امروز: شنبه, ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ ذو الحجة ۱۴۴۲ قمری و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 276815
۱۳۹
۱
۰
نسخه چاپی

سرو کاشمری (کشمری) میراث زرتشت که بریده شد

سرو کاشمر یا سرو مقدس زرتشت درختی بوده که به باور زرتشتیان به دستور زرتشت کاشته شده بود. روایت است که اشو زرتشت پیامبر ایران، آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کشمر کاشته‌ است

سرو کاشمری (کشمری) میراث زرتشت که بریده شد

سرو کاشمری میراث زرتشت که بریده شد

درخت سرو از دیرباز نماد و نشان ایران باستان بوده. این که در قالب‌ها، فرش‌ها و نگاره‌ها نقش سروهای شاخه برگشته بسیار دیده می‌شود، بقایای آثار همان سنت ملی است به ویژه سر خمیده نشان سرو، که نشانه دشواری‌هایی است که در سراسر تاریخ سر او را خم کرده اما در مقابل انیران کمر خم نکرده و استوار است.

سرو کاشمر یا سرو مقدس زرتشت درختی بوده که به باور زرتشتیان به دستور زرتشت کاشته شده بود. روایت است که اشو زرتشت پیامبر ایران، آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کشمر کاشته‌ است.

در آیین‌های کهن ایران‌زمین، سرو، درختی است که از بهشت آمده است. به باور به‌دینان، زرتشت دو شاخ سرو از بهشت با خود به زمین آورد و هر دو را در خراسان‌زمین، در کِشمَر(کاشمر) و فَریومَد(فرومد سبزوار) کاشت؛ در آن میان، سرو کشمیر پا گرفت و به نمادی نامیرا بدل شد. نقل است که زرتشت به دست خود، واقعه پذیرش آیینش توسط گُشتاسب پادشاه ایرانی را بر سینه این سرو، حک کرده بود.

فردوسی پاکزاد نیز به این روایت اساطیری اشاره کرده است:

یکی سرو آزاد بود از بهشت

به پیش درِ آذر آن را بکشت

چو چندی برآمد بر این سالیان

مر آن سرو استبر گشتن میان

چنان گشت آزادسرو بلند

که بر گِرد او برنگشتی کمند

نوشتی بر آزادسرو سهی

که پِذرُفت گشتاسب، دین بهی...

در کتاب دانشنامه مزدیسنا نوشته انوشه روان دکتر موبد جهانگیر اشیدری آمده: گویند اشو زرتشت، دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، یکی در دهکده کشمر(کاشمر) و دیگری در دهکده فریومد از روستاهای توس(طوس) خراسان.

این درخت بسیار زیبا و بزرگ بود و مورد تقدس مردم، چندان که آوازه ش به متوکل خلیفه عباسی رسید و او نیز به گماشته‌اش (ابوالطیب) در نیشابور فرمان داد که درخت بریده شود و برای او فرستاده شود.

زرتشتیان آن شهر پیشنهاد کردند که در برابر نبریدنش، ۵۰۰۰۰ سکه زر بپردازند. اما این پیشنهاد پذیرفته نشد و سرو کهن‌سال را بریدند و برای خلیفه به بغداد بردند.

یک روز قبل از رسیدن درخت به بغداد، متوکل به قتل رسید و این مطابق پیش گویی زرتشت بود که گفته بود هر که این درخت را قطع کند، کشته خواهد شد. این سرو در زمان قطع شدن بیش از ۱۴۰۰ سال عمر داشت.

خواجه ابومنصور ثعالبی در کتاب ثمارالقلوب ماجرای بریده شدن سرو کشمر را اینگونه بیان میکند:

«که این دو درخت سرو کاشمر و سرو فریومد گشتاسب ملک فرمود تا بکاشتند. متوکل علی الله جعفربن المعتصم خلیفه را این درخت وصف کردند و او بنای جعفریه آغاز کرده بود. نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و بامیر طاهربن عبدالله بن طاهر که باید آن درخت (سرو کاشمر) ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخ های آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ ها به میخ به هم باز بندند چنانکه هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن ببیند آن گاه در بنا به کار برند. پس گبر گان(زرتشتیان) جمله جمع شوند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت، کنیم در خواه تا از این بریدن درخت درگذرد چه هزار سال زیادت است تا آن درخت کاشته اند و این در سنه اثنتین و ثلاتین و مأتین بود و از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدین وقت هزار و چهارصد و پنج سال بود، و گفتند که قلع و قطع این مبارک نیاد و بدین انتفاع دست ندهد. پس عامل نیشابور گفت متوکل نه از خلفا و ملوک بود که فرمان وی ردّ توان کرد.

پس خواجه ابوالطیب امیر عتاب ورقاأالشاعر الشیبانی را که از فرزندان عمر و بن کلثوم الشاعر بود بدین عمل نصب کرد و استادی درودگر بود. در نیشابور که مثل او نبود او را حسین نجار گفتندی. مدتی روزگار صرف کردند تا اره آن بساختند و اسباب آن را مهیا کردند و استداره ساق این درخت چنانکه در کتب آورده اند مساحت بیست بیست و هفت تازیانه بوده است. هر تازیانه رشی و ربعی بذارع شاه. و گفته اند در سایه آن درخت زیادت از هزار گوسفند گرفتی و وقتی که آدمی نبودی و گوسفند و شبان نبودی و حوش و سماع آنجا آرام گرفتندی و چندان مرغان گوناگون بر شاخ ها مأوی داشتند که اعداد ایشان کسی در ضبط حساب نتواند آورد.

چون بیوفتاد در آن حدود زمین بلرزید و کاریزها و بناهای بسیار خلل کرد و نماز شام انواع و اقسام مرغان بیامدند چندانکه آسمان پوشیده گشت و به انواع اصوات خویش نوحه و زاری می کردند بر وجهی که مردمان از آن تعجب کردند و گوسفندان که در ضلال آن آرام گرفتندی همچنان ناله و زاری آغاز کردند.پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ ها و فروع آن بر هزار و سیصد اشتر نهادند.

آن روز که بیگ منزلی جعفریه رسید آنشب غلامان متوکل را بکشتند و آن اصل سرو ندید و آن برخورداری نیافت. و این بود شب چهارشنبه لثلاث خلون من شوال سنه اثنتین و ثلاثین و مأتین. باغر ترکی با جماعتی از غلامان به اشارت منتصر قصد متوکل کردند و متوکل در مجلس لهو نشسته بود و آن (درخت) در یک منزلی جعفریه بماند تا عهدی نزدیک. و در آن سال والی نیشابور که آن فرمود ابوالطیب طاهر و هر که در آن سعی کرده بود جمله پیش از حولان حول هلاک شدند. درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب هیچ کس نماندند و این از اتفاقات عجیبه است…(بنقل از کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی)

این چنین گفته شده بود که اگر کسی دستور به بریدن یکی از این دو سرو دهد و یا ریشه آنرا ببیند(آنرا قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نیز بدست غلامانش کشته شد…»

  • منبع
  • ویکی پدیا
  • تاریخ جهان
  • کاشمری
  • قدس آنلاین

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید