امروز: سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۱۹ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 277773
۱۲۸
۱
۰
نسخه چاپی

خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟ | چگونه با یک خودشیفته رفتار کنید؟

خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟ | چگونه با یک خودشیفته رفتار کنید؟

خودشیفتگی چیست؟

خودشیفتگی توجه زیاد از حد به خود است، تا حدی که باعث می‌شود فرد نیازهای اطرافیانش را نادیده بگیرد. در حالی که هر کس ممکن است گه‌گاه حالاتی از خودشیفتگی را نشان دهد، خودشیفتگان واقعی غالبا دیگران یا احساسات ‌‌‌آن‌ها را نادیده می‌گیرند. ‌‌‌آن‌ها همچنین تاثیری را که رفتارشان روی دیگران دارد درک نمی‌کنند.

توجه به این نکته مهم است که خودشیفتگی یک صفت است، اما می‌تواند بخشی از یک اختلال شخصیتی بزرگ‌تر باشد. همه افراد خودشیفته، اختلال شخصیت خودشیفته یا همان بیماری خودشیفتگی را ندارند، زیرا این بیماری دارای یک طیف است. معمولا کسانی مبتلا به بیماری خوشیفتگی یا نارسیسیسم هستند که در بالاترین نقطه این طیف قرار دارند. در این شرایط، فرد حتما باید به روانپزشک مراجعه کند و تحت درمان قرار بگیرد.

اختلال شخصیت خودشیفته یا بیماری خودشیفتگی، یکی از انواع مختلف اختلالات شخصیتی و نوعی بیماری روانی است که در آن افراد دارای احساس مبالغه‌آمیز از اهمیت خود، نیاز به توجه زیاد و تحسین بیش از حد، روابط آشفته و عدم همدلی با دیگران هستند. اما در پشت این نقاب اعتماد به نفس شدید، عزت نفس شکننده‌ای نهفته است که در برابر کوچکترین انتقاد، آسیب می‌بیند. اختلال شخصیت خودشیفته باعث ایجاد مشکلاتی در بسیاری از زمینه‌های زندگی مانند روابط عاطفی، شغلی، مالی و… می‌شود. افراد خودشیفته انتظار دارند به طور مرتب از سوی دیگران تحسین شوند، و اگر این برخورد را از اطرافیانشان دریافت نکنند، کاملا غمگین و ناامید می‌شوند. ‌‌‌آن‌ها ممکن است روابطشان را بی‌ارزش و ناکافی بدانند و باعث شوند دیگران از بودن در کنار ‌‌‌آن‌ها لذت نبرند.

افرادی که علائم خودشیفتگی از خود نشان می‌دهند، اغلب می‌توانند بسیار جذاب و کاریزماتیک باشند. ‌‌‌آن‌ها معمولا بلافاصله در روابط‌شان، رفتار منفی نشان نمی‌دهند. افرادی که نشانه‌های نارسیسیسم دارند، معمولا دلشان می‌خواهد خود را با افرادی احاطه کنند که به تقویت غرورشان کمک می‌کنند. ‌‌‌آن‌ها روابطی ایجاد می‌کنند تا تصورات‌شان را در مورد خودشان تقویت کنند، حتی اگر این روابط سطحی باشد.

علائم اختلال شخصیت خودشیفته

علائم و نشانه‌های اختلال شخصیت خودشیفته و شدت علائم در افراد متفاوت است. مبتلایان به این اختلال می‌توانند:

  • - احساس اغراق‌آمیزی درباره اهمیت خود داشته باشند
  • - احساس می‌کنند استحقاق تحسین مداوم و بیش از حد دارند
  • - در استعداد‌ها و دستاوردهایشان اغراق می‌کنند
  • - انتظار دارند حتی بدون دستاورد قابل توجه، به عنوان فرد برتر شناخته شوند
  • - مشغول خیال‌پردازی پیرامون موفقیت، قدرت، درخشش، زیبایی و… هستند
  • - باور دارند که برتر هستند و باید با افرادی همان‌قدر خاص در ارتباط باشند
  • - انتظار لطف‌های ویژه و انطباق بدون چون و چرا با انتظاراتشان را دارند
  • - تمایل به بهره‌کشی و سواستفاده از دیگران برای رسیدن به مقاصدشان دارند
  • - در تشخیص نیازها و احساسات دیگران ناتوان هستند یا اصلا تمایلی به این کار ندارند
  • - به دیگران حسادت می‌کنند و باور دارند دیگران به ‌‌‌آن‌ها حسادت می‌کنند
  • - همزمان با خودستایی، رفتاری متکبرانه و مغرورانه دارند
  • - اصرار دارند از هر چیزی بهترینش را داشته باشند. مثلا بهترین دفتر کار یا بهترین خودرو
  • - مکالمات را در انحصار خود در می‌آورند و به افرادی که تصور می‌کنند پایین‌تر از خودشان هستند، با دیده تحقیر نگاه می‌کنند

خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟ | چگونه با یک خودشیفته رفتار کنید؟

در عین حال، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در تحمل هر چیزی که به عنوان انتقاد برداشت می‌کنند، مشکل دارند و رفتار‌های زیر را هم از خود نشان می‌دهند:

  • - در تنظیم احساسات و رفتار مشکل دارند
  • - وقتی توجه خاصی دریافت نمی‌کنند بی‌تاب یا عصبانی می‌شوند
  • - افسرده و بدخلق می‌شوند زیرا از نظر خودشان از حد کمال کوتاه آمده‌اند
  • - مشکلات بین فردی قابل توجهی دارند و به راحتی احساس کلافگی می‌کنند
  • - برای مقابله با استرس و سازگار شدن با تغییرات، مشکلات عمده‌ای را تجربه می‌کنند
  • - به طور پنهانی احساس ناامنی، شرم، آسیب‌پذیری و تحقیر دارند
  • - با عصبانیت یا تحقیر واکنش نشان می‌دهند و سعی می‌کنند فرد مقابل را کوچک جلوه دهند تا خودشان بهتر و کامل‌تر به نظر برسند

انواع خودشیفتگی

خودشیفتگی دو نوع مختلف دارد که رفتارهای توام با خودشیفتگی می‌تواند زیر مجموعه آن قرار بگیرد. این دو نوع می‌توانند صفات مشترک داشته باشند اما از تجربیات مختلف کودکی ناشی می‌شوند. انواع مختلف خودشیفتگی، باعث شیوه‌های مختلف رفتار افراد در روابط نیز می‌شود.

نوع اول، داشتن رفتارهای خودبزرگ بینانه است. افرادی که این رفتار را دارند، به احتمال زیاد در دوران کودکی با آن‌ها طوری رفتار شده که گویی از دیگران برتر یا بالاترند. این پیش فرض‌ها می‌توانند حتی با بالا رفتن سن نیز ‌‌‌آن‌ها را رها نکند. این افراد تمایل به رجزخوانی و نخبه‌گرایی دارند. مبتلایان به خودشیفتگی خود بزرگ بین، پرخاشگر و سلطه جو هستند و در اهمیت خود اغراق می‌کنند. ‌‌‌آن‌ها در ظاهر اعتماد به نفس فراوانی دارند.

نوع دوم، خودشیفته آسیب‌پذیر است و رفتارهای چنین افرادی معمولا نتیجه بی‌توجهی یا بدرفتاری در دوران کودکی آن‌ها است. افرادی که این رفتار را دارند، بسیار حساس ترند. رفتار خودشیفتگی به محافظت از ‌‌‌آن‌ها در برابر احساس عدم کفایت کمک می‌کند. چنین افرادی وقتی در جمع قرار می‌گیرند، حتما باید تحسین بشنود و وقتی دیگران با ‌‌‌آن‌ها طوری رفتار نکنند که انگار خاص هستند، احساس آزردگی یا اضطراب شدیدی می‌کنند.

تمام این رفتار‌ها در طیف خودشیفتگی قرار می‌گیرند. افراد براساس میزان بروز رفتار‌های خودشیفتگی در این طیف قرار گرفته و می‌توانند شخصیت سالم اما با میزان ملایمی از خودشیفتگی داشته باشند یا در انتهای طیف، یعنی اختلال شخصیت خودشیفته یا همان بیماری خودشیفتگی قرار بگیرند. برای بررسی وضعیت فرد و مشخص شدن جایگاهش در طیف خودشیفتگی تست‌‌های زیادی وجود دارد که با مراجعه به روانپزشک یا روانکاو، می‌توانید این تست‌ها را انجام دهید.

خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟ | چگونه با یک خودشیفته رفتار کنید؟

درمان خودشیفتگی

درمان اختلال شخصیت خودشیفته گفتگو درمانی (روان درمانی) است. در صورت داشتن سایر بیماری های روانی، ممکن است داروهایی هم برای درمان فرد تجویز شود. درمان اختلال شخصیت خودشیفته به روش گفتگو درمانی یا روان‌درمانی، می‌تواند از روش‌های زیر در بهبود فرد موثر باشد:

- ارتباط بهتر با دیگران را بیاموزد تا روابط فرد صمیمی‌تر، لذت‌بخش‌تر و مفیدتر باشد.
- دلایل احساسات خود را بفهمد و بداند چیزهایی که فرد را به سمت رقابت سوق می‌دهد، باعث می‌شود نسبت به دیگران بی‌اعتماد شود و خود و دیگران را تحقیر کند، دقیقا چیست.

حوزه تغییراتی که به فرد کمک می‌کنند تا مسئولیت پذیر باشد و یاد بگیرد:

- روابط شخصی و همکاری واقعی با همکاران را بپذیرد و حفظ کند.
- تأثیر مسائل مربوط به عزت نفس خود را درک و تحمل کند.
- صلاحیت و پتانسیل واقعی خود را بشناسد و بپذیرد تا بتواند انتقادات یا شکست‌ها را تحمل کند.
- توانایی‌هایش را در درک و تنظیم احساسات خود افزایش دهد.
- اشتیاق خود را برای اهداف دست نیافتنی و شرایط ایده‌آل از بین ببرد و آنچه را که قابل دسترس است را بپذیرد.

درمان در کوتاه مدت می‌تواند برای کمک به فرد در مدیریت استرس یا توانایی مقابله با بحر‌‌‌ان‌ها مفید واقع شود، یا به طور مداوم برای کمک به دستیابی و حفظ اهداف فرد ارائه شود. اغلب، حضور اعضای خانواده یا افراد قابل توجه دیگر در درمان می‌تواند مفید باشد. در مورد درمان دارویی هم، تا امروز هیچ دارویی به طور خاص برای درمان اختلال شخصیت خودشیفته مشخص نشده است. با این حال، اگر علائم افسردگی، اضطراب یا سایر بیماری‌ها وجود داشته باشد، داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی یا داروهای ضد اضطراب می‌توانند برای بهبود وضعیت فرد مفید باشند.

خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟ | چگونه با یک خودشیفته رفتار کنید؟

درمان خودشیفتگی با تغییر سبک زندگی

ممکن است فرد در مورد درمان موضع تدافعی داشته باشد یا فکر کند صحبت با یک روانپزشک یا روانکاو، برایش ضرورتی ندارد. ماهیت اختلال شخصیت خودشیفته همچنین می‌تواند این احساس را در فرد ایجاد کند که درمان ارزش زمان و توجهی که صرفش می‌کند را ندارد و ممکن است وسوسه شود تا جلسات روان‎درمانی را ترک کند. اما مهم است که شخص:

- ذهن خود را باز نگه دارد و بر مزایای درمان تمرکز کند

- به برنامه درمانی پایبند باشد. در جلسات برنامه ریزی شده درمانی شرکت کند و هر دارو را طبق دستور مصرف کند. لازم به ذکر است، این پایبندی و پشتکار ممکن است کار سختی باشد و فرد گاهی اوقات عقب‌نشینی کند

- روی هدف خود متمرکز باشد. با در نظر داشتن اهداف و یادآوری به خود، انگیزه‌اش را حفظ کند و برای ترمیم روابط آسیب دیده تلاش کرده و از زندگی خود رضایت بیشتری کسب کند.

- برای سومصرف الکل یا مواد مخدر یا سایر مشکلات بهداشت روانی به دنبال درمان باشد. اعتیاد، افسردگی، اضطراب و استرس می‌توانند یکدیگر را تشدید کنند و منجر به یک چرخه مشکلات عاطفی و رفتار ناسالم شوند.

نحوه تشخیص و رفتار با افراد خودشیفته

برای تشخیص اینکه با فردی خودشیفته سروکار دارید، این پرسش‌ها را در نظر بگیرید: آیا فرد طوری رفتار می‌کند که انگار دنیا حول او می‌چرخد؟ آیا برای جلب‌توجه‌اش باید حتما از او تعریف کنید؟ درصورت مخالفت‌تان سعی می‌کند شما را ساکت کند؟ آیا احساسات شما را در نظر نمی‌گیرد؟ آیا صحبت به‌تمامی به فرد مورد‌نظر ختم می‌شود؟ اگر پاسخ تمام این پرسش‌ها مثبت است، با فردی خودشیفته سروکار دارید.

سعی کنید با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کنید. البته این کار در حرف آسان‌تر است تا در عمل. باید بدانیم که با‌وجود اعتمادبه‌نفسی که خودشیفته‌ها در ظاهر به‌نمایش می‌گذارند، در اعماق وجودشان خبری از اعتماد به نفس نیست و در واقع برای همین است که آن‌ها دائما به تأیید و تمجید دیگران نیاز دارند.

مشخص کردن نیاز‌های خود

ارتباط با فرد خودشیفته نباید باعث آزار شما شود، به‌ویژه اگر با او صمیمی هستید، مثل همسر یا پدر و مادر، چون به‌ناچار زمان زیادی را با آن‌ها می‌گذرانید.

در واقع اگر از حمایت پیوسته‌ی آن‌ها مثل تأمین نیازشان به توجه، تأیید و تمجید پیوسته، و صبر بی‌پایان دیگر خسته و ناتوان شدید، بهتر است درباره‌ی این رابطه تجدیدنظر کنید. اگر با شما رفتار بدی را دارند، مثلا بازی‌تان می‌دهند، تحقیرتان می‌کنند و برای‌تان ارزشی قائل نیستند، بدون شک رابطه را پایان دهید، چون ارتباط با این افراد برای سلامت‌تان ضرر دارد.

پذیرفتن محدویت‌های آن‌ها

اگر فرد خودشیفته برای‌تان باارزش است، باید خودشیفتگی‌اش را بپذیرید. از او انتظار نداشته باشید که به شما توجه کنید و یا از شما حمایتی کند، چون در توانش نیست. با این کارتان دست‌کم سرخورده و ناامید نمی‌شوید، چیزی که باعث تخربی رابطه می‌شود.

تقویت ارزش وجودی‌تان به‌روش‌های دیگری

در حالت عادی ارزش انسان از درون او نشئت می‌گیرد، اما برخی برای تقویت ارزش وجودی‌شان نیاز دارند که دیگران آن‌ها را تایید کنند. برای دریافت چنین حمایتی سراغ خودشیفته‌ها نروید، زیرا آن‌ها از بروز آن ناتوان‌اند.

همچنین این موضوع را در نظر داشته باشید که حتی اگر درباره‌ی موضوع مهمی با آن‌ها صحبت کنید، نمی‌تواند اهمیت چیز‌هایی را که با آن‌ها در میان می‌گذارید را به‌درستی درک کنند. درواقع ممکن است از این موضوع برای بهره‌کشی از شما استفاده کنند؛ بنابراین درباره‌ی هرچیزی با خودشیفته‌ها صحبت نکنید.

واین را هم فراموش نکنید که فرد خودشیفته همیشه به یک چیز فکر می‌کند: «اول خودم.» پس شاید در برخورد با آن‌ها مجبور شوید برمبنای این اصل رفتار کنید.

هم‌ذات پنداری کردن با آن‌ها

سعی کنید با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کنید. البته این کار در حرف آسان‌تر است تا در عمل. باید بدانیم که با‌وجود اعتمادبه‌نفسی که خودشیفته‌ها در ظاهر به‌نمایش می‌گذارند، در اعماق وجودشان خبری از اعتماد به نفس نیست و در واقع برای همین است که آن‌ها دائما به تأیید و تمجید دیگران نیاز دارند.
افراد خودشیفته زندگی کامل و شیرینی ندارند، زیرا دامنه‌ی وسیعی از احساسات را در خود خاموش کرده‌اند.

انتظار خوشحالی و خشنودی نداشتن از فرد خودشیفته

فرد خودشیفته به‌دلیل غرور زیاد و خودبزرگ‌بینی، دیگران را در هر حالتی پایین‌تر از خودش می‌داند. ممکن است در کوتاه‌مدت نظر فرد خودشیفته را جلب کنید، اما امیدی به جلب رضایت یا اثرگذاری بر او در درازمدت نداشته باشید.

بهتر است انتقاد‌ها و ایرادگیری‌های آن‌ها را به‌دل نگیرید، چون این رفتار ناشی از نگرشی نامتعادل است. همچنین برای اثبات توانایی‌ها و امتیازات‌تان بحث نکنید، زیرا فرد خودشیفته برای آن‌ها گوش شنوا ندارد.

گوش دادن به حرف‌های او

در واقع می‌توان گفت که یکی از بهترین رفتار‌ها با فرد خودشیفته این است که حرف‌های او را به خوبی گوش کنید. فرد خودشیفته دوست دارد که به او توجه کنید، ولی اگر ببیند که به حرف‌های او گوش نمی‌دهید و توجهی به او ندارید، خشمگین و عصبانی میشود. البته هرچیزی حدی دارد. اگر هنگامی‌که برای‌تان ممکن نیست، انتظار دریافت توجه‌تان را دارد، از او بگذرید و خودتان را اذیت نکنید. به‌هرحال اگر به‌دنبال دوستی یا ارتباط با فردی خودشیفته هستید، باید برای گوش‌سپردن‌های طولانی به او آماده باشید.

رو راست بودن در تعریف‌و‌تمجید‌های خود

گاهی در فرد خودشیفته هم ویژگی‌هایی وجود دارد که می‌توان او را تمجید و تشویق کرد، بهتر است سراغ تمجید همین ویژگی‌ها بروید. به‌این‌ترتیب، حرف‌تان صادقانه به‌نظر می‌رسد و باعث می‌شود توجه فرد خودشیفته را جلب کنید.

مثلا اگر فرد خودشیفته خوب می‌نویسد، با گفتن «من روش بیانت رو دوست دارم؛ وقتی ایده‌هات رو روشن بیان می‌کنی، خیلی خوشم میاد!» روراستی در کلام‌تان مشخص خواهد بود؛ بنابراین فرد خودشیفته کمتر میل به ناسازگاری خواهد داشت.

لبخند زدن و سر تکان دادن

گاهی فرد در شرایطی قرار می‌گیرد که باید حرف‌های فرد خودشیفته را بشنود و نمی‌تواند از ا مهلکه بیرون برود، در این شرایط بهتر است فقط لبخند بزند و سر تکان دهد. د رحقیقت اگر نمی‌توانید از فرد خودشیفته دوری کنید و درعین‌حال نمی‌توانید به‌اندازه‌ی‌لازم از آن‌ها تعریف‌وتمجید کنید، بهترین گزینه سکوت است. البته سکوت موجب نمی‌شود ارزش‌تان در چشم فرد خودشیفته بیشتر شود، اما دست‌کم حسی از تأیید را منتقل می‌کند.

بیان انتقاد سازنده با عبارت‌هایی خوب

فرد خودشیفته، انتقاد تند و صریح را نمی‌پذیرد و در حقیقت انتقاد صریح تنها باعث می‌شود که بقیه افراد را حسود یا معمولی و کم‌ارزش ببینند. بهتر است از موقیعتی که باعث تحقیر می‌شود، دوری کنید، هرچند شاید دل‌تان خنک شود. طوری رفتار کنید که گویی فرد خودشیفته دستِ‌بالا را دارد.

  • منبع
  • مشوِرَپ
  • باشگاه خبرنگاران جوان

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید