امروز: پنج شنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۶ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 272494
۶۰۲
۱
۰
نسخه چاپی
فرقه حروفیه

فرقه حروفیه؛ افکار و عقاید آن

بنابر عقیده فضل االله، انسان بر سایر موجودات به واسطه قوه ناطقه امتیاز دارد و آن را به وسیله 28 حرف الفبا به تحریر می آورد. تعبیر معانی، با حروف و اصوات در دو قالب ریخته شده است: اول قالب حروف عربی که 28 حرف و زبان قرآن و زبان حضرت محمد (ص) است؛ و دوم حروف فارسی که 32 حرف است و جاودان نامه فضل الله با این حروف می باشد

فرقه حروفیه؛ افکار و عقاید آن

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرقه حروفیه

از قرن پنجم هجري، سلسله ها و جنبش هاي مختلفی در تصوف اسلامی به وجود آمد. اما اوج این جریانات در دوره تیموري است. فرقه حروفیه نیز به عنوان یکی از جنبش هاي صوفیانه متعلق به این دوره ـ یعنی یکی از تاریکترین دوران تاریخی ایران ـ است. این فرقه اگرچه مدت زیادي در ایران نپایید، اما موفق شد به نوعی وجود خود را در آسیاي صغیر تا دوران ما حفظ کند و باید آن را یکی از نهضت هاي قابل تأمل دینی در تاریخ ایران دانست. موسس این فرقه مردي است به نام فضل االله نعیمی استرآبادي (معروف به فضل االله حروفی) که در نیمه دوم قرن هشتم می زیسته است.

فرقه حروفیه را از آن جهت به این نام خوانده اند که برای حروف الفبا ویژگی های معجزه آسا و شگفت آوری قایل بودند.

این گروه گرچه ظاهراً به وسیله فضل الله استرآبادی در سه هشتم هجری در ایران شکل گرفت، اما دارای ریشه های عمیق در مذاهب و دیگر ادیان عالم بود. چنانکه در میان مسلمانان از صدر اسلام گرایش هایی برای پیدا کردن معنا و مفهوم و یا تفسیر «حروف مقطعه» قرآن مجید بروز نموده بود. هرچند بیشتر مفسران قرآن این حروف را رازهایی میان پروردگار و پیامبر او دانسته اند، حتی شماری از مفسران نیز ادعا کرده اند از معانی دقیق حروف، معانی و مفاهیم آن آگاه شده و به مرزهای آن پی برده اند که یکی از آنها موسس فرقه حروفیه فضل الله نعیمی است. وی فردی باتقوا و پرهیزگار بود تا آنجا که او را «حلال خور» لقب داده اند.

بنابر گفته برخی منابع وی در اصفهان ادعا کرد که معنی باطنی و حقیقی حروف و کلمات قرآن بویژه حروف مقطعه بر او آشکار شده و از آن زمان اساس تفسیرهای خود را بر تفسیر حروف نهاد.

وی قرآن را با روش تازه ای تفسیر کرد: معتقد بود فرد برای درک معانی واقعی قرآن باید با خواص رموز و معانی حروف آشنا گردد و در این رهگذر معانی تازه ای برای آیات قرآن و گفته های پیامبر اسلام (ص) بیان کرد.

فضل الله اعتقاد داشت که خداوند متعال در شخص انسان متجلی می شود. خصوصاً در صورت او، زیرا که (خلق الله الادم علی صورته) و این مظاهر الهی در اولیا و انبیا ظهور می کند که در صدر آنها محمد بن عبدالله (ص) خاتم الانبیا و بعد از او علی(ع) و ائمه –علیهم السلام-و پس از ائمه او خود را مظهر الوهیت و خاتم اولیا می دانشت.

تعالیم دینی فضل پیرامون انواع دوگانه ظهور الهی قابل توجه است. خداوند خویشتن را یکبار در طلعت آدم که به صورت و مثال خودش آفریده شده بود، متجلی ساخت و پس از خلق آدم به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده افتند. به این ترتیب انسان در این اندیشه عنصر مرکزی است. از طرف دیگر خداوند در کلام خویش؛ یعنی قرآن و در اسمای موجودات پدیدار گشته است. به این لحاظ در اندیشه حروفیه توجه به انسان و انسان گرایی از اهمیت خاصی برخوردار است. این اندیشه از ابعاد مترقیانه محورهای فکری حروفیه می باشد که امروزه به آن لفظ اومانیسم اطلاق می شود.

نحوه‌ شکل‌گیری فرقه حروفیه

حمله‌ مغول و به دنبال آن حمله وحشیانه تیمور، باعث شد مردم در قرون هشتم و نهم گوشه‌گیری اختیار کنند و منتظر حوادث آینده شوند. درنتیجه هر گاه شخصی سر برمی‌‌داشت و فریاد دادخواهی سر می‌‌داد، به امید رهایی از فقر و رنج و بی‌عدالتی، عده­ای اطرافش جمع می‌‌شدند و‌قیامی‌شکل می‌‌گرفت. نهضت­های «سربداران»، «مرعشیان» و‌غیره از‌این دسته‌اند.

تیمور وانمود می‌‌کرد که فردی متدین است؛ نقل شده که او قرآن را حفظ بود و از آخر به اول، از بر می‌‌خواند؟!

او خود را به صوفیان و عرفای عصر نزدیک ‌می­کرد و از موقعیت آنها نزد مردم برای کشورگشایی استفاده می‌‌کرد و بسیاری از علمای اهل تسنن دور او جمع شده بودند. در نتیجه هر قیام شیعی‌ با فتوای این علما، سرکوب و قتل عام می‌‌شد. جنبش حروفیه نیز در زمان تیمور به رهبری «فضل‌الله نعیمی استر‌آبادی» شکل گرفت و به فتوای علما به خاک و خون کشیده شد.

حروفیه قبل از قرن هشتم به صورت گروهی سازمان‌یافته نبودند؛ اما بیشترِ اصول اعتقادی آنها در باور عرفای پیشین وجود داشت و در بین صوفیه تبلیغ می‌‌شد؛ تا اینکه در نیمه دوم قرن هشتم، فضل‌الله استرآبادی آن را به صورت گروهی منسجم درآورد و حاکمان وقت را به خطر انداخت. «علت اشتهار او به حروفی این است که او هر یک از سی ‌و دو حرف الفبای فارسی را جلوه‌ای از جلوات وجود شمرده و اجتماع و یا ترکیب هرچند از آنها را منشأ صورت و هیولا و پیدایی وجود جسمانی اشیا دانسته است»

در عهد تیمور با زوال اقتصاد روستایی، توجّه به مناسبات بازرگانی و گسترش آن و تشویق پیشه و صنعت در دستور کار حکومت قرار گرفت. تیمور برای بنا کردن یک پایتخت مدرن و آباد، اغلب صنعت‌گران شهرها را مجبور به جلای وطن کرد و آنها را به پایتخت خود سمرقند فرستاد. از جمله در 788 ه‍.ق.، پس از تصرّف تبریز و بستن مالیات‌های سنگین بر مردم، صنعت‌گران این شهر را به سمرقند کوچاند. در 789 نیز، پس از تسخیر اصفهان، مالیات‌های سنگینی بر پیشه‌وران و صنعت‌گران آنجا بست و مبلغ هنگفتی به عنوان «مال امانی» از مردم آن شهر مطالبه کرد و چنان با خشونت آن را وصول می­کردند که منجر به شورش مردم شد و سپاهیان تیموری برای سرکوبی شورش، حدود 70 هزار سر از اصفهانی‌ها بریدند و مناره ساختند.

تشدید و تحمیل مالیات‌های جدید و سنگین بر صنعت‌گران و انحصار منابع اولیه صنعت در دست عده‌ای خاص باعث نارضایتی طبقه اصناف شد و سازمان مخفی پیشه‌وران و صنعت‌گران و صاحبان حِرَف تشکیل شد و به مبارزه سیاسی و فلسفی با حکومت تیموری پرداخت. فضل‌الله استرآبادی که خود از پیشه‌وران ستمدیده و صاحب حرفه‌­ «طاقیه‌دوزی» بود، جنبش حروفیه را تشکیل داد. هدف اصلی این نهضت مبارزه با تبعیض طبقاتی (فئودالیسم) حکومت تیمور بود.

حروفی‌گری از جنبش‌ها و عقاید بسیاری تأثیر پذیرفته بود و التقاطی از چندین مکتب و مرام بود. به اعتقاد ذبیح­الله صفا، استرآبادی در حالی که از یک طرف دنباله وحدت وجود را گرفته و از جانبی دیگر به فرقه‌های حلولی که پیش از او در تمدن اسلامی شهرت یافته بودند، نزدیک شده و نیز از جهت اهمیتی که در بیان رموز به حروف داده به اسماعیلیه نزدیک است و به هر حال یک دبستان فلسفی و دینی را پی‌ریزی کرده است.

این جنبش، جنبشی سیاسی- اجتماعی، با عناصری از تصوف، اباحی‌گری، آموزش‌های اسماعیلیان و غالیان در اواخر قرن هشتم بود.

فضل عارف‌مسلک بود و مبانى‏ وحدت وجودى مکتب ابن‌عربى در ذهن او و شاگردانش رسوخ کامل داشت و خود را طبق مصطلحات آن‏ مکتب «خاتم‌الولایه» مى‏شمرد. همچنین مبانی انسان‌گرایانه نظریات ابن‌عربی را گرفت و بر اساس برداشت‌های خود از مکتب ابن‌عربی ادعای انسان‌خدایی کرد. فضل از اسماعیلیان، تأویل، مبارزه تشکیلاتى و ترور مخالفان را آموخت.

وی، در عین حال، تعصب شدید ایرانى داشت و همه محققان بزرگ‏ جریان حروفیه، همچون «براون»، «ریتر»، «صادق کیا»، «شیبى» و «گوبینو» بر جنبه ایرانى حروفیه تأکید دارند. حروفیه یک نهضت خالص ایرانی است و یکی از اهداف او استقلال تشیع ایرانی از تسنن عربی بود. در تلقى محققان اروپایى و ترک، نهضت حروفیه تجلى روح ایرانى است که در قالب تشیع علیه تازیان ظهور کرده است؛ لذا حروفیه علاوه بر مسیحیت و دین یهود، از ادیان کهن ایرانی هم بهره گرفته است؛ زیرا حروفیان مهدی‌گری رهبرشان فضل را به رجعت کی‌خسرو از غیبت تعبیر کرده و او را مظهر آن منجی قدیم ایرانیان از سلسله استیلاگران عرب و پیشوای مصلح نژاد پارسی، دانسته‌اند. بار دیگر او را به صورت جمشید تصویر کرده و می‌گفتند در خوابش دیده‌اند که 140 تن از اولاد خود را رهبری می‌‌کرد و در دست هر کدام دو شمشیر ذوالفقار بود که جمعاً 280 شمشیر می‌‌شود و باز هم به نوعی یادآور تعداد حروف عربی است.

در تصویر اخیر، فضل، خصوصیات اصل عربی علوم اسلامی و روح تأویل‌گر ایرانی را با هم دارد و همچون مهدی عربی و نیز منجی ایرانی ظاهر می‌‌شود که مقصدش رهانیدن ایرانیان و اعراب، هر دو، از یوغ استیلای مغول است.

در واقع، فضل‌الله با استفاده از اندیشه‌های بدعت‌آمیز همه‌ فرقه‌های کهن اسلامی و شطحیات غریب صوفیانه و همچنین افکار مسیحی و یهودی و حتی ادیان کهن ایرانی، نظریه نوینی بر پایه حروف و اعداد بنیان نهاد. اندیشه حروفی‌گری، در واقع نوعی اندیشه‌ عرفانی با چارچوبی مشخص و افراط و تفریط‌هایی در برخی اندیشه‌های عرفانی و دینی بود.

عقاید و باورهای فرقه حروفیه

حروفیه فرقه‌ای شیعی بود که تحت تأثیر ملی­گرایی ایرانی به وجود آمد و مشی مبارزاتی و گرایش­های انسان­گرایانه شدیدی داشت. «اساس جهان‌بینی حروفی این است که انسان مظهر و صورت مجسم خداوند است». حروفیه در اکثر مباحث و مسایل مختلف اعتقادی، برای خود اصول و اعتقاداتی داشتند که آنها را از سایر فرقه‌ها جدا می‌‌کرد. این اعتقادات هم در حوزه‌ اصول دین بود و هم در حوزه فروع دین و عبادات؛ البته به دلیل مخالفت شدید علمای عصر، بعضی از اعتقاداتشان را، که تا حدودی در بعضی از آثارشان انعکاس یافته، آشکار نمی‌‌کردند.

اصول عقاید حروفیه، در کتاب محرمنامه (828 قمري) مسطور است. آنان عالم را قدیم می دانند که از دوران ازلی همواره در حرکت می باشد و تغییرات عالم معلول همان حرکت است. ظهور آدم در آغاز عالم و قیامت تکرار می گردد. خدا در شخص انسان متجلی می شود. حضرت محمد (ص) آخرین پیامبران است و بعد از او نوبت به ائمه و اولیاء می رسد که فضل االله خود خاتم اولیاء است، ولی خود را سرآغاز دوري جدید و مظهر الوهیت می داند. امامت با حضرت علی (ع) آغاز و با امام حسن عسگري خاتمه می یابد. الوهیت با ظهور فضل االله شروع می شود که بنا به اعتقاد خودش مهدي است. فضل االله، آخرین ظهور است. او با تصدیق امامت، شدیداً تحت تاثیر تشیع بود.

فضل االله در تعالیم خود، عناصر سامی، علوي و هندي را با روح تأویل گر ایرانی درآمیخت و در کسوت مهدي علوي ظاهر شد، تا مظلومان را از استیلاي بیگانگان ستمگر برهاند. ادعاي مهدي بودن او، متضمن مبارزه علیه بی عدالتی بود. یکی از موارد تضاد میان فضل االله و هیأت حاکمه، همین مسأله است. بعضی گفته اند که فضل کوشیده است تا حاکمیت ایرانی را به جاي حاکمیت عربی بنشاند. اما باید توجه داشت که در این زمان اعراب تسلطی بر ایران نداشتند، مگر منظور آیین یا مذهب آنان (اسلام سنی) بوده باشد.

بنابر عقیده فضل االله، انسان بر سایر موجودات به واسطه قوه ناطقه امتیاز دارد و آن را به وسیله 28 حرف الفبا به تحریر می آورد. تعبیر معانی، با حروف و اصوات در دو قالب ریخته شده است: اول قالب حروف عربی که 28 حرف و زبان قرآن و زبان حضرت محمد (ص) است؛ و دوم حروف فارسی که 32 حرف است و جاودان نامه فضل الله با این حروف می باشد.

فضل االله به تبیین تمام مظاهر آشکار و پنهان جهان، با 28 حرف عربی و 32 حرف فارسی پرداخت. پیروان او بعدها نظر او را گسترش دادند و حتی گفتند، نخست در دهان انسان 28 دندان می روید که برابر حروف عربی است و قرآن بدان نازل شده و سپس به 32 دندان افزایش می یابد که برابر حروف فارسی و معادل کلمه «الله» است. آنان براي حساب جمل، که از ارزش عددي این حروف استخراج می شود، تاثیرات عظیم قائل هستند و ظاهرا این حساب حروف و اعداد را از فرقه اسماعیلیه و باطنیه اقتباس کرده اند.

همچنین حروف الفبا را طبقه بندي خاصی می کنند و معتقدند که خطوط سیما و صورت هفت خط است. وقتی این خطوط هفتگانه را در عدد چهار که شماره عناصر اربعه است، ضرب کنند، حاصل آن 28 می شود که مساوي با عدد حروف الفباست.

اساساً تاکید حروفیه بر الفبا و تعداد حروف، نشان می دهد که مخاطبان خاص این فرقه، افراد باسواد شهري بوده اند و عامه بیسواد از درك مفاهیم این آراء عاجز بوده اند، و این شاید یکی از علل ناکامی این فرقه در پیش برد اهداف سیاسیشان بوده باشد.

برخلاف صفویه، که پیش از دستیابی به تخت و تاج، هم خود را بر جذب نیروهاي ساده دل ایلی و دادن تعالیم زود فهم به آنها قرار دادند. حروفیه، برخلاف سایر دراویش، وِرد یا ذکري ندارند و از آداب ایشان این است که هر بامداد در خانه رئیس روحانی که او را بابا می گویند، اجتماع می کنند و با اعتراف نزد او، از او مغفرت می خواهند.

فضل االله و پیروانش، از این جهت نام حروفیه را برگزیدند که تعالیم شان، براساس تأویل از حروف مقطعه قرآن پایه گذاري شد و سپس به صورت خواستهاي مذهبی، سیاسی و اجتماعی شکل گرفت.

فضل الله با مطالعه دقیق در علم حروف و با تفکر در آثار ابن عربی که او نیز براي حروف اهمیت خاصی قائل بود، به ادبیات فارسی و عربی مسلط شد. وي از اعتقادات روزگار خود که شامل مسیحیت، یهودیت، اسلام و تصوف اسلامی بود، آگاهی داشت و با تلفیق این معارف، مسلک جدیدي به وجود آورد. او ادعا می کرد که احیاء کننده اسلام در قرن نهم است و شعار او تعالی بخشیدن به انسان و رساندن او به مقام الوهیت است.

در اینجا ما شاهد بیان مجدد آن عقیده ایم که می گوید، در راس هر صد سال براي دین، مجددي می آید که البته با اعدام فضل الله پیش از آغاز قرن نهم، این ادعاي حروفیه محقق نشد. از جهت تفکر و تعقل نیز حروفیه، باطن گرایانی بودند که همچون اسماعیلیه و غلات به تأویل می پرداختند.

حروفیه، اساس شناخت را در لفظ می دانستند، زیرا خدا محسوس نیست و معتقد بودند، ارتباط میان خالق و مخلوق جز از راه لفظ صورت نمی گیرد. به باور حروفیه، تعبیر معانی با حروف و اصوات، در دو قالب عربی ـ که زبان قرآن است ـ و فارسی صورت می گیرد.

فضل الله در تعالیم خود، مقام نخست را به زبان فارسی می داد و کلمات را به عربی ترجیح می داد. جنبه مهم اعتقادات حروفیان، ارزش گذاشتن به مقام انسان بود.

فضل الله و پیروان او، زندگی مرفه خود را رها می کردند و براي کسب معرفت و آگاهی، دست به تجربه زندگی معمولی می زدند. اشتغال آنان به پیشه هاي مختلف و اهمیت کار انسانی نزد آنان، موجب ارتباط نزدیک با مختلف شد. این عامل نیز باعث شد که گروندگان به این فرقه، بیشتر از جامعه شهري باشند.

حروفیان، در تمام مناطقی که بودند، سعی در نفوذ در دستگاه حاکمه داشتند، تا بتوانند حکومت خاصی با دیدگاه هاي خود برپا دارند. آنها در شهرهایی نظیر اصفهان، هرات و تبریز نیز دست به قیام هایی زدند که حاکمان با فتواي علماي دینی و کشتار آنان موفق به دفع قیامهایشان شدند.

منابع:

نگاهی به آرا و عقاید و زمینه‌های بروز و ظهور فرقه‌ حروفیه - علی گراوند و فتحعلی شهبازی - هفت آسمان - شماره 55 - 1391

ظهور فرقه حروفیه و تاثیرات فکری و سیاسی آن در اصفهان - سید احمد عقیلی - پژو هش های تاریخی ایران و اسلام - 1391

بررسی تاریخی فرقه حروفیه - فرهاد صبوری فر و جمال لطفی - خردنامه - شماره 15 - 1394

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری


  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید