امروز: شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۷ ذو الحجة ۱۴۴۱ قمری و ۰۸ اوت ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 273433
۴۲
۱
۰
نسخه چاپی

فرایند اجتماعی سازی سازمانی و ارتقا برند | اقدامات مؤثر در مورد اجتماعی سازی سازمانی

برای افراد، اجتماعی شدن می تواند به افزایش کارایی فردی و بهبود رضایت شغلی و عملکرد آن ها کمک کند و برای شرکت ها اجتماعی شدن می تواند به رشد و توسعه کمک کند.

حقوق نیوز | کسب و کار

فرایند اجتماعی سازی سازمانی، اشاره به شیوه ای است که تجربیات افراد درحال گذرا از یک نقش به دیگری برای آن ها توسط دیگران در سازمان سازماندهی شده است.

افراد به طور خاص به نقش های متفاوت تعریف شده ی سازمانی پاسخ نمی دهند نه تنها به این دلیل که مردم و سازمان ها و افراد متفاوت هستند، بلکه فرایندهای اجتماعی سازی نیز متفاوت هستند.

فرایند اجتماعی سازی سازمانی

فرایند اجتماعی سازی سازمانی

فرایند های اجتماعی سازی می توانند به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه اعمال شوند و می توانند به صورت هم زمان اجرا شوند. از آن جایی که ممکن است فرایندهای اجتماعی سازی رسمی به محل کار مشکل باشد، اما معمولا بیشتر به نگرش نسبت به عمل تمرکز می کنند.

اجتماعی سازی ثابت واکنش های نوآورانه ای ایجاد می کند اما اجتماعی سازی متغیر پاسخ های نگهدارنده را تولید می کند. محیط های متغیر، اضطراب را افزایش می دهند و منجر به انطباق بیشتری می شوند. آن ها مردم را متعادل نگه می دارند.

اقدامات اجتماعی سازی

تعهد به جامعه

مشتریان به برندی اعتماد می کنند که توانایی، خیرخواهی و صداقت را در آن ببینند. لذا عمل نمودن به تعهدات و قول های داده شده به مشتریان و رعایت حقوق آنان اهمیت خاصی دارد. کریستین ژیوار برند را چنین تعریف می کند: برند شما تعهد یا وعده ای است که شما را در حرکت و تصمیم سازمانی، در هر اقدام بازاریابی و هر تعامل با مشتری، به او می دهید و در دراز مدت هم تلاش می کنید به آن وفادار باشید.

آداب و رسوم

از آن جا که یک فرایند اجتماعی سازی شامل انتقال اطلاعات و ارزش ها است، اساسا یک موضوع فرهنگی به حساب می آید. یک فرهنگ سازمانی به طور گسترده ای از قوانین طولانی مدت، یک زبان خاص تا حدی، یک ایدئولوژی است که به ویرایش یک تجربه روزمره ی یک عضو، استانداردهای مشترک مربوطه به پیشداوری ها، مدل های اخلاق اجتماعی و رفتار، آداب و رسوم و آداب خاص اشاره می کند.

آگاهی مشترک

از نظر آکر آگاهی از برند را می توان توانایی مصرف کننده در شناسایی یا به خاطر آوردن یک برند در یک طبقه محصول مشخص تعریف کرد. یک برند شناخته شده دارای شانس بیشتری برای انتخاب توسط مشتریان نسبت به یک برند ناشناخته می باشد. آگاهی از برند، به عنوان توانایی بالقوه مشتریان در تشخیص یا به یاد آوردن هنگام ارائه در یک دسته محصول تعریف شده است. ارائه خدمات ابزاری برای پرورش و بهبود رابطه ی خریدار و فروشنده در بازارهای کسب و کار می باشد، توسعه خدمات ارائه شده یک برند قوی، باعث افزایش برتری درک شده از برند می شود و به متمایز شدن برند در رقابت کمک می کند.

با توجه به اهمیت آمیخته ی بازاریابی و تأثیرگذاری آن بر ویژگی های رفتاری مشتریان و ارزش ویژه ی برند، لزوم اتخاذ استراتژی هایی در جهت توسعه ی نام تجاری با هدف ایجاد تصویر ذهنی مطلوب از برند برای مشتریان بالقوه و بهبود تصویر ذهنی مشتریان بالفعل سازمان ضروری به نظر می رسد.

آگاهی از برند بر شکل گیری و قدرت تداعیات ذهنی تاثیر می گذارد و له این ترتیب بر تصویر ذهنی مصرف کننده از برند موثر است، ارتقا سطح آگاهی مشتری از برند، احتمال قرار گرفتن آن برند را در مجموعه برندهای رقیب به ندرت مورد توجه قرار گیرند و میزان یادآوری آن ها کمتر شود.

اعتماد

در مواجهه با افزایش بیش از پیش شرایط رقابت محیطی و نیز به منظور مقابله با چالش های گوناگون، شرکت ها توجه بیشتری به ایجاد روابط بلند مدت و پایدارتر با مشتریان و عرضه کنندگان خود می کنند. بسیاری از محققان استدلال کرده اند که اعتماد پیش نیازی برای یک کسب و کار موفق است زیرا مصرف کنندگان اغلب برای خرید کردن مردد هستند، مگر اینکه به فروشنده و شرکت مورد نظر اعتماد داشته باشند.

منظور از اعتماد به برند، میزان باور و اعتقادی است که مشتریان نسبت به مطلوبیت کیفیت یک محصول دارند. طبق نظریه روتر اعتماد عبارت است از انتظارات معمول یک فرد نسبت به عهد شخص دیگری که قابل اطمینان است و یا میزان دلگرمی و تمایل یک شخص به انجام کاری بر اساس وعده ها، عملکرد و تصمیمات دیگران.

در حوزه ی علوم مصرف کننده اعتماد به برند، تمایل مصرف کننده برای اطمینان نسبت به توانایی یک برند در انجام کارکردهای اظهار شده ای می باشد. به عبارت دیگر اعتماد را می توان به عنوان اعتبار دریافتی و نیک اندیشی در مورد یک محصول بیان نمود.

تعامل اجتماعی

برای افراد، اجتماعی شدن می تواند به افزایش کارایی فردی و بهبود رضایت شغلی و عملکرد آن ها کمک کند و برای شرکت ها اجتماعی شدن می تواند به رشد وتوسعه کمک کند. در واقع بازاریابان جوامع برند همیشه به دنبال راه های مختلفی برای ایجاد یک انسجام اجتماعی هستند.

رشد و پایداری برند

تمام عملکردها و فعالیت های یک سازمان قابلیت تأثیرگذاری بر برند را دارند و بایستی جهت گیری کلی سازمان برای خلق برند برتر یکپارچه شود. برای دستیابی به اهداف جامع و بلند مدت نیاز به مدیریت استراتژیک، در همه ی بخش های صنعت، جهت رشد و توسعه ی متوازن می باشد.

برند در یک فرایند استراتژیک ایجاد می شود، شکل گیری و از همه مهم تر ماندگاری برند نیازمند مدیریتی استراتژیک بوده تا تصویرهای ذهنی مشتریان در راستای هدف های بنگاه قرار گیرد. فرایند مدیریت استراتژیک برند شامل طراحی و پیاده سازی برنامه ها و فعالیت های بازاریابی به جهت ساخت، اندازه گیری و مدیریت ارزش برند می باشد و شامل چهار مرحله است:

1. شناسایی و ایجاد موقعیت برند

2. برنامه ریزی و پیاده سازی برنامه ها بازاریابی برند

3. اندازه گیری و تحلیل کارایی و عملکرد برند

4. رشد و پایداری ارزش برند

شناسایی

مدیریت استراتژیک برند توسط درک دقیق از برند، آن چه توسط برند نمایش داده می شود و موقعیت قرارگیری آن نسبت به دیگر رقبا، آغاز می گردد. هدف شناسایی کالا و خدمات از یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تفکیک کردن آن ها از یکدیگر در رقابت های اقتصادی می باشد. البته هدف از ایجاد یک برند، چیزی فراتر از فروش کالا یا ارائه ی خدمات است. برند علاوه بر این که سهم بازار را زیر تسلط خود نگه می دارد، برای رشد کسب و کار نیز راه هایی را مطرح می کند و کارکنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ می کند و ارزش خود را نزد سهامداران مجموعه نیز ارتقا می بخشد.

برای مصرف کنندگان، برندها عملکرد بسیار با اهمیتی را ایفا می کنند. برندها مصرف کنندگان را قادر می سازند که سرچشمه و سازنده اصلی کلا و محصول و یا ارائه دهنده خدمات را شناسایی کنند و می توانند تولید، توزیع و یا ارائه کننده را بشناسند، اگر مصرف کنندگان برندی را که نسبت به آن اطلاع قبلی دارند، شناسایی کنند دیگر کمتر دچار مشغولیت های انتخاب محصولات یا خدمات می گردند.

آشنایی مشتری با برند و درک وی از آگاهی و تصویر برند و این که تا چه حد توانسته اند مفاهیم و ارزش های برند را برای خود درونی سازند، در جهت ایجاد رابطه و سرزندگی برند از دید مصرف کننده بسیار مهم می باشد.

توسعه استراتژی

توسعه ی برند یک فرایند گسترده و مستمر می باشد که در نتیجه ی تعامل مؤثر ابعاد برند محوری که از درون سازمان آغاز می شود و سپس در بازار منتشر می گردد خلق می شود.

توسعه برند یک استراتژی بازاریابی است که در آن شرکت محصولی با یک تصویر خوب را که از نام برند بهره می برد اما در طبقه محصولی متفاوت است، بازاریابی می کند. سازمان ها از این استراتژی برای افزایش و اهرم سازی ارزش ویژه برند استفاده می کنند. توسعه پذیری یک برند به این امر بستگی دارد که تا چه حد تداعیات مشتریان از ارزش ها و اهداف برند قوی است.

زمینه تبلور و رشد و توسعه بنگاه های صادرات گرا در طول تاریخ اقتصاد ایران وجود نداشته و طی دهه ی اخیر با توسعه بنگاه های صادرات محور موضوع توسعه ی برند اهمیت پیدا کرده است. مشکلاتی که در اثر بی توجهی به استراتژی برند به وجود می آید شامل:

• برند ضعیف بدون داشتن بازار مصرف قوی

• افزایش تعداد برند و سرگردانی مصرف کننده در انتخاب

•افزایش هزینه بازاریابی

• عدم توجه به تغییرات و از دست دادن سهم بازار

تغییرات و تجدید حیات برند

تغییرات عموما بر اساس استراتژی شرکت در محصول، فعالیت یا معماری برند رخ می دهد. معماری برند ساختار برندها در درون سازمان هاست. روشی است که در آن برندها درون پرتفولیوی شرکت به یکدیگر مرتبط و از یک دیگر منفک هستند.

مطالعات اجتماعی شدن سازمان ها نشان می دهد که فرایندهای اجتماعی سازی به طور مثبت بر شناسایی کارکنان با سازمان تأثیر می گذارد.

موفقیت جوامع برند در سیستم های دیگر موجب شده تا مدیران بازاریابی، جوامع برند خود را در رسانه های اجتماعی ایجاد نمایند. رسانه های اجتماعی فرصتی برای اعضا فراهم می کنند تا مدیریت را از طریق تعاملات اجتماعی میان کاربران و به اشتراک گذاری ویژگی ها انجام دهند.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید