امروز: جمعه, ۰۸ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۱۹ ذو الحجة ۱۴۴۲ قمری و ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 274609
۱۴۳۶
۱
۰
نسخه چاپی
هیپنوتیزم(Hipnotis )

هیپنوتیزم و اطلاعاتی درباره آن

هیپنوتیزم حالتی موقتی از ادراک تغییریافته است که توسط یک فرد در فردی دیگر ایجاد می شود و در او دسته ای از پدیده ها به شکلی خودبه خودی و یا در پاسخ به محرک های کلامی و یا دیگر محرک ها به وجود می آید

هیپنوتیزم و اطلاعاتی درباره آن

هیپنوتیزم حالتی موقتی از ادراک تغییریافته است که توسط یک فرد در فردی دیگر ایجاد می شود و در او دسته ای از پدیده ها به شکلی خودبه خودی و یا در پاسخ به محرک های کلامی و یا دیگر محرک ها به وجود می آید.

واژه‌شناسی هیپنوتیزم

هیپنوتیزم برگرفته از نام خدای خواب یونان باستان «هیپنوز» است. این واژه برای اشاره به ارتباط و تعامل میان دو فرد و یا فردی با گروهی به کار می رود که در آن یکی (هیپنوتیزم گر) سعی می کند بر ادراک، احساسات، افکار و رفتار دیگری (هیپنوتیزم شونده) تأثیرگذارد. هیپنوتیزم گر از هیپنوتیزم شونده می خواهد تا بر ایده ها و تصاویری خاص تمرکز کند و از این طریق سعی می کند به هدف مورد نظر خود دست یابد. انجمن پزشکی بریتانیا در سال ۱۹۹۵ تعریف زیر را برای هیپنوتیزم ارائه کرد:

هیپنوتیزم با کاهش دادن میزان تمرکز و دقت یک فرد مضطرب، برانگیختگی حسی و پاسخ دهی اعصاب او را کم می کند.

هیپنوتیزم حالتی موقتی از ادراک تغییریافته است که توسط یک فرد در فردی دیگر ایجاد می شود و در او دسته ای از پدیده ها به شکلی خودبه خودی و یا در پاسخ به محرک های کلامی و یا دیگر محرک ها به وجود می آید؛ این پدیده ها عبارتند از : تغییر در هشیاری و حافظه، افزایش تلقین پذیری و به وجود آمدن ایده ها و پاسخ هایی که در مقایسه با وضعیت عادی ذهنی برای فرد نامتعارف و نا آشناست. پدیده های دیگری چون بی حسی، فلجی و سفتی عضلات و تغییرات عروقی می تواند در حین حالت هیپنوتیزمی به وجود آید یا از بین برود».

در جریان هیپنوتیزم با کاهش نسبی برانگیختگی حسی و افت در پاسخ دهی سیستم عصبی مرکزی روبه رو هستیم، این فرایندی است که در مقابل عدم تمرکز و دقت فرد مضطربی که مدام محیط پیرامون خود را در جست وجوی خطری فرضی واکاوی می کند، قرار می گیرد. کلماتی را که هیپنوتیزم گر برای ایجاد این تاثیرات به کار می گیرد «تلقينات» می نامند.

تفاوت «تلقينات» هیپنوتیزمی با توصیه ها، درخواست ها و دستورات روزمره در این است که در تلقینات هیپنوتیزمی با پاسخ موفق هیپنوتیزم شونده به شکل رفتاری «خودکار» و «غیرارادی» سر و کار داریم.

در حقیقت «غیرارادی» بودن پاسخ که هیپنوتیزم شونده پس از خروج از حالت هیپنوتیزمی گزارش آن را می دهد، از دید بسیاری از محققین قابل اعتمادترین ملاک برای بودن فرد در حالت هیپنوتیزمی است. تقریبا تمام افرادی که هیپنوتیزم می شوند، می پندارند که پاسخ آن ها نتیجه ی عملکرد هیپنوتیزم گر است.

در حقیقت، این فرد هیپنوتیزم شونده است که با آمادگی ذهنی خود آغاز کننده ی عمل است. زمانی که تفکر انتقادی فرد به حالت تعلیق درآید، رفتاری تلقین شده به شکلی خودکار و بدون آن که سازوکارهای منطقی و ارزیابی کننده ی مغز در آن دخالتی داشته باشد، انجام می شود و زمانی که تلقینی پس از تلقین دیگر پذیرفته شد، قابلیت بیشتری برای قبول تلقينات مشکل تر پیدا می شود.

خلسه ی هیپنوتیزمی چیست؟

یکی از نکات محوری در تاریخ هیپنوتیزم این پرسش بود که آیا برای توضیح پدیده ی هیپنوتیزم لازم است آن را به حالتی خاص از ذهن و یا حتی حالتی تغییر یافته از عملکرد مغز ربط داد؛ به عبارت دیگر آیا فرد هیپنوتیزم شونده به وسیله ی هیپنوتیزم گر وارد حالت ویژه ی تغییر شکل یافته ی هشیاری یا «خلسه» می شود؟

پاسخ به این پرسش موجب به وجود آمدن دو نحله ی فکری در طول تاریخ شد، برخی با دادن جواب مثبت به این پرسش، عنصر ضروری فرایند هیپنوتیزمی را درون فرد جست وجو می کردند و تعریفی «سخت» از خلسه می کردند و برخی دیگر بر این باورند که حالت خاصی به نام حالت هیپنوتیزمی وجود ندارد و این عنصر را باید در محیط خارج و فضای روانی - اجتماعی پیرامون فرد جست وجو کرد.

آن ها چنین می گویند که افراد همانند بازیگران نمایشی هستند که برخی نقش های اجتماعی را به خود می گیرند و آن را بازی می کنند و رفتار آن ها تابعی از اطلاعات کسب شده درباره ی چنین نقش هایی است. پاسخ فرد هیپنوتیزم شده به زمینه ی اجتماعی وی، انتظارات و پیش فرض های ذهنی اش و تمایل او برای اجرای چنین نقشی بستگی دارد.

صرف نظر از این که کدام دیدگاه را بپذیریم اصطلاح «خلسه» می تواند کاربردی سودمند برای ارجاع به رفتار فرد در حالت هیپنوتیزم داشته باشد. معتقدین به دیدگاه دوم این اصطلاح را در شکل «نرم» خود به کار می برند که می توان آن را چنین تعریف کرد: «حالتی از بیداری که در آن توجه فرد از محیط پیرامونش گرفته می شود و جذب تجارب درونی خویش از قبیل احساسات، تصورات و تفکرات خود می شود». در این معنی «خلسه» پدیده ای روزمره همانند خیال بافی، مراقبه و یا مجذوب شدن در عملی چون مطالعه و گوش سپردن به موسیقی است.

در هیپنوتیزم می توانیم با چه تغییراتی روبه رو شویم؟

الف - کاهش تفکر انتقادی، اختلال در ارزیابی واقعیت و تحمل انحراف در واقعیت: در حالت هیپنوتیزمی جهت گیری کلی فرد در ارزیابی تجارب خود و معنی بخشی واقع بینانه به آن ها به میزان زیادی معلق می شود و تفکری ساده و غیر انتقادی جای آن را می گیرد. به موازات این تغییر، فرد آمادگی آن را پیدا می کند که تغییرات ادراکی و عقلانی را که به وسیله ی هیپنوتیزم گر القا می شود، بپذیرد.

ب - افزایش قدرت خیال پردازی: فانتزی ها و خیالات فرد تقویت می شود و گاه به عنوان واقعیت پذیرفته می شود.

ج - تغییر در عملکرد عضلات اختیاری: در پاسخ به تلقينات هیپنوتیزمی در عین حال که فرد نسبت به محیط پیرامونش آگاه است احساس می کند خودکار و غیر ارادی عمل می کند. به وسیله ی هیپنوتیزم می توان حالت سفتی و سختی و یا حالت فلجی را در این عضلات القا کرد.

د - تغییر در عملکرد عضلات غیرارادی، ارگان ها و غدد: تحقیقات نشان داده است که بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیک که در شرایط عادی خارج از کنترل آگاهانه است به وسیله ی تلقینات هیپنوتیزمی قابل تغییر است.

ه - تغییرات ادراکی و حسی: توهمات بینایی مثبت و منفی، کاهش یا افزایش حس، ایجاد تحریف در حس زمان از این جمله است.

و - تغییر در حافظه: فراموشی پس از هیپنوتیزم چه به شکل خود به خودی و یا در پاسخ به تلقين، پدیده ای شایع است. هیپنوتیزم می تواند موجب افزایش حجم مطالب به یاد آورده شود اما دقت خاطرات یادآوری شده را افزایش نمی دهد. به وسیله ی هیپنوتیزم می توان خاطرات کاذب را در ذهن فرد القا کرد.

ز- القای رؤیا: می توان دیدن رؤیا را به فرد تلقین کرد و می توان محتوی آن را به خود فرد واگذار کرد و یا آن که محتوی خاصی را به او تلقین کرد.

ح - القای نوشتن خودبه خودی: این نوع نوشتن می تواند بیانگر موضوع های نمادین و ناخودآگاه باشد و از همان قوانینی که در شکل گیری رؤیا دخالت دارد، تبعیت می کند. مدادی نرم در دست فرد در وضعیت نوشتن قرار می دهیم و دست او را روی کاغذ می گذاریم سپس به این صورت به او تلقین هیپنوتیزمی یا پس از هیپنوتیزمی می دهیم که پس از دیدن یا شنیدن علامتی دست او شروع به نوشتن می کند.

ط - تأثیر بر احساسات و هیجانات: می توان به فرد القا کرد که بخندد، لبخند بزند یا گریه کند. به طور معمول این تلقینات بیشتر پاسخی حرکتی ایجاد می کند و کمتر احساس خاصی را به وجود می آورد اما در افراد با تلقین پذیری بالا، احساسات واقعی نیز قابل به وجود آمدن است.

ی - واپس روی زمانی: تفاوت این پدیده با افزایش حافظه در این امر است که نه تنها وقایع گذشته با وضوح خاص به یاد آورده می شود بلکه فرد رفتاری حاکی از تجربه ی مجدد این رویداد دارد و به حالت روان شناختی که در زمان وقوع رویداد داشته است، بازمی گردد. خاطرات یاد آوری شده دقیقا اتفاقاتی نیست که در زمان کودکی رخ داده است و با اطلاعات زمان بزرگسالی آمیخته می شود.

استفاده ی درمانگر از این تغییرات بستگی به هدف درمانی، ویژگی های شخصیتی بیمار و مرحله ی درمان دارد. توصیه می شود به هیچ وجه از آن ها برای سرگرمی استفاده نشود. برخی از این تغییرات که دارای مبنایی علمی است توسط روانشناسی عوامانه تحریف شده است و برداشت های نادرستی از آن ها ارائه شده است. به طور مثال درباره ی واپس روی زمانی چنین ادعا شد که می توان فرد را به مرحله ی جنینی و یا حتی زندگی های قبلی وی - برای معتقدین به تناسخ - به عقب برد. ترکیب اعتقادات فردی، تلقینات ارائه شده و خاطراتی که به یاد آورده می شود به این نتیجه گیری نادرست دامن زده است.

هیپنوتیزم و اطلاعاتی درباره آن

در زمان هیپنوتیزم شدن در مغز فرد چه اتفاقی می افتد؟

تاکنون دلیل بیولوژیکی و فیزیولوژیکی که با استناد به آن بتوان به بودن فرد در حالت هیپنوتیزمی پی برد، یافت نشده است و همان طور که در بخش های دیگر توضیح داده شد قابل اعتمادترین ملاک در این باره گزارش خود فرد است؛ اما در حین هیپنوتیزم تغییرات غیر اختصاصی در عملکرد مغز به وجود می آید که در اینجا به اختصار به آنها اشاره می شود.

برای فعالیت مغز چهار سطح عملکردی از سوی صاحب نظران بیان شده است:

۱) بتا: امواج مغزی در این حال فرکانسی برابر یا بیشتر از چهارده سیکل در دقیقه دارد، این موج در حالت هشیاری کامل غلبه دارد و در آن با عملکرد طبیعی عقلانی و پاسخ های حرکتی و انعکاسی روبه رو هستیم. حالت های هیجانی مرتبط با این وضعیت خشم، ناراحتی، ترس، اضطراب، تعجب و گرسنگی است؛ همچنان که فرد به سوی حالت هیپنوتیزمی پیش می رود و آرامش بیشتری پیدا می کند نوع دیگری از امواج مغزی یعنی امواج آلفا غلبه پیدا می کند.

۲) آلفا: فرکانسی بین هفت تا چهارده سیکل دارد و در خواب سبک و حالت هیپنوتیزمی سطحی تا متوسط، غلبه دارد. این حالت آرامش و انفعال است که در آن توجه فرد به سمت درون معطوف می شود. حالت های روحی مرتبط با آن شامل لذت، سرخوشی و سرزندگی است.

۳) تتا: فرکانسی بین چهار تا هفت سیکل در دقیقه دارد و در مراحل اولیه ی خواب و سطوح متوسط تا عمیق هیپنوتیزمی غلبه دارد و در آن آرامش عمیق و خلاقیت وجود دارد. حالت های روحی مرتبط با آن رؤیاپردازی و آسایش خاطر عمیق و حالت تعلیق است. دو نوع موج تتا به این شرح است: یک نوع در حالت آرامش و خواب آلودگی دیده می شود و نوع دیگر مرتبط با اعمال ذهنی خلاقانه است و بیانگر عدم توجهی انتخابی به محیط پیرامون است و در آن قدرت حل مسئله ی فرد بالا می رود. نوع اخیر در مراحل عمیق هیپنوتیزم مشاهده می شود.

۴) دلتا: فرکانسی کمتر از چهار سیکل در دقیقه دارد و مشخصه ی آن خواب عمیق و بی خبری کامل فرد از محیط است. هیچ تجربه ی احساسی در این حال وجود ندارد. این نوع موج در حالت هیپنوتیزمی دیده نمی شود.

در هیپنوتیزم روندی چند مرحله ای در عملکرد مغز مشاهده می شود که در مرحله ی اول با توجه پیوسته و متمرکز روبه رو هستیم و در آن عملکرد نیمکره ی چپ مغز افزایش می یابد. در مرحله ی دوم منعی تدریجی در عملکرد این نیمکره رخ می دهد و در مرحله ی آخر نیمکره ی راست یا مغلوب غلبه می کند.

هیلگارد و همکارانش در افرادی که به شکلی عمیق هیپنوتیزم شده بودند افزایش فعالیت امواج آلفا را نشان دادند و مشاهده کردند که فعالیت این امواج در نیمکره ی غالب بیشتر است. این تفاوت به نفع فعالیت بیشتر نیمکره مغلوب در هیپنوتیزم است چرا که امواج آلفا به عنوان پارازیتی تلقی می شود که مغز در حال استراحت ولی هشیار تولید می کند. بنابراین میزان فعالیت کمتر امواج آلفا در نیمکره ی مغلوب، بیانگر فعالیت بیشتر این نیمکره است.

مطالعات اخیر بیان می کند که امواج تتا به ویژه در ناحیه ی پیشانی می تواند به تمایز افرادی که هیپنوتیزم پذیری بالا دارند کمک کند. افرادی که قابلیت هیپنوتیزم پذیری بالایی دارند نسبت به سایرین امواج تتای بیشتری تولید می کنند.

برخی مطالعات نشان داده اند که در حین هیپنوتیزم فعالیت ساختمان هایی از مغز مانند تالاموس و ساقه ی مغز که در برانگیختگی و توجه دخالت دارد، تعدیل می شود. جریان خون ساقه ی مغز در حالت آرامش کاهش می یابد و به هنگام جذبه و تمرکز افزایش می یابد. همچنین بین هیپنوتیزم پذیری فرد و فعالیت دستگاه دوپامینی رابطه ی مستقیمی مشاهده شده است. مطالعات تصویرنگارانه نشان داده اند که در حین هیپنوتیزم در نواحی پشتی مغز، جریان خون افزایش می یابد.

چه عواملی بر قابلیت فرد برای هیپنوتیزم شدن تأثیرگذار است؟

به طور کلی، افراد باهوش و دارای انگیزه ی قوی به علت توان بالا در تمرکز بهترین سوژه ها برای هیپنوتیزم شدن هستند. هیپنوتیزم پذیری در سنین ۹ تا ۱۳ سال بیشترین قابلیت را دارد. تفاوت معنی داری میان زنان و مردان دیده نشده است.

افراد عقب ماندهی ذهنی، کهنسالان، مبتلایان به روان پریشی و کودکان زیر ۶ سال که توان تمرکز کمی دارند نامزدهای خوبی برای هیپنوتیزم شدن نیستند، اما قابلیت تمرکز با آن که شرطی لازم برای هیپنوتیزم شدن است، کافی نیست و افرادی با توان تمرکز بالا گاه به دشواری هیپنوتیزم می شوند. گفتن این که افراد کم هوش قابلیت هیپنوتیزم پذیری کمی دارند انگیزه ی فرد را بالا می برد، چون همه دوست دارند جزء افراد باهوش تلقی شوند.

تفاوتی میان هیپنوتیزم پذیری زنان و مردان وجود ندارد.

افراد موشکاف و دارای ذهنیتی علم گرایانه به علت تجزیه و تحلیل وسواس گونه ی پاسخ های خود، به تلقینات پاسخ خوبی نمی دهند. معطوف کردن توجه فرد به سمت پاسخ های حسی یا حرکتی اش موجب افزایش ظرفیت پاسخ دهی او به تلقينات می شود، به طور مثال می توان چنین گفت: «توجهت را به انگشتان پا و پایت بده. دقت کن که چگونه احساس سنگینی در کفشهایت به وجود می آید. این احساس هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود».

تقریبا همه ی افراد این احساس سنگینی را درک می کنند و این آغازی می شود تا تلقینات بعدی هیپنوتیزم گر تأثیر خود را اعمال کند. پس از مکثی کوتاه می توان چنین ادامه داد: «حالا به ساعتت که بر مچ دست چپت بسته شده توجه کن. ساعتت نیز هر لحظه سنگین تر می شود.... خیلی سنگین. حالا دیگر سنگینی پاهایت را حس نمی کنی. این طور نیست؟ (سر تکان می دهد)... الان ساعتت را حس می کنی... درسته؟ (سر تکان می دهد)... بنابراین تو می توانی نسبت به حس های مختلفی که در بدنت وجود دارد آگاه باشی یا نباشی». همان گونه که در قبل اشاره شد هر گاه فرد حسی را پس از حس دیگر تجربه کند اعتقاد به تلقیناتی که پس از آن داده می شود، افزایش پیدا می کند.

اگر توجه بیمار به پاسخ های حسی یا حرکتی اش جلب شود به تلقینات بهتر پاسخ می دهد.

افراد دارای شخصیت های هیجانی و نمایشی که در روابط بین فردی درصدد جلب توجه هستند پاسخ خوبی به تلقينات هیپنوتیزم گرهای صحنه می دهند. در واقع این قدرت هیپنوتیزم گر صحنه نیست که فرد را وادار به رفتارهای خارق العاده می کند بلکه تمایل و انتظار سوژه برای روی دادن چنین رفتارهایی است که نقش تعیین کننده دارد.

هیپنوتیزم گر صحنه تمایل به تأثیرگذاری بر تماشاگران به وسیله ی حرکات دست، حالت چشم ها و کلمات خود دارد؛ ارائه ی چنین نمایشی موجب می شود این حقیقت که هیپنوتیزم در نتیجه ی تخیلات و تمایلات سوژه اتفاق می افتد، پنهان شود، او در واقع از تمایل سوژه برای جلب توجه دیگران هیپنوتیزم گر و تماشاگران بهره می برد.

وضعیت روحی و هیجانی بیمار گاه به عنوان مانعی برای هیپنوتیزم شدن عمل می کند. برخی به علت ترس خود آگاه یا ناخودآگاه از هیپنوتیزم قادر به متمرکز شدن نیستند. این بیماران می توانند ترس خود را به شکل خنده ی زیرلب یا با صدای بلند، تعریق و یا لرزش نشان دهند. درمانگر باید نسبت به این حالت ها حساس باشد و تا زمانی که آمادگی مناسب در بیمار به وجود نیامده است اقدام به انجام هیپنوتیزم نکند.

آیا هیپنوتیزم نوعی خواب است؟

در ابتدا چنین فرض می شد که هیپنوتیزم شکل غیرطبیعی «خواب گردی» است. خواب گردی پدیده ای است که در هنگام خواب رخ می دهد و فرد در حالتی منفک شده از پیرامون خویش دست به حرکاتی می زند و صحبت هایی می کند که در زمان بیداری خاطره ای از آن به یاد ندارد.

از آن جا که خواب گردی در مدت خواب رخ می دهد این برداشت خطا شکل گرفت که هیپنوتیزم باید نوعی خواب باشد. عامل دیگری که به این تفکر دامن زد نشان دادن فرد هیپنوتیزم شونده با چشمان بسته در عکس ها و فیلم ها بود.

در ظاهر هیپنوتیزم شبیه خوابگردی به نظر می رسد، اما مقایسه ی امواج مغزی در این در حالت نشان داده است که این دو با هم متفاوتند.

مطلبی که به فکر محققین اولیه نرسید این بود که شاید خواب گردی بیانگر ورود فرد به حالتی باشد که ارتباطی به خواب ندارد و بیشتر به بیداری شبیه است و علی رغم این که «خواب گردی» به عنوان اختلال خواب شناخته شده است، روند خواب تنها باعث تسهیل ورود به آن می شود.

خواب طبیعی با پاسخ دهی فرد به تلقينات سازگاری ندارد اما می توان از هیپنوتیزم برای خواباندن فرد استفاده کرد. در این حال وقتی که فرد بیدار شد هنوز در وضعیت هیپنوتیزمی به سر می برد و می تواند به تلقینات پاسخ دهد.

ثبت امواج مغزی در حالت هیپنوتیزمی نشان داده است که این امواج با امواجی که در حالت خواب به وجود می آید متفاوت است. به بیمار می توان چنین گفت که به هنگام شنیدن قطعه ای دلنشین از موسیقی، بستن چشم ها نه تنها موجب به خواب رفتن شنونده نمی شود بلکه باعث بالا رفتن تأثیرپذیری فرد از قطعه می شود؛ در زمان هیپنوتیزم نیز پدیدهای مشابه رخ می دهد و بستن چشم ها می تواند تمرکز فرد را بالا ببرد.

منبع: هیپونتیزم به زبان ساده - دکتر علی فیروزآبادی

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید