امروز: پنج شنبه, ۰۳ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۰۶ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 271964
۳۹۵
۱
۰
نسخه چاپی

اسیر - فروغ فرخزاد

اسیر - فروغ فرخزاد

پایگاه خبری حقوق نیوز

اسیر

تورا می‌خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

توئی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس، مرغی اسیرم

ز پشت میله‌های سرد و تیره

نگاه حسرتم حیران برویت

در این فکرم که دستی پیش آید

و من ناگه گشایم پر بسویت

در این فکرم که در یک لحظه غفلت

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم

کنارت زندگی از سر بگیرم

در این فکرم من و دانم که هرگز

مرا یارای رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد

دگر از بهر پروازم نفس نیست

ز پشت میله‌ها، هر صبح روشن

نگاه کودکی خندد برویم

چو من سر می‌کنم آواز شادی

لبش با بوسه می‌آید بسویم

اگر ای آسمان خواهم که یکروز

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم کودک گریان چه گویم

ز من بگذر، که من مرغی اسیرم

من آن شمعم که با سوز دل خویش

فروزان می‌کنم ویرانه‌ای را

پاگر خواهم که خاموشی گزینم

پریشان می‌کنم کاشانه‌ای را

تهران-مرداد ماه 1333

بیشتر بخوانید:

آرزوی پرواز - پروین اعتصامی

قصه ی شهر سنگستان - مهدی اخوان ثالث

بیمار - احمد شاملو

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید