حقوق نیوز
هنر نه گفتن

نه گفتن را بیاموزید (قسمت 3)

برای رد هر تقاضایی دلیل صادقانه ای بیاورید. در مقابل هر وسوسه ای مقاومت کنید. با دروغ گفتن، نه تنها احساس گناه می کنید بلکه طرف مقابل نیز متوجه عدم صمیمیت شما می شود. و این مطلب ممکن است موجب رنجش او شود.

حقوق نیوز/ روانشناسی/ رفتارشناسی

آموزش نه گفتن

10 راهکار برای نه گفتن (بدون احساس گناه)

بزرگ ترین چالش برای رویارویی بانه گفتن این است که به احساس گناه، ترس و شرمندگی تان هنگام رد درخواست افراد غلبه کنید. این کار آسان نیست. در بسیاری موارد، به سال ها آموزش بی وقفه نیاز دارد.

بسیاری از ما، از جمله خودم، بیشتر عمرمان را به برآورده کردن درخواست دیگران گذرانیده ایم. خود را آموزش داده ایم تا درخواست های مکرر دیگران را به درخواست های خودمان ترجیح دهیم. ترک این عادت نیاز به صرف زمان و تلاش زیادی دارد.
خوشبختانه، هرکسی قادر به انجام این کار است. اگر مایلید راهکارها را به کار برید، در صفحات بعدی آنها را در اختیارتان قرار می دهم تا به تدریج به تمایل مردم شادکنی تان غلبه کنید. هرچه بیش تر نه بگویید، متوجه خواهید شد که این کار به شما آزادی می دهد تا زمان بیشتری را صرف دنبال کردن اهداف کارآمدتر کنید.

همان طور که قبلاً هم گفتم، منظور این نیست که از کمک به دیگران امتناع کنیم. برعکس، هدف این است که یاد بگیریم بدون احساس گناه و هنگامی که می دانیم بهترین تصمیم را تحت شرایط حاضر گرفته ایم، نه بگوییم.

با علم به این مطلب، اجازه بدهید وارد عمل شویم و در مورد راهکار شماره ۱ صحبت کنیم.

راهکار شماره ۱: صریح و بی پرده صحبت کنید

آیا موارد زیر برای تان آشناست؟

فردی از شما کمک می خواهد. مشکل اینجاست که شما درگیر کاری هستید و در آن لحظه، وقت ندارید به این فرد کمک کنید. شما می دانید که باید به درخواست آن فرد پاسخ منفی بدهید. و اصلاً نمی توانید به او کمک کنید.

اما با این جمله که: «متأسفم. نمی تونم کمکت کنم» به او پاسخ نمی دهید. برعکس کمی پا به پا می کنید و سرانجام می گویید: «اِ... شاید، اما خیلی گرفتارم. نمیدونم چقدر وقتم رو میگیره.»

این پاسخ پیامی درهم و پیچیده به درخواست کننده می دهد. به او می گوید شما گرفتارید اما ممکن است تقاضایش را بپذیرید. این پاسخ نشان می دهد که ممکن است مجبور شوید مسئولیت های تان را برای کمک به او کنار بگذارید.

ممکن است درخواست کنند از فرصت استفاده کند تا به شما انتقال دهد کارش بسیار ضروری است (مثلاً می گوید: «خیلی مهمه و من واقعاً همین حالا به کمکت نیاز دارم!»).

وقتی در پاسخ به یک تقاضا با شک و تردید حرف می زنید، ناخواسته فشار درخواست کننده را بر روی خود افزایش می دهید. فردی که کمکِ شما را می خواهد، شک و تردیدتان را نوعی بلاتکلیفی تلقی می کند. متوجه می شود که می تواند شما را وادار کند به او کمک کنید، حتی اگر مفهومش این باشد که به کارهایتان نرسید.

به همین دلیل، بهتر است هنگام رد هر تقاضایی واضح و شفاف باشید. طفره نروید. به این امید که درخواست کننده را رام کنید، دو پهلو حرف نزنید (به هدف تان نمی رسید). برعکس، در مورد عدم تمایل تان برای کمک به او رک و صریح باشید.

رک گویی برای رد یک درخواست به این معنی نیست که آدم بی نزاکتی هستید. در حقیقت، احتمالاً صداقت تان مورد تقدیر درخواست کننده قرار می گیرد چون می فهمد سعی در قانع کردن شما اتلاف وقت است. این فرد می تواند برای دریافت کمک، وقتش را در جای دیگری صرف کند.

این کار به شما کمک می کند تا دلیلی برای نه گفتن به دست آورید. دلیل شما عدم توانایی یا عدم تمایل تان را برای کمک توضیح می دهد. به عنوان مثال، دو پاسخ زیر را برای رد درخواست کمک به فردی در نظر بگیرید:

1- «وقت ندارم کمکت کنم.»

2- «وقت ندارم کمکت کنم چون باید یک گزارش مهم رو دوساعته تموم کنم .»

پاسخ نخست این فکر را در ذهن طرف مقابل ایجاد می کند که ممکن است رد درخواست کمک شما مغرضانه باشد. این کار می تواند منجر به کشمکش شود که به دو طرف کمکی نمی کند.

پاسخ دوم هر گونه احتمال در ارتباط با مسایل شخصی و غرض ورزی را از بین می برد. برعکس، نشان می دهد که تصمیم شما دلیلی دارد. ممکن است طرف مقابل از این تصمیم خوشش نیاید اما احتمال بیشتری دارد که پذیرای آن باشد.

برای رد هر تقاضایی دلیل صادقانه ای بیاورید. در مقابل هر وسوسه ای مقاومت کنید. با دروغ گفتن، نه تنها احساس گناه می کنید بلکه طرف مقابل نیز متوجه عدم صمیمیت شما می شود. و این مطلب ممکن است موجب رنجش او شود.

بهترین راه این است که بی پرده، صادقانه و محترمانه پاسخ دهید.

راهکار شماره ۲: بهانه نیاورید که وقت ندارید

شما می توانید متوجه بهانه آوردن دیگران شوید. به همین ترتیب، دیگران هم از بهانه آوردن شما مطلع می شوند. هیچ یک از ما آن قدرها که فکر میکنیم نمی توانیم حالت های مان را پنهان کنیم.

با این حال، هنگامی که کسی از ما کمک می خواهد، بسیاری از ما وسوسه می شویم بهانه بیاوریم. ما می دانیم که زمان یا نیروی کافی را در اختیار نداریم. می دانیم در نهایت باید پاسخ منفی بدهیم. اما به جای این که پاسخی رک و صریح بدهیم، طفره می رویم و از رک گویی سرباز می زنیم.

به عنوان مثال، با این جمله پاسخ طرف را می دهیم و می پرسیم: «می شه بعداً برات انجامش بدم؟» یا به تقاضاکننده می گوییم: «بذار وقتی آزاد شدم در موردش فکر می کنم.»

گاهی اوقات این کار را می کنیم تا جانب ادب و احترام حفظ شود. می دانیم باید درخواست را رد کنیم اما نمی خواهیم طرف مقابل فکر کند مورد بی وفایی ما قرار گرفته. نمی خواهیم آن فرد فکر کند نه گفتن ما مغرضانه است.

گاهی اوقات هم از سر ترس "نه" می گوییم. نگران هستیم که مبادا اگر نیازهای او را به نیازهای خودمان ترجیح ندهیم، نزاع و کشمکش به وجود می آید. به همین دلیل بهانه می آوریم تا اثر نه گفتن مان کاهش یابد.

با این حال گاهی اوقات در پاسخ مان تأخیر می کنیم چون واقعاً می خواهیم به آن فرد کمک کنیم اما نمی دانیم و مردد هستیم که چگونه می توانیم این کار را انجام دهیم. وقت و زمان را بهانه می کنیم به این امید که دریابیم چگونه می توانیم به تعهدات خود عمل کنیم و در عین حال به درخواست کننده نیز کمک نماییم.

به چند دلیل بهانه آوردن کار خوبی نیست:

نخست این که درخواست کننده بلاتکلیف می شود. حتی اگر شانس کمی باشد تا بتوانید به آن فرد کمک کنید، موجب می شود امیدش را برای کمک و مساعدت شما از دست ندهد. هنگامی که درخواست کننده متوجه می شود شما نمی توانید به او کمک کنید و می بیند که  وقت و زمانش به هدر رفته است، احتمالاً از دستتان عصبانی خواهد شد.

دوم اینکه بهانه آوردن باعث می شود دو دل جلوه کنید. هنگامی که رک و بی پرده، "نه" نمی گویید، ممکن است طرف مقابل جسارت پیدا کند تا شما را راضی کند.

سوم این که، بهانه آوردن برای کمبود وقت موجب می شود بهره وری تان کاهش یابد چون قضیه کش پیدا می کند. مجبور می شوید زمان بیشتری را صرف رد درخواست طرف مقابل کنید.

هنگامی که کسی کمک تان را می خواهد و شما می دانید که باید درخواستش را رد کنید، بهانه نیاورید. صریح و شفاف باشید. ممکن است انجام این کار برایتان سخت باشد. حتی ممکن است درخواست کننده زودتر عصبانیتش را بروز دهد. اما شما ضامن کنترل واکنش و احساسات او نیستید.

"نه" گفتن صریح و بی پرده نشان دهنده احترام است. در ضمن مانع می شود که آن درخواست همانند ابری تیره و شوم مدام بالای سرتان باشد.

نه گفتن را بیاموزید (قسمت 3)

راهکار شماره ۳: کلمه دیگری را جایگزین واژه "نه" کنید

نه گفتن می تواند اثراتی منفی داشته باشد؛ حتی اگر این کار را با متانت و نزاکت انجام دهید. به عنوان مثال، اگر فردی کلمه "نه" را نوعی غرض ورزی شخصی بداند، ممکن است از این حرف شما رنجیده خاطر شود. اگر احساسات این شخص با پاسخ شما جریحه دار شود، ممکن است عصبانی شود.

هر چقدر هم مؤدبانه و با نزاکت درخواستی را رد کنید، ممکن است باز هم چنین واکنش هایی رخ دهند. واژه "نه" بارِ قطعیت دارد. بسیاری از آدم ها قادر به شنیدنش نیستند و توانایی اش را ندارند تا با متانت و ادراک آن را بپذیرند.

وقتی مدام با چنین افرادی روبرو می شویم، در می یابیم که "نه" گفتن به آنها نه تنها کار دشواری است بلکه بهایی هم دارد. گاهی اوقات این افراد با خشم از پیش مان می روند و به همکاران شان می گویند که ما آدم هایی غیرقابل انعطاف هستیم و دوست نداریم به آنها کمک کنیم. این کار می تواند پل ها را خراب کند، اعتبارمان را به خطر بیندازد و بر موقعیت شغلی مان تأثیر بگذارد.

پس آیا جای تعجب دارد که برای "نه گفتن" این قدر دچار مشکل می شویم؟

خوشبختانه می توان بدون استفاده از کلمه "نه"، درخواستی را رد کرد. فقط باید راههای متفاوتی را برای انتقال این پیام پیدا کرد.

فرض کنید یکی از اعضای خانواده از شما می خواهد که او را به فرودگاه ببرید. شما می توانید به سادگی "نه" بگویید و با صمیمیت دلیلش را عنوان کنید. اگر این فرد دلسوز شما باشد، همین کفایت می کند.

اما بیایید فرض کنیم که شما از تجارب گذشته می دانید که این شخص دلسوز شما نیست. او "نه گفتن" شما را مغرضانه تلقی می کند و احتمالاً از این پاسخ عصبانی می شود. برای اجتناب از چنین واکنشی، چگونه می توانید درخواستش را رد کنید.

در ذیل چند مثال آورده شده است:

"در حال حاضر نمیتونم این کار رو انجام بدم چون تمام هوش و هواسم به کاریه که برام اولویت زیادی داره."

این دلیل به عضوخانواده شما می گوید که درگیر هستید و نمی توانید کارتان را رها کنید.

"خیلی دلم می خواست کمکت کنم اما الآن درگیریه کار دیگه هستم."

این پاسخ به عضو خانواده تان نشان میدهد که آن فرد برایتان مهم است اما دلیل معتبری دارید که اجازه نمی دهد کمکش کنید.

"چند نفر هستن که منتظرن من این کار رو انجام بدهم. اگه الآن این کار رو رها کنم، به اونا بی احترامی کردم."

این پاسخ نشان می دهد که شما به این دلیل مجبورید درخواست او را رد کنید که انجام تعهد دیگری را در اولویت دارید. بیشتر مردم قبل از این که از شما بخواهند تعهدات خود را رها کنید، تأمل می کنند.

توجه داشته باشید که در جملات بالا حرفی از کلمه "نه" به میان نیامده است. "نه" گفتن سخت است زیرا شنیدنش هم سخت است. اگر درخواستی را بدون استفاده از کلمه صريح "نه" رد کنید، کمکتان می کند شرایط آرام بماند. این کار احتمال ایجاد هرگونه کشمکش را از بین می برد.

این روش را می توان برای رد هر گونه درخواستی به کار گرفت. می توانید از آن، هم برای وقتی که از شما پول می خواهند استفاده کنید و هم هنگامی که می خواهند زمان یا نیروی تان را صرف انجام کاری کنید.

راهکار شماره 4: در مقابل هر گونه عذری مقاومت کنید

می دانم چقدر وسوسه آمیز است.

شخصی از شما کمک می خواهد. شما وقت ندارید و به همین دلیل باید درخواستش را رد کنید. اما نمی خواهید فکر کند که دست به سرش کرده اید، به همین دلیل با عذر و بهانه های مختلف وارد عمل می شوید. در ذیل چند نمونه از چنین جملاتی آورده شده است:

•    "نمی تونم ببرمت فرودگاه چون ماشینم تعمیرگاهه ."

•    "نمی تونم فردا برای اسباب کشی کمکت کنم چون حالم خوب نیست و کمردرد دارم."

•    "نمی تونم پولی برای جشن بازنشستگی تام بدم چون پولی تودست و بالم نیست."

•    "نمی تونم مراقب بچه هات باشم چون باید تا دیروقت توی دفتر بمونم."

•    "امروز نمی تونم کمکت کنم بالکن رو درست کنی چون به بچه ها قول دادم ببرمشون سینما".

پس متوجه مطلب شديد.

عذر و بهانه کوششی است برای گول زدن و اغوای فردی که از شما کمک می خواهد. به عنوان مثال، اتومبیل تان ایرادی ندارد، کمرتان درد نمی کند، در کیف تان پول دارید، قرار است ساعت ۵ بعد از ظهر از دفترتان بیرون بیایید و بچه های تان را هم اصلاً نمی خواهید به سینما ببرید.

به عبارتی شما بهانه می آورید تا رد درخواست طرف مقابل را توجیه کنید.

این کار دو مشکل به وجود می آورد. نخست این که ممکن است به دلیل گمراه کردن درخواست کننده احساس گناه کنید. بدتر این که احتمالاً درخواست کننده متوجه بهانه تان می شود. به خاطر داشته باشید همان طور که در " راهکار شماره ۲: بهانه نیاورید که وقت ندارید"، توضیح دادم، هیچ کدام از ما آنقدرها که تصورش را می کنیم زرنگ نیستیم! نتیجه این می شود که اعتبار و آبروی مان را به دلیل این کار به خطر می اندازیم.

دوم این که راه را به سوی بحث می گشاید که مستلزم صرف زمان و انرژی است.

به عنوان مثال، فرض کنید همسایه تان از شما می خواهد که بعد از ظهر برای تعمیر بالکن کمکش کنید. شما درخواستش را رد می کنید و توضیح می دهید که به بچه های تان قول داده اید آنها را به سینما ببرید. همسایه تان پاسخ می دهد و می گوید: "عالیه. میشه فردا کمکم کنی؟"

حالا چه کار می کنید؟ یکی از راهها این است که بهانه ای دیگر بیاورید (مثلا: "نمی تونم کمکت کنم چون قراره فردا همسرم رو ببرم دکتر."). اما با این پاسخ دورو و متظاهر جلوه می کنید. به این ترتیب شما خودتان را در مخمصه انداخته اید.

راه بهتر این است که با یک "نه"ی ساده، درخواست او را رد کنید و وسوسه نشوید بیشتر حرف بزنید. برای این کار نیازی به بی ادبی یا بدجنسی نیست. برعکس، مادامی که مؤدب هستید، رک گویی، نشانه متانت شماست.

تکرار این کار اعتماد به نفس تان را افزایش میدهد. و راحت تر می توانید با متانت و آرامش، درخواست های آتی را رد کنید.

نه گفتن را بیاموزید (قسمت 3)

راهکار شماره 5: مسئولیت تصمیم تان را به عهده بگیرید

آیا تا به حال متوجه شده اید که وقتی کسی زمان، پول یا کمک مان را می خواهد، گفتن این که" نمی توانم"، چقدر ساده است؟ برای برخی از ما این پاسخ تقریباً به طور خودکار از دهان مان خارج می شود. یک واکنش است. در واقع قبل از این که قادر باشیم مفهوم حرف مان را در نظر بگیریم، می گوییم: "نمی توانم ."

در اکثر موارد، ما واقعاً می توانیم کمک کنیم. کاملاً برای مان ممکن است که این کار را انجام دهیم. می توانیم وقت بگذاریم. می توانیم پول بدهیم. و علیرغم ناراحتی جسمی مان، می توانیم کاری انجام دهیم. اما وقتی می خواهیم درخواستی را رد کنیم، دوست داریم بگوییم: "من نمی توانم".

این پاسخ به ما اجازه میدهد تا مسئولیت تصمیمات مان را به عهده نگیریم. عادت می کنیم بدون نشان دادن تصمیمات مان به عنوان انتخابی شخصی، درخواست افراد را رد کنیم.

به عقیده من این کار در دراز مدت اثری مخرب دارد. اگر مسئولیت تصمیمات مان را برای رد درخواستی به عهده نگیریم، هیچگاه احساس قدرتمندی واقعی را تجربه نخواهیم کرد. هربار که می گوییم "من نمی توانم"، ذهن مان را آموزش می دهیم که از مسئولیت پذیری اجتناب کند. "من نمی توانم "، یعنی گرفتاری های دیگری دارم.

با گذشت زمان، این حس اشتباه را می گیریم که تحت کنترل نیستیم. به تدریج باور می کنیم که عوامل خارجی برما تسلط دارند؛ و این که روی تصمیمات شخصی مان هیچ کنترلی نداریم.

این کار با قدرتمندی در تضاد است. یعنی قدرت نداشتن. و می تواند اثر روحی منفی شدیدی بر روی رفتارها و افکارمان داشته باشد.

خوشبختانه، راه حلی ساده ولی نه آسان وجود دارد. هنگامی که باید درخواست یا تقاضایی را رد کنید، تصمیم تان را انتخابی شخصی بدانید. به جای این که به درخواست کننده بگویید: "نمی توانم "، این جمله را بگویید: "من نمی خواهم."

اگر هنگامی که برای انجام کاری تردید دارید، برای خودتان دلیلی بیاورید. این کار از پاسخی که ممکن است به مجادله و دعوا بینجامد، جلوگیری می کند. (اطمینان حاصل کنید دلیل تان صادقانه است و عذرو بهانه نمی آورید.) موضوع مهم این است که شما صاحب اختیار تصمیمتان هستید.

پاسخی که به این شکل به درخواست هایی می دهید که قادر به انجام شان نیستید، تأییدی است از تمایل و قدرت شخصیتان. به این نحو شرایط بیرونی مسبب رد کمک تان نیستند. انتخاب هایی آگاهانه می گیرید تا زمان، انرژی و دیگر منابع محدودتان را صرف کنید.

هر اندازه خواست های خود را بر زبان آورید، با رد تقاضاهایی که با نیازها و عقایدتان در تضاد هستند، رضایت بیشتری پیدا می کنید. و در نظر افرادی که به دنبال کسب کمک شما هستند، از احترام بیشتری برخوردار خواهید بود.

راهکار شمارۀ 6: از درخواست کننده بخواهید که بعداً پیگیری کند

این کار عذر و بهانه نیست. برعکس، راهی است تا وقتی زمان بیشتری برای فکر کردن داشتید، در مورد پاسختان بیندیشید. به شما اجازه می دهد بار مسئولیت را بر دوش درخواست کننده بیندازید و در عین حال، ضرورت تقاضای طرف مقابل را مورد بررسی قرار هید.

به عنوان مثال، فرض کنید یکی از همکارانتان که به ستوه آمده، خودش را به اتاق تان می رساند و می گوید: "واقعا در مورد این پروژه به کمکت نیاز دارم." از آن جایی که درگیر کارهای خودتان هستید، نمی توانید در آن لحظه به او کمک کنید. اما ممکن است پس از این که کارتان تمام شد بتوانید به او کمک کنید.

به همین دلیل پاسخ می دهید:
"در حال حاضر وقت ندارم کمکت کنم. اما بعد از ساعت ۴ با من هماهنگ کن. اون موقع اوضاع رو به راه تره".

با این پاسخ، از تمام فشاروباری که درخواست کننده بردوش تان گذاشته است، خلاص می شوید. شما می توانید بدون این که فکر کنید آیا قادر به انجام تقاضایش هستید یا نه، مسئولیت های خودتان را بر زبان آورید. شما می توانید بعداً با همکارتان صحبت کنید و حتی اگر در نهایت تصمیم بگیرید که نمی خواهید کمکش کنید، تصمیم نهایی تان را به او بگویید.

در ضمن نشان می دهید که دست کم به درخواست او توجه کرده اید. شما با این کار او را رد نمی کنید یا بلافاصله تقاضایش را نادیده نمی گیرید. برعکس ، نشان می دهید که به او اهمیت می دهید، علاقه مند هستید و ممکن است کمکش کنید.

به خاطر داشته باشید که وقتی درخواست کننده پیگیر کارش می شود، شما ضامن انجام آن نیستید. و ممکن است اگر بخواهید این واقعیت را به او خاطر نشان کنید، عصبانی شود. گاهی اوقات، متوجه خواهید شد که این راه به یک یا دو نتیجه منتهی خواهد شد.

نخستین پیامد ممکن این است که درخواست کننده از فرد دیگری کمک بگیرد. این حالت بسیار عالیست. شما می توانید بدون رها کردن وظایفتان، به کار ادامه دهید. در ضمن، درخواست کننده می تواند کمکی را که نیاز دارد در زمان مناسب تر دریافت کند.

دومین پیامد ممکن این است که درخواست کننده تصمیم می گیرد کارش را بدون کمک انجام دهد. او متوجه می شود که دارای مهارت ضروری در این کار است و با اعتماد و اطمینان به خود، دست به کار می شود.

البته اگر آن فرد پیگیر کمک شما شود، می توانید در وقت و زمان مناسب تصمیم بگیرید که چه پاسخی به او بدهید. تا آن زمان، می توانید روی درخواست او فکر کنید و ببینید اگر به او کمک کنید تا چه حد ممکن است روی اهداف خود شما اثر منفی بگذارد.

راهکار شماره ۷: در مورد توانایی تان دروغ نگویید

می توانم وسوسه این کار را درک کنم. شخصی از شما کمکی می خواهد که ترجیح می دهید آن را انجام ندهید. شما به عنوان یک انسان صادق، دوست دارید حقیقت را بگویید. مشکل این است که می ترسید مبادا صداقت تان او را رنجیده خاطر، ناراحت یا دلخور کند. به همین دلیل دروغ می گویید.

به عنوان مثال، به تقاضاکننده می گویید: "ببخشید، نمی تونم ببرمت فرودگاه چون وقت دکتردارم." در حقیقت، شما اصلاً نمی خواهید به دکتر بروید. این بهانه تنها راهی است که می توانید از انجام درخواست آن فرد سرباز بزنید.

این دروغ، کوچک و بدون ضرر است. به خودتان می گویید با این کار طرف مقابلم را نمی رنجانم. گناه های بدتری وجود دارند که دروغ گفتن در مورد توانایی تان، در مقایسه با آنها هیچ است. اما این کار عواقبی به دنبال دارد.

هنگامی که این دروغ کوچک و بی ضرر را می گویید، حس اقتدارتان را از بین می برید. به خودتان آموزش می دهید تا از آنچه ممکن است دیگران در موردتان فکر کنند، بترسید.

به عنوان مثال، فرض کنید دلیل شما برای رد کردن درخواست دوست تان این است که فقط دوست ندارید تا فرودگاه رانندگی کنید. به علاوه، دلتان نمی خواهد شما را راننده ای شخصی بدانند که هر وقت کسی می خواهد از جایی به جای دیگر برود شما را به یاد آورد.

در ذیل چند نمونه جمله آورده شده است که می توان هرگاه کسی خواست او را به فرودگاه ببرید، بیان کنید:

«نمی خوام تا فرودگاه رانندگی کنم چون تحمل ترافیک بزرگراه روندام .»

«نمی خوام تا فرودگاه رانندگی کنم چون رفت و برگشت سه ساعت طول می کشد.»

«هفته پرکاری داشتم و دلم می خواد امروز استراحت کنم. پس جوابم "نه"ست.»

«نمی تونم این کار رو بکنم. دلم نمی خواد هر کسی از راه می رسه بهم بگه منو برسون فرودگاه .»

ممکن است این پاسخ ها ظاهراً بی ادبانه باشند. برعکس، شما صریح و رک حرف می زنید که نشان دهنده خلوص نیت شماست. به درخواست کننده نشان می دهید بی رودربایستی حرف تان را می زنید. اطمینان دارید که طرف مقابل به احساساتتان احترام می گذارد و طرز تفکرتان در این مورد برایش محترم است.
اما مهم تر این که خودتان را آموزش میدهید که به قدرت تان اطمینان کنید. به جای این که در مورد تواناییتان دروغ بگویید و از این بابت احساس گناه کنید، حس قدرت را در خود تقویت می کنید. شما یاد می گیرید هنگامی که تصمیم می گیرید درخواستی را بپذیرید یا آن را رد کنید، به دلیل و منطق خودتان متکی باشید.

هنگامی که این اعتماد و ثبات قدم را در خود تقویت می کنید، کمتر نگران این موضوع خواهید بود که واکنش درخواست کننده در مقابل نه گفتن شما چه خواهد بود. شما متوجه خواهید شد مادامی که درخواستی را با متانت، صداقت و احترام رد می کنید، مسئولیت عکس العمل طرف مقابل به عهده شما نیست.

راهکار شماره ۸: گزینه دیگری ارایه دهید

هیچ کس دوست ندارد بلاتکلیف بماند. هنگامی که نه می گویید، راه چاره ی دیگری را در اختیار درخواست کننده قرار دهید. وقتی به درخواست کمک کسی پاسخ منفی می دهید، مدتی طول می کشد تا ناراحتی اش نسبت به عدم توانایی یا تمایل شما فروکش کند.

به عنوان مثال، فرض کنید جان که همکار شماست وارد اتاق تان می شود و می خواهد در انجام پروژه ای کمکش کنید. شما درگیر مسئولیت های کاری خودتان هستید و از این رو تصمیم می گیرید تقاضایش را رد کنید. اما به جای این که او را با یک "نه" ساده تنها بگذارید، ترجیح می دهید گزینه دیگری در اختیارش قرار دهید. این گزینه ها معمولاً افرادی هستند که ممکن است بتوانند به جای شما کمک کنند.

به عنوان مثال:

«جان، من خیلی درگیرم. اما میتونی از تونی بخوای کمکت کنه. می دونم یه کم وقتش آزادتره و ممکنه بتونه کمکت کنه.»

«دلم می خواد کمکت کنم اما تا ۴ بعد از ظهر درگیرم. اگه نمیشه صبر کنی، به شلی بگو. ممکنه الآن بتونه کمکت کنه .»

«جان، به نظر میرسه پروژه ات کار سختیه. الآن من درگیر کارهای خودم هستم و نمی خوام کنارشون بذارم و وقت رو از دست بدم. اما می دونم مارک  و ساندرا دنبال کاری هستن که حسابی سخت باشه .»

اگر در حال حاضر مشغول کمک به درخواست کننده در کار یا پروژه ی دیگری هستید، می توانید به او حق انتخاب دهید که در کدام پروژه کمکش خواهید کرد.

به عنوان مثال:

«جان، راستش رو بخوای الآن که توی پروژه A دارم کمکت می کنم، دمار از روزگارم درآمده. میتونم یا توی این پروژه کمکت کنم یا این که توی پروژه ی جدید کمکت کنم. اما، دوتایی نمی شه. میخوای توی کدوم پروژه کمکت کنم؟»

اگر کمک به طرف مقابل نیاز به انجام چند کار دارد، می توانید به او پیشنهاد دهید در تعداد کمتری از پروژه ها کمکش کنید. به عنوان مثال:

«جان، دلم می خواد کمکت کنم اما وقت ندارم که هم برات پاورپوینت درست کنم، هم موضوع رو به متخصص ها آموزش بدم وهم تیم آزمایشی رو مدیریت کنم. اما اگه می خوای میتونم برات پاورپوینتش رو درست کنم. خوبه ؟

این روش تنها در محیط کار کارساز نیست. می توان در مورد دوستان، اعضای خانواده، همسایه ها و حتی غریبه ها به کار برد. شما می توانید با ارايه ی پیشنهادی به درخواست کننده به او نشان دهید که برای تان مهم است. در ضمن ناراحتی او را از رد کردن درخواستش کاهش می دهید.

به خاطر بسپارید که شما مسئول ارایه گزینه های دیگر به طرف مقابل نیستید. این کار شما تنها از روی خیرخواهی است و علت دیگری ندارد. اما این شانس وجود دارد که ارائه این پیشنهاد که در قسمتی از کارش به او کمک خواهید کرد، با قدردانی و تقدیر همراه خواهد بود.

نه گفتن را بیاموزید (قسمت 3)

راهکار شماره ۹: شخص دیگری را که صلاحیت بیشتری دارد پیشنهاد کنید

گاهی اوقات درخواستی از شما می شود که افراد دیگر بهتر می توانند از عهده اش برآیند. رد کردن چنین درخواست هایی به نفع دو طرف است. شما می توانید در وقت خود صرفه جویی کنید و بر روی کارها و علایق خود تمرکز نمایید؛ و شخصی که او را به درخواست کننده معرفی می کنید، فرصت پیدا می کند مهارت خود را به نمایش بگذارد. برای این که تقاضای فردی را به شخص دیگری ارجاع دهید، دلايل بسیاری وجود دارد.

به عنوان مثال، ممکن است این کار را بکنید چون شخصی را می شناسید که در آن کار تجربه بیشتری دارد.

فرض کنید دوستتان جُوآن که یک نویسنده است، از شما می خواهد آخرین نوشته اش را مورد نقد قرار دهید. برای نقد یک اثر باید زمان خیلی زیادی صرف شود؛ باید مراحل نوشتار، گفتگوها، ارتباط نقطه نظرات و دیگر عناصر داستان مورد توجه دقیق قرار گیرد. این فرصتی است تا جُوآن را به شخص دیگری که صلاحیت بیشتری دارد معرفی کنید. به عنوان مثال، می توانید به او بگویید: « جُوآن، چون تا به حال نوشته ای رو نقد نکردم، ترجیح میدم این کار رو نکنم. توی این زمینه صلاحیت ندارم. اما دوستم سوزان برای تفریح از این جور کارها می کنه . شرط میبندم خوشحال میشه کمکت کنه .»

توجه داشته باشید که شما نه نمی گویید و جُوآن را تنها نمی گذارید. با وجود این که درخواستش را رد می کنید، با معرفی او به شخص دیگری که در این کار مهارت بیشتری دارد، به او کمک می کنید.

باز هم یک مثال دیگر: فرض کنید شما یک مدیر هستید و همکارتان استفن از شما می خواهد تجزیه و تحلیل مالی تان را بر روی پروژه ای خاص بررسی کنید. در این کارخبره نیستید. اما چون شانس با استفن یار است، شما شخص دیگری را می شناسید. ممکن است این طور پاسخ بدهید و بگویید: « نمی خوام این کار رو انجام بدم چون توانایی ضعیفی در ارتباط با مسایل مالی دارم . اما توبی که توقسمت حسابداری کار می کنه، این جور کارها براش آب خوردنه. از اون بخواه تا نگاهی به تجزیه و تحلیلت بندازه. بهش بگو من فرستادمت.»

در این جا باز هم شما استفن را بدون کمک رها نمی کنید. به او پیشنهاد می دهید نزد شخص دیگری برود که بهتر قادر است کمک کند. و با این جمله که به توبی بگوید از طرف شما آمده است، فضا را دوستانه تر می کنید.

گاهی اوقات اگر درخواست کننده را نزد شخص دیگری بفرستید که روی همان پروژه کار می کند یا علایق مشترکی با او دارد، بسیار منطقی تر است.

به عنوان مثال، فرض کنید پسرخاله تان که مثلاً فرانکلین نام دارد از شما می خواهد با او به بازی گلف بروید. شما علاقه ای به گلف ندارید، از این رو می خواهید دعوتش را رد کنید. اما به جای این که پسرخاله تان را رها کنید، دوست مشترک تان تام را به یاد می آورید که عاشق گلف است. ممکن است جملات زیر را به فرانکلین بگویید:

« من از گلف خوشم نمیاد و دوست ندارم بازی کنم. اما تام رو یادت میاد؟ اون عاشق بازی گلفه. اگه آزاد باشه، مطمئنم با سرمیاد باهات بازی کنه.»
هرچند تقاضای طرف مقابل را رد می کنید اما با معرفی شخص دیگری که به طور قابل توجهی صلاحیتش بیشتر از شماست یا علایق مشترکی با درخواست کننده دارد، به او کمک می کنید. پاسخ منفی بدون احساس گناه بسیار دشوار است. و با معرفی فرد دیگری که مناسب تر است، در حق درخواست کننده لطف می کنید.

راهکار شماره ۱۰: محدودیت تان را توضیح دهید

این راهکار یکی از روش های مورد علاقه من برای نه گفتن است و به طرف مقابل فرصت نمی دهد تا برای این که درخواستش را بپذیرم روی من فشار بیاورد.

فرض کنید کارهایی که باید انجام دهید، بیشتر طول روز شما را می گیرد. شما این موضوع را می دانید چون در تخمین مدت زمانی که نیاز دارید کارهای مختلف را به اتمام برسانید، خبره شده اید.

اینک فرض کنید دوستتان از شما می خواهد برای اسباب کشی کمکش کنید. شما حدس می زنید که این کار دست کم سه ساعت طول خواهد کشید. و هیچ راهی وجود ندارد که این کار را هم در فهرست کارهای آن روز قرار دهید. شما باید درخواست دوستتان را رد کنید.

یکی از روش ها این است که به راحتی بگویید: «وقت کافی ندارم تا برای اسباب کشی کمکت کنم.» ، با این پاسخ ممکن است دوستتان بلافاصله بگوید: «دست بردار.... فقط یه ساعت طول میکشه. یه ساعت که می تونی کمک کنی، درسته ؟»

ممکن است حق به جانب پاسخ دهید: «یه ساعت ؟ دست کم سه ساعت طول میکشه .»

ممکن است دوستتان با شنیدن این حرف بگوید: «گوش کن. یه ساعت اول کمکم کن، بعد برو.» و موضوع کش پیدا می کند.

شما می توانید با توضیح این که چه روز پرمشغله ای در پیش دارید و این که چرا وقت کافی برای کمک ندارید به موضوع خاتمه دهید. به عنوان مثال ممکن است بگویید:

« هر روز دیگه ای باشه خوشحال می شم کمکت کنم. اما امروز برای من مناسب نیست. به برنامه هام گوش کن. دوتا پروژه بزرگ دارم که تا ۵ بعد از ظهر باید بهشون رسیدگی کنم. هرکدوم دو ساعت طول می کشن تا تموم بشن. در ضمن امروز سه تا جلسه دارم که هر کدوم دست کم ۴۵ دقیقه یا شاید هم بیشتر طول می کشن. و امروز بعد از ظهر هم به کنفرانس تلفنی دارم که ۳۰ دقیقه طول می کشه. در ضمن باید به تلفن ها جواب بدم، ایمیل های زیادی رو چک کنم و برای ناهار هم باید جایی برم. عملاً امروز فرصت پیدا نمی کنم توی اسباب کشی کمکت کنم.»

برای این که بتوانید کارآمد باشید و احساس گناه نکنید، باید در عمل روز پرمشغله ای در پیش داشته باشید. به عبارتی دیگر، نباید وانمود کنید که گرفتار هستید.

اگر محدودیت تان را کاملاً توضیح دهید، به درخواست کننده اجازه می دهید دریابد در آن روز مسئولیت های دیگری نیز دارید. شما نمی توانید این مسئولیت ها را رها کنید یا پشت گوش بیندازید. در ضمن، طرف مقابل هم احساس نمی کند که شما او را دست به سرکرده اید. برعکس، کاملاً برایش روشن می شود که شما واقعاً نمی توانید دست کمک به او بدهید.

آدم های کمی هستند که وقتی می شنوند چقدر کار بر سرتان ریخته است باز هم با شما بحث و جدل می کنند.

منبع: کتاب هنر نه گفتن- دیمون زاهاریادس/ ترجمه: میترا میرشکار



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: