امروز: دوشنبه, ۰۴ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۹ صفر ۱۴۴۴ قمری و ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
کد خبر: 280022
۲۱۶
۱
۰
نسخه چاپی

8 هدف معنوی که باید همین الان برای خود تعیین کنید

8 هدف معنوی که باید همین الان برای خود تعیین کنید

انواع مختلفی از اهداف وجود دارد که یک فرد می تواند تعیین کند، اما شاید مهمترین آنها در دراز مدت اهدافی باشد که منجر به رشد معنوی می شود. زیرا رشد از هر نوعی به ندرت به خودی خود اتفاق می افتد. درست مثل هر چیز دیگری، نیاز به برنامه و اقدام دارد.

این طرح می تواند در قالب اهداف معنوی باشد که چند نمونه از آن در زیر آمده است.

اساساً، اهداف معنوی برای کمک به ما در ارتباط با درونی ترین باورها و ایمان طراحی شده اند. این ارتباط بخش مهمی از داشتن یک زندگی شاد و رضایت بخش است.

مثال‌های زیر برای شخصی که از یک قانون مذهبی خاص پیروی می‌کند به همان اندازه معتبر است که برای شخصی که معنوی است اما مذهبی نیست.

برخی از این اهداف معنوی را در نظر بگیرید - شاید یکی یا دو تا در یک زمان - و تا زمانی که به بخشی ملموس از زندگی و عادات شما تبدیل شوند، به آنها پایبند باشید.

1. در مورد اعتقادات خود کاملاً شفاف باشید.

به چی اعتقاد داری؟

این یک سوال بزرگ است، و همیشه پاسخ به آن آسان نیست، حتی برای کسانی که اعتقاد خاصی دارند.

اما دانستن اینکه اصول اصلی که می‌خواهید زندگی خود را بر اساس آن‌ها قرار دهید چیست، تمرین بسیار مهمی برای شفاف‌سازی است.

از این گذشته، اگر باورهای خود را ندانید، نمی توانید آنها را عملی کنید و حتی اگر بخشی از یک دین سازمان یافته باشید، قطعاً آموزه هایی وجود دارد که از دیگران مهم تر به نظر می رسد.

دانستن باورهایتان با نگاه به درون و پرسش از آنچه احساس می‌کنید، شما را به مکان نهایی‌تان نزدیک‌تر می‌کند - خواه این خدای الهی، منبع، جهان یا چیز دیگری باشد.

چه اقداماتی – از نظر ذهنی و عملی – برای ارتقای روحیه خود می توانید انجام دهید؟

شاید برخی از اهداف دیگر در این فهرست پاسخی به این سوال بدهد.

2. در مورد اعمال خود فکر کنید.

هنگامی که بدانید به چه چیزی اعتقاد دارید، پیگیری میزان پایبندی شما به این باورها در زندگی روزمره مفید است.

آیا آنچه را که موعظه می کنید عمل کرده اید؟ آیا کارهایی انجام داده اید که خلاف عقاید شما باشد؟ آیا اصلاً احساس تعارض کرده اید؟

اینها انواع سوالاتی هستند که می خواهید در طول یک دوره تأمل در خود بپرسید.

آن را به عنوان لحظه ای در نظر بگیرید که در سفر خود مکث می کنید و به جایی که بوده اید و به کجا می روید نگاه می کنید.

آیا به گونه ای زندگی می کنید که می خواهید زندگی کنید، و اگر نه، چه چیزی را می توانید تغییر دهید تا خود را در مسیری مطلوب تر از نظر معنوی قرار دهید؟

گاهی اوقات ممکن است متوجه شوید که این لحظات تأمل، باورهایی را که نسبت به آنها اطمینان داشتید به چالش می کشد. این یک شکست از جانب شما نیست، بلکه فقط روشن کردن بیشتر باورهای واقعی شماست.

3. صلح را پرورش دهید.

زندگی ای که از لحاظ روحی هماهنگ تر باشد، آرامش درونی و بیرونی بیشتری دارد.

بنابراین، یک هدف ارزشمند این است که راه‌هایی برای ایجاد آرامش بیشتر در کارهایی که انجام می‌دهید، روابطی که دارید و افکاری که در ذهن شما شناور هستند، بیابید.

صلح نقطه مقابل تعارض است، بنابراین شناسایی منابع درگیری و تلاش برای کاهش تنش ها ابزاری موثر برای رشد معنوی است.

بیشتر اینها به نحوه رفتار شما با دیگران، نحوه واکنش شما به رفتار دیگران با شما و طرز فکری که در زندگی دارید برمی گردد.

همیشه انتخابی را که در هر لحظه دارید در نظر داشته باشید تا تصمیم بگیرید چگونه رفتار کنید. مهم نیست در اطراف شما چه اتفاقی می افتد و افراد دیگر چه می کنند، شما می توانید مسیر آرامش را انتخاب کنید.

شما می توانید انتخاب کنید که درک کنید، ببخشید یا به فراتر از انتقام یا تلافی نگاه کنید.

شما می توانید تصمیم بگیرید که با افکار و احساسات نگران کننده ای که ممکن است داشته باشید مقابله کنید.

شما می توانید انتخاب کنید که هر جا که می روید صلح طلب باشید.

بخشی از زندگی آرام درونی و بیرونی این است که بدانید چه زمانی از کسی دور شوید که دردشان باعث می شود به گونه ای رفتار کنند که برای شما مضر است یا حداقل، حد و مرزی برای آنچه که تحمل می کنید و نمی خواهید ایجاد کنید.

4. دلسوزی نشان دهید.

یکی از راه‌های ارتباط عمیق‌تر با روح خود این است که به دنبال راه‌هایی برای کاهش رنج دیگران باشید. بسیاری از مردم یک غریزه طبیعی دارند که بخواهند به دیگران کمک کنند.

رشد معنوی پاداشی برای خدمت به دیگران نیست - اما اغلب (اگرچه اکنون همیشه) یک محصول جانبی است.

داشتن یک زندگی دلسوزانه به شما کمک می کند تا نسبت به چیزهای مثبتی که دارید بیشتر سپاسگزار باشید و به تضعیف یک منیت اغلب بیش فعال کمک می کند.

وقتی نسبت به شخصی احساس دلسوزی می کنید، خود را در او می شناسید. می بینید که شما و آنها چندان متفاوت نیستید. با این کار، فروتن‌تر می‌شوید و کمتر گرفتار تمایلات ناسالم برای انباشتن و احتکار چیزهای بیشتر می‌ گردید.

5. به هم پیوستگی همه چیز را تشخیص دهید.

بخشی از زندگی معنوی شامل نگاه به درون است، اما بخش بزرگی از آن مستلزم این است که به دنیای اطراف خود نگاه کنید. همانطور که دیدیم، صلح و شفقت بخش مهمی از این امر است، اما درک این موضوع که شما در انزوا زندگی نمی کنید نیز همین است.

در واقع، حتی اگر از بسیاری جهات تنها باشید، کاملاً به افراد و چیزهایی که شما را احاطه کرده اند وابسته هستید. همه چیز از طریق شبکه پیچیده ای از رشته ها به هر چیز دیگری متصل می شود که بسیاری از آنها دیده نمی شوند و مورد توجه قرار نمی گیرند.

هوایی که تنفس می کنیم، غذایی که می خوریم، چیزهایی که از آن لذت می بریم - همه آنها محصول دنیایی هستند که در آن شما به هر چیز دیگری متصل هستید. شما با آن چیزها – آن افراد، آن مواد – به شیوه ای عمیقاً صمیمی مرتبط هستید. آنها زندگی شما را لمس می کنند و شما زندگی آنها را.

این یک درک عمیق از بسیاری جهات است و می تواند اندیشه، عمل و باور معنوی را به سطح جدیدی برساند.

6. تحمل را تمرین کنید.

اگرچه همه ما از یک چیز ساخته شده‌ایم و به روش‌های عمیقاً صمیمی به هم مرتبط هستیم، هیچ دو نفری کاملاً شبیه هم نیستند و برخی از جهات با ما بسیار متفاوت هستند. نحوه بیان خود، خواسته ها، اعتقادات و انتخاب هایی که انجام می دهند را انتخاب می کنند.

اگر اجازه دهیم این تفاوت‌ها می‌توانند به منابع درگیری تبدیل شوند، اما مدارا می‌تواند از وقوع آن جلوگیری کند.

مدارا پذیرفتن آن تفاوت ها و تبدیل نکردن آنها به دلایلی برای بی اعتمادی به یکدیگر است.

مدارا یک عنصر کلیدی برای صلح است، اما همانطور که در بالا ذکر شد، نباید منجر به پذیرش بدرفتاری شود.

بله، اختلافات ما را تحمل کنید، اما کسانی را که می خواهند به شما آسیب برسانند، تحمل نکنید. با توجه به این فرصت، باید از تحمل تفاوت هایمان فراتر رفته و آنها را جشن بگیرید.

این یک شگفتی بزرگ در زندگی است که می‌توانیم میلیاردها نفر از این افراد کاملاً منحصربه‌فرد داشته باشیم، همه با هدایای خاص خود برای تقدیم به جهان.

7. برای افراد زندگی خود ارزش قائل باشید.

بسیاری از نکات قبلی به یک عامل مهم برمی گردد: جامعه.

اما در حالی که ممکن است جامعه را به عنوان گروه وسیع تری از افرادی که در محل زندگی شما زندگی می کنند تصور کنید، ما در مورد جامعه شخصی شما صحبت می کنیم.

یعنی آن دسته از افرادی که بخش فعال (یا گاهی اوقات منفعل) زندگی شما هستند. خانواده، دوستان، شرکا، همکاران... این افراد احتمالاً بیش از هر چیز دیگری بر زندگی شما تأثیر دارند.

به همین دلیل است که بخش بزرگی از رشد معنوی شما حول تعاملات شما با این افراد و اینکه شما برای جایگاه آنها در زندگی خود ارزش قائل هستید، می چرخد.

درک کنید که باید روی روابط خود کار کنید و نمی توانید آنها را بدیهی فرض کنید.

روی نشان دادن قدردانی خود از دیگران، مهربانی خود نسبت به آنها، و درک خود زمانی که آنها درد یا رنج می برند، کار کنید.

8. سکوت کنید.

همانطور که در مسیر معنوی خود قدم می گذارید، به صرفه است که سر و صدای بی امان دنیای بیرونی و درونی را متوقف کنید و فقط در سکوت باشید.

شما ممکن است این زمان را دعا یا مدیتیشن بنامید، یا ممکن است آن را تنهایی آرام بدانید.

هر شکلی که برای شما باشد، عبارت "سکوت طلایی است" واقعا مناسب است.

واقعاً شگفت انگیز است که یک دوره سکوت چه کاری می تواند برای ذهن، بدن و البته روح انجام دهد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید