امروز: شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۰۱ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 273814
۶۴
۱
۰
نسخه چاپی

معماری هزاره سوم و 40 معنا در آن

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

معماری در هزاره سوم با آنچه معماری سبک کلاسیک و مدرن نامیده می شد تفاوت های اساسی دارد. تاثیر جنبش پست مدرن که نقد جدی بر هر نوع تفکر جزمی دارد و بر تکثر در حوزه های مختلف تاکید می ورزد در معماری هزاره سوم برجستگی دارد. در مطلب پیش رو به 40 عنصر معنابخش در معماری هزاره سوم پرداخته شده است.

معماری هزاره سوم

1- کانستراکتیویسم یا ساخت گرایی

واژه کانستراکتیویسم به معنی سازندگی، دو منظور این مکتب را می رساند که یکی بر این تأکید داشت که هنر ناشی از الهام درونی و ضمیر ناخودآگاه نیست که فی البداهه خلق شود پس باید آن را آگاهانه و از سر قصد ساخت و دومی می گفت تقلید از طبیعت به هیچ صورت پذیرفته نیست زیرا در آن سازندگی وجود ندارد و به علاوه دوربین عکاسی به بهترین وجه این کار را انجام می دهد.

کانستراکتیویسم هم مانند فوتوریسم به تکنولوژی، عمل گرایی و پیشرفت می اندیشد. کانستراکتیویسم به عنوان یک جریان ضد هنر خواستار دگرگونی شیوه های سنتی ساخت و ساز و صنعتی شدن آن بود تا جایی که اولین شعارهای کانستراکتیویست ها در اوایل دهه ۱۹۲۰ اینچنین بود: “مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی، زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست.

2- دیکانستراکشن

سبک معماری دیکانستراکشن سبکی از معماری است که از بطن فلسفه و مباحث فکری نیمه دوم قرن گذشته در غرب ظاهر شده است . مکتب فکری دیکانستراکشن توسط ژاک دریدا فیلسوف معاصر فرانسوی پایه گذار ی شد او یکی از فلاسفه شاخص مکتب پسا ساختارگرایی است .

معماری دی کانستراکش یا ساختار شکن اصول و مبانی ساختارگرایی را به چالش می کشد. دیکانستراکشن ها معتقدند، هر پدیده، ماهیت مستقل خود را دارد و هیچ دو فرد یا پدیده مشابه و تکراری وجـود ندارد و هیچ برداشتی بر برداشت دیگر ارجحیت ندارد.

این سبک از اوایل دهه 80 میلادی توسط پیتر آیزمن وارد حوزه معماری در آمریکا شد .او معتقد بود معماری مانند سایر علوم می باید خود را با زمان و تحولات آن سازگار کند .از نظر آیزمن معماری مدرن توجه خود را معطوف به آینده و معماری پست مدرن برعکس به گذشته نظر دارد ولی تفکر و اندیشه معمار امروز باید براساس شرایط کنونی شکل گیرد.

مطابق با اصول دیکانستراکشن، عدم تقارن، عدم وضوح، ایهـام، ابهـام، بی ثبـاتی، فریب، زشتی و عدم سودمندی و این تقابل ها و دوگانگی هـا باید در معماری بـه نمـایش گذاشته شود.

3- واسازی

در مقابله و تضاد ساختارگرایی می باشد و واکنشی در مقابل نظم ساختاری است.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

4- فوتوریسم

مهمترین سبک هنری آوانگارد در ابتدای قرن بیستم؛ سبک فوتوریسم بوده است که خواستگاهی از کشور ایتالیا دارد. در این سبک بیشتر از هرچیزی به جریان مدرنیته، تکنولوژی و ماشینی شدن بها داده شده است. و میتوان گفت فوتوریست زاییده ورود ماشین به زندگی بشر است، دنبال کنندگان سبک فوتوریسم بیشتر از هرچیزی مخالف گونه‌های فرهنگی سنتی و قدیمی هستند. هنرمندان این جنش هنری خواهان به تصویر کشیدن مضامینی چون سرعت، تکرار و خشونت هستند.

5- استراتژی ساختار

ترکیبی از تکنیک های حاصل از بهینه سازی و همگرایی با ایجاد فرمی پایدار و در راستای رسیدن به هدف پایبندی به اصول و مفاهیمی که باعث ایجاد هماهنگی و همگونی عمیق در طرح با یکسری فرآیندهای فرهنگی و اجتماعی و محیطی می باشد.

6- سوپر ماتیسم

جنبشی متشکل از هنرمندان و به ویژه نقاشان وابسته به ساختارگرایی در روسیه که با ایجاد طرح هایی با مبانی زیباشناسی خالص گرا، تمرکز را روی فرم گذاشته بودند که این فرمها بدون مفهوم و بصورت انتزاعی ترکیب بندی شده است.

7- اکنونیت

در نظر گرفتن اثر در زمینه و محیط با توجه به زمان و مکان قرارگیری که باعث سمبل گرایی دوران پیشین نشود.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

8- عدم قطعیت در معماری

همه چیز بطور قطعی امکان وقوع ندارد و قابل تغییر و بررسی می باشد. (از تئوری عدم قطعیت انیشتین گرفته شده است)

9- معماری فولدینگ

جهان بعنوان کالبدی از فولدها(ورق مچاله شده) و سطوح بی نهایت که از طریق فضا- زمان فشرده شده، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است و اجزاء آن همواره در حال فشرده شدن می باشد. این سبک معماری به گونه ای با محیط عجین شده و فرم ضعیف و انعطاف پذیری را در سایت دیکته می کند تا بتواند با محیط خود وفق پیدا کرده، از شرایط محیط بهره جویی کرده و آنها را در منطق پیچ و تاب خورده و منحنی خود جای می دهند. این فولدهای لایه لایه (ورق مچاله شده) نمادی از لایه های مختلف اجتماعی هستند که در گذشته در سلسله مراتبی خاصی قرار داشتند اما امروز با وجود بقاء این لایه ها، فرد به راحتی می تواند از یک لایه به لایه دیگر حرکت نماید.

10- انعطاف پذیری و حرکات نرم (flexibility)

انعطاف‌پذیری به عنوان یک نتیجه جهانی‌سازی در معماری شناخته می‌شود. انعطاف پذیری در مقابل این فرضیه که تمام قسمت های ساختمان باید برای کاربردهای خاص پیش بینی شده باشند قرار گرفت و با به رسمیت شناختن این موضوع که لازم نیست تمام کارکردها از پیش و در لحظه ی طراحی معین شده باشد به یک ویژگی مطلوب در معماری تبدیل شد.

11- فرم ضعیف

پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه فرم ضـعیف را مطـرح کـرده است فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایطی محیطی وفق می دهد همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد، از این رو معماری فولدینگ نوعی معماری ارگانیک نیز محسوب می شود به این معنا که لایه ها در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند، با توجه به شـرایط موجـود در سایت به حالت نرم و انعطاف پذیر به صورت افقی و بدون هـیچ ارجحیتی در بین عوامل موجـود در سایت قرار می گیرند.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

12- کثرت گرایی

کثرت گرایی به عنوان یکی از مهمترین مشخصه های پست مدرنیسم در تمامی زمینه های فکری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فلسفی و هنری دوران معاصر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. معماری نیز از جمله حوزه هایی که کثرت گرایی در آن از اهمیت زیادی برخوردار است.

13- ریزوم

ریزوم گیاهی است که بر خلاف دیگر گیاهان، ساقه ی آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند. برگ های آن خارج از خاک است. با قطع بخشی از ساقه ی آن، این گیاه از بین نمی رود، بلکه از همان جا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تاره پدید می آورد.

ریزوم ریشه در مبانی فکری دلوز، فیلسوف معاصر فرانسوی داشته و تاثیر قابل توجهی را در دانش امروز گذاشته پرداخته شده است.

این معماری می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد و به دنبال تعداد است. دوگانگی ها در این فلسفه از بین می روند. به این معنی که چین و لایه یعنی لایه های هزار تو، یعنی هر لایه در کنار لایه ی دیگر، همه چیز در کنار هم است، هیچ اندیشه ی بر دیگری برتری ندارد، تفسیری مهم‌تر از دیگری نیست، همه چیز افقی است.

14- ضد مرکزگرایی و ضد دوگانگی

این ویژگی ها نیز از جمله مهمترین عناصر معنایی در معماری هزاره سوم می باشد که در تقابل با مرکزگرایی معماری سنتی و دوگانگی معماری مدرن قرار دارد. در معماری هزاره سوم فضاها پیچیده و عناصر معنایی دارای مفاهیم متعددی هستند.

15- معماری پیدایش کیهانی

در جهان کنونی معماری باید از جهان پیرامون خود و شرایطی که در حال حاضر وجود دارد بهره گیرد و با توجه به نیازهای جهان فعلی حرکت کند. معماری معلول علم، تکنولوژی و فلسفه کنونی می باشد که اگر در جهان سنت، فرم تابع سنت و در جهان مدرن فرم تابع عملکرد بوده است، در جهان کنونی فرم تابع دیدگاه جهانی باید قرار گیرد. عده ای این سبک را سبک ارگانیک کیهانی می دانند.

این سبک به نام «معماری پیدایش کیهانی» مشهور شده است و به نام معماری غیرخطی نیز نامیده می شود و گاهاً شاخه های مینیمال شرق دور را نیز شامل می شود. این نگرش بیان می کند بر اساس علوم جدید جهان امروز نظام مشخصی ندارد بلکه ترکیبی از نظم و بی نظمی است. معماری جهان نو همانند خود این جهان، که علوم پیچیده تصویر دیگری از آن را نشان داده اند «جهان خلاق، خودتنظیم، خود تغییر و غیرقابل پیش بینی» در حال پیشرفت است. شایان ذکر است که معماری غیرخطی، کوژو و کج و انحناء داری که امروزه رشد و توسعه می یابد، متاثر از دیدگاه فیزیک امروز است که جهان را با موج و اجزاء ذرات می شناسد.

16- نظریه پیچیدگی

بیان می کند ارگانیسم های در حال پیدایش و تحول چگونه از حالت طبیعی خارج شده و پس از گذر از یک مرحله هرج و مرج به ارگانیسم جدیدتری تبدیل می شوند (مثل تبدیل یک سلول به دو سلول) این کار بصورت خطی و غیرقابل پیش بینی انجام می پذیرد. ارگانیسم جدید ممکن است از طریق واکنش و دادن انرژی بصورت مستمر حفظ شود که این روند و کیفیت باعث ایجاد شکل های جذاب و اغلب همراه با پیچیدگی بطور همزمان می شود. لذا در یک کیهان زنده و ارگانیک، ارگانیسم ها و پدیده ها متفاوت با حالت قبل حرکت و پرش می کنند و بعد از پرش پدیده های متفاوت خلق می شوند و در یک گسترش غیرخطی به مرز هرج و مرج می رسند. (مانند دگردیسی کرم ابریشم شامل: تخم سیسی کرم – پیله – پروانه که در هر مرحله پرش، ایجاد دگردیسی در ارگانیسم می نماید.)

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

17- نظریه هرج و مرج یا آشفتگی (آشوب)

اتفاقات کوچک موجب رخ دادن اتفاقات بزرگ می شود، به نظر لارنز به دلیل وجود آشفتگی، تغییرات آب و هوایی را نمی توان پیش بینی کرد و همیشه این پیش بینی ها تقریبی است. از این زمان به تدریج ریاضی آشفتگی و علم آشفتگی مطرح شد.

18- هندسه فراکتال، نا اقلیدسی

واژه فراکتال مشتق از واژه فراکتوس به معنی سنگی است که به شکل نامنظم شکسته و خرد شده است. در سال 1976 برای اولین بار توسط بنوئیت مندلبرات مطرح شد. فراکتالها شکل هایی هستند که بر خلاف شکل های هندسی اقلیدسی به هیچ وجه منظم نیستند، اما از الگوی ریخت شناسی پیروی می کنند.

19- خود تشابهی

طبیعت، از درختان تا کهکشانها خود را همچون جریانی از اشکال خود شبیه به نمایش می گذارد. خود شبیه بودن به این معنا نیست که تناسبات نسبی بین وجوه شکل و زوایای داخلی ثابت بماند. کوچک کردن یک سند چاپی یا یک دستگاه کپی، یک تغییر شکل خود شبیه است. اگر شیئی بطور نامساوی در یک یا چند بعد تغییر یابد آنگاه تغییر خود وابسته خواهد بود. در یک تغییر خود وابسته ممکن است زوایای داخلی شکل یا تناسبات نسبی وجوه اشکال عین هم نباشد اما ریتم آن قابل اندازه گیری و سنجش باشد.

20- معماری غیرخطی

بر خلاف این تصور که درک فیزیک ما از طبیعت بیشتر بر پایه معادلات خطی می باشد حقیقت اینکه سیستم های خطی و غیرآشوبی بسیار کمیابند وضوحا به چشم می خورد. فقط پدیده های ماشینی را می توان با استفاده از معادلات خطی توضیح داد و بقیه طبیعت از این طریق قابل توضیح نیست. پس مشخصاً در معماری هزاره سوم و انتهای هزاره دوم دلیل رویارویی با پدیده های معماری موجها، پیچشی ها، غیرخطی بودن، و بازخوردها کاملا در آثار معماران آشکار می باشد.

21- منطق خاکستری فازی Fuzzy

در سالهای 70 مطرح شد که بر خلاف منطق کلاسیک که در آن قضایا سیاه و سفید بودند، دو طرف مساله از هم جدا نمی شوند و هانند تفکر یانگ و یین که دو قطب مثبت و منفی و از هم تفکیک ناپذیرند، مرز مشخصی بین این دو قطب وجود ندارد. نطالعات هواشناسی و غیر قابل پیش بینی بودن آن؛ همانطور که ادوارد لورنز در این زمینه می گوید حرکت پروانه ای در برزیل در ایجاد طوفانی در تگزاس موثر است و بالعکس ولی این واقعیت را نمی توان پیش بینی کرد و همینطور نظریه همسو از قبیل جهان شبیه ساعت نیوتنی نیست بلکه مشابه ابر است که در پس این جملات کلیدی نظریه های آشوب و عدم قطعیت بیان می شود و همگی در راستای تثبیت هر چه بیشتر منطق خاکستری می باشد.

22- معماری سبز

در راستای مفاهیم توسعه پایدار مطرح می گردد که در آن حفظ محیط زیست، آسایش برای انسانها و مسایلی از این قبیل را در خود جای می دهد. ساختمانی که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامونی خود و در پهنه وسیع تر با منطقه و جهان داشته باشد. ساختمان سبز نامیده می شود. هدف از طراحی این ساختمانها کاهش آسیب بر روی محیط، منابع انرژی و طبیعت است. در راستای نیل به این هدف تکنیک های نوین با ملاحظات زیست محیطی جایگاه ویژه ای دارد. این تکنیک ها در جهت تامین کیفیت یک پارچه از نظر اقتصادی اجتماعی و محیطی و استفاده معقول از منابع طبیعی محدود و کاهش مصرف انرژی کمک نموده و باعث بهبود کیفیت محیطی می شود. این کیفیت اساس معماری پایدار می باشد که در این مقوله با معماری سبز مشترک می باشد.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

23- معماری پایدار

معماری باید جزئی کوچک از طبیعت پیرامونی ما باشد و باید بعنوان بخشی از یک اکو سیستم عمل نماید و در چرخه حیات قرار گیرد. نقد این معماری بر تخریب های بزرگی است که دنیای مدرن بر جا گذاشته؛ از نابودی جنگلها تا انقراض بیش از 27000 گونه زیستی در سال. در این میان ساخت و ساز که جزء صنایع بزرگ در استخدام نیروی انسانی می باشد، باعث از بین بردن زمین های کشاورزی، فرسایش خاک و آلوده شدن محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم شده و بر بحران انرژی نیز دامن زده است. از سرفصل های مهم معماری پایدار، معماری های تک با تمرکز بر محافظت از محیط زیست و معماری انرژی و معماری سبز می باشد.

24- اکوسیستم

گردآوری اجزاء و روشهایی که تشکیل دهنده و حاکم بر رفتار برخی زیرمجموعه های فضای زیستی می باشند. مفهوم ادراک شده این واژه معمولاً برای اشاره به عناصر حیاتی و غیرحیاتی و تعامل آنها با یکدیگر در محیط های تعریف شده و بدون در نظر گرفتن محدودیتهای ذهنی در خصوص بزرگ یا کوچک بودن آن منطقه به کار می رود.

25- معماری بیونیک

هنر به کارگیری دانش سیستم های زنده در حل مسایل فنی، بیونیک نام دارد. نقطه تمرکز معماری بیونیک استفاده ی به جا از موادی در طبیعت است که موجب استحکام ساختمان و ایجاد تنوع و آرامش در فضا می شود. گرچه به نظر می رسد بهترین روش، تقلید مستقیم از طبیعت است اما این کار غالباً به دو دلیل مشکل است: اول تفاوت مقیاس و ابعاد ساختارهای ریز طبیعت با ساختارهای معماری. دوم از بین رفتن هویت ساختمانی با تقلید مستقیم از طبیعت .

علت مخالفت برخی با افزایش گرایش به سبک بیونیک به علت آسان بودن و عدم استفاده از ایده های نو در طراحی است. اما این دسته از مخالفان هرگز به پیچیدگیهای این سبک از طراحی دقت نمی کنند. یک اثر معماری بیونیک برای اینکه در فرایند تکامل باشد، باید به تمامی وجوه بر حوزه تامین نیاز و انطباق با موجود ملهم چیره گردد. در مباحث جدیدتری از مکتب بیونیک معماران با توجه به مسایل اکولوژیکی حتی پسماندهای ناشی از سکونت را بر برنامه ای مدون و به کمک تکنولوژی انبار، تصفیه و مورد استفاده قرار می دهند که در راستای تلفیق با معماری پایدار می باشد. سانتیاگو کالاتراوا از جمله مهمترین معماران این مکتب می باشد.

26- معماری تک

بزرگترین شاخصه معماری مدرن، برج سازی با عنوان سیطره تکنولوژی یعنی ساختاری در معماری که با تکنولوژی برتر شناخته می شود و در قالب معماری های تک مطرح شد. در دهه های اخیر با توجه به مشکلات مربوط به اکوسیستم ها و آسیبهای مخرب طبیعت، ساختارهای جدید از معماری تکنیکال مطرح شد. ادامه این روند باعث به وجود آمدن معماری اکوتک (ارگانیسم های زنده و پویا در ساختار اجتماعی) و مبحث جدید ارگانتیک و در نهایت معماری بیومومنتیک (ترکیبی از زیست ساختارشناسی و معماری با تکنولوژی برتر) شد. به این مجموعه، عنوان معماری های تک گفته می شود.

27- معماری اکوتک

قابلیت ساختمان برای تلفیق عوامل محیطی و جوی و تبدیل آنها به صورت کیفیتهای فضایی و آسایش و فرم، بعنوان اکولوژی تعریف می شود. هدف از معماری اکوتک (اکولوژی+ تکنولوژی) آن است که در کنار استفاده حداکثر از عوامل طبیعی و محیطی به همراه فناوری روز دنیا، بالا بردن سطح کیفیت زندگی برای آیندگان را دنبال کنیم.

28- پوزیتیویسم

فلسفه عملی و مثبت نگری به عوم و فنون جدید و اختراعات ( Thechno file) این اصطلاح به افرادی که علاقه بسیار به استفاده و عدم ترس از تکنولوژی دارند نیز گفته می شود و واژه متضاد آن در عمل و معنی اصطلاح Thechno phone است.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

29- معماری روبوتک

تکنولوژی استفاده از سازه های هوشمند و کامپیوتر و دستگاه های حس گر و ترکیب آن با فرایند معماری متامورف. مقایسه این سبک معماری با سبکهای قبل از آن کاری غیر ممکن است. اهداف این معماری ساخت یک سری روباتهای هوشمند است که می تواند شکل و ساختار خود را بر حسب نیاز تغییر دهد. این سازه های روبوتک از یک سری خرده سازه یا به عبارت دیگر خرده ربات ساخته شده که در اصطلاح به آن سازه های روباتی یا ماژولهای هوشمند گفته می شود. این سازه می تواند تحت تاثیر و فرمانهای مغز هوشمند مصنوعی قرار گرفته و یک پیکره خاص مورد نظر ایجاد کند و یا یک سطح یا کف یا سقف را بعنوان دیواره ها و گاهی حتی به صورت مبلمان جلوه دهد.

30- معماری دینامیک

این معماری مدام به دنبال تغییر شکل و کالبد خود است. همزمان با اینکه ساختمان با اینکه ساختمان طی محورهای مختلفی حرکت می کند، فرم کلی ساختمان نیز به طور مداوم در حال تغییر و تحول است و نماهای متفاوت از زوایای متفاوت را به ارمغان می آورد. این رویکرد جدید در واقع نوعی رقابت با معماری معاصر است که تا به حال تمام اتفاقات آن بر اساس قانون گرانش زمین بوده است.

معماری دینامیک سمبل فلسفه جدیدی خواهد بود که سیمای شهر و ایده زندگی ما را تغییر خواهد داد و بناها دارای بعد چهارمی به نام زمان خواهند شد. بناها شکل های سلبی نخواهند داشت و شهرها بسیار سریعتر از آنچه تصور می کنیم تغییر خواهند کرد.

31- بیومنتیک

ترکیبی از زیست ساختارشناسی و معماری با تکنولوژی برتر که انسان را بعنوان طراح این تکنیک ها تعریف می کند.

32- معماری هوش مصنوعی

این ساختمانها با تکنولوژی بالا و فناوری پیشرفته ساخته شده و از همان بدو طراحی رفتارهای سازه های هوشمند مصنوعی درنظر گرفته می شود. ادامه این حرکت را می توان گستره ورای فن آوری برتر دانست که به گونه ای در شرایط و اقلیم های مختلف و بر اساس شرایط محیطی داخل و خارج و نیازها، قابلیت تغییر در جهت و فرم را داشته باشند. این تکنولوژی در فرایند روبوتیک در معماری ما را قادر به ساخت و طراحی ساختمانهایی خواهد کرد که قابل ترمیم و تعمیر و یا حتی آسیب شناسی و شناسایی پتانسیل های منطقه و تطبیق با آنها را خواهند داشت که مطمئنا بر اساس بعد چهارم یعنی زمان در فرایند تکامل طرح، پایه گذاری شده اند.

33- معماری مجازی

«در عصر مدرن در ساختمانهای مدرن باید زندگی کرد.» اما امروزه در گذر از صنعت در آستانه موج چهارم قرار داریم. عصری که آن را عصر اطلاعات می خوانند. در عصر اطلاعات باید در ساختمانهای هوشمند زندگی گنیم (در عصر الکترونیک باید در ساختمان های دیجیتال زندگی کنیم – در عصر کامپیوتر باید در ساختمانهای مجازی زندگی کنیم!!!!) به هر حال باید گفت که مجازی سازی ناگزیر عصر ماست و این موج تاثیرات خود را گذرانده است. از زیر مجموعه های معماری مجازی می توان معماری متامورف، معماری ناپایدار، معماری تکاملی، معماری سایبر و فضای سایبر را نام برد.

34- معماری سیال در فضای سایبر

آن معماری که وجوه ظاهری اش منوط به علایق بیننده باشد و در حکم معماری است که برای استقبال از مخاطب باز شده و برای دفاع از او بسیته می شود. در این عرصه ما شاهد تولد یک حیطه فعالیت و فضای جدید هستیم که درگذشته وجود نداشته است. معماری سیال در فضای سایبر یک معماری فاقد ماده است. معماری است که با عناصر انتزاعی اش مدام در حال تغییر است و معماری است که به موسیقی گرایش دارد. در معماری سایبر کاربر با یک فضای ایستای بی روح که فقط اعمال خاصی را انجام می دهد مواجه نیست بلکه برعکس او در تجربه کردن فضای سایبر با پدیده ای روبرو می گردد که مدام بر اثر علتهای گوناگون تغییر می یابد و البته خود او نیز در این تغییرات موثر وفعال است.

معماری هزاره سوم  و 40 معنا در آن

35- معماری دیالکتیک

روند رشد دیالکتیک یعنی اینکه در روند رشد پدیده ها، هر پدیده ضد خود را در خویش می پروراند و ترکیبی از شئی «فضای تهی» باعث به وجود آمدن ترکیبهای زیبای حجمی و فرمی شده را به وجود می آورد. اما معماری دیالکتیک رهیافتی بر تجسم و تحقق معماری کالبدی بر پایه فن آوری واقعیت مجازی می باشد. معماری مجازی بنیانی است برای ترکیب تجسم و طراحی به کمک فن آوری واقعیت مجازی با هدف کاهش محدودیتهای محیط و ایجاد روش های رایج متداول که در طراحی معماری باید در نظر گرفته شود.

36- معماری متامورف

معماری متا به عنوان یکی از جدیدترین رویکردهای معماری محسب می شود که از طریق الگوریتمی و کدبندی های ژنتیکی مبتنی بر اصول مرفولوژی به خلق فضاهای شناور سیال و پویا می پردازد. این گونه معماری فرافضا به علت هماهنگی با اصول مرفولوژیک می تواند به سازماندهی و پردازش اطلاعات ذهنی طراح، در فرایند طراحی معماری کمک کند و گونه ای خود هم سازی، در معماری را به وجود بیاورد.

معماری با اصول مرفولوژی که به مطالعه شکل ظاهری و فرم اندامگان و ویژگی ساختار زیستی آن ها می پردازد، آمیخته شده تا فضایی بیش از سه بعد را تجربه کند. امکانات پیچیده گرافیکی کامپیوتر و پیشرفت در فناوری اطلاعات باعث سرعت گرفتن در خلق فضایی نسبتا پیچیده شده است تا در فضایی دیجیتالی تجربه ای نو را در اختیار انسان قرار دهد.

37- معماری آنتی تز (معماری تهی)

ترکیب معماری فرمال پایدار با معماری ناپایدار ماهوی مجازی باعث ایجاد مجموعه ای از طرحهای چند رسانه ای خواهد شد که از آن می توان به عصر خیال به اشتراک گذاشته یاد کرد. دورانی که تصور فضا زمانی جدید را نوید می دهد و پدیده حرکت در آن را به عنوان نیرویی موثر بر شکل گیری سنت جدید معماری می توان مطرح کرد. هنرمندان و معماران با استفاده از نرم افزارهای رایانه ای قادر گشته اند تا اشیاء مجازی را بپیچانند، بچرخانند و تغییر شکل دهند و شکل های متدرج و مرحله به مرحله ای به وجود بیاورند که تصور و تجسم آنها به روشهای سنتی همانند ترسیم و ساخت نمونه بیش از اندازه مشکل و یا به واقع ناممکن به نظر می رسد. این نوع معماری، معماری آنتی تز نام دارد.

38- معماری نئومدرن

نئومدرنیسم، ایدئولوژی و سبک و متدهای تبدیل کردن زندگی گذشته با ساختار پیچیده صنعتی هزاره سوم است و تا زمانیکه جهان دوم و سوم به کلی صنعتی شوند به طول خواهد انجامید. با توجه به لغت جدید نئومدرن، پیشروان این حرکت مبانی مدرن جدیدی را اصل قرار می دهند که تعریف انسان بیرون از هسته جهان خود را دگرگون می کند، دیدگاههای کارکرد گرایی را نفی می کند و به جای آن حالت متلاشی شده بی زمانی را قرار می دهد و این روشی از طراحی است که از طریق یک سری اجزا یا نشانه ها می توان به آن پی برد. نئومدرنیستها (که در ادامه پست مدرنیسم و باز زنده ساز آن با تغییراتی در مفاهیم هستند) را در هزاره سوم می توان زیبایی شناسانی دانست که صورت فرمهای مدرنیستی را باز می کنند تا ایجاد ناپایداری فرمال را با نکنولوژی جدیدی انجام دهند.

39- معماری نئورئالیسم

ساختاری فراتر از معماری یعنی ارتباط معماری با طراحی شهری ایده اصلی این سبک معماری می باشد. این نگاه می گوید هر ساختمان و بنا بر اساس عملکرد و کاربرد باید با فضاهای اطراف هماهنگ و همسو باشد و به طور کلی بنا جزئی از (شهرسازی شهری) به حساب می اید. نئورئالیسم شهری، به نحوی فرهنگ شهری جدیدی را برای بازشناخت بهتر هزاره جدید ارایه می دهد که شامل یک ساختار سیستماتیک و منحصر به فرد می باشد. بستر و مکتب مدرن با در نظر گرفتن ساختارهای ساختار شبکه های شهری با برقراری ارتباط میان بافت و ساختار شهر، بافت و بستر را به نمایش می گذارد. پس با ترکیب مواصع گفته شده و زیرساخت درنظر گرفتن معماری با بافت شهری، نگرش جدیدی به نام نئورئالیسم در ساختاری فراتر از معماری یعنی ارتباط معماری با طراحی شهری و شهرسازی که در پی تمرکز بر ارزشهای منطقه ایست باز می گردد.

40- معماری نانوتکنولوژی

پیشرفت های اخیر در زمینه میکروسکوپ و دیگر فن آوریها این امکان را به ما می دهد که ذرات را تا یکصدم بیلیونیوم متر ادراک، کنترل و تغییرات باور نکردنی در مصالح و فرایند ساخت و ساز ایجاد کنیم. خلق پوشش هایی به ضخامت یک اتم متشکل از ابرمتریالهای انرژی زا که همچون لباس ساختمان را در بر خواهند گرفت، معماران را قادر می سازد ساختمانهایی پیچیده با قوسهایی ظریف طراحی کنند که حمل کننده باطری های خورشیدی هستند و استودیوهای شخصی و تلفن های خورشیدی می توانند انرژی لباسهای ساختمان را برای شارژ باتری های خود در اختیار بگیرند.

این نتیجه بی نظیر دست یافتنی است، زیرا رفتارهای متفاوتی در مقیاس نانو دارند. در فضایی که در آن قوانین کوانتوم حاکم است می توان رنگ، فرم و ظاهر اشیاء را بسیار ساده تر از مقیاس ماکرو تغییر داد. خواص بنیادین نظیر استحکام، نسبت سطح به جرم، رسانایی و الاستیسیته می توانند طوری طراحی شوند که مصالح متفاوت و مهیجی را خلق کنند.

منبع: معنا در معماری - مرتضی ملکی

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید