امروز: پنج شنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۶ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 264317
۱۳۷۴
۱
۰
نسخه چاپی
موسیقی تراپی

موسیقی‌تراپی music therapy چیست؟

شناخت اغلب مردم از موزیک تراپی بیشتر از حدس هایی شکل می گیرد که در نتیجه ی تجربیات و احتمالاً تصورات شخصی خودشان با مواجهه با موسیقی در زندگی داشتند. مثلاً به محض شنیدن این واژه، فکر می کنند که مثلاً موزیک تراپیست کسی است که توی یک اتاق خالی نشسته و به بیمارش گفته است چشمهایش را ببندد و برایش موزیک آرامش بخش پخش میکند. شنیدن موسیقی هرچند میتواند بخشی از روش های درمانی رو شامل بشه، ولی مبحثی بسیار گسترده است

موسیقی‌تراپی music therapy چیست؟

به گزارش حقوق نیوز تراپی ها بعضاً در جهت پیشگیری می توانند عمل کنند. بطوری که با مشاهده ی اولین نشانه های بیماری، و پیش از رسیدن به مرحله ی حاد، یک تراپی میتواند بعنوان عامل بازدارنده برای پیشرفت بیماری عمل کند.

شناخت اغلب مردم از موزیک تراپی بیشتر از حدس هایی شکل می گیرد که در نتیجه ی تجربیات و احتمالاً تصورات شخصی خودشان با مواجهه با موسیقی در زندگی داشتند. مثلاً به محض شنیدن این واژه، فکر می کنند که مثلاً موزیک تراپیست کسی است که توی یک اتاق خالی نشسته و به بیمارش گفته است چشمهایش را ببندد و برایش موزیک آرامش بخش پخش میکند. شنیدن موسیقی هرچند میتواند بخشی از روش های درمانی رو شامل بشه، ولی مبحثی بسیار گسترده است.

موزیک تراپی فصل مشترک علوم فیزیک، پزشکی، روانپزشکی و موسیقی هست. در دانشگاهها معمولاً 50 درصد واحدهای مورد تدریس، موسیقی محض هست که نوازندگیِ حداقل یک ساز هم جزء پیش نیازهاش محسوب می شود. مباحث تئوریک سازها، تئوری موسیقی، گامهای کلاسیک، نت خوانی، هارمونی، سازشناسی عملی (کارگاه ساخت ساز)، تاریخ و سبک شناسی موسیقی، اتنو موزیکولوژی، نت نویسی، دیکته موسیقی، فرم در موسیقی، آنالایز، ورکشاپ ووکال وآشنایی با الکترواکوستیک مباحثی هستند که تدریس می شود.

دانلد هب Donald O. Hebb نوروسایکولوژیست (پژوهشگر اعصاب و روان) کانادایی معتقد بود که ساختار نوروتیک بافت های عصبی و مغز در اوایل زندگی ساختار نامنظم و رندُم دارند و در طول رشد به کمک اینپوت های حواس پنجگانه شکل می گیرند. هب با بسیاری از باورهای ما در مورد توارثی بودن بخش عظیمی از ساختارهای شخصیتی و فیزیولوژیک (حتی بهره هوشی) موافق نبود. نقش تحرکات محیطی (به لحاظ دریافتهای حواس پنجگانه) رو در سازمان یافتن سلولهای عصبی موثر می دانست. به عبارتی صدا (بعنوان یکی از تحرکات محیطی) از طریق ارگانیسم شنوایی میتواند در سازمان یافتن و نوع شکل گیری ساختار نوروتیک سیستم عصبی نقش داشته باشد. امروزه موزیک تراپیست ها با تکیه بر تئوری های هب برنامه های درمانی خودشون رو پیش می برند.

موزیک تراپی غیر فعال
در این روش، بیمار در فعالیت موسیقی (مثل ساز زدن و غیره) هیچ مشارکتی ندارد بلکه فقط شنونده است. طبق آزمایشات اخیر روی 240 بیمار اورگانیک (عضوی) در بیمارستان امهرتز Amherts با همکاری دانشگاه بافلوی امریکا، مشاهده شده که بیمارانی که تحت تراپی های موسیقیِ شنیداری بوده اند، ترمیم بافت های عضوی شان سریعتر عمل کرده است. در واقع هورمونها (مثل آدرنالین، پرولاکتین، کتکولامین، و . . .)، آنزیمها، رفلکسهای الکتریکی سیستم عضلانی و خیل عظیمی از تحرکات فیزیولوژیک که وابستگی مستقیم با سیستم عصبی دارند، با موسیقی قابل تحریک پذیری هستند و در نتیجه با پخش موسیقی کنترل شده و تشخیص کارشناسانه، می شود برای تسریع درمان کمک گرفت.

کاهش درد پیش از عمل جراحی، کار با دندان، کنترل فشار خون، دردهای پیش از زایمان، دایالیز، تحریکات تنفسی بیماران آسمی، کاهش عوارض جانبی داروها، کاهش اسپاسمهای عضلانی، تقلیل مدت استفاده از دارو، کاهش طول درمان، گاستریت و زخم معده (کنترل آنزیمهای گوارشی) و تقلیل در اختلالات عادت ماهانه مواردی هستند که جزء موارد درمان غیر فعال موزیک تراپی محسوب می شوند و اخیراً مورد استفاده های بسیاری پیدا کردند. شاید جالب باشه بدانیم که موسیقی حتی در وضعیت عدم هشیاری هم تحریکات خودش رو میتواند انجام دهد بطوری که با پخش موسیقی مناسب و کنترل شده بوسیله هدفون، طول مدت "کُما" در بیماران تحت کُما را به حداقل رساندند.
تسریع دوران نقاهت (دوره ی بعد از بیماری سنگین یا عمل جراحی که بدن بیمار در وضعیت روبه بهبود قرار دارد) و یا همان توان بخشی (در فارسی) یکی دیگه از پروسه هایی هست که موزیک تراپی میتواند به بیمار کمک کند.

موسیقی‌تراپی music therapy چیست؟


موزیک تراپی فعال
در این نوع تراپی، خود بیمار در شکل گیری موسیقی مشارکت دارد. این نوع از تراپی، عمدتاً روی بیمارانی که مشکلات نوروسایکوتیک (عصبی/ روانی) دارند، کاربرد دارد. در این روش ممکن است با تشویق بیمار به ساز زدن کار تراپی انجام شود، ممکن است بیمار با ساختن یک ساز (ولو ابتدایی) تراپی شود، ممکن است موسیقی بسازد، ممکن است صرفاً با استفاده از چند وسیله ی ابتدایی یا حتی لوازم خانگی ریتم کار کند، ممکن است تراپیست از طریق خوندن (ووکال) با بیمار کار کند . . . و همه ی اینها منوط به تشخیص کارشناسانه ی تراپیست است. مثلاً مشکل اغلب بیمارن اوتیستیک در عدم هماهنگی دو نیمکره مغز است. در این وضعیت، موزیک تراپیست با طرح برنامه ی نوازندگی یک ساز دو دستی (مثل پیانو) و تجویز آموزش متدهای موسیقی پلیفونیک، میتواند در طولانی مدت به هماهنگی دو نیمکره مغز بیمار کمک کند. البته در این وضعیت نیازی نیست که موزیک تراپیست نقش معلم موسیقی رو بازی کند، بلکه از یک معلم موسیقی که تحت نظر موزیک تراپیست بتواند به بیمار آموزش دهد، استفاده میکند.

در روش فعال، منظور از ساز الزاماً سازهای متداول و آشنای ما نیست. بلکه هرآنچه که تحت نوعی صدا بتواند مورد استفاده ی تراپی قرار بگیرد، میتواند بعنوان ساز استفاده شود.
استفاده ی ریتمیک از ساز، رَوشی است که اغلب در ارتباط با افزایش توانایی های حرکتی در نارسایی های عضلانی و حرکات تکانشی یک عضو استفاده می شود. آشنایی قبلی بیمار با موسیقی ضرورتی ندارد. ولی اگر این آشنایی موجب تعلق خاطر بیشتر بیمار با مقوله ی موسیقی و همکاری بیشتر بشود، طبعاً کار موزیک تراپی هم بهتر پیش خواهد رفت.


به رغم تصور اغلب ما، که فکر می کنیم موسیقی های مورد استفاده در تراپی باید آرامش بخش (Low Tempo) باشند، بعضاً موسیقی های (High Tempo) و حتی متال) هم ممکنه مورد استفاده ی درمانی قرار بگیره. مثلاً تراپیست برای کمک به حفظ تعادل رفتاری و هیجانی یک جوان (و یا حتی کودک) که تحت فشارهای عصبی محیط قرار داشته، ممکنه برای ایجاد برون فکنی فشارها از طریق موسیقی ریتمیک و حتی اگرسیو در حد موسیقی متال استفاده کنه (حالا چه فعال و چه غیر فعال). البته این در حالتی هست که بیماری شخص مورد نظر ریشه ی ارگانیک (عضوی( نداشته باشه.

دشواری کار موزیک تراپی، جدای از وسعت علوم مورد نیاز، در تنوع بی حدی هست که در استایل ها و ژانرهای موسیقی میشه سراغ داشت. یک موزیک تراپیست، ضمن تسلط به تمامی علوم پایه مربوط به این تخصص، از فرهنگ و سلیقه ی بیمار خودش در ارتباط با نوع موسیقی باید مطلع باشه! بطوریکه شاید یک تراپیست کارکشته ی ژاپنی نتونه در درمان یک بیمار آفریقایی موفق بشه (به لحاظ تفاوتهای فرهنگی در نوع موسیقی مورد استفاده ی بیمار).

موسیقی‌تراپی music therapy چیست؟


موسیقی شنیداری (غیر فعال) و افراد غیر بیمار
موزیک تراپی، موسیقی رو مثل یک گلوله ی انرژی می بیند که با شناخت صحیح می شود از همون گلوله انرژی، بهره گرفت. چون طبق آزمایشات متعدد اثبات شده که موسیقی تنها مقوله ای هست که هر دو نیمکره ی مغز رو با هم فعال میکند، بخشی از رفلکس های مغز در ارتباط با موسیقی، کاملاً غریزی هست، بنابر این، این گلوله ی انرژی میتواند مخرب هم عمل کند. درست مثل دارو که برای نجات جان بیمار ساخته شده، با استفاده ی اشتباه ممکن است نتیجه ی عکس دهد و جان شخص رو به خطر بیاندازد. اکثر افراد غیر بیمار در تشخیص نیاز حقیقی خودشان به موسیقی مشکل دارند. فاکتورهایی که در پایین آورده شده مواردی هستند که بلاتکلیفی در اونها، افراد عادی رو هم در طولانی مدت به ناهنجاری رفتاری، بی ثباتی خلقی و نهایتاً بیماری سوق می دهند:

  • نوع موسیقی (به لحاظ بار درونی موسیقی

  • مدت زمان مورد استفاده از موسیقی

  • شدت و حجم صدای مورد استفاده

  • ساعت مناسب در یک شبانه روز

  • تمرکز و گوش دادن به جای "شنیدن

  • حفظ هماهنگی و تعادل بین شرایط بیرونی و بار موزیکال قطعه مورد نظر

  • دریافتن سکوت بعنوان نیمی از عنصر موسیقی (یا به عبارتی گوش نکردن به موسیقی و پذیرش سکوت محض)


اغلب افراد به ظاهر سالم، تحمل سکوت در فضاهای داخلی رو ندارند. سکوتی که هم ارزش با تک تک نتهای صدا دار هست. این افراد به محض ورود به منزل، عادت کردند که با روشن کردن تلویزیون و یا پخش یک موسیقی، سکوت خونه رو بشکنند. این افراد در اصل موسیقی گوش نمی کنند، بلکه از موسیقی بعنوان سر و صدایی استفاده می کنند که بتونه سکوت رو براشون از بین ببره تا نتونند با خودشون (ضمیر خودآگاه خودشون) مواجه بشوند.

اینها در واقع موسیقی رو فقط می شنوند و هیچ تاثیری ازش نمی گیرند. مثل هر سر و صدای بیرونی و کم کم در دراز مدت ذهن اونها قدرک درک و بهره برداری از بار درونی موسیقی رو از دست می دهد. این اشخاص در طولانی مدت ضمن دچار شدن به ناهنجاری های رفتاری، از اختلالات فیزیولوژیک و بدنی هم بی نصیب نمی مانند.
اصولاً عادت، تحریک پذیری و حساسیت رو کاهش می دهد. این یک مکانیزم کاملاً طبیعی است. یکی از انگیزه های بالا بردن تدریجی دوز مواد اعتیاد آور توسط فرد معتاد در طی زمان هم همین می باشد. حتی استمرار در مصرف داروهای مسکن هم منجر به آداپته کردن بدن با داروی مورد نظر شده و در نتیجه با کاهش تحریک پذیری، فرد مجبور به افزایش دوز مسکن می شود.
موسیقی هم جدای از این مکانیزم نیست. با شنیدن های مداوم و کنترل نشده، فرد به مرحله ای میرسد که صرفاً جهت رفع اعتیاد از موسیقی استفاده میکند و از بار و غنای درونی اون بی بهره میماند؛ و در نتیجه عدم تعادل در واکنش های رفتاری و خُلقی کم کم خودشان را نشان می دهند

انتهای پیام

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید