امروز: پنج شنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۲۱ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 278507
۴۱
۱
۰
نسخه چاپی

بولیوی کشوری با تاریخی غنی و فراز و فرودهای تاریخی فراوان

بولیوی پیش از استقلال

بولیوی پیش از استقلال

مردم بولیوی صدها سال قبل از تسخیر اسپانیایی ها بر این منطقه متمدن بودند. شهر تیاهواناکو در 400 سال قبل از میلاد در بولیوی کنونی تاسیس شد. در اوج خود ، حدود 40 تا 50 هزار نفر جمعیت داشت و مردم آن آثار معماری بزرگی خلق کردند. آنها همچنین در سفالگری، نقره، مس کار می کردند.

از حدود 700 میلادی به بعد تیاهواناکو بر بولیوی و جنوب پرو امپراتوری بزرگی را اداره کرد. با این حال حدود 1000میلادی امپراتوری متلاشی شد و دولتهای کوچک جایگزین آن شدند.

در قرن پانزدهم اینکاها بولیوی را فتح کردند. با این حال در سال 1533 اینکاها به نوبه خود توسط اسپانیایی ها فتح شدند.

اسپانیایی ها شهرهایی در بولیوی چوکوئیساکا، لاپاز، کوچابامبا و ارورو را تاسیس کردند.

در سال 1545 نقره در پوتوسی کشف شد و اسپانیایی ها از کار اجباری برای استخراج نقره استفاده کردند. بسیاری از سرخپوستان که مجبور به کار در معادن بودند در آنجا مردند. بسیاری دیگر بر اثر بیماری های اروپایی ها جان خود را از دست دادند.

جای تعجب نیست که سرخپوستان بولیوی خشمگین شدند و در سال 1780 خشم آنها به شورش تبدیل شد. سرخپوستان معتقد بودند که می توانند امپراتوری قدیمی اینکا را بازسازی کرده و جایگزین حکومت ناحق و ظالمانه اسپانیا شوند. با این حال سرخپوستان دچار تفرقه شدند و نتوانستند شهر لاپاز را تصرف کنند. در سال 1782 شورش بزرگ در بولیوی در هم شکست.

اما در سال 1809 شورش دیگری آغاز شد و اسپانیایی ها در که به دلیل جنگ های ناپلئون تضعیف شده بودند نتوانستند آن را سرکوب کنند.

برای بسیاری از آمریکایی جنوبی ها که از حکومت اسپانیا ناراضی بودند این آخرین امید بود.

در سال 1809 مردم لاپاز استقلال خود را اعلام کردند. شورش به سرعت سرکوب شد اما جنبش استقلال بولیوی قابل توقف نبود. نبردها در سراسر قاره ادامه داشت و ارتش اسپانیا به تدریج شکست خورد.

مناطق بیشتری از آمریکای جنوبی مستقل شدند تا اینکه در 6 اوت 1825 بولیوی سرانجام به آنها پیوست و از اسپانیا مستقل شد. ملت جدید بولیوی به افتخار سیمون بولیوار قهرمان جنبش استقلال نامگذاری شد. با این حال جمهوری جدید بولیوی با رکود اقتصادی روبرو شد و بسیاری از معادن نقره متروکه شدند. بولیوی به یک دولت عقب مانده و فقیر تبدیل شد.

بولیوی پس از استقلال

بولیوی پس از استقلال

اولین رئیس جمهور بولیوی ژنرال سوکر بود. پس از او مارشال آندرس دو سانتا کروز که از سال 1829 تا 1839 رئیس جمهور بود، قرار گرفت. در سال 1836 او سعی کرد بولیوی را با پرو متحد کند، اما شیلیایی ها احساس خطر کردند و آنها در جنگ کنفدراسیون در سالهای 1836-39 برای شکستن اتحادیه جنگیدند.

در سال 1879 بولیوی مالیات بر شرکت های نیترات متعلق به شیلی را افزایش داد. نتیجه جنگی به نام جنگ اقیانوس آرام بود. در سال 1884 بولیوی نوار ساحلی تحت کنترل خود را از دست داد و به کشوری محصور در خشکی تبدیل شد.

با این حال در اواخر قرن نوزدهم صنعت نقره در بولیوی با سرمایه گذاری انگلیس و شیلی و فناوری جدید احیا شد.

بولیوی از نظر اقتصادی پیشرفت کرد. معادن قلع رونق گرفت و جایگزین معادن نقره به عنوان صنعت اصلی شد. در همین حال، راه آهن در بولیوی ساخته شد و بخش هایی از بولیوی را به هم متصل کرد. در شمال، صنعت لاستیک سازی رونق گرفت. اما بولیوی از نظر سیاسی بین محافظه کاران و لیبرال ها تقسیم شد.

سپس در سال 1899 لیبرال های بولیوی به شورش برخاستند. انقلاب به اصطلاح فدرال با به دست گرفتن قدرت لیبرال ها پایان یافت. در سال 1920 محافظه کاران در بولیوی کودتا کردند و قدرت را دوباره به دست آوردند.

در دهه 1920 معدن در بولیوی رونق گرفت اما پس از سقوط وال استریت در سال 1929 اقتصاد بولیوی به شدت آسیب دید.

در ژوئیه 1932 اختلافات مرزی منجر به جنگ چاکو بین بولیوی و پاراگوئه شد. جنگ برای بولیوی بسیار بد پیش رفت و بسیاری از مردان او در درگیری جان باختند. جنگ در سال 1935 به پایان رسید اما در سال 1936 افسران ارتش کودتا کردند. آنها رژیمی را معرفی کردند که آن را سوسیالیسم نظامی می نامیدند و دارایی های شرکت نفت استاندارد آمریکا را ملی کردند.

در این زمان ایده های رادیکال در بولیوی در حال گسترش بود و جنبش انقلابی ملی گرایان یا MNR شکل گرفت. در سال 1943 MNR با برخی از افسران ارتش اتحاد ایجاد کرد و آنها کودتا کردند.

گوالبرتو ویلاروئل رهبری دولت جدید را بر عهده داشت. با این حال ویلاروئل در سال 1946 توسط یک انقلاب سرنگون شد و او در بیرون کاخ ریاست جمهوری به دار آویخته شد. سپس بولیوی تحت ائتلاف احزاب سنتی تا سال 1951 که ارتش کنترل آن را در دست گرفت، اداره می شد.

با این حال در سال 1952 MNR انقلاب کرد و به قدرت در بولیوی بازگشت. آنها سپس برنامه اصلاحات را آغاز کردند. سه شرکت بزرگ قلع در بولیوی ملی شدند و حق رای عمومی اعلام شد. (به همه حق رای داده شد)

با این حال در اواسط دهه 1950 بولیوی از تورم بالایی رنج می برد. در مواجهه با مشکلات اقتصادی دولت بولیوی برای کمک به ایالات متحده مراجعه کرد. ایالات متحده وام داد و اقتصاد بولیوی تثبیت شد، اما در سال 1964 ارتش کودتای دیگری انجام داد.

در بیشتر از 18 سال بعد، بولیوی دیکتاتوری نظامی را تحمل کرد. با وجود سرکوب، اقتصاد بولیوی رونق گرفت و جمعیت به سرعت افزایش یافت.

با این حال در اوایل دهه 1980 اقتصاد دچار رکود شد. در مواجهه با تظاهرات گسترده و محکومیت بین المللی آخرین حکومت نظامی کناره گیری کرد و کنگره بازسازی شد. در سال 1982 هرناندو سیلز زوازو رئیس جمهور بولیوی شد.

در دوران حکومت او، بولیوی با مشکلات اقتصادی بزرگی از جمله تورم شدید روبرو شد و او مجبور به برگزاری انتخابات شد. جانشین او پاز استنسورو توانست تورم را مهار کند اما در سال 1989 پاز زمورا جایگزین او شد و پس از آن گونزالو سانچز دی لوزادا در سال 1993 جانشین وی شد.

او یک کمپین خصوصی سازی را آغاز کرد و در دوران او اقتصاد بولیوی رشد کرد. با این حال اقتصاد بولیوی از سال 1999 ضعیف شد، اما در سال 2003 دوباره شروع به رشد کرد.

سپس در سال 2005 اوو مورالس از جناح چپ به عنوان رئیس جمهور با برنامه های ملی شدن صنعت انتخاب شد. مورالس در سال 2009 نیز مجدداً به عنوان رئیس جمهور بولیوی انتخاب شد.

امروزه بولیوی یک کشور فقیر است اما از نظر منابع غنی است. شاید بزرگترین منبع آن گردشگری باشد. این کشور دارای مناظر زیبا و حیات وحش فوق العاده ای می باشد.

امروزه اقتصاد بولیوی به طور پیوسته در حال رشد است و دلایلی برای امیدوار بودن به آینده آن وجود دارد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید