضه کند.

منبع: ‌‌‌سـهروردی و انديشه سياسی ايرانشهری - احمد بستانی -  پژوهش سیاست نظری » - شماره 10 - 1390



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: