حقوق نیوز

ضرب المثل های ایرانی (قسمت دهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت دهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

به دعای گربه سیاه (یا گربه کوره) باران نمی آید

دعا یا نفرین آدم بدخواه یا نفهم و بی ارزش مستجاب نمی گردد.

به دل چسبیدن

لذت بخش و مقبول قرار گرفتن چیزی.

به دل کسی راه رفتن

مطابق میل کسی رفتار کردن.

به رخ کشیدن

خود نمایی کردن، به نمایش گذاشتن، منت گذاشتن.

به روباهه گفتند شاهدت کیه؟ گفت دمم

کسی که برای تبرئه خود هم دست خود را شاهد بگیرد.

به روی باز کسی می روند نه به در باز

برای میهمان برخورد خوب و چهره گشاده میزبان مطرح است نه سفره پهن و پذبرایی او.

به ریش کسی خندیدن

کسی را بی آن که متوجه باشد مسخره کردن.

به سیم آخر زدن

قید همه چیز را زدن، برای رسیدن به هدف خود را از قید هر تکلیف و آبرو یا حرمت رها کردن. نهایت تلاش را انجام دادن.

به شترمرغ گفتند بپر گفت: شترم گفتند بار ببر گفت: مرغم

عذر و بهانه تنبل در برابر کار.

به صحرای کربلا زدن

به طور ناگهانی موضوع سخن را به جای دیگر کشاندن.

به صلابه کشیدن

رنج و عذاب دادن، سختگیری بیش از حد.

به کس کسونش نمی دم، به همه کسونش نمیدم

حرف پدر و مادر برای بالا بردن ارزش دخترشان در مقابل خواستگارانش.

به کک بنده

گدا صفت، کسی که به بی ارزش ترین چیز و کمترین منفعت نظر داشته باشد.

به گرد پایش نمی رسد

به دو معنی:

1. اشاره به دونده گریزان و ترسان یا عجول.

2. کسی که از جهتی در سطحی بسیار بالا قرار دارد و دیگری به حد و مرتبه او نمی رسد.

به گردن گرفتن

مسئولیت امری را متقبل شدن.

به گوش خر یاسین خواندن

حرف یا نصیحتی که شنونده چیزی از آن نفهمد، راهنمایی و پند بی حاصل و بیهوده به گوش نااهل.

به لعنت خدا نمی ارزد

جنس نامرغوب که حتی ارزش لعنت فرستادن هم نداشته باشد.

به ما که رسید آسمون تپید

گله شخص بد شانس به این معنی: نوبت ما که شد وضع به هم ریخت و عوض شد و موقعیت از دست رفت.

به مالت نناز به یک شب بنده، به حسنت نناز به یک تب بنده

اشاره به اینکه ثروت و زیبایی دو چیز متزلزل و ناپایدار هستند و نباید به آن ها مغرور و دلخوش بود.

به ماه می گه در نیا من در می آیم

در مورد کسانی که خیلی از زیبایی خود تعریف می کنند، اما در واقع زیبا هم نیستند و امر بر آن ها مشتبه شده. در تعریف زیبایی افراد می گویند.

به مرگ گرفته به تب راضی بشه

سختگیری مصلحتی، کسی که برای قبولاندن شرط دلخواه خود شرایط را خیلی سخت و سنگین می گیرد تا بالاخره طرف مقابل به کمتر از آن که در واقع همان خواسته مدنظر است، راضی شود.

به ناف بستن

به دو معنی:

1. جنس نامرغوب و به درد نخوری را به کسی غالب کردن.

2. متلک یا دشنامی جانانه و تأثیر گذارنده بار کسی کردن به طوری که تا اعماق وجودش نفوذ کند.

به نام من به کام تو

کسی که از اسم یا موقعیت کی دیگری استفاده کند.

به هر سازی رقصیدن

تمکین و اطاعت، هر تکلیف و دستوری را پذیرفتن، انعطاف پذیری.

به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

در همه جا مشکل و گرفتاری وجود دارد و وضع به همین منوال و اوضاع زندگی به همین ترتیب است و فرق چندانی نمی کند.

بی چاک دهن

بددهن، کسی که همیشه دهانش به فحش و بد و بیراه باز باشد.

بی چشم و رو

نمک نشناس و قدرناشناس.

بیل زنی باغچه خودت را بیل بزن

به کسی می گویند که در کار خودش وامانده و با دخالت در کار دیگری در صدد اصلاح و راه انداختن کارش برآید.

بی مایه فطیره

بدون زحمت و خرج کار پیش نمی رود.

پا بند شدن

گرفتار و اسیر چیزی یا کسی شدن به دلیل انس و علاقه یا به دلایل اخلاقی و وجدانی.

پاپوش درست کردن

برای کسی دردسر و مزاحمت به وجود آوردن و موقعیتش را خراب کردن.

پاچه ورمالیده (پاچه پاره)

بی حیا و بی آبرو و دریده.

پا در کفش کسی کردن

مزاحمت، فضولی و دخالت در کار کسی.

 

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: