امروز: چهارشنبه, ۱۶ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۱۲ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۷ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
کد خبر: 270292
۳۵۶۹
۱
۰
نسخه چاپی
آلفرد بینه (Alfred Binet)

آلفرد بینه | زندگینامه آلفرد بینه | شکل گیری آزمون های هوشی بینه

آلفرد بینه جزو مشهور ترین و بهترین روانشناس فرانسوی است که جهت پژوهشات زیاد در زمینه‌ی ظرفیت فکری انسان شناخته می شود.

آلفرد بینه

آلفرد بینه از بنیان‌گذاران شیوه نوین سنجش هوش (ضریب هوشی) محسوب می‌شود و همچنین او را از جمله بزرگترین روانشناسان تجربه گرا در تاریخ فرانسه می‌‌دانند.

آلفرد بینه

آلفرد بینه در یازدهم ژوئیه ی 1857 در شهر نیس فرانسه متولد شد. پدر و پدربزرگش پزشک و مادرش نقاش بود. او تک فرزند خانواده بود و مورد توجه ویژه والدین خود قرار داشت و به نظر می رسید که باید از وضعیت خوبی برای رشد و نمو برخوردار باشد، ولی دست تقدیر چیز دیگری برایش رقم زده بود؛ زیرا پدرش و مادرش در همان دوران کودکی از هم جدا شدند و سرپرستی او به مادرش واگذار شد.

آلفرد به همراه مادرش تا پانزده سالگی در نیس بود، ولی بعد به پاریس نقل مکان کردند و او دوران دبیرستان خود را در این شهر معروف اروپا به پایان برد. بعد از اتمام تحصیلات متوسط، وارد دانشکده ی حقوق شد و در 1878 در این رشته فارغ التحصیل شد؛ ولی هرگز وارد بازار کار نشد، بلکه برحسب سنت خانوادگی به پزشکی روی آورد؛ ولی بعد از مدتی متوجه شد به این رشته نیز علاقه ی چندانی ندارد. بالاخره به علوم طبیعی روی آورد و دکترای خود را در رشته ی زیست شناسی گرفت.

بینه به خاطر ثروت خانوادگی که به او آرامش خاطر می داد، همه ی اوقات خود را به ارضای حس کنجکاوی و تمایلات علمی خود می گذارند؛ بنابراین بعد از مدتی به روانشناسی روی آورد و بدون دریافت دستمزد به کار با ژان مارتین شارکو در بیمارستان سالپتریه پرداخت. شارکو در زمینه ی هیپنوتیسم تحقیق می کرد. چندی نگذشت که بینه مدعی شد با حرکت دادن مغناطیس در نقاط مختلف بدن بیماری که هیپنوتیسم شده است می توان احساسات او را تغییر داد؛ اما چون پژوهشگران نتوانستند این ادعای او را با آزمایش به اثبات برسانند آن را رد کردند. بینه نیز وقتی که دیدخودش نیز نمی تواند چنین چیزی را به اثبات برساند از ادعای خود صرفه نظر کرده و در 1890 از کار در بیمارستان سالپتریه استعفا داد.

آلفرد بینه در 1884، در 27 سالگی با لور بالبیانی، دختر یکی از استادان خود، ازدواج کرد. ثمره ی این ازدواج دو دختر به نام های مادلین و آلیس بود. بینه که اکنون در آزمایشگاه روان شناسی تجربی دانشگاه سوربن مشغول به کار بود، به زودی شروع به مطالعه و تحقیق در مورد رشد عقلانی دخترانش کرد. آزمون هایی را که برای بررسی فعالیت های ذهنی کودکان خود ارائه داد شبیه همان آزمون هایی بودند که بعد ها پیاژه مطرح کرد. بینه علاوه بر این، در زمینه هایی همچون حافظه کودکان، ترس در کودکی، خلاقیت، تفکر منطقی، روانشناسی نابهنجاری در کودکان، جمجمه سنجی و خط شناسی به تحقیق و بررسی پرداخت. بنابراین، چندان بی جا نخواهد بود اگر او را پدر روانشناسی تجربی در فرانسه قلمداد کنیم.

آلفرد بینه در 1899، به عضویت انجمن آزاد برای مطالعات روانشناختی کودک درآمد و سال بعد به ریاست این انجمن برگزیده شد و در 1902 به همکاری با تئوفیل سیمون مشغول شد. سیمون در مؤسسه ی بزرگی روی کودکان عقب مانده ی ذهنی تحقیق می کرد. در 1903، بینه و سیمون به همراه عده ی دیگری از روانشناسان از سوی دولت فرانسه مأمور بررسی مشکلات کودکان مبتلا به عقب ماندگی در مدارس شدند. آن ها به زودی دریافتند که برای متمایز کردن کودکان عقب مانده ی ذهنی از کودکان طبیعی، به روش مناسبی احتیاج دارند. در آن زمان، آزمون های مختلف گالتون برای تشخیص عقب ماندگی ذهنی کودکان به کار می رفت و بینه متوجه شده بود این آزمون ها کارایی لازم را ندارند.

شکل گیری آزمون هوشی بینه- سیمون

بینه و هانری در سال 1896 طی مقاله ای از برنامه های آموزش و پرورش فرانسه انتقاد کردند. به نظر آنها ادغام کودکان کم توان ذهنی در کلاس دانش آموزان معمولی و باهوش و تدریس در سطح گروه متوسط و عدم درک مطالب درسی از طرف کودکان کم توان ذهنی باعث تجربه شکست های پی در پی از طرف این کودکان و شدیدتر شدن وضع روانی آنان می شد، متعاقب این مقاله اعتراضات والدین این کودکان شروع شد و آموزش و پرورش تصمیم گرفت کلاس های ویژه ای برای این کودکان دایر کند. ولی جهت جداسازی کودکان وسیله قابل اعتمادی در دسترس نبود لذا از معلمان مدارس خواستند که دانش آموزان ضعیف را شناسایی کنند و این جداسازی از روی نمرات کلاسی صورت گرفت. متاسفانه پس از چند سال تجربه نتیجه مثبتی از این کار حاصل نشد حتی شاگردانی که به علت شیطنت و اذیت کودکان دیگر از کلاس اخراج شده و از یادگیری مطالب درسی محروم شده بودند در امتحان نمره کمتری گرفته و جزو دانش آموزان ضعیف در کلاس های ویژه کودکان کم توان ذهنی قرار داده شده بودند. پس از شرکت در کلاس جدید در اثر توجه معلمان و کاهش تعداد دانش آموزان کلاس درخشش قابل توجهی از خود نشان دادند و حتی از گروه متوسط نیز پیشی گرفتند و بدین وسیله خط بطلان به شیوه انتخاب آموزش و پرورش کشیدند.

در نتیجه در سال 1904 وزیر آموزش و پرورش وقت فرانسه از بینه خواست وسیله قابل اعتماد و اطمینانی برای شناخت کودکان کم توان ذهنی تهیه کند. بینه با همکاری دکتر سیمون که پزشک بود و 18 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش به مدت یک سال وقت خود را صرف تهیه آزمونی جهت سنجش رشد ذهنی کرد و نتیجه زحمات آنها در سال 1905 تحت عنوان " روش های نو برای شناختن اندازه هوش اطفال غیر عادی" به جهانیان عرضه شد. اولین کسی که از آزمون بینه انتقاد کرد خود بینه بود لذا به تجدید نظر در ازمون خود پرداخت و در سال 1908 آزمون جدیدی را که به رشد جسمی و روانی نیز توجه داشت و سن کودک را پایه قرار داده بود ارائه کرد و سومین تجدید نظر را در سال 1911 انجام داد و در همان سال نیز فوت کرد.

آزمون استفورد-بینه

کار بینه در فرانسه و سایر کشورهای جهان پیگیری شد و تا کنون بیش از 18 بار تجدید نظر شده است و مشهورترین آن اقتباسی است که توسط ترمن در دانشگاه استنفورد آمریکا در سال 1961 انجام گرفته و به نام استنفورد- بینه معروف است این آزمون در سال 1937 مجددا توسط ترمن و مریل تجدید نظر شد و به صورت دو فرم موازی"ال" و "ام" ارائه گردید و فرم تجدید نظر شده سوم در سال 1960 و چهارم در سال 1972 منتشر شد. در کشور فرانسه آزمون بینه در سال 1949 توسط زازو هنجار یابی شد و در سال 1966 مجدددا با همکاری خانم وربا و ِژیکی تجدید نظر شد که فرم اخیر در ایران مورد ترجمه و استفاده قرار گرفته است.

بعد ها این آزمون ها مورد تجدید نظر قرار گرفتند و در 1911 آزمون هایی برای تعیین سطوح هوشی همه ی افراد ارائه شدند که میزان هوشیاری فرد را در ارتباط با سن او نشان می دادند. ویلیام استرن، روان شناس آلمانی، در همین سال اصطلاح «سن عقلی» را مطرح کرد. او معتقد بود اگر کودکی آزمون مربوط به افراد شش ساله را به طور کامل انجام دهد بنابراین سن عقلی او شش است. او همچنین اصطلاح «بهره هوشی» را مطرح کرد که عددی بود که از تقسیم سن عقلی بر سن زمانی (سن شناسنامه ای) حاصل می شود.

البته بینه نمره بهره هوشی را زیاد قبول نداشت و معتقد بود هوش آدمی بسیار پیچیده تر از آن است که قدرت آن را بتوان با یک عدد نشان داد. اما علی رغم میل او امروزه این قیاس در سطح جهانی مورد استفاده قرار می گیرد.

آلفرد بینه علاوه بر فعالیت های علمی در زمینه ی جمجمه شناسی، فرنولوژی، هیپنوتیسم، آثار فلاسفه ی بزرگ انگلیسی را نیز مورد مطالعه قرار می داد و به تئاتر بسیار علاقه داشت، به طوری که دائم به تماشای تئاتر می رفت و میل شدیدی به بررسی شخصیت نمایش نامه نویس ها و کارگردان ها و هنرپیشه ها داشت و با همکاری آندره دلورد چندین نمایشنامه نوشت که برخی از آن ها در پاریس به روی صحنه رفتند.

بینه همچنین در مورد توانایی شطرنج بازان حرفه ای و کسانی که قدرت محاسبه ی ذهنی عملیات عددی داشتند کنجکاوی خاصی داشت و کتابی به نام روان شناسی محاسبه گر های عددی و شطرنج بازان حرفه ای به رشته ی تحریر درآورد. کتب دیگر او عبارت اند از: تحلیل تجربی هوش، سالنامه ی روان شناسی، مغناطیس حیوانی، راهنمای علمی در زمینه ی نحوه ی پذیرش کودکان عقب مانده، ایده های نو درباره ی کودکان.

آلفرد بینه در 1911 در 54 سالگی دار فانی را وداع گفت. نام او با مقیاس هوش همواره در یاد ها باقی می ماند.

افتخارات پس از مرگ

بسیاری پس از مرگ او از او قدردانی کردند اما دو گروه از همه مهم ترند، نخست جامعهٔ آزاد روانشنانسی کودکان بود که در ۱۹۱۷ نام خود را به جامعهٔ آلفرد بینه تغییر داد و دوم مجلهٔ ساینس ۸۴ بود که در سال ۱۹۸۴، مقیاس بینه-سیمون را یکی از بزرگترین پیشرفت‌های بشری در سدهٔ بیستم معرفی کرد.

منبع:

مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

  • منبع
  • حقوق نیوز
  • ویکی پدیا
  • آی هوش

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید