امروز: سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 277136
۹۵
۱
۰
نسخه چاپی
دژاوو (Déjà vu)

دژاوو یا آشناپنداری | چرا فکر می کنید کسی یا جایی را قبلا دیده اید؟

دژاوو یا آشناپنداری، حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌است.

دژاوو یا آشناپنداری

دژاوو (Déjà vu) واژه‌ای فرانسوی به‌معنای «قبلا دیده‌شده» است. تجربهٔ عجیب‌وغریبی است که طی آن حس می‌کنید چیزی یا جایی بسیار آشناست، اما این را هم می‌دانید که قبلا آنجا نبوده یا آن چیز را تجربه نکرده‌اید.

دژاوو یا آشناپنداری

دژاوو کلمه‌ای فرانسوی به‌معنی «قبلاً دیده‌شده» است و در فارسی برای آن کلمه‌ی «آشناپنداری» انتخاب شده است. افرادی که دژاوو را تجربه کرده‌اند، از آن به‌عنوان حس آشنایی شدیدی نسبت به چیزی که اصلا نباید برایشان آشنا باشد، یاد می‌کنند. مثلاً بار اول است به شهر جدیدی رفته‌اید؛ اما وقتی از کنار مغازه‌ای یا علامتی می‌گذرید، احساس می‌کنید قبلاً درست در همین نقطه ایستاده بودید. یا با دوستان دور میز شام نشسته‌اید و درحالی‌که دارید درباره‌ی جدیدترین بازی ویدئویی یا سریال صحبت می‌کنید، ناگهان دچار این حس می‌شوید که قبلاً این لحظه را با همین افراد، همین میز شام و همین موضوع بحث تجربه کرده‌اید.

دژاوو پدیده‌ی پیچیده‌ای است و نظریه‌های بسیاری در مورد دلایل رخ دادن آن مطرح شده. آرتور فانکهاوزر، دانشمند سوئیسی، معتقد است دژاوو انواع مختلفی دارد و برای مطالعه‌ی بهتر این پدیده، لازم است تفاوت‌های ظریف بین این تجربیات در نظر گرفته شود.

بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد انسان‌ها، دچار دژاوو می‌شوند. به دو دلیل عمده، نمی‌توانیم عدد دقیق را حدس بزنیم؛ اول اینکه نمی‌توانیم از تک‌تک آدم‌ها بپرسیم دچار دژاوو شده‌اند یا نه، بنابراین باید از نتایج نظرسنجی در گروه‌های کوچک استفاده کنیم. این خودش مشکلی اساسی است، چون بسته به اینکه از چه کسانی می‌پرسیم، به نتایج کاملا متفاوتی می‌رسیم. دوم اینکه مردم بسته به تعریفی که ما از دژاوو ارائه می‌دهیم، پاسخ‌های بسیار متفاوتی می‌دهند. پرسیدن این سؤال به شیوه‌های مختلف، نتایج متفاوتی را به بار می‌آورد.

دربارهٔ تعداد دفعات تجربهٔ دژاوو هم می‌توانیم از افراد سؤال کنیم. اما باز هم پاسخ‌هایی که می‌دهند، به این بستگی دارد که چه کسانی هستند و ما چگونه سؤال را مطرح می‌کنیم. اما بیشتر آدم‌ها بین چند هفته یک‌بار تا چند ماه یک‌بار، دژاوو را تجربه می‌کنند. این یعنی دژاوو چندان هم رایج نیست، پس اگر اخیرا دچار آن شده‌اید، حتما خیلی خوش‌شانس هستید!

انواع دژاوو یا آشناپنداری

دژاوِکو

دژاوکو به‌معنی «قبلاً از سر گذرانده» تجربه‌ای بیشتر از دیدن است و جزئیات زیادی را شامل می‌شود. در این نوع دژاوو فرد احساس می‌کند همه چیز درست همانی است که قبلاً بوده و احساس می‌کند درباره‌ی چیزی که قرار است گفته شود یا اتفاقی که قرار است بیفتد، آگاه است.

وقتی افراد در مورد تجربه‌ی دژاوو صحبت می‌کنند، معمولا منظورشان همین دژاوکو است. بررسی‌ها نشان داده است حدود ۷۰ درصد از مردم در سنین ۱۵ تا ۲۵ سال دژاوکو را تجربه کرده‌اند.

یکی از بهترین توصیف‌های دژاوکو را می‌توان از زبان چارلز دیکنز، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های معروف الیور توئیست و دیوید کاپرفیلد خواند:

همه‌ی ما این احساس را گاهی تجربه کرده‌ایم که آنچه می‌گوییم و انجام می‌دهیم قبلاً گفته شده و انجام شده است، در زمانی دور، حس اینکه قرن‌ها پیش با همین چهره‌ها، اشیا و شرایط احاطه شده بودیم، اینکه به‌خوبی می‌دانیم در ادامه چه گفته خواهد شد، انگار که ناگهان آن را به یاد بیاوریم!

دژاسانتی

برخلاف دژاوکو، دژاسانتی به‌معنی «قبلاً احساس شده» تنها یک رخداد ذهنی است، هیچ جنبه‌ی پیش‌بینی‌کننده‌ای ندارد و به‌ندرت در حافظه‌ی فردی که آن را تجربه کرده است، باقی می‌ماند. برخی از افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی ممکن است این پدیده را تجربه کنند.

دژاویزیت

دژاویزیت نسبت به دو نوع دیگر دژاوو کمتر پیش می‌آید و در مورد آشنایی غیر قابل‌ توصیف از مکانی جدید است. در دژاویزیت فرد ممکن است راه خود را به‌راحتی در شهر یا مکانی جدید پیدا کند، درحالی‌که می‌داند چنین چیزی نباید ممکن باشد.

برای تشخیص دژاویزیت از دژاوکو، باید منشأ این حس را پیدا کرد؛ دژاوکو به پیشامدهای زمانی اشاره دارد، درحالی‌که دژاوکو بیشتر با جغرافیا و مکان سروکار دارد.

در توضیح پدیده‌ی دژاوزیت، به رؤیا، تناسخ و تجربه‌ی خروج از بدن که در آن فرد احساس می‌کند بدن فیزیکی خود را از بیرون مشاهده می‌کند، استناد شده است. بعلاوه، برخی معتقدند خواندن شرح مفصل از مکانی جدید ممکن است هنگام بازدید از آن احساس دژاوزیت را در فرد ایجاد کند.

دژاوو

دژاوو بیشتر در چه موقعیت‌هایی رخ می دهد؟

آشناپنداری برای همه اتفاق نمی‌افتد اما برای برخی ممکن است تبدیل به یک عادت شود. طبق مشاهدات افراد در شرایط زیر بیشتر دچار دژاوو می‌شوند.

1. قرار گرفتن در معرض استرس و فشارهای روانی

استرس عامل تشدید کننده آشنا پنداری می‌باشد. فردی که دچار فشارهای روانی مکرر، استرس و تنش روانی و... باشد احتمال بروز دژاوو در او بالا می‌رود. برای کاهش این پدیده بهتر است به دنبال درمان استرس و اضطراب خود باشید.

2. دژاوو هنگام سفر

افرادی که دائم در حال سفر هستند، مانند توریست‌ها، تاجرین، خلبان‌ها و... با احتمال بیشتری دچار آشناپنداری می‌شوند. شاید این اتفاق به این خاطر باشد که این افراد در محیط‌های مختلف بیشتر قرار می‌گیرند و شباهت موقعیت‌ها باعث می‌شود احساس کنند که قبلا در آن جا بوده‌اند.

3. تحصیل

افرادی که دارای تحصیلات بالاتری نسبت به بقیه هستند، احتمالا بیش از افراد دیگر مبتلا به آشناپنداری می‌شوند. همچنین افرادی که سطح اجتماعی آن‌ها بالاتر از دیگر افراد جامعه است، بیشتر دچار این پدیده می‌شوند.

دلایل دژاوو

برای این سؤال واقعا مهم، همچنان پاسخ قطعی نداریم. البته می‌توانیم از گروهی که بیش از بقیه دچار این حالت می‌شوند، سرنخ‌هایی بگیریم. یکی از این گروه‌ها، افراد دچار صرع لوب گیجگاهی (Temporal Lobe Epilepsy) هستند. صرع باعث می‌شود سلول‌های مغز، هشدارهای الکتریکی خارج از کنترلی ارسال کنند که روی همهٔ سلول‌های اطراف‌شان و گاهی‌اوقات حتی همهٔ سلول‌های مغز تأثیر می‌گذارند. این هشدارها می‌توانند مانند دومینو، از طریق سلول‌ها در همهٔ مغز جریان پیدا کنند؛ به این حالت، تشنج می‌گویند و ممکن است منجر به این شود که افراد مبتلا به صرع، کنترل افکار یا حرکات خود را از دست بدهند. در مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی، تشنج از لوب گیجگاهی آغاز می‌شود. این بخش از مغز درست بالای گوش‌ها، داخل مغز قرار گرفته و برای خاطره‌سازی و به یاد آوردن خاطرات اهمیت دارد.

افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی، اغلب گزارش کرده‌اند که درست پیش از تشنج، دچار دژاوو شده‌اند؛ این یعنی دژاوو احتمالا با لوب گیجگاهی مغز در ارتباط است. در افرادی که مبتلا به صرع نیستند، دژاوو ممکن است تشنج مختصری در لوب گیجگاهی باشد، اما مشکل دیگری درست نمی‌کند، چون پیش از آنکه اتفاق دیگری رقم بزند، تمام می‌شود. این امر به همان ایده‌ای برمی‌گردد که گفتیم شاید دژاوو به‌خاطر احساس شدید آشنایی رخ می‌دهد. سلول‌های مغز در لوب گیجگاهی این آشنایی را اعلام می‌کنند، اما بخش دیگری از مغز آن را قبول یا رد می‌کند؛ همان بخشی که درستی و منطقی بودن هشدارهای ورودی به مغز را بررسی می‌کند. آن بخشی از مغز که این بررسی را انجام می‌دهد، در لوب پیشانی است، بخشی از مغز که درست بالای چشم‌ها قرار دارد. لوب پیشانی وظیفهٔ تصمیم‌گیری را بر عهده دارد.

فرضیه‌هایی برای توجیه دژاوو

تا به حال علت واقعی دژاوو مشخص نشده است، اما شاید بیش از 40 فرضیه برای توجیه این پدیده مطرح شده است که در ادامه به برخی از جالب‌ترین و محتمل‌ترین آن‌ها اشاره می کنیم:

1. دژاوو در نظریه جهان‌های موازی

یکی از فرضیه‌هایی که در این مورد مطرح است فرضیه جهان موازی است. این فرضیه بیان می‌کند که آدم‌ها در جهانی موازی قبل از این در حال زندگی و تجربه همین وقایع می‌باشند و در گذشته نیز همین تجربه‌ها را داشتند.

2. محرک‌های محیطی

فرضیه دیگر این است که محرک‌های محیطی ایجاد کننده این مسئله در فرد می‌باشد. مثل بوی بخصوص یک محیط با ویژگی‌های خاص، یا یک تصویر خاص که ایجاد کننده آن است. اما زمانی که فرد در یک محیط فاقد محرک قرار گرفته و باز دچار آشنا پنداری می‌شود، اعتبار این فرضیه از دست می‌رود.

3. اشکال در کدبندی مغز

طبق این فرضیه زمانی که مغزتان در تلاش است و می‌خواهد رویدادهای جدید را کدبندی و دسته بندی کند تا راحت‌تر به حافظه بلند مدت انتقال یابند، گاها دچار تأخیر و اشتباه می‌شود؛ یعنی در فرآیند انتقال داده‌ها، مغز به اشتباه فرض می‌کند که اتفاق مورد نظر را در گذشته تجربه کرده است در حالی که واقعیت ندارد. این اشتباه ممکن است به دلیل دائمی بودن فرآیند انتقال داده‌ها رخ دهد.

4. بازشناسی مبتنی بر آشنایی

بازشناسی مبتنی بر آشنایی که به دو شکل صورت می‌گیرد:

• احساس آشنایی

• تجدید خاطره

تجدید خاطره زمانی اتفاق می‌افتد که در گذشته یک اتفاقی رخ داده و آن را تجربه کرده‌اید. حال دوباره در آن موقعیت قرار می‌گیرید. اما بازشناسی بر اساس احساس آشنایی متفاوت است. زمانی که با یک پدیده روبرو می‌شوید که آن را می‌شناسید، اما نمی‌دانید در گذشته در چه وضعیت و چه شرایطی، کجا و چگونه با آن روبرو شده اید و هر چقدر درباره جزئیات آن رخداد فکر می‌کنید، کمتر به نتیجه می‌رسید. در هر صورت تئوری بازشناسی براساس آشنایی با بهره گیری از تست‌های روان شناسی تایید شده است. اما اینکه پدیده آشناپنداری با آن مرتبط باشد، کاملا مشخص نیست.

5. رویاهای آگاهی دهنده

فرضیه رویاهای آگاهی دهنده مدعی این مسئله است که آدم‌ها قبل از وقوع امری آن را در خواب می‌بینند. مخصوصا برخی از وقایع خاص یا تلخی که اتفاق می‌افتد. به طور مثال ممکن است شما صحنه‌ای از یک مسیر ناآشنا را در خواب دیده باشید. زمانی که در آن قرار می‌گیرید، احساس کنید که آن جاده را دیده‌اید و آن را در ذهن خود مرور کنید. این به علت رویای پیش آگاهانه است که برای شما اتفاق می‌افتد.

6. ناخودآگاه نیمه کاره

فرضیه بعدی برای توجیه علت آشنا پنداری بازشناسی درک وقایعی است که در ناخودآگاه شما نشات گرفته است. اما این محرک در ضمیر ناخودآگاه راه پیدا نکرده و شکل گیری نیمه کاره در ناخودآگاه داشته است. این تئوری می‌تواند یکی از علت‌های پدیده آشنا پنداری باشد.

7. تناسخ روح

تناسخ روح مدعی است که روح انسان قبل از تولد جسمی که در حال حاضر موجود است، در بدن شخص دیگری بوده است. اما باور این مسئله به این معنا است که قبول کنید هیچ خاطره‌ای از زندگی قبلی خود ندارید. تناسخ گرایان بر این باورند که اگر تجربه‌ای آشنا از قبیل بو، تصویر و یا مکان و موقعیتی در نظرشان آشنا بود مربوط به زندگی پیشین آن‌ها می‌شود. در کل این تئوری یک تئوری اعتقادی است و به همین علت از نظر علمی نمی‌توان به اثبات آن دست پیدا کرد.

دژاوو

سخن آخر

دژاوو تجربهٔ غیرعادی و جالبی است که احساس می‌کنیم چیزی یا جایی بسیار آشناست، اما در عین حال می‌دانیم که نباید آن‌قدر هم برایمان آشنا باشد. این تجربهٔ مهمی است، چون به ما نشان می‌دهد که یادآوری، طی چند مرحله رخ می‌دهد و شاید برای بعضی از آن‌ها اشکالی رخ بدهد. بچه‌ها بیش از بقیه دچار دژاوو می‌شوند و این در واقع نشانهٔ این است که آن‌ها خوب تشخیص می‌دهند که مغز به آن‌ها می‌گوید چیزی یا جایی آشناتر از آن است که باید باشد. آزمایش دژاوو در افراد بسیار دشوار است و هنوز هم به‌طور دقیق و قطعی نمی‌دانیم چه چیزی باعث این حالت می‌شود.

  • منبع
  • چطور
  • هنرزندگی
  • زومیت

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید