امروز: پنج شنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۵ ذو الحجة ۱۴۴۲ قمری و ۰۵ اوت ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 277001
۱۰۲
۱
۰
نسخه چاپی
اثر مهمانی شبانه (cocktail party effect)

اثر مهمانی شبانه چیست؟ | اثر مهمانی شبانه؛ تفکیک اصوات مزاحم و تاثیر آن بر شنوایی

اثر مهمانی شبانه پدیده‌ای است که ما را قادر می‌سازد صداهای انتخابی را از بقیه‌ی اصوات مزاحم تفکیک کنیم.

اثر مهمانی شبانه

اثر مهمانی شبانه

اثر مهمانی شبانه پدیده‌ای در روان‌شناسی و شنوایی‌شناسی است و آن اینکه فرد می‌تواند توجه شنوایی خود را به یک محرک خاص معطوف کند و دیگر محرک‌ها را فیلتر کند، همانطور که فرد در یک مهمانی شلوغ می‌تواند با شخص دیگر گفتگو کند و به بقیه صداهای مزاحم توجهی نکند.

اثر مهمانی شبانه پدیده‌ای است که ما را قادر می‌سازد صداهای انتخابی را از بقیه‌ی اصوات مزاحم تفکیک کنیم. از آن‌جایی که مهمانی‌ها محیط‌هایی بسیار شلوغ هستند، و معمولاً در ساعات پایانی روز برگزار می‌شوند، پدیده‌ی فوق به این نام خوانده شده است.

اثر مهمانی شبانه برخلاف نام خود، تنها محدود به مهمانی‌ها نیست، و در هر محیط شلوغ دیگری بروز می‌یابد. برای مثال، ورزشگاه، کلاس درس و رستوران جزو این دسته از محیط‌ها به حساب می‌آیند. ما در چنین محیط‌هایی با شمار زیادی از افراد مواجه می‌شویم که با خیلی از آن‌ها آشنایی نداریم، و ترجیح می‌دهیم که تنها با دوست یا همراه‌مان صحبت کنیم.

این که چرا ما هم‌چنان قادر به شنیدن صدای مورد نظر خود هستیم، پدیده‌ای است که به «شنوایی انتخابی» ارتباط پیدا می‌کند. این توانایی شنیداری را می‌توان به تعدادی از عوامل مؤثر، مانند ویژگی‌های خود دستگاه شنوایی، دستگاه تولید صوت در انسان، خصوصیات زبان‌شناسی و سازوکار پردازش داده‌های شنیداری نسبت داد.

شنوایی انتخابی در نگاه اول بسیار ساده به نظر می‌رسد، چرا که ما بدون فکر کردن می‌توانیم این کار را انجام دهیم. اما «توجه شنیداری متمرکز» یک توانایی کاملاً خارق‌العاده است.

در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰، مسئولین برج مراقبت با مشکلی در درک پیام‌های ارسالی از طرف خلبان‌ها مواجه شدند. به دلیل تعداد زیاد پیام‌ها و هم‌چنین تداخل تعدادی از آن‌ها با یک‌دیگر، برج مراقبت قادر به تفسیر درست محتوای پیام‌های دریافت شده نبود.

یکی از نخستین مطالعات بر روی «شنوایی انتخابی» توسط دانشمندی به نام «کولین چری» در سال ۱۹۵۳ انجام گردید. چری به عنوان یک مهندس، در نظر داشت دستگاهی طراحی کند که قادر به حذف صداهای مزاحم و تقویت یک سیگنال (صدا) خاص باشد.

او برای دست‌یابی به طرح اولیه‌ی دستگاه خود، مطالعه‌ای با هدف بررسی «شنود دو گوشی» ترتیب داد. این اصطلاح به معنای «شنیدن با هر دو گوش» است. چری در مطالعه‌ی خود از تعدادی شرکت‌کننده درخواست کرد تا در چندین مرحله به مجموعه‌ای از پیام‌های صوتی گوش کنند، که به صورت دوتایی پخش می‌شدند. به بیان دیگر، او در هر مرحله از مطالعه، دو پیام صوتی را به صورت هم‌زمان برای داوطلبین پخش می‌کرد. این آزمایش در شرایط متفاوتی به اجرا درآمد.

چری در پایان مطالعه دریافت که شرکت‌کنندگان به راحتی قادر بودند بر روی یکی از پیام‌ها تمرکز کرده، و دیگری را نادیده بگیرند. او نام این پدیده را «مسئله مهمانی شبانه» گذاشت. کولین چری در این تحقیق از روشی به نام «سایه‌زنی» برای بررسی عملکرد داوطلبین استفاده کرد. به این ترتیب که او از شرکت‌کنندگان می‌خواست جملات پیامی را که روی آن تمرکز کرده بودند، عیناً تکرار کنند.

اثر مهمانی شبانه در آزمایش کولین چری

چری در اولین مرحله از مطالعه‌ی خود، دو پیام صوتی متفاوت با صدای یکسان برای داوطلبین پخش کرد. شرکت‌کنندگان از هدفون برای گوش دادن به پیام‌ها استفاده می‌کردند. مرحله‌ی اول به گونه‌ای طراحی شده بود که هر دو پیام به صورت هم‌زمان از هر دو گوشی هدفون پخش شوند. داوطلبان موظف بودند جملات یکی از این دو پیام (یا هر دو) را با صدای بلند تکرار کنند.

شرکت‌کنندگان برای این که بتوانند صدای دو پیام را از یک‌دیگر تفکیک کنند، امکان این را داشتند که بارها و بارها به هر دو پیام (با همان قالب قبلی) گوش کنند.

چری در پایان بخش اول، متوجه شد که تفکیک دو پیام با صدای مشابه (گوینده‌ی یکسان) به صورت هم‌زمان برای بسیاری از شرکت‌کنندگان کاری دشوار به حساب می‌آید. به همین دلیل، او تصمیم گرفت یک بخش دوم هم برای مطالعه‌ی خود طراحی کند.

طرح بخش دوم به این صورت بود که ابتدا یک پیام به تنهایی از طریق یکی از گوشی‌های هدفون به سمع داوطلبین می‌رسید. این همان پیامی بود که شرکت‌کنندگان می‌بایست آن را تکرار می‌کردند. در حین این فعالیت، پیام دوم به صورت جداگانه از گوشی مقابل برای هر داوطلب پخش می‌‌شد.

یافته‌های مهم در مورد اثر مهمانی شبانه

مشاهدات حاکی از آن بود که اکثر شرکت‌کنندگان اصلاً متوجه پخش شدن پیام دوم نمی‌شوند. این حالت حتی هنگام پخش شدن پیام به زبان خارجی نیز گزارش گردید. یعنی حتا تغییر زبان پیام نیز در حدی قدرتمند نبود که توجه داوطلبین را به خود جلب کند، چرا که آن‌ها از قبل مشغول گوش دادن به پیام اول، و تکرار جملات آن بودند.

یافته‌ی مهم چری در بخش دوم مطالعه این بود که «تغییرات اساسی در ویژگی‌های پیام دوم» باعث جلب توجه شرکت‌کنندگان می‌شود. برای مثال، تغییر صدای گوینده از مرد به زن (و برعکس) باعث می‌شد داوطلبان بتوانند پیام دوم را تشخیص دهند. اما خارج از آن، بخش اعظم جمعیت مورد مطالعه در حالت عادی قادر به تشخیص پیام دوم نبودند.

به همین دلیل است که ما می‌توانیم در یک مهمانی شبانه (یا هر موقعیت شلوغ دیگری) تنها روی صدای یک نفر تمرکز کنیم، و صدای بقیه‌ی حاضرین را به عنوان «پیام شنیداری نادیده گرفته شده» از فراخنای توجه خود کنار بگذاریم. این قبیل از پیام‌ها نیازی به پردازش شدن ندارند، چرا که محتوای آن برای ما مهم نیست. این همان اثر مهمانی شبانه است.

اثر مهمانی شبانه

دونالد برودبنت و مدل غربالی «توجه انتخابی»

مطالعات اولیه‌ی چری در سال ۱۹۵۳ راه را برای پژوهش در مورد شنوایی انتخابی هموار ساخت. «دونالد برودبنت» یک روان‌شناس بریتانیایی بود که برای نخستین بار در سال ۱۹۵۸ توانست نظریه‌ی جامعی در مورد توجه شنیداری ارائه کند. نظریه‌ی وی «مدل غربالی» نام داشت.

با توجه به این مسئله که هر کسی قادر به انتخاب بخشی از اطلاعات شنیداری و نادیده گرفتن بقیه‌ی اطلاعات است؛ برودبنت نتیجه گرفت که مغز باید از نوعی مکانیسم غربالی برخوردار باشد، که در مواقع لازم بتواند «اطلاعات نادیده گرفته شده» را از دامنه‌ی توجه حذف بکند. نظریه یا مدل وی از سه بند اصلی تشکیل شده است:

• در پی مخابره‌ی هر نوع اطلاعات حسی به مغز، این اطلاعات در داخل «حافظه میانی‌گر» ذخیره می‌شوند. حافظه‌ی میانی‌گر نوعی از حافظه است که آن را به عنوان «حافظه حسی» می‌شناسیم.

• به منظور پردازش اطلاعات اضافی، مکانیسم غربالی مغز وارد عمل شده و از ذخیره‌سازی بی‌مورد اطلاعات نامطلوب جلوگیری می‌کند. این اطلاعات به مدت بسیار محدودی در داخل حافظه حسی باقی مانده، و سپس از بین می‌روند. اطلاعات مطلوب در داخل این حافظه به مدت طولانی‌تری ذخیره می‌شوند.

• این توجه انتخابی در ادامه از چارچوب حافظه حسی (بسیار کوتاه‌مدت) به «حافظه کوتاه‌مدت» و یا «حافظه فعال» انتقال پیدا کرده، و در نهایت از طریق همین مسیر به «حافظه بلندمدت» مرتبط می‌گردد.

آنه ترایسمن و «مدل تضعیف» او از توجه انتخابی

بعدها یک روان‌شناس بریتانیایی دیگر به نام «آنه ترایسمن» مدلی ارائه نمود، که نحوه‌ی مهارسازی اطلاعات نامطلوب را به شکل بهتری توجیه می‌کرد. او با بخش اول از نظریه برودبنت که تفکیک اطلاعات مطلوب از نامطلوب را به نوعی مکانیسم غربالی در مغز نسبت می‌داد، موافق بود. با این حال، ترایسمن معتقد بود که اطلاعات نامطلوب به کلی بلوکه یا مهار نمی‌گردد، بلکه دچار «تضعیف» می‌شود.

مطابق با این مدل، اگر مجموعه‌ای از کلمات برای یک فرد پخش شود، و نام این شخص نیز در میان کلمات باشد؛ او به نام خود توجه نشان داده، و بقیه‌ی کلمات را وارد جریان اطلاعات نامطلوب می‌سازد. بقیه‌ی کلمات به طور کلی توسط مغز مهار نمی‌شوند، بلکه به آرامی دچار تضعیف شده و فاصله‌ی بیش‌تری از آستانه‌ی توجه پیدا می‌کنند.

  • منبع
  • دکتر مجازی
  • ویکی پدیا

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید