امروز: سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی

سندروم مونشهاوزن | افرادی که همیشه خود را به مریضی می زنند!

سندرم مونشهاوزن، که نوعی اختلال ساختگی است، یک اختلال روانی است که در آن شخص به صورت مکرر و عمدا به بیماری فیزیکی یا روحی تظاهر می کند در حالی که واقعا بیمار نیست. سندرم مونشهاوزن یک بیماری روانی محسوب می شود زیرا با مشکلات عاطفی شدید همراه است.

سندروم مونشهاوزن

اختلال ساختگی سندروم مونشهاوزن، وضعیتی است که در آن فرد با تظاهر به بیماری، ناتوانی یا آسیب‌دیدگی، جعل عمدی بیماری یا خودزنی، دیگران را فریب می‌دهد. در مواردی نیز فرد به دروغ، شخص دیگری را بیمار یا آسیب‌دیده قلمداد کرده و اختلال ساختگی را به دیگران تحمیل می‌کند.

سندروم مونشهاوزن

سندروم مونشهاوزن نوعی از اختلال ساختگی است که در آن بیمار یک شرح دقیق و باورکردنی و اغلب دراماتیک از یک بیماری حاد می‌دهد که همراه با وانمود به علائم و نشانه‌های بالینی است.

این اختلال که نام خود را از بارون فون مونشهاوزن آلمانی، معروف به «بارون دروغگو» نویسنده داستان های پرحادثه و سفرهای ماجراجویانه در قرن ۱۸ گرفته‌است، با اسامی متعدد دیگری نیز مشخص شده‌است، از جمله این اختلال را اعتیاد بیمارستان، اعتیاد به جراحی متعدد و عارضه بیمار حرفه‌ای نیز نامیده‌اند که این ها فقط نمونه‌هایی از نام گذاری‌های متعدد آن است.

عارضه مونشهاوزن در دسته اختلالات ساختگی قرار می‌گیرد، در این اختلال بیمار برای جلب توجه یا همدردی دیگران، شروع می‌کند به تظاهر به داشتن بیماری یا ناخوشی خاصی که وجود خارجی ندارد یا حتی گاه خودزنی نیز می کند. او اگر علایمی از بیماری داشته باشد، در آنها غلو می‌کند، طوری که پزشکان شک می‌کنند و انواع آزمایش‌ها را برای بیمار درخواست می‌کنند. بعضی از کسانی که این مشکل را دارند، در مورد بیماری‌های تحقیق زیادی می‌کنند تا منطبق بر یک بیماری، علایم و نشانه‌هایش را ابراز کنند. آنها سابقه بستری‌های طولانی‌مدت و حتی عمل‌های جراحی متعدد هم دارند.

سندرم مونشهاوزن از اختلال دیگری به نام خودبیمارانگاری یا هیپوکندریاز متمایز است، چرا که در آن اختلال خود فرد آگاهانه علایم بیماری را جعل نمی‌کند و تلاشی آگاهانه برای تقلید یک بیماری از خود بروز نمی‌دهد.

میزان شیوع سندروم مونشهاوزن

هیچ آمار قابل اعتمادی در مورد تعداد افرادی که مبتلا به سندرم مونشهاوزن هستند در دسترس نیست اما به نظر می رسد یک بیماری نادر است. به دست آوردن آمار دقیق دشوار است، زیرا عدم صداقت با این بیماری رایج است. علاوه بر این، افراد مبتلا به سندرم مونشهاوزن تمایل به درمان در مراکز مختلف مراقبت های بهداشتی دارند که می تواند منجر به آمار گمراه کننده شود.

به طور کلی، وقوع سندرم مونشهاوزن در مردان بیشتر از زنان است. در حالی که می تواند در کودکان اتفاق بیفتد، اغلب بر جوانان تاثیر می گذارد.

علائم و نشانه های سندروم مونشهاوزن

علائم این بیماری شامل تقلید یا ایجاد بیماری یا آسیب و اغراق بیش از حد در علائم موجود برای فریب دیگران است. این افراد تلاش زیادی در پنهان کردن نشانه‌های این فریب می‌کنند؛ بنابراین ممکن است درک علائم آن به عنوان بخشی از یک اختلال روانی جدی، بسیار دشوار باشد. آن‌ها حتی بدون دریافت سود یا پاداش مشهود هم این فریب را ادامه می‌دهند. علائم و نشانه‌های این اختلال می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

• مشکلات روانی یا پزشکی هوشمندانه و قانع کننده

• شکایت از علائم عصبی مثل تشنج، سرگیجه و… که تشخیص آن‌ دشوار است.

• انجام کاری برای صدمه به خود مثل نوشیدن یک ماده سمی برای واکنش شدید معده

• جعل مدارک پزشکی برای مشخص کردن یک بیماری

• دستکاری در آزمایش برای به دست آوردن نتیجه غیر واقعی مثل اضافه کردن خون به ادرار یا خوردن یک داروی خاص

• وارد کردن صدمه جسمی به خود

• ارائه گزارش از افسردگی و خودکشی در اثر اتفاقی که در واقعیت روی نداده است؛ مثل افسردگی ناشی از مرگ فرزند، در صورتی که خود او هیچ فرزندی ندارد.

• علائم مبهم یا متناقض

• شرایطی که بدون دلیل مشخص بدتر می‌شوند.

• شرایطی که مطابق انتظار به درمان‌های استاندارد و معمول پاسخ نمی‌دهند.

در صورت عدم تشخیص و درمان بیماری در این مرحله، بیماری تشدید می‌شود. در چنین شرایطی، علائم بیماری به علائمی هشدار دهنده تبدیل می‌شوند که نگران کننده بوده و نیاز به مداخله جدی پزشکی دارد. از جمله این نشانه‌های هشدار عبارتند از:

• علائم مبهمی که پس از شروع درمان تغییری در آن‌ها ایجاد نشده و یا بدتر می‌شوند.

• شکایت بیمار از بروز علائم جدیدتر و بیشتر به دنبال نتایج منفی آزمایش‌ها

• دانش گسترده در مورد بیمارستان‌ها، بیماری‌ها و اطلاعات و اصطلاحات پزشکی

• سابقه دریافت خدمات پزشکی از چندین بیمارستان، کلینیک یا مطب در شهر و گاهی در شهرهای مختلف

• تعداد بازدید کننده کم و نداشتن همراه در هنگام بستری بودن در بیمارستان

• به کار گرفتن نام جعلی برای استفاده از خدمات بیمارستان‌های مختلف

• عدم تمایل به گفت‌و‌گوی پزشکان با دوستان یا اعضای خانواده او

• مشاجره با پزشکان و کادر درمان

• اقامت مکرر در بیمارستان

• اشتیاق به انجام آزمایش‌های مکرر یا انجام کارهای پرخطر

• اسکارهای جراحی متعدد یا شواهدی از اعمال جراحی قبلی

سندروم مونشهاوزن

علل بروز بیماری مونشهاوزن

علت دقیق این اختلال مشخص نیست. با توجه به وجود فریب در سندرم مونشهاوزن، دقیقاً مشخص نیست که چه تعداد از افراد مبتلا به این بیماری هستند (اما انتظار می‌رود تعداد آنها بسیار کم باشد). شروع علائم معمولاً در اوایل بزرگسالی، اغلب پس از بستری شدن در بیمارستان برای یک مشکل پزشکی رخ می‌دهد. متأسفانه، این یک بیماری پیچیده بوده و کمتر می‌توان آن را درک کرد.

یکی از تئوری‌های اصلی علت این اختلال روانشناختی، سابقه توهین و تهمت، بی توجهی یا ترک تحصیل در کودکی است. ممکن است فرد بخاطر این آسیب، مشکلات والدین حل نشده داشته باشد. این مسائل به نوبه خود ممکن است باعث شود فرد خود را به بیمار بزند. ممکن است افراد این کار را انجام دهند زیرا:

• نیاز به احساس اهمیت و در مرکز توجه بودن داشته باشند.

• نیاز به مجازات کردن خود با بیمار شدن خود داشته باشند (چرا که احساس بی ارزشی می‌کنند).

• می‌خواهند مسئولیت رفاه و مراقبت خود را به افراد دیگر واگذار کنند.

یک تئوری دیگر در مورد علل سندروم مونشهاوزن این است که فرد دارای سابقه بیماری‌های مکرر یا طولانی مدت بستری در بیمارستان داشته باشد (خصوصاً اگر این اتفاق در دوران کودکی یا نوجوانی رخ داده باشد).

همچنین ممکن است بین شخصیت و اختلال وانمودگری، ارتباطی وجود داشته باشد. این امر به این دلیل است که اختلالات شخصیتی در افراد مبتلا به سندرم مونشهاوزن شایع است. این اختلال ممکن است ناشی از نیاز درونی فرد به بیمار یا ناتوان بودن باشد. همچنین می‌تواند ناشی از آن باشد که فردی احساس ناامنی از هویت خود داشته باشد.

افراد مبتلا به این اختلال به انجام اقدامات شدید مانند انجام آزمایشات دردناک یا خطرناک یا جراحی در تلاش برای بدست آوردن همدردی و توجه ویژه به افرادی که واقعاً بیمار هستند، تمایل دارند. بنابراین تظاهر به بیمار بودن به آنها اجازه می‌دهد هویتی را بدست آورند که حمایت و پذیرش دیگران را بدست می‌آورد. بستری در بیمارستان همچنین به این افراد جایگاه مشخصی را در شبکه اجتماعی می‌دهد.

تشخیص سندروم مونشهاوزن

تشخیص این اختلال به دلیل عدم صداقت مرتبط با آن و ارائه واقعیت از سوی بیمار کار بسیار دشواری است. لازم است که پزشکان قبل از تشخیص آن، احتمال وجود هر نوع بیماری جسمی و روانی جدی در بیمار را رد کنند. علاوه بر این، در تشخیص این اختلال ساختگی تحمیل شده بر خود، باید چهار معیار زیر رعایت شود:

• جعل علائم یا نشانه‌های جسمی یا روانی یا ایجاد آسیب ناشی از بیماری همراه با فریب شناسایی شده

• تظاهر به بیماری یا ناتوان و آسیب دیده بودن و نشان دادن این تصویر به دیگران

• فریب ناشی از این رفتار حتی در صورت عدم وجود پاداش خارجی ادامه داشته باشد.

• نشانه‌های این اختلال با هیچ اختلال روانی دیگر مثل روان‌ پریشی یا هذیان گویی قابل توجیه نباشد.

راه های درمان سندروم مونشهاوزن

اگر چه افراد مبتلا به این اختلال ممکن است به طور فعال برای بسیاری از اختلالات جعلی مورد درمان قرار بگیرند، اما آن‌ها اغلب نمی‌خواهند سندروم واقعی را پذیرفته و اقدامات درمانی برای رفع آن انجام دهند. این افراد وجود چنین اختلالی را انکار می‌کنند؛ بنابراین مجاب کردن فرد به پذیرش درمان و پایبند ماندن به آن کار سختی به حساب می‌آید. به طور کلی، دو روش برای درمان این اختلال به کار گرفته می‌شود:

روان درمانی

هدف اصلی درمان این سندروم، تغییر رفتار فرد و کاهش سوء استفاده یا استفاده بیش از حد از منابع پزشکی است. روش معمول و مناسب برای آن، روان درمانی و مشاوره بهداشت روان است. در طول جلسات درمانی، روان درمانگر تلاش می‌کند تا از طریق روان درمانی شناختی، تغییرات اساسی در تفکر و رفتار بیمار ایجاد کند. در طی این جلسات، هم‌چنین تلاش می‌شود تا موارد روانشناختی زمینه‌ای را که باعث بروز این رفتار در فرد می‌شوند، شناسایی و برطرف کنند. رفتار واقع گرایانه در طول درمان این است که تلاش کنند تا این اختلال را مدیریت کنند نه درمان! از سوی دیگر، درمانگر تلاش می‌کند تا بیمار را تشویق کند تا از انجام خدمات پزشکی غیر ضروری و خطرناک خودداری کند.

خانواده درمانی

روان درمانی گاهی شامل خانواده درمانی هم می‌شود. خانواده درمانی به ویژه برای کسانی که در تماس نزدیک با خانواده خود قرار دارند بسیار موثر است. آموزش نحوه مناسب پاسخگویی به این افراد از سوی خانواده می‌تواند بسیار مفید و اثرگذار باشد. درمانگر به اعضای خانواده این افراد می‌آموزد که با رفتار خود به مبتلایان این اختلال پاداش نداده و ناخواسته، سعی در تقویت این عملکردها و کارهای غیر طبیعی نکنند. گاهی این اختلال به عنوان نیاز فرد به بیماری شناخته می‌شود؛ چون در صورت بیمار نبودن ممکن است توجه سایر اعضای خانواده را از دست بدهد.

دارو درمانی

به طور معمول برای درمان این اختلال از دارو استفاده نمی‌شود. اما در صورتی که بیمار همراه با این اختلال، علائم افسردگی یا اضطراب را هم نشان دهد، ممکن است که پزشک از داروهایی مثل مهار کننده‌های انتخابی جذب مجدد سروتونین (SSRI)، مهار کننده جذب مجدد سروتونین- نوراپی نفرین (SNRI)، بنزودیازپین‌ها و داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای استفاده کند. در چنین شرایطی لازم است که بیمار تحت نظارت دقیق باشد؛ چون ممکن است با استفاده بیش از حد از این داروها بخواهد به صورت عمدی به خود صدمه بزند.

  • منبع
  • کلینیک هیربد
  • مشورپ
  • کافه پزشکی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید