حقوق نیوز

ضرب المثل های ایرانی (قسمت پایانی)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت پایانی)

پایگاه خبری حقوق نیوز

هرکه گوش میخواد گوشوارشم باید بخواد

تحمیل کردن نزدیکان و متعلقان به طرف مقابل در معنی: هر که کسی را خواهد ناچار باید اقارب و متعلقات آن را هم بخواهد و تحمل کند.

هرکی هرکی

آشفتگی و هرج و مرج، کسی به کسی نبودن.

هر گردویی گرده، اما هر گردی گردو نیست

دو چیز متفاوت را به خاطر شباهت ظاهری شان نباید یکسان و مثل هم دانست.

هر گلی یک بویی داره

هر کسی یا هر چیزی یک جور خصلت و ویژگی دارد، دو چیز یا دو کس یک جور نمی شوند و هر کدام خصوصیات مخصوص به خود را دارد.

هشتش گرو نهش است

فقیر و بی چیز، کسی که از لحاظ مالی در زندگی النگ بوده و به سختی روزگار بگذراند.

هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر میده

اشاره به آدم زبل و زبان باز و شارلاتان.

هفت تا جون داره

کسی که از خطرات متعدد و از مرگ جان بدر برده باشد.

هفت ماهه به دنیا آمده

اشاره به آدم عجول و بی صبر و قرار که در هر کاری عجله و شتاب داشته باشد.

هلو برو تو گلو

کسی که راحت و بی دردسر به خواسته خود برسد و یا هر چیزی را راحت وشسته رفته بخواهد.

هم از توبره می خوره هم از آخور

آدم رند و زرنگی که در کار یا معامله و یا موقعیتی از هر طرف به سود خود حرف زده و حساب کند.

همان آش و همان کاسه

وضعیتی که دوباره مثل قبل و کمافی السابق شده و هیچ فرقی نکرده باشد.

هم خدا را می خواهد هم خرما را

همه منافع و مزایا را با هم و یکجا خواستن.

همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم

طعنه به آدم تنبل یا بی دست و پا که از عهده انجام کارش بر نیامده و از این و آن کمک بخواهد.

هم فاله هم تماشا

کاری که از دو جنبه فایده و بهره داشته باشد.

همه را برق میگیره ما را چراغ نفتی

گله از بدشانسی توسط کسی که چیز غیر دلخواه مثل کار، شریک و... نصیبش شده باشد.

همه کاسه کوزه ها سر کسی شکستن

هنگامی که همه تقصیرها به گردن کسی که مقصر نیست بیفتد.

همه می ترقند، ما را می ترقيم

همه پیشرفت و ترقی می کنند ما پس رفت و عقبگرد می کنیم. همه از پائین به بالا می ترقند، ما از بالا به پائین می ترقيم.

همیشه شعبون، یک بار هم رمضون

همیشه به دلخواه و به حرف تو یک مرتبه هم به حرف من.

هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن

تعریف و تمجید بی جا و فراتر از واقعیت از کسی.

هنر نزد ایرانیان است و بس

قدمت فرهنگ و هنر ایرانی به هزاران سال قبل می رسد و همیشه ایرانیان در علم و هنر و اکثر زمینه ها سرآمد ملتهای دیگر بوده و هستند.

هنوز آب کفنش خشک نشده

مردهایی که هنوز مراسم فوتش برگزار نشده وراث بر سر ارث و میراثش به جان هم افتاده باشند.

هنوز جای سفت نشاشيده

هنوز با موقعیت و برخورد بد و جدی مواجه نشده تا حساب کار خودش را بکند.

هنوز دهنش بوی شیر میده

هنوز بچه و خام و بی تجربه است، اشاره به کسی که برای کاری هنوز آمادگی و شرایط لازم را نداشته و انجام آن برایش زود باشد.

هوا پس بودن

اوضاع خطرناک و نامناسب.

هوای کسی را داشتن

مواظب و مراقب ومتوجه کسی بودن.

هیچ بقالی نمیگه ماستم ترشه

هیچکس عیب و ایراد و بدی خود و یا متعلقات خود را نمی گوید.

هیچ گرونی بی حکمت نیست، هیچ ارزونی بی علت

بالاخره هر چیز گرانقیمت دارای مزایایی نسبت به جنس ارزان می باشد و بر روی هر چیز به قدر و قیمت و ارزشش کار شده بنابراین جنس ارزان بی عیب و علت نیست.

هیزم تر به کسی فروختن

به کسی بدی کردن.

هردمبیل

اشفته و بی سر و سامان، درهم و برهم و بی نظم و قانون.

یا زنگی زنگ، یا رومی روم

یا این طرفی یا آن طرفی، دل به دریا زدن، تردید را کنار گذاشتن و بر یک عقیده پابرجا شدن برای انجام کاری.

يا نصيب و یا قسمت

امید و اعتقاد به خدا و قسمت داشتن.

یک آشی برات بپزم که یک وجب روش روغن باشه

خط و نشان کشیدن برای کسی، تهدید کردن.

یک بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک

تذکر و نصیحت به کسی که کار خطرناک و اشتباهی را چندین بار تکرار نموده و از آن رهیده باشد و هشدار به اینکه بالاخره گیر می افتد.

یک تخته ش کمه

دیوانه و کم عقله، مغزش عیب داره.

یک تیر و دو نشان

با انجام یک کار به دو هدف و مقصود رسیدن.

یک خوبی می مونه یک بدی

همه چیز می گذرد اما یاد و اثر کارهای خوب و بد همیشه بر جا خواهد ماند.

یک دست صدا ندارد

به تنهایی نمی توان کاری را از پیش برد، موفقیت در سایه اتحاد و همکاری به دست می آید.

یک دل نه صد دل عاشق شدن

عشق مفرط، با تمام وجود عاشق و از خود بی خود شدن.

یک ده آباد به از صد شهر خراب

یک چیز یا کار درست و حسابی و کامل بهتر از چندین کار جور واجور ناقص و بدردنخور می باشد.

یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند

اشاره به خراب شدن و گره خوردن کار به دست افراد نادان و بی فکر و کم تجربه که باعث دردسر بقیه شده و حتی افراد مجرب هم از اصلاح آن ناتوانند.

یک روده راست تو شکمش نیست

اشاره به آدم دروغگو و پشت هم انداز.

یک روزی می دهد یک روزی هم می گیرد

دلداری به شکوه کننده و اشاره به لطف و عنایت و حکمت و مصلحت خداوند در دادن و گرفتن چیزی اینکه باید راضی بود و ناراحت نشد.

یک سر داره هزار سودا

کسی که مشغله و گرفتاری زیادی دارد.

یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم

در هنگام عیبجویی و توقع بیجا از مردم خود را به جای آنها بگذار و اگر عیوب آنها را بزرگ و بیشمار می بینی منصف باش و کمی هم به عیوب خودت نگاه کن.

یک سیب را که بالا بیندازی هزار چرخ می خوره تا پایین بیاد

نباید زود ناامید و یا حتی بی جهت دلخوش و امیدوار شد زیرا روی کارهای روزگار نمی توان حساب کرد و معلوم نیست چه پیش خواهد آمد، آینده را نمی توان پیش بینی کرد و هر لحظه ممکن است وضع عوض شود.

یک شبه مهمان، صد ساله دعاگو

حرف مهمان یا تازه واردی که با بی اعتنایی میزبان روبرو شده باشد.

یک کلاغ چهل کلاغ

حرف یا خبری که با دهان به دهان گشتن بزرگ و بزرگتر شده و به حد ناباوری برسد.

یک گوشش دره یک گوشش دروازه

بی اعتنا و بی توجه به حرف یا اندرز دیگران، حرف نشنو و ادب ناپذیر.

یک لا قبا

به آدم فقیر و بی پول و آس و پاس می گویند.

یک لب و هزار خنده

آدم خوش اخلاق و خوش رو.

یک لحظه نادانی، یک عمر پشیمانی

یک آن غفلت و سهل انگاری ممکن است به قیمت عمری گرفتاری و ندامت تمام شود بنابراین باید هوشیار و آگاه بود.

یک من رفتم صد من برگشتم

سرحال و امیدوار به جایی رفتن و باناامیدی و حقارت و دل پر برگشتن.

یک من ماست چقدر کره میده

خطاب به کسی که بخواهند به او زحمت و رنج به دست آوردن مال یا حسن سابقه و نظایر آن را نشان دهند.

یک نون بخور صد نون خیرکن

سفارش شکرگذاری و سپاس به کسی که از خطر یا ضرری بزرگ رهیده باشد.

یک نه بگو نه ماه به دل نکش

هنگام مواجه شدن با پیشنهاد کار با برخورد با موقعیتی مشکل و نامساعد و خارج از توان، بهتر است از همان ابتدا با رد کردن و جواب منفی دادن خود را از دام بلا و گرفتاری و دردسر خلاص نمود.

یک وقت از سوراخ سوزن تو میره، یک وقت از در دروازه تو نمیره

متغيرالحال، دو شخصيته، کسی که هر وقت یک حالت و یک رفتار را در پیش بگیرد.

یکه یالقوز

آدم تنها و مجردی که بی کس و کار باشد.

یکی به نعل می زنه یکی به میخ

دوپهلو و دوجور حرف زدن، کلام بینابین و ناواضح، مراعات هر دو طرف را کردن و مقصود خود را در لفافه بیان نمودن.

یکی را تو ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت

اشاره به کسی که اصل وجودش زجرآور بوده و قبولش ندارند و تقاضا و توقع بیجا نیز داشته باشد.

یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطر جمعه

عقیده ای خرافی مبنی بر اینکه: هیچ دوبی نیست که سه نشود.

یکی یک دونه خل و دیوونه

بعضی ها معتقدند تک فرزندها به دلیل لوس و از خود راضی بودن، عقل و رفتار چندان منطقی و درست و حسابی و قابل قبولی ندارند.

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: