امروز: شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۸ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۳ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
کد خبر: 280291
۱۹۷
۱
۰
نسخه چاپی

تاریخچه رکود بزرگ آمریکا در 1929

تاریخچه رکود بزرگ آمریکا در 1929

تاریخچه رکود بزرگ

رکود بزرگ بدترین رکود اقتصادی در تاریخ جهان صنعتی بود که از سقوط بازار سهام در سال 1929 تا 1939 ادامه داشت. این رکود پس از سقوط بازار سهام در اکتبر 1929 آغاز شد که وال استریت را به وحشت انداخت و میلیون ها سرمایه گذار را از بین برد.

طی چندین سال بعد، هزینه‌های مصرف‌کننده و سرمایه‌گذاری کاهش یافت و باعث کاهش شدید تولید صنعتی و اشتغال شد زیرا شرکت‌های در حال ورشکست کارگران را اخراج کردند. در سال 1933، زمانی که رکود بزرگ به پایین ترین حد خود رسید، حدود 15 میلیون آمریکایی بیکار بودند و تقریباً نیمی از بانک های کشور ورشکست خورده بودند.

چه چیزی باعث رکود بزرگ شد؟

در طول دهه 1920، اقتصاد ایالات متحده به سرعت گسترش یافت و مجموع ثروت این کشور بین سال‌های 1920 و 1929 بیش از دو برابر شد، دوره‌ای که «دهه‌های خروشان بیستم» نامیده می‌شود.

بازار سهام، با مرکزیت بازار بورس نیویورک در وال استریت در شهر نیویورک، صحنه سفته بازی های بی پروا بود، جایی که همه از سرمایه گذاران میلیونر گرفته تا آشپزها و سرایداران پس انداز خود را در سهام می ریختند. در نتیجه، بازار سهام تحت گسترش سریع قرار گرفت و در اوت 1929 به اوج خود رسید.

در آن زمان، تولید کاهش و بیکاری افزایش یافته و قیمت سهام را بسیار بالاتر از ارزش واقعی خود بود. علاوه بر این، دستمزدها در آن زمان پایین و بدهی های مصرف کننده در حال افزایش بود، بخش کشاورزی اقتصاد به دلیل خشکسالی و کاهش قیمت مواد غذایی با مشکل مواجه بود و بانک ها وام های زیادی داشتند که قابل انحلال نبود.

اقتصاد آمریکا در تابستان 1929 وارد یک رکود خفیف شد، زیرا هزینه های مصرف کننده کاهش یافت و کالاهای فروخته نشده روی هم انباشته شدند، که به نوبه خود تولید کارخانه را کاهش داد. با این وجود، قیمت سهام به افزایش خود ادامه داد و تا پاییز آن سال به سطوحی رسید که با سودهای آتی مورد انتظار قابل توجیه نبود.

سقوط بازار سهام در سال 1929

در 24 اکتبر 1929، زمانی که سرمایه گذاران عصبی شروع به فروش انبوه سهام گران قیمت کردند، سرانجام سقوط بازار سهام که برخی از آن بیم داشتند اتفاق افتاد. رکورد 12.9 میلیون سهم در آن روز معامله شد که به «پنجشنبه سیاه» معروف است.

پنج روز بعد، در 29 اکتبر یا «سه شنبه سیاه»، پس از موج دیگری از وحشت که وال استریت را فرا گرفت، حدود 16 میلیون سهم معامله شد. میلیون‌ها سهم در نهایت بی‌ارزش شدند و آن دسته از سرمایه‌گذارانی که سهام را «در حاشیه» (با پول قرض‌گرفته شده) خریداری کرده بودند، کاملاً از بین رفتند.

از آنجایی که اعتماد مصرف کننده در پی سقوط بازار سهام از بین رفت، رکود در هزینه ها و سرمایه گذاری ها باعث شد کارخانه ها و سایر مشاغل سرعت تولید را کاهش دهند و کارگران خود را اخراج کنند. برای کسانی که به اندازه کافی خوش شانس بودند که شاغل بودند، دستمزدها و قدرت خرید کاهش یافت.

بسیاری از آمریکایی هایی که مجبور به خرید نسیه شده بودند، دچار بدهی شدند و تعداد سلب مالکیت و بازپس گیری به طور پیوسته افزایش یافت.

اداره هوور

علی‌رغم تضمین‌های رئیس جمهور هربرت هوور و دیگر رهبران مبنی بر اینکه بحران روند خود را طی خواهد کرد، اوضاع در سه سال آینده بدتر شد. تا سال 1930، 4 میلیون آمریکایی که به دنبال کار بودند، نتوانستند آن را پیدا کنند. این تعداد در سال 1931 به 6 میلیون نفر افزایش یافت.

در همین حال، تولید صنعتی کشور به نصف کاهش یافته بود. صف‌های نان، سوپ‌پزخانه‌ها و افزایش تعداد بی‌خانمان‌ها در شهرهای آمریکا بیشتر و بیشتر رایج شد. کشاورزان توانایی برداشت محصول خود را نداشتند و مجبور شدند آنها را در مزارع در حال پوسیدگی رها کنند در حالی که مردم در جاهای دیگر گرسنه می‌ماندند. در سال 1930، خشکسالی های شدید در دشت های جنوبی بادهای شدید و گرد و غبار را از تگزاس به نبراسکا آورد و باعث مرگ مردم، دام ها و محصولات کشاورزی شد.

نفس کشیدن در گرد و غبار الهام باعث مهاجرت دسته جمعی مردم از زمین های کشاورزی به شهرها در جستجوی کار بود.

در پاییز 1930، اولین موج از چهار موج وحشت بانکی آغاز شد، زیرا تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران اعتماد خود را به پرداخت بدهی بانک‌های خود از دست دادند و تقاضای سپرده‌های نقدی داشتند و بانک‌ها را مجبور به نقد کردن وام‌ها برای تکمیل ذخایر نقدی ناکافی خود کردند.

مدیریت پیچ خورده بانک‌ها در بهار و پاییز 1931 و پاییز 1932 دوباره ایالات متحده را فرا گرفت و تا اوایل سال 1933 هزاران بانک درهای خود را بسته بودند.

در مواجهه با این وضعیت وخیم، دولت هوور سعی کرد از بانک‌ها و سایر مؤسسات در حال ورشکستگی با وام‌های دولتی حمایت کند. ایده این بود که بانک ها نیز به نوبه خود به مشاغل وام بدهند تا بتوانند کارمندان خود را دوباره استخدام کنند.

تاریخچه رکود بزرگ آمریکا در 1929

روزولت انتخاب شد

هوور، یک جمهوری خواه که قبلا به عنوان وزیر بازرگانی ایالات متحده خدمت کرده بود، معتقد بود که دولت نباید مستقیماً در اقتصاد دخالت کند و مسئولیت ایجاد شغل یا ارائه تسهیلات اقتصادی برای شهروندان خود را ندارد.

با این حال، در سال 1932، در حالی که کشور در اعماق رکود بزرگ فرو رفته و حدود 15 میلیون نفر بیکار بودند، فرانکلین دی. روزولت دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.

در روز افتتاحیه (4 مارس 1933)، به هر ایالت ایالات متحده دستور داده بود که تمام بانک های باقی مانده در پایان موج چهارم هراس بانکی تعطیل شوند و خزانه داری ایالات متحده پول نقد کافی برای پرداخت حقوق همه کارکنان دولتی را نداشت. با این وجود، روزولت(همانطور که او شناخته می‌شد) انرژی آرام و خوش‌بینی را نشان داد و به طور معروف اعلام کرد: «تنها چیزی که باید از آن بترسیم خود ترس است.

روزولت برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی کشور اقدام فوری انجام داد و ابتدا یک "تعطیلات بانکی" چهار روزه را اعلام کرد که طی آن همه بانک ها تعطیل می شوند تا کنگره بتواند اصلاحات قانونی را تصویب کند و بانک هایی را که مصمم به استواری هستند بازگشایی کند. او همچنین در یک سلسله گفت‌وگوها مستقیماً از طریق رادیو با مردم صحبت کرد و به اصطلاح «چت‌های کنار آتش» را برای بازگرداندن اعتماد عمومی انجام داد.

در طول 100 روز اول ریاست جمهوری روزولت، دولت او قانونی را تصویب کرد که هدف آن تثبیت تولید صنعتی و کشاورزی، ایجاد شغل و تحریک بهبود بود.

علاوه بر این، روزولت به دنبال اصلاح سیستم مالی بود و شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC) را برای محافظت از حساب های سپرده گذاران و کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) را برای تنظیم بازار سهام و جلوگیری از سوء استفاده هایی از نوعی که منجر به سقوط 1929 شد، ایجاد کرد.

معامله جدید: راهی به سوی بهبودی

از جمله برنامه‌ها و موسسات معامله جدید که به بهبودی از رکود بزرگ کمک کرد، اداره دره تنسی (TVA) بود که سدها و پروژه‌های برق آبی را برای کنترل سیل و تامین برق منطقه فقیرانه دره تنسی و پروژه پیشرفت کار ساخت. اداره پیشرفت کار (WPA)، یک برنامه مشاغل دائمی که 8.5 میلیون نفر از سال 1935 تا 1943 را استخدام کرد تنظیم نمود.

زمانی که رکود بزرگ شروع شد، ایالات متحده تنها کشور صنعتی در جهان بود که هیچ گونه بیمه بیکاری یا تامین اجتماعی نداشت. در سال 1935، کنگره قانون تامین اجتماعی را تصویب کرد که برای اولین بار بیکاری، از کارافتادگی و مستمری بازنشستگی را برای آمریکایی ها فراهم کرد.

پس از نشان دادن نشانه‌های اولیه بهبود در بهار 1933، اقتصاد در طول سه سال آینده به بهبود ادامه داد و در طی آن تولید ناخالص داخلی واقعی (تعدیل شده با تورم) با نرخ متوسط 9 درصد در سال رشد کرد.

یک رکود شدید در سال 1937 اتفاق افتاد که تا حدی ناشی از تصمیم فدرال رزرو برای افزایش نیازهای خود به پول ذخیره بود. اگرچه اقتصاد دوباره در سال 1938 شروع به بهبود کرد، این انقباض شدید دوم بسیاری از دستاوردهای تولید و اشتغال را معکوس کرد و اثرات رکود بزرگ را تا پایان دهه طولانی نمود.

سختی های دوران رکود به ظهور جنبش های سیاسی افراطی در کشورهای مختلف اروپایی، به ویژه رژیم نازی آدولف هیتلر در آلمان، دامن زد. تهاجم آلمان منجر به شروع جنگ در اروپا در سال 1939 شد و WPA یا اداره پیشرفت کار توجه خود را به تقویت زیرساخت های نظامی ایالات متحده معطوف کرد، حتی با وجود حفظ بی طرفی این کشور.

آمریکایی های آفریقایی تبار در رکود بزرگ

یک پنجم همه آمریکایی هایی که در طول رکود بزرگ از کمک های فدرال دریافت می کردند سیاه پوست بودند، اکثر آنها در مناطق روستایی جنوب بودند.

اما مزرعه و مشاغل خانگی، دو بخش عمده ای که کارگران سیاهپوست در آن به کار گرفته می شدند، در قانون تامین اجتماعی 1935 گنجانده نشدند، به این معنی که در زمان عدم اطمینان، هیچ شبکه ایمنی وجود نداشت و آن دسته از برنامه های امدادی که سیاه پوستان بر روی کاغذ واجد شرایط بودند، در عمل مملو از تبعیض بودند، زیرا همه برنامه های امدادی به صورت محلی اجرا می شدند.

با وجود این موانع، «کابینه سیاه» روزولت، به رهبری مری مک‌لئود بتون، اطمینان حاصل کرد که تقریباً هر آژانس معامله جدید یک مشاور سیاه پوست دارد. تعداد آمریکایی های آفریقایی تبار که در دولت کار می کردند سه برابر شد.

زنان در رکود بزرگ

یک گروه از آمریکایی ها بودند که در دوران رکود بزرگ شغل پیدا کردند: زنان. از سال 1930 تا 1940، تعداد زنان شاغل در ایالات متحده 24 درصد از 10.5 میلیون به 13 میلیون افزایش یافت، اگرچه آنها به طور پیوسته برای چندین دهه وارد نیروی کار شده بودند، اما فشارهای مالی رکود بزرگ باعث شد که زنان به دنبال شغل باشند زیرا نان آوران مرد شغل خود را از دست دادند. کاهش 22 درصدی نرخ ازدواج بین سال‌های 1929 و 1939 نیز باعث افزایش تعداد زنان مجرد در جستجوی شغل شد.

زنان در دوران رکود بزرگ یک مدافع قوی در بانوی اول النور روزولت داشتند، که از همسرش برای حضور زنان بیشتر در منصب لابی می کرد - مانند وزیر کار فرانسیس پرکینز، اولین زنی که تا به حال در کابینه قرار گرفت.

مشاغلی که برای زنان در دسترس بود، حقوق کمتری داشتند اما در طول بحران بانکی پایدارتر بودند: پرستاری، تدریس و کار خانگی.

آنها با افزایش نقش منشی دولت روزولت که به سرعت در حال گسترش است جایگزین شدند. اما یک نکته وجود داشت: بیش از 25 درصد از کدهای دستمزد اداره بازیابی ملی، دستمزدهای کمتری را برای زنان تعیین می‌کرد و مشاغل ایجاد شده تحت WPA زنان را به رشته‌هایی مانند خیاطی و پرستاری محدود می‌کرد که حقوق کمتری نسبت به نقش‌های اختصاص داده شده برای مردان داشتند.

زنان متاهل با مانع دیگری روبرو بودند. تا سال 1940، 26 ایالت محدودیت هایی به نام منع ازدواج برای استخدام خود وضع کرده بودند. همسران متاهل به عنوان سلب مشاغل از مردان توانا تلقی می شد. حتی اگر، در عمل، مشاغلی را اشغال می کردند که مردها نمی خواهند و آنها را با دستمزد بسیار کمتر انجام می دادند.

رکود بزرگ به پایان می رسد و جنگ جهانی دوم آغاز می شود

با تصمیم روزولت برای حمایت از بریتانیا و فرانسه در مبارزه با آلمان و دیگر قدرت های محور، تولیدات دفاعی تجهیز شد و مشاغل بیشتر و بیشتری در بخش خصوصی ایجاد کرد.

حمله ژاپنی ها به پرل هاربر در دسامبر 1941 منجر به ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم شد و کارخانه های این کشور به حالت تولید کامل بازگشتند.

این تولید صنعتی رو به گسترش و همچنین سربازگیری گسترده که در سال 1942 آغاز شد، نرخ بیکاری را به زیر سطح قبل از رکود کاهش داد. رکود بزرگ سرانجام به پایان رسیده بود و ایالات متحده توجه خود را به درگیری جهانی جنگ جهانی دوم معطوف کرد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید