حقوق نیوز

شناسایی و غربالگری ژن های مستعد در بروز رفتارهای مجرمانه به منظور پیشگیری از جرم (قسمت پایانی)

سروتونين، با بسياري از بيماري هاي انساني، به خصوص بيماري رفتاري، در ارتباط است. سروتونين علاوه بر درد، در تنظيم رفتارهاي تغذیه (خوردن)، قدرت کنترل تکانه ها (اميال، خوردن، خشم، افکار، ترس و اضطراب)، شروع خواب و نوسانات خلق و خو نيز شرکت دارد. کاهش سروتونين با افسردگي و افزایش آن با وحشت زدگي مرتبط است. کاهش سروتونين در بادامه که مهمترین ساختار دخيل پرخاشگري مي باشد باعث تشدید پرخاشگري مي شود


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

ژن های مستعد در بروز رفتارهای مجرمانه

ارتباط ژن های مستعد کاندیدا جهت مشارکت در اختلالات رفتاری

برخي از محققان این مشکل را با مطالعه ژن هاي حساس چندگانه براي صفات و اختلالات رفتاري آغاز کرده اند که باعث افزایش خطر ابتلا به رفتارهاي ضد اجتماعي مي شود. کامينگز و همکاران، به طور همزمان چندین ژن کاندیدا را براي مشارکت در اختلال بيش فعالي، اختلال رفتاري و اختلال افسردگي، مورد بررسي قرار دادند.

این مطالعات نشان مي دهد که برخي از ژن ها در مسيرهاي سروتونين، دوپامين و نورآدرنرژیک بر توسعه این اختلالات تأثير مي گذارد.

خلاصه ریسک های نسبی و نسبت شانس برای ژن های نامزد شده نشان می دهدکه فرد مبتلا به نوع حساسیت یکی از این ژن ها فقط 5، 1 برابر خطر رفتارهای ضداجتماعی در مقایسه با یک فرد از جمعیت عمومی دارد.

به این ترتیب اگر فردی داراي تعداد زیادي ژن هاي متنوع باشد، فرد در معرض خطر ابتلا به رفتارهاي ضد اجتماعي قرار مي گيرد. این میانگین RR با نتایج متاآنالیز ارتباطات بین ژن هاي فردي و خطر توسعه طيف وسيعي از اختلالات و بيماري ها مطابقت دارد.

این بررسي تحقيقات ژنتيکي در مورد رفتارهاي ضداجتماعي نشان داده است که بروز مشکلات ژنتيکي در مورد رفتارهاي ضد اجتماعي در حال افزایش است، اما همچنين نشان داده است که احتمال وجود انواع ژن هاي تک بسيار زیاد است که خطر ابتلا به رفتار جنایي را افزایش مي دهد.

گیرنده های سروتونین

سروتونین در در پاتوفيزیولوژي و درمان بسياري از اختلالات رواني نقش دارد.

سروتونين اثراتش را از طریق دامنه وسيعي از گيرنده هاي سروتونيني اعمال مي نماید. سروتونين با تعدادي گيرنده متفاوت ارتباط دارد، بعضي از آنها در رابطه با صفات پيش بيني رفتارهاي ضد اجتماعي بررسي شده است.

سروتونين، با بسياري از بيماري هاي انساني، به خصوص بيماري رفتاري، در ارتباط است. سروتونين علاوه بر درد، در تنظيم رفتارهاي تغذیه (خوردن)، قدرت کنترل تکانه ها (اميال، خوردن، خشم، افکار، ترس و اضطراب)، شروع خواب و نوسانات خلق و خو نيز شرکت دارد. کاهش سروتونين با افسردگي و افزایش آن با وحشت زدگي مرتبط است. کاهش سروتونين در بادامه که مهمترین ساختار دخيل پرخاشگري مي باشد باعث تشدید پرخاشگري مي شود.

مسیر سروتونرژیک

مسير سروتونرژیک در توسعه مغز دخيل است و اختلال عملکرد در این سيستم، افزایش تهاجمي و تکانشي را افزایش مي دهد و تعدادي از ژن هاي دخيل در این مسير و رفتارهاي ضد اجتماعي یافت شده اند، یعني تکانشي، تجاوز و اختلال بيش فعالي. بنابراین هرگونه اختلال در این سيستم افزایش دهنده پرخاشگري و تکانشگري است، رفتارهایي که با سطح پایين سروتونين یا متابوليت سروتونين ارتباط دارد.

گیرنده های دوپامین

دوپامين یکي از مهمترین انتقال دهنده هاي نورون هاي مراکز عصبي است که انتقال تکانه هاي الکتریکي را در سرتاسر سيناپس ها آسان مي کند و بسياري از بيماري هاي عصبي و رواني به اختلال در ترشح و عملکرد آنها مربوط است.

دوپامين در کنترل حرکات ارادي، نظام پاداش مغز، نشاط و سرخوشي (عواطف و هيجان) نقش دارد.

کاهش دوپامين در جسم سياه در عقده هاي قاعده اي باعث پارکينسون و افزایش آن باعث اسکيزوفرني مي شود.

ژن های گیرنده دوپامین D4 ، یکی از ژن های شایع مورد مطالعه در ارتباط با ADHD است.

این ژن در مناطق متعددي از مغز بيان مي شود و عقيده بر این است که در اختلال مغزی ADHD دخیل است.

مسیر دوپامینرژيک

سيستم دوپامينرژیک در مسيرهاي پاداش در مغز دخيل است.

ژن هاي دخيل در این مسير در ابتدا براي مشارکت در اختلال بيش فعالي مورد بررسي قرار گرفته اند، اگرچه یک مطالعه ارتباطي با تکانشگري و علائم مرتبط با اختلال بيش فعالي در مجرمان خشونت آميز پيدا کرده است.

گیرنده های آدرنرژیک

این گيرنده ها، به انتقال دهنده هاي نوري منتقل مي شوند. گيرنده آدرنرژیک آلفا A2 (ADRA2A) با تکانشي و خصومت همراه است.

ADRA2A و دو گيرنده دیگر، گيرنده آدرنرژیک آلفا 2 ( ADRA2C) و آدرنرژیک آلفا 1(ADRA1A) A براي دخالت در اختلال بيش فعالي نيز مورد بررسي قرار گرفته اند. اما این دو گيرنده نتيجه منفي دریافت کرده اند.

مسیر نورآدرنرژيک

سيستم نورآدرنرژیک به عنوان یک سيستم تحریک مرکزي عمل مي کند. اختلالات در تنظيم مسير نئودرنرژیک در اختلالات روانشناختي مانند اضطراب و افسردگي دخيل هستند. تنها دو ژن درگير در این مسير براي ارتباط با رفتارهاي ضد اجتماعي بررسي شده است. یافته هاي آنها در ارتباط با اختلال بيش فعالي و همچنين تکانشي و خصومت است. نوراپي نفرین، مانند دوپامين، انتقال دهنده عصبي کاتچول آمين است.

اسکیزوفرنی مستعد ژن DISC1

ژن DISC1 نخستين بار در سال ۱۹۹0 و در یک خانواده بزرگ اسکاتلندي داراي مبتلایان فراوان به بيماري هاي ذهني ـ رواني شناخته شد. مطالعات زیست ـ ژنتيکي بسياري بر نقش DISC1 در مسير پيام دهي، رشد و توسعه نوروني و نيز در بيماري هاي رواني تأکيد دارد.

بررسي ها نشان مي دهد که چگونه DISC1 دو مسئله و مفهوم اساسي در اسکيزوفرني یعني و توسعه و گسترش نوروني و نيز انتقال نوروني را تنظيم مي کند.

مونوآمین اکسیداز A

مونوآمين اکسيداز A (MAOA) متشکل از سروتونين، دوپامين و نوراپي نفرین است. به دليل مطالعه برونر و همکاران در سال 1993 ،MAOA به تمرکز تحقيقات ژنتيک زیادي در رفتارهاي جنایي یا ضد اجتماعي تبدیل شده است. ارتباط بين جهش در MAOA و تجاوز مضر را شناسایي کرد. یک مطالعه را در یک خانواده بزرگ هلندي انجام دادند. آنها در مطالعه خود جهش هاي نقطه اي در ساختار ژن براي مونوآمين اکسيداز (MAOA) A و شيمي اعصاب مغز، پيدا کردند که آنها با رفتارهاي جنایي تهاجمي در ميان تعدادي از مردان در آن خانواده مرتبط بودند.

گزارش شده است که این مردان داراي کمبود مونو آمين اکسيداز انتخابي هستند که ميتواند منجر به کاهش غلظت هيدروکسي اندول 5 و اسيد استيک 3 ( 5(HIAA- در مایع مغزي نخاعي شود. شواهد نشان مي دهد که غلظت هاي پایين 5HIAA –م يتواند با رفتارهاي تهاجمي تکانشي همراه باشد.

مطالعه اخير کاسپي و همکاران در سال 1381 ،ارتباط بين MAOA و رفتار ضد اجتماعي را مشخص کرد.

نویسندگان دریافتند که مردان مبتلا به ژنوتيپ فعاليت آنزیمي کم، که در دوران کودکي نيز در معرض بدرفتاري قرار داشتند، به احتمال زیاد دچار اختلال رفتاري مي شدند و به جرم خشونت آميز نسبت به مردان متخلف که داراي ژنوتيپ فعال بودند، محکوم مي شدند.

MAOM نيز براي ارتباط با اختلال بيش فعالي مورد بررسي قرار گرفته است.

مي توان به مهمترین عوامل درونيِ تأثيرگذار در وقوع جرم اشاره کرد: نخستين مورد، تأثير تغييرات هورموني در بدن است که به نوعي بستگي به شيوه عملکرد غدد درون ریز دارد، براي نمونه تغيير ميزان تسترون در مردان و سندروم پيش قاعدگي در زنان و رابطه اي که آنها با رفتارهاي پرخاشگرایانه دارند. دومين مورد را مي توان در ميزان کمي قند خون دانست. مورد مهم دیگر در چگونگي تأثيرگذاري آلرژي ها در وقوع جرایم گوناگون، جای می گیرد.

نقش ناهنجاری های کروموزومی در اختلالات رفتاری

واحدهاي وراثتي که از والدین به فرزندان مي رسند و به نسل بعد نيز منتقل مي شوند بوسيله همين کروموزم ها که ساختارهایي در هسته هر سلول بدن مي باشند، انتقال مي یابند.

در هر کروموزوم واحدهاي وراثتي منفردي به نام ژن وجود دارد. هر ژن بخشي از مولکول اسيد دیوکسي ریبونوکلئيک یا (DNA) است که حامل اصلي اطلاعات توارث محسوب مي شود.

ژن ها فرمان هاي رمزي را به سلول ها مي دهند و آنها را در راستاي کارکرد معيني هدایت مي کنند. در کروموزوم انسان حدود هزار ژن یا حتي بيشتر وجود دارد.

عده اي از دانشمندان معتقدند که احتمالاً مهمترین نقش کروموزوم (Y) دستور براي ساختن تستوسترون است. همان هورموني که نيمي از جمعيت انساني را مرد مي کند. بخشي به این دليل است که هورمون تستوسترون که توسط بيضه ها توليد و در بدن رها مي شود، مقدارش در زمان بلوغ در مردان با سرعت بالا مي رود (همان زمان با افزایش درجه خشونت) و در سنين بالاتر، به صورت آهسته کم مي شود. بنابراین درجه خشونت نيز در فرد کم مي شود.

به هر حال، از آنجا که کروموزوم ها مرکز انتقال خصوصيات ارثي به شمار مي آیند، برخي از جرم شناسان بر آن شدند تا در رابطه با این که جنایت ارثي است یا غير ارثي، تحقيق کنند. آنها متوجه شدند که اختلالات کروموزومي به ویژه ناهنجاري هاي کروموزومي جنسي اغلب با عقب ماندگي ذهني همراه هستند؛ که دو نوع از این ناهنجاري ها را مي توان در الگوي کروموزومي (XXY) یعني »سندروم کالین فلتر و سندرومي که به صورت (XXY) نشان داده مي شود و در مردان وجود دارد از همدیگر بازشناخت.

افرادي که مبتلا به سندروم کالین فلتر هستند، جرم بيشتر آنها، جرائم جنسي، آدمکشي و دزدي گزارش شده است.

نتایج یک تحقيق نيز نشان ميدهد که 33 درصد از افرادي که به بيماري کالین فلتر مبتلا شده اند در زمره بزهکاران قرار دارند. همچنين در اواسط دهه 1970 پژوهش گران اسکاتلندي 197 زنداني را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که تعداد قابل توجهي از آنها ناهنجاري کروموزومي (XXY) دارند. پس از آنها، مطالعات ساربين و ميلر در سال 1349 نيز نشان داد مرداني که ناهنجاري کروموزومي (XXY )دارند به بزهکاران شبيه تر هستند تا مرداني که به این ناهنجاري گرفتار نيستند. تحقيقات دیگري نيز که با استفاده از گروه کنترل به رابطه ناهنجاري کروموزومي (XXY) و گرایش به پرخاشگري و خشونت پرداخته شده چنين رابطه اي را تأیيد کرده است.

شناسایی و غربالگری ژن های مستعد در بروز رفتارهای مجرمانه به منظور پیشگیری از جرم (قسمت پایانی)
 

شناسایی و غربالگری

اگرچه وجود بيماري رواني از قرن ها قبل مسجل فرض شده است اما تا قرن حاضر هيچگونه  روش آماري براي برآورد حجم مسأله وجود نداشت. آنگونه که دورنوند در سال 1369 اظهار مي دارد تا جنگ جهاني دوم، بيشتر مطالعات همه گيري شناسي اختلالات رفتاري و رواني به اطلاعات به دست آمده از گزارش هاي بيمارستاني متکي بودند ولي محققان هيچگونه کنترلي بر فرایند بيماریابي، ثبت گزارش ها و حتي بر تشخيص نداشتند.

این مشکل وقتي بيشتر خودش را نمایان ميکرد که محققين ميخواستند علاوه بر بيماري هاي روان پریشي، ميزان شيوع اختلالات روان نژندي را نيز برآورد نمایند. لذا به همين دليل محققان پس از جنگ جهاني به روشهاي غير از گزارش هاي بيمارستاني جهت برآورد ميزان شيوع اختلالات رواني روي آوردند که در آنها معمولاً نمونه اي از جمعيت را انتخاب و بررسي مي کردند که چه تعدادي از آنها مبتلا به بيماريهاي رواني هستند.

غربالگري در پزشکي، راهبردي است که در یک جمعيت به کار مي رود تا یک بيماري را در افرادي که فاقد نشانه ها و علائم هستند، شناسایي کند. هدف از غربالگري ژنتيکي جمعيت مشخص کردن افرادي است که حامل بيماري هاي ژنتيکي هستند و یا افرادي که احتمال انتقال ژن هاي معيوب را به فرزندانشان دارند.

برخي تکنيک هایي که براي شناسایي حاملين اختلالات تک ژني به کار مي روند عبارتند از: استفاده از نشانگرهاي بيوشيميایي، اتصالات ژني، تحليل مستقيم جهش، تشخيص هاي قبل از تولد، غربالگري نوزادان تازه متولد شده، تشخيص بيماران قبل از ظهور علائم.

ژن ها و بيماري هاي ژنتيکي یکي از داغ ترین و پرهياهوترین مباحث جهان پزشکي است و کمتر بيماري اي مي توان یافت که رد پاي ژن و ژنتيک در آن دیده نشود؛ از دیابت و بيماري قلبي گرفته تا انواع سرطانها و حتي پرخاشگري و عصبانيت. منظور از غربالگري، جستجوي بيماري یا نقيصه شناخته نشده به وسيله آزمون هاي عملي و سریع، معاینه و یا روش هاي دیگر در اشخاص به ظاهر سالم مي باشد. آزمون غربالگري جنبه تشخيصي ندارد، بلکه افرادي که داراي نتيجه مثبت یا مشکوک مي باشند باید براي تشخيص و درمان لازم نزد متخصص اعزام شوند.

سازوکار سیستم قضایی در ارتباط با اختلالات رفتاری، شناسایی،

غربالگری ژن های مستعد رفتار مجرمانه در فرآیند پیشگیری از جرم

مقوله جرم و اختلالات رواني یکي از چالش انگيزترین مباحث حقوق جزاست. از آنجا که افراد داراي اختلالات رواني ـ رفتاري نمي توانند آگاهانه اعمال خود را مهار کنند و بالقوه مستعد هر عمل مجرمانه اي مي باشند، بي آنکه قابليت تشخيص درست یا نادرست بودن عمل خود را داشته باشند و ضوابط رفتاري معين در جامعه براي آنها قابل درک باشد، به همين سبب است که بررسي نسبت هاي متفاوت نقصان عقل از لحاظ درجاتي که دارد مي بایست با ترکيب نظر مقنن و متخصصين امر روانپزشکي انجام پذیرد.

از طرفي شناسایي ژن هاي مستعد بروز این اختلالات نيز بسيار حائز اهميت بوده، که تشخيص این امر توسط پزشکان متخصص ميبایستي صورت گيرد.

در پژوهش حاضر با توجه به مراحل طي شده، اعم از شناسایي اختلالات، شناسایي ژن هاي مستعد، غربالگري و پيشگيري از جرم، مشخص گردید که براي رسيدن به هدف پژوهش (پيشگيري از جرم) نيازمند همکاري و حضور متخصصين این سه حوزه (روانشناس، پزشک و حقوقدان) در کنار یکدیگر مي باشيم. همچنين با در نظر گرفتن این نکته که امروزه به منظور دستيابي به اهداف علمي برجسته، نيازمند تلفيق دانش هاي متفاوت مي باشيم در نتيجه حضور چندین متخصص در علوم مختلف مي تواند بسيار تأثيرگذار باشد.

حال با توجه به عدم وجود نص قانوني مبني بر حضور و همکاري متخصصين علوم مختلف در کنار یکدیگر در راستاي هدف پژوهش حاضر، پيشنهاد مي شود که این خلأ قانوني توسط کارشناسان مربوطه مرتفع گردد. زیرا صرف قانون به تنهایي براي پيشگيري از جرم و اصلاح مجرم کافي نبوده و سيستم قضایي بهتر است ضمن استفاده از حقوقدانان، از متخصصين پزشکي، جرم شناسان، روانشناسان و جامعه شناسان نيز در پيشبرد سيستم قضایي به سمتي علمي تر، استفاده کند.

در صورت امکان بهترین روش پيشگيري، پيشگيري اوليه است. اما اگر پيشــگيري اوليه ممکن نباشــد، تشخيص به موقع و درمان ســریع به عنوان دومين خط دفاع بر عليه بيماری هایي است که به پيشگيري اوليه پاسخ نمي دهند.

مي توان گفت نظام عدالت کيفري براي پيشگيري از آثار اختلالات رواني و رفتاري در بروز رفتار مجرمانه اصل اوليه همان پيشگيري اوليه از وقوع این اختلالات در رفتار مجرمانه است، ولي اگر این نوع پيشگيري محقق نشد، مي توان از طریق تشخيص به موقع و درمان سریع این اختلال از طریق روش هاي غربالگري و درمان این نوع اختلال پرداخت.

نتیجه گیری

مهمترین مسأله اي که جوامع کنوني به آن گرفتار مي باشند مسئله رفتارهاي مجرمانه است و براي حل این معضل مهم ضروري است که برخوردهاي اصولي و ریشه اي به منظور کشف و شناخت پدیده جرم به عمل آید تا از این رهگذر بتوان راه حل هایي براي پيشگيري از جرم و درمان و بازپروري مجرمين به دست آورد.

از آنجا که ریشه مشکلات و معضلات اجتماعي که منجر به ارتکاب جرم مي شود به طور مستقيم و غير مستقيم ارتباط نزدیکي با شخصيت انسان دارد و خاستگاه اصلي رفتارهاي مجرمانه را مي توان در شرایط بيمارگونه فردي و اجتماعي مجرم مورد بررسي قرار داد و نيز متخصصان معتقدند بسياري از جرم ها ریشه عميقي در روان و رفتار فرد دارد و از این عقيده حمایت مي کنند که مجرم بيمار است و نياز به درمان دارد، از این رو ضرورت مطالعه در این حيطه مستلزم شناخت اختلالات رفتاري (اختلال نافرماني مقابله اي و سلوک ـ اختلال شخصيت ضد اجتماعي ـ اختلال بيش فعالي و کم توجهي) و اختلالات رواني (اختلال اسکيزوفرني ـ دوقطبي) است که مشکلات بسياري را ایجاد مي کنند و با شيوع بالایی از مشکلات و پيامدهاي منفي اجتماعي همراه هستند. همچنين اختلالات رفتاري احتمال ابتلای افراد به سوء مصرف مواد، فعاليت هایي بزهکارانه، اختلالات عصب روانشناختي را افزایش مي دهد.

ميزان اختلالات رفتاري بستگي به عواملي مانند سن، جنس، پيشينه زندگي و ناحيه جغرافيایي دارد.

بسياري از ریشه هاي مشکلات رفتاري از دوره کودکي و نوجواني شروع شده و به دوره هاي بعدي زندگي تسري پيدا مي کند. بنابراین شناسایي و درمان به هنگام اختلالات رفتاري در کودکان و نوجوانان از اهميت بسزایي برخوردار است. در مطالعات انجام شده در این زمينه، ميزان شيوع اختلالات رفتاري در پسران بيشتر از دختران گزارش شده است. اگر چه برخي از اختلالات درون ریز همانند اختلالات افسردگي، اضطراب، عدم اعتمادبه نفس در دختران بيشترمشاهده شده است ولي بطورکلي اختلالات رفتاري در پسرها بيشتر از دختران مي باشد. اختلالات رفتاري پسران با توجه به ویژگي هاي جنسيتي آنان بيشتر بصورت اختلالات برون ریز است که به شکل پرخاشگري نمایان مي شود.

شواهد نشان ميدهد که شيوع بالای اختلالات رفتاري در پسران قبل از همه مربوط به نقش هاي جنسيتي آنها مي باشد. علاوه بر این، عوامل بيولوژیکي، محدود نبودن پسران در ارتباطات اجتماعي، از جمله عواملي هستند که مي توانند زمينه ساز شيوع بالاتر اختلالات رفتاري در پسران نسبت به دختران باشند.

همچنين با توجه به ارثي بودن این اختلالات، شناخت ژن هاي مستعد بروز این اختلالات، حائز اهميت مي باشد. ژن هایي که در این پژوهش مورد بررسي قرار گرفت عبارت بودند از: دوپامين، سروتونين، آدرنرژیک، اسکيزوفرني، مونو آمين اکسيداز آ.

در این راستا با بررسي مطالعات انجام شده در این زمينه، مشخص شد که ژ هاي مذکور با بروز اختلالات رفتاري و رواني مرتبط مي باشند. پس از شناسایي ارتباط مابين اختلالات رفتاري و رواني و ژن هاي مستعد با دو حالت مواجه مي شویم. حالت اول، قبل از تولد و حالت دوم، بعد از تولد.

در حالت اول، با توجه به ارثي بودن اختلالات رفتاري و رواني و احتمال بروز ارتکاب جرایم توسط آنها در آینده، لازم است که این ژن ها در دوران جنيني، توسط متخصصين شناسایي و غربالگري شوند. استفاده از غربالگري به این جهت در دوره جنيني صورت مي گيرد که اگر متخصصان، بعد از مطالعه و بررسي پرونده پزشکي والدین و همچنين بررسي تاریخچه خانوادگي آنها متوجه وجود هر یک از ژن هاي مستعد شوند آنها را براي درمان به متخصصين ژنتيک جهت اصلاح آن ژن، ارجاع مي دهند تا از طریق فناوري هاي جدید از جمله روش کریسپر (قيچي ژنتيکي)، ژن ناقل این اختلالات را اصلاح نمایند.

در حالت دوم، به دليل عدم آگاهي در تشخيص زودهنگام این اختلالات رفتاري در افراد، که ناشي از فقدان شناسایي و غربالگري ژن هاي مستعد بروز اختلالات رفتاري و رواني در دوره جنيني مي باشد، شناخت و تشخيص این دسته اختلالات به تأخير مي افتد و به همين دليل این افراد در زندگي دچار مشکلات عاطفي ـ اجتماعي و یادگيري فراواني مي شوند به همين جهت، برنامه ریزي مدون جهت درمان و کنترل این دسته از افراد، ضروري مي باشد، تا در آینده منجر به بروز رفتارهاي نابهنجار اجتماعي و وقوع جرم از سوي آنها نشود.

به طور کلي، تمامي این مراحل اعم از شناسایي اختلالات رفتاري و رواني، شناسایي ژن هاي مستعد مرتبط با بروز رفتارهاي مجرمانه و در انتها غربالگري، برنامه ریزي و کنترل جهت درمان، مي تواند به پيشگيري از جرم منجر شود. اما درحال حاضر به دليل نبود حمایت و پشتيباني از برنامه هاي ژنتيک جامع و کامل، همچنان برنامه غربالگري براي کشوري شدن در ليست انتظار به سر مي برد. به هر حال، آزمایش هاي چند ژني مي تواند چنين برنامه هاي تشخيصي در آینده داشته باشد.

کمتر مشخص است که پيامدهاي چنين آزمایش هاي تشخيصي ژنتيکي ممکن است براي پرونده هاي جنایي باشد که گاه به عنوان شواهد تجربي از مسئوليت کمتر متهم، ذکر شود. قبل از اینکه اطلاعات ژنتيکي در تنظيمات قانوني براي ارزیابي گناه استفاده شود و تصميم بگيرد که مجازات براي اعمال مجرمانه باشد، باید مسائل بسياري را مورد بررسي قرار داد.

با توجه به این که اختلالات ژنتيکي در وقوع جرم نقش دارند، آنچه اهميت دارد این است که آیا قوانين کيفري مي توانند مجوز چنين اقداماتي را در مورد افراد صادر کنند، که داراي طرفداران موافق و مخالف مي باشد؟

مخالفين استدلال مي کنند که دستکاري هاي ژنتيکي مستلزم دخالت شدید در آزادي و حریم شخصي افراد است، که باعث نقض حریم خصوصي افراد مي شود.

موافقين استدلال مي کنند، هرچند تغيير ژن ها در رابطه با اختلالات رواني و رفتاري باعث نقض حریم خصوصي افراد مي شود ولي با این کار بسياري از جرایم و جنایات کاهش یافته و مانع گسترش جرم در سطح گسترده مي شود.

توجه به عواملي از قبيل ژنتيک مي تواند با شناسایي اختلالات رفتاري و ژن هاي مستعد ارتکاب جرم در افراد مختلف و قرار دادن آنها تحت آزمایشات گوناگوني نظير غربالگري، ارتباط بين این ژن ها را با ارتکاب جرم به دست آورد، تا با شناسایي این افراد و تحت نظر قرار دادن آنها، از بروز جرم پيشگيري کنيم. با توجه به نقش مهم ژنتيک در پيشگيري از جرایم، غربالگري و درمان این ژن ها در وقوع جرم را مي توان از طریق ارائه یک الگوي مناسب در مراکز تحقيقاتي و مراکز تحقيق و توسعه از جمله مراکز تحقيقاتي مرتبط با مباحث ژنتيکي در علوم انتظامي، مراکز روانشناسي و علوم پزشکي، پيشگيري از جرم در قوه قضائيه در سطح کشور که در نهایت، با بررسي و تحليل علل و عوامل و نحوه پيشگيري موثر از جرم در ژنتيک جنایي مي توان پيشگيري از وقوع جرم و شناسایي مجرمين، نحوه درمان و جلوگيري از ادامه روند این جرم را از طریق درمان و غربالگري ژنتيک، عملي کرد.

اگر کنشگر ضد اجتماعي با وضعيتي از این نوع اختلالات، وارد نظام عدالت کيفري شود سياست جنایي قضایي مي تواند از طریق نگهداري وي در بيمارستان هاي رواني، ارائه مشاوره هاي روان درماني، تبيين و تشریح عوامل بروز اختلالات رفتاري و رواني که در ژنتيک افراد وجود دارد و روش هاي عملي و نظري پيشگيري از این اختلالات و ... موجب شود تا کنشگر ضداجتماعي از عاملي که باعث طغيان و سرکشي وي شده است آگاه شده و از طریق روش هاي مشاوره سعي در اصلاح خود نماید. اگرچه محققان هنوز نتوانستند ژنهاي خاص بروز این رفتارها را شناسایي کنند، اما بر این باورند که 70 درصد از زمينه هاي تخلفات زندگي انسان ممکن است ژنتيکي باشد.

بیشتر بخوانید:

شناسایی و غربالگری ژن های مستعد در بروز رفتارهای مجرمانه به منظور پیشگیری از جرم (قسمتهای دیگر)

 

منبع: شناسایی و غربالگری ژن های مستعد در بروز رفتارهای مجرمانه به منظور پیشگیری از جرم - مرضیه آقاسی - مسعود قادی پاشا - تحقیقات حقوق خصوصی و کیفری - شماره 389 - 1397

پایگاه خبری حقوق نیوز - مطالب حقوقی


 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: