امروز: دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۱۸ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 278396
۵۳
۱
۰
نسخه چاپی

زندگی و اندیشه های ژان ژاک روسو؛ فیلسوفی با اندیشه های متناقض

زندگی و اندیشه های ژان ژاک روسو؛ فیلسوفی با اندیشه های متناقض

زندگی و اندیشه های ژان ژاک روسو

بیوگرافی هیچ فیلسوف دیگری شاید به اندازه ژان ژاک روسو شناخته شده نباشد، کسی که زندگی خود را موضوع بسیاری از نوشته هایش از جمله آثار بزرگ زندگینامه ای خود "اعترافات" قرار داد. وی در سال 1712 در ژنو متولد شد.

مادرش چند روز پس از تولدش درگذشت و او توسط پدرش که ساعت ساز بود اما به یادگیری اهمیت می داد و از روسو خواسته بود ادبیات کلاسیک یونانی و رومی را بخواند، بزرگ شد.

روسو در سال 1742 به پاریس رفت تا حرفه ای را به عنوان موسیقی دان و آهنگساز دنبال کند. در پاریس او به زودی با دیدرو دوست شد که به عنوان ویراستار دایره المعارف به شهرت رسید. دیدرو، روسو را مأمور نوشتن بیشتر مقالات برای دایره المعارف درباره موضوعات موسیقی و همچنین مقاله ای در مورد اقتصاد سیاسی کرد.

فرصت روسو در پاریس از 1743 تا 1744 زمانی که به عنوان منشی سفیر فرانسه در ونیز بود، قطع شد.

شهرت روسو با ظهور "گفتار در علوم و هنرها" حاصل شد که در مسابقه مقاله نویسی توسط آکادمی دیژون در سال 1750 برنده شد. او در نامه ای مشهور توضیح می دهد که چگونه در سفر به وینسنس برای دیدار دیدرو هنگام خواندن اعلامیه مسابقه مقاله دیدگاه فوق العاده ای داشت: در یک لحظه احساس کردم به هزاران چراغ های درخشان خیره شده ام. انبوهی از ایده های واضح با شدت و اغتشاش در سرم جمع شد که مرا به آشفتگی وصف ناپذیری انداخت. احساس کردم سرم در حال گیجی مثل سرمستی می چرخد. " او ادعا کرد که این دیدگاه نقطه عطفی اساسی در زندگی او به شمار می رود و اصول اساسی را که در گفتار اول و دوم و امیل خود که او آنها را "سه نوشته اصلی خود" نامید، آورده است، برای او پیش بینی کرد.

در سال 1752 اپرای کوتاه او Le Devin du Village (پیشگوی روستا) در دربار فرانسه اجرا شد و کمدی Narcisse او در تئاتر فرانسوی اجرا گردید. سال بعد روسو نامه خود را در مورد موسیقی فرانسوی (1753) نوشت که اپرای ایتالیایی را به خوبی با فرانسه مقایسه کرد. این کار جنجال عمومی را برانگیخت و حتی باعث شد روسو به صورت پیکر به دار آویخته شود زیرا از نظر سیاسی فتنه انگیز تلقی می شد.

در سال 1754 او گفتمان خود را در مورد ریشه های نابرابری به پایان رساند. او به ژنو و پروتستانتیسم دوران جوانی خود بازگشت که به او اجازه داد تا حق شهروندی را که با تغییر مذهب کاتولیک از دست داده بود به دست آورد.

در سال 1755 هم گفتمان منشأ نابرابری و هم کار او اقتصاد سیاسی ظاهر شد.

در سال 1756 روسو در کلبه ای به نام ارمیتاژ در املاک خانمی ساکن شد. خانم دپینای دوست بسیاری از فیلسوفان بود. در آنجا کار بر روی رمان خود جولی یا هلیوز جدید را آغاز کرد. بعد از دعوا با خانم دپینای و همراه با دیدرو، روسو به خانه دوک لوکزامبورگ در مونتمورنسی نقل مکان کرد.

در سال 1758 نامه وی به ام. دی آلبرت درباره تئاتر منتشر شد. این مقاله به نقد مقالهدی آلبرت در ژنو در دائره المعارف پرداخت. این اثر باعث گسست نهایی روسو با اکثر فیلسوفان شد.

جولی در سال 1761 منتشر شد و به زودی به یکی از پرفروش ترین آثار قرن تبدیل شد. روسو هزاران نامه از خوانندگان متحیر دریافت کرد. بسیاری از آن ها این باور را که شخصیت های داستان عاشقانه صرفاً ابتکارات ادبی بودند، رد کردند.

این دوره قرار بود پربارترین دوران روسو شود. در 1762 هر دو اثر قرارداد اجتماعی و امیل منتشر شد. به دلیل مباحق گمراه کننده هر اثر در مورد مسیحیت هر دو توسط مقامات محکوم و در ژنو و پاریس علنی سوزانده شد. دولت فرانسه دستور بازداشت روسو را صادر کرد. در نتیجه روسو به نوشاتل که تحت کنترل پروس بود گریخت.

در نوشاتل از 1763 تا 1765 روسو در میان سایر نوشته ها قانون اساسی خود را تهیه کرد. در این زمان او همچنین کار روی زندگی نامه خود اعترافات را آغاز کرد.

در دوره بعد روسو با حملات خصمانه نویسندگان برجسته مختلف روبرو شد و سرانجام تصمیم گرفت تا با قبول پیشنهاد دیوید هیوم فیلسوف، به انگلستان برود.

پس از دو سال در انگلستان روسو با هیوم دعوا کرد و در در 1767 به فرانسه بازگشت.

در ده سال آخر عمر خود ، روسو تعدادی دیگر از کارهای خود را به پایان رساند. روسو در 2 ژوئیه 1778 ناگهان درگذشت.

خواننده ای که برای اولین بار به روسو نزدیک می شود با نویسنده ای روبرو می شود که ظاهراً عاشق پارادوکس های بزرگ است و اصول ناسازگار را ارائه می دهد.

در واقع روسو به عنوان آغازگر سوسیالیسم و ناسیونالیسم از یک سو و رمانتیسم و اگزیستانسیالیسم از سوی دیگر ادعا شده است.

روسو متهم شد که الهام بخش برخی از شدیدترین جنبه های انقلاب فرانسه بود، با این حال در کنار تصویر روسو انقلابی جمهوری خواه عده ای دیگر نیز ادعا کرده اند که در نوشته های وی یک آموزه سیاسی محافظه کاری ارتجاعی ضد مدرن، مملو از خصومت با تجارت و توسعه صنعتی، محکومیت دولت-ملت های بزرگ و به طور کلی مخالفت با گسترش دانش علمی وجود دارد.

خود روسو از تأثیر متناقض اندیشه خود آگاه بود و این موضوع را در نامه خود به دی آلمبرت درباره تئاتر و جاهای دیگر مورد بحث قرار می دهد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید