امروز: دوشنبه, ۰۴ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۹ صفر ۱۴۴۴ قمری و ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
کد خبر: 280465
۲۲۳
۱
۰
نسخه چاپی

تد هیوز شاعری آغشته با غرور و نفرت در جامعه ادبی

تد هیوز شاعری آغشته با غرور و نفرت در جامعه ادبی

تد هیوز، یکی از غول‌های شعر بریتانیا در قرن بیستم، در سال 1930 در میثولمروئید، یورکشایر متولد شد.

هیوز پس از خدمت در نیروی هوایی سلطنتی به کمبریج رفت و در آنجا باستان شناسی و مردم شناسی را مطالعه کرد و علاقه خاصی به اسطوره ها و افسانه ها داشت.

در سال 1956 با سیلویا پلات، شاعر آمریکایی آشنا شد و با او ازدواج کرد، که او را تشویق کرد که دست‌نوشته‌اش را برای اولین مسابقه کتاب که توسط مرکز شعر برگزار می‌شد، ارسال کند.

جایزه اول توسط داوران ماریان مور، دبلیو.اچ آودن و استفان اسپندر برای شاهین در باران (1957) شهرت هیوز را به عنوان شاعری با قد بین المللی تضمین کردند. به گفته رابرت بی شاو، شاعر و منتقد، «شعر هیوز نشان دهنده یک انحراف چشمگیر از حالت های غالب آن دوره بود.

شعر کلیشه ای آن زمان مصمم بود که زیاد ریسک نکند: در موضوع خود مودبانه رام، کم بیان و سبکی کمی کنایه آمیز. در مقابل، هیوز زبانی با طنین تقریباً شکسپیر به کار برد تا مضامینی را که اسطوره‌ای و عنصری بودند کشف کند.

حرفه طولانی هیوز شامل جلدهای بی سابقه پرفروشی مانند لوپرکال (1960)، کلاغ (1970)، منتخب شعرهای 1957-1981 (1982)، و نامه های تولد (1998) و همچنین بسیاری از کتاب های محبوب کودکان، از جمله مرد آهنی (1968) بود.

او که قیم دارایی ادبی پلات نامیده شد، چندین جلد از آثار او را ویرایش کرد.

هیوز همچنین آثاری از نویسندگان کلاسیک از جمله اووید و آیسخولوس را ترجمه کرد. هیوز یک شاعر، مترجم، ویراستار، و نویسنده کتاب کودکان فوق العاده پرکار، در سال 1984 به عنوان شاعر برجسته انتخاب شد و تا زمان مرگش این سمت را حفظ کرد. در میان جوایز متعدد او، او به نشان شایستگی، یکی از بالاترین افتخارات بریتانیا منصوب شد.

چشم انداز روستایی دوران جوانی هیوز در یورکشایر تأثیر ماندگاری بر کار او گذاشت. خواندن شعر هیوز به معنای وارد شدن به دنیایی است که تحت سلطه طبیعت، به ویژه حیوانات است. این تقریباً برای همه کتاب‌های او از شاهین در باران گرفته تا تماشای گرگ (1989) و خاطرات مورتاون (1989) دو مجموعه اخیرش صادق است.

عشق هیوز به حیوانات یکی از کاتالیزورهای تصمیم او برای شاعر شدن بود. به گفته توماس نای، یکی از همکاران لندن تایمز، هیوز یک بار اعتراف کرد او در نوجوانی شروع به نوشتن شعر کرد، وقتی متوجه شد که علاقه قبلی او به شکار حیوانات در زادگاهش یورکشایر یا در اختیار داشتن یک حیوان مرده یا در بهترین حالت به دام افتاده به پایان رسیده است. او می‌خواست نه فقط حیوانات زنده، بلکه زنده بودن حیوانات را در حالت طبیعی آنها شکار کند: وحشی بودن، ماهیت آنها، روباه بودن روباه و کلاغی بودن کلاغ. با این حال، علاقه هیوز به حیوانات عموماً کمتر طبیعت گرایانه بود تا نمادین.

آثار هیوز با استفاده از چهره هایی مانند "کلاغ" برای تقریب هر انسان اسطوره ای، آثار هیوز نشان‌دهنده توجه او به قدرت‌های بیهوده و حتی شمنی شعر است.

اگرچه هیوز اکنون به صراحت به‌عنوان یکی از بزرگترین شاعران قرن بیستم شناخته می‌شود، شهرت او به عنوان یک شاعر در طول زندگی‌اش شاید به‌طور غیرمنصفانه‌ای با دو رویداد مشخص شده بود: خودکشی پلات در سال 1963 و در سال 1969، خودکشی یک زن. او پلات را برای زنی به نام آسیا وویل ترک کرد کههم خودش و هم دختر کوچکشان شورا را نیز به قتل رساند.

تصمیم هیوز قیم پلات برای از بین بردن آخرین دفتر خاطراتش و امتناع او از حقوق انتشار اشعارش، بسیاری را در جامعه ادبی عصبانی کرد. پلات در دهه پس از خودکشی توسط برخی به عنوان نمادی از نبوغ سرکوب شده زن در نظر گرفته شد و در این سناریو هیوز اغلب به عنوان شخصیت شرور انتخاب می شد. خواندن او با فریادهای "قاتل!" و نام خانوادگی او که روی سنگ قبر پلات آمده است، بارها مخدوش شد.

تصمیمات نامطلوب هیوز در مورد نوشته‌های پلات، که پس از مرگ او کنترل کامل بر روی آنها داشت، اغلب در خدمت تعریف او از حریم خصوصی بود. او همچنین از بحث در مورد ازدواج خود با پلات پس از مرگ او خودداری کرد. از این رو بسیار شگفت‌انگیز بود که در سال 1998، دنیای ادبی پرتره کاملاً صمیمی هیوز از پلات را در قالب «نامه‌های تولد» دریافت کرد، مجموعه‌ای از اشعار منثور که تمام جنبه‌های رابطه او با همسر اولش را پوشش می‌دهد. این مجموعه هم مورد تحسین و هم انتقاد قرار گرفت. تمایل هیوز برای شکستن سکوت در مورد مرگ پلات با وجود بررسی دقیق اشعار خودش مورد استقبال قرار گرفت.

با وجود این، کاتا پولیت در نقد کتاب نیویورک تایمز نوشت که لحن هیوز، «احساس‌آمیز، مستقیم، پشیمان‌کننده، هیجان‌انگیز» در قوی‌ترین اشعار کتاب که آرام، متفکرانه و محاوره‌ای هستند، نفوذ می‌کند. پلات همیشه «تو» است، انگار پیرمردی آلبومی را با یک روح ورق می‌زند.

اگرچه در دهه 1960 با دوره ای پر از درد و جنجال مشخص شد، زندگی بعدی هیوز به نوشتن و کشاورزی سپری شد. او در سال 1970 با کارول اورچارد ازدواج کرد و این زوج تا زمان مرگ او در یک مزرعه کوچک در دوون زندگی کردند. تلاش‌های او در ترجمه‌ها، مقالات و نقدها به دلیل هوش و گستره‌ای که داشتند مورد توجه بودند. هیوز تا زمان مرگش، در اثر سرطان، در 28 اکتبر 1998، به نوشتن و انتشار اشعار ادامه داد. یادبودی از هیوز در گوشه شاعران مشهور کلیسای وست مینستر در سال 2011 رونمایی شد

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید