حقوق نیوز
اختلالات تغذیه (Nutritional disorders)

تمام آنچه درباره اختلالات تغذیه باید بدانید! (قسمت 4)

اختلال تغذیه زمانی آغاز می شود که مسئولیت بدنتان را برعهده می گیرید؛ عموما زمانی که گرایش خود را برای تغییر و یا افزایش وزن کنترل می کنید. ما معمولا با افزایش سن نسبت به نگهداری و حفظ سلامت بدنمان مسئولیت بیشتری احساس می کنیم. بعضی از این مسئولیت ها اضطراب زا هستند و باعث می شوند که سخت و سخت تر تلاش کنیم تا به بالاترین حد سلامتی که می توانیم داشته باشیم برسیم

حقوق نیوز/ سلامت و بهداشت/ ورزش و تغذیه

اختلالات تغذیه

سن

اختلال تغذیه زمانی آغاز می شود که مسئولیت بدنتان را برعهده می گیرید؛ عموما زمانی که گرایش خود را برای تغییر و یا افزایش وزن کنترل می کنید. ما معمولا با افزایش سن نسبت به نگهداری و حفظ سلامت بدنمان مسئولیت بیشتری احساس می کنیم. بعضی از این مسئولیت ها اضطراب زا هستند و باعث می شوند که سخت و سخت تر تلاش کنیم تا به بالاترین حد سلامتی که می توانیم داشته باشیم برسیم.

گاهی این مسئله یعنی مراقبت بیش از حد از سلامتی می تواند زندگی، ترس های معمولی و حتی روابطی که به عنوان نوجوان با دیگران دارید را تحت تاثیر قرار دهد و کنترل کند و این امر باعث ایجاد احساس بدی در شما نسبت به خودتان می شود و شما را به سمت رفتارهایی سوق می دهد که در بعضی موارد می تواند به اختلال تغذیه تسری یابد.

محیط ما
انگلستان به عنوان کشوری ثروتمند در تولید غذا موفقیت زیادی کسب کرده است. بنابراین وقتی در کشوری نظیر انگلستان زندگی می کنید کشوری که مقدار زیادی غذا تولید می کند، این امکان وجود دارد که عده زیادی از مردم توانایی به دست آوردن غذا را داشته باشند. در حقیقت در مقابل این کمیت بالا، توانایی مهار کردن خوردن و داشتن کنترل خود و سپس نشان دادن شواهدی از لاغر شدن به عنوان یک دستاورد بزرگ محسوب می شود و حتی بسیار با ارزش است. برای مثال در اروپا و آمریکای شمالی لاغر بودن یک امر خوب و مطلوب تلقی می شود.

در نتیجه در چنین کشورهای پیشرفته ای، اختلالات خوردن نظیر بی اشتهایی عصبی، جوع روانی، و اختلال پرخوری مواردی هستند که مردم از آنها رنج می برند، بنابراین غریزه بقا در این افراد به دلیل مقدار غذایی که در اطرافشان وجود دارد دچار تضاد می شود. اگر دنیا فقط یک مکان بود، زمانی که غذا منبع با ارزشی است، در آن صورت نیاز بود که درست و صحیح آن را به دست آوریم اما در این دنیای پیشرفته و مدرن، جایی که میزان تولید غذا بالا است، دارای مهارت هایی برای بقا هستیم که اتفاقا همیشه هم مورد نیاز ما نیستند.

تفاوت های فرهنگی

در کشورهایی که غذا بسیار کمیاب و با ارزش است نشان دادن شیوه درست به دست آوردن غذا ارزشمند و نگهداری غذا برای اهمیت و عزت نفس افراد بسیار مهم است. در اغلب کشورهای آفریقایی مثل کشورهای کرائیب، وجود تعداد زیادی آدمهای خمیده شکل که فقط مقدار کمی چربی روی استخوان هایشان دارند، عادی است.

در بعضی فرهنگهای غیر غربی مثل چین، ژاپن و هنگ کنگ اغلب مردم کوتاه تر از مردمی هستند که فرهنگ غربی دارند. پس کوتاه تر بودن در این کشورها طبیعی به نظر می رسد. فرهنگ های درونی هند، پاکستان و بنگلادش به قالب های بدنی کوتاه تر عادت کرده اند. گرچه به خاطر میزان فقر این کشورها می توان اهمیت زیادی را برای شیوه خوب و مناسب تغذیه فرد و خانواده اش قائل شد.

هویت جنسی

زمانی که نوجوان در حال رشد و بلوغ است، فشارهای زیادی را متحمل می شود و یکی از اصلی ترین این فشارها شکل گیری هویت افراد است. این که ما زن هستیم یا مرد، بسیار مهم است و حتی زمانی که کودک هستیم پیامی راجع به آنچه که معنی دختر بودن یا پسر بودن را دارد، دریافت می کنیم. اطمینان دارم که شما به لباس های بچه ها توجه کرده اید؛ صورتی برای دخترها و آبی برای پسرها استفاده می شود. به همان صورت دختر بچه ها بیشتر علاقه به بازی با اسباب بازی هایی نظیر عروسک و اسباب چای خوری و پسرها آرزوی داشتن و استفاده از اسباب بازی هایی مثل ماشین و بازی های ماجراجویانه را دارند.

بازی با اسباب بازی ها نه تنها بسیار مفرح است بلکه به ما مسائل خاصی را درباره زندگی و انتظاراتی که از آن داریم آموزش می دهد. زمانی که کودک هستید می توانید از این طریق اشاره ها و کنایه های بسیار خوبی را درباره شیوه رفتارهایتان به عنوان دختر یا پسر در اجتماع یا در نمونه هایی که در خانواده و وسایل ارتباط جمعی وجود دارند، دریافت کنید.

گاهی پیروی کردن از مثال هایی که در اطراف ما وجود دارند کار سختی است زیرا با آنچه که می خواهیم شبیه به آن باشیم متفاوت هستیم.

برای بعضی از والدین ارایه فرصتی به فرزندان برای این که خودشان باشند کار بسیار ساده ای است، بنابراین اگر دخترشان اعمال کمی پسرانه انجام دهد یا پسرشان عروسک بازی کند و یا بازی کردن با سرویس چای خوری را دوست داشته باشد، می پذیرند آنها به آسانی به فرزندانشان اجازه می دهند تا در جهتی که علاقه مند هستند رفتار کنند.

با وجود این گاهی والدین دیگر اگر پسر یا دخترشان عادی رفتار نکند دچار اضطراب می شوند و با چنین رفتارهایی در آنان مبارزه می کنند.
بدون در نظر گرفتن شیوه ای که والدین اضطرابشان را مخفی می کنند، گاهی ممکن است این اضطراب به فرزندان آنها منتقل شود و بچه ها پیامی را از اضطراب والدین دریافت کنند. پیامی که بیانگر این است که بعضی اعمالشان درست نیست.

جنسیت

سردرگمی درباره چگونگی احساسات ما راجع به مسائل در زمان بلوغ امری عادی است. هنگامی که کودک هستید نمی توانید درباره احساساتتان به طور باز و پوست کنده حرف بزنید، همین مسئله وقتی که در سال های نوجوانی به سر می برید، وجود دارد و تصور می کنید که هرگز قادر به صحبت کردن در باب چگونگی احساساتتان درباره مسائل جنسی نیستید، بنابراین آنچه روی می دهد چیزی جز شرمساری شما نیست و در نتیجه درباره خود تصور بدی پیدا خواهید کرد. در نوجوانی احساسات به مرحله عمل در می آید و شاید حسی تهدیدآمیز در شما شکل بگیرد به همین دلیل ممکن است آرزوی توقف رشد بدنیتان را داشته باشید. آرزوی پایان رشد بدنی راهی است که شما را از رنج بلوغ دور می کند؛ آرزویی که دوست ندارید درباره بعضی مسائل اتفاق بیافتد.

پسرانی که اختلال تغذیه دارند

تنها زنان و دختران نیستند که از اختلالات تغذیه رنج می برند. در انگلستان تقریبا ۱۵۰۰۰ دختر و زن و در حدود ۱۵۰۰ پسر و مرد وجود دارند که به یک نوع اختلال خوردن مبتلا هستند. مشکلاتی که در ارتباط با خوردن وجود دارد برای پسران می تواند بسیار زودتر از دختران در شکلی از جنون خوردن آغاز شود.

این اختلال موقعی به وجود می آید که شما تنها علاقه به مصرف یک یا دو نوع غذای خاص (برای مثال ماکارونی یا لوبیای پخته شده) را در خودتان گسترش دهید. نوع دیگر اختلال تغذیه که احتمالاً پسران بیشتر از دختران از آن رنج می برند، اختلال بیگورکسیا با تغییر شکل عضله (ماهیچه) است.

پسرانی که اختلال تغذیه دارند سخت تر از دخترانی که به این مشکل مبتلا هستند، طلب کمک می کنند. دلایلی وجود دارد که نشان می دهد پسران سخت تر از دختران می توانند رنجشان از این اختلالات را با کسی تقسیم کنند و در میان بگذارند. این دلایل به شرح زیر بیان میشود:

 - مردم انتظار دارند که تنها دختران اختلالات خوردن داشته باشند.

 - برای پسران گریه کردن یا نشان دادن ناراحتی امری عادی و طبیعی نیست.

 - ترس از مضحکه شدن به وسیله دیگران

نکته خطرناک در این زمینه یعنی ترس پسران از صحبت کردن با دیگران درباره مشکل و تجاربشان این است که آنها قبل از یاری گرفتن از هر کسی تصور می کنند که این کار واقعاً بد است و نباید در این زمینه با کسی صحبت کنند. اغلب مردانی که جویای کمک برای مشکل خود هستند، چنین تصوری را دارند. بنابراین وقتی که چنین تصور بدی در آنها شکل می گیرد امکان ابتلا به آسیب عاطفی و جسمی در آنها به وجود می آید.

تمام آنچه درباره اختلالات تغذیه باید بدانید! (قسمت 4)

 بی اشتهایی عصبی

اولین بار ریچارد مورتون در سال ۱۹۶۴ در کتاب خود با عنوان بیماری عصبی خوردن درباره مرضی نوشت که ما حالا آن را بی اشتهایی عصبی می نامیم. از آن زمان تا قرن بیستم مردم برای توصیف نوع آن بیماری دچار مشکل بوده اند. در سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ این بیماری مورد بررسی دقیق قرار گرفت و پزشکان درباره نشانه های عاطفی و فیزیکی که ما حالا برای تشخیص بی اشتهایی عصبی از آن استفاده می کنیم، نظر دادند و تصمیم گیری کردند.

نشانه های فیزیکی

بیماری بی اشتهایی عصبی می تواند به سلامتی شما آسیب وارد کند، این آسیب تا حدی است که حتی ممکن است موجب مرگ شما شود. این یک خطر جدی است بنابراین خواهش می کنم درباره بعضی نشانه های جسمی و فیزیکی آن به دقت مطالعه کنید.

وزن کم

در بی اشتهایی عصبی شاخص توده بدنیظ کمتر از 17/5 است. در این بیماری ممکن است وزن به طور خطرناکی پایین باشد، به اندازه ای که 50% یا بیشتر از آن پایین وزن مورد انتظار (وزنی که باید داشته باشد) قرار می گیرد. افرادی که بی اشتهایی عصبی دارند گاهی برای به دست آوردن وزن قابل انتظار دچار یاس می شوند. این مسئله در بعضی موارد می تواند بر روی قد و توانایی رشد قدی آنها تاثیر بگذارد.

گردش خون ضعیف

ماهیچه ها و چربی که به گرم نگاه داشتن بدن کمک می کنند برای درست کار کردن نیاز به غذای کافی دارند بنابراین بدن فرد مبتلا به این اختلال همیشه مثل زمستان، سرد است. نگهداری اندام ها در یک درجه حرارت ایمن مهم است، بدن، فرستادن خون گرم را به قسمت هایی که از قلب دورتر هستند به ویژه نوک انگشتان دست و پا متوقف می کند.

در نتیجه همه افرادی که بی اشتهایی عصبی دارند به طور مشترک واجد موارد زیر هستند:

 - نشانه های رینود: همیشه نوک انگشتان دست و پای آنها قرمز و سرد است و رنگ پوستشان به خاطر پایین بودن جریان خون سفید یا آبی است و به آسانی دچار آسیب می شوند.

 - ضربان قلب آنها نامنظم است.

 - فشار خون آنها پایین است.

 - نبضشان به سرعت میزند.

درجه حرارت پایین

وقتی که دچار بی اشتهایی عصبی هستید، در واقع بدنتان فقط برای زنده ماندن و ادامه دادن به زندگی همه ذخایر چربی را مورد استفاده قرار می دهد. اما این مسئله بسیار خطرناک است زیرا چربی ها برای رساندن گرما به بدن کمک می کنند. یک لایه چربی در زیر پوست، ما را از سرما محفوظ نگاه می دارد. بنابراین برای جبران کمبود گرما در شخص مبتلا به بی اشتهایی عصبی یک لایه اضافی از موی بدن شروع به رشد کردن می کند. این لایه، موی کرک و نرم نامیده می شود و لایه مفیدی از مو است که برای کمک به تولید گرما در بدن در زمان فقدان چربی و ماهیچه کافی سرتاسر بدن را می پوشاند.

فقدان هورمون ها

آیا به یاد دارید که راجع به هیپوتالاموس صحبت کردیم؟ این قسمت از مغز کارکردهای بسیار مهم سرتاسر بدن را از طریق غده ای به نام تیرویید تنظیم می کند و این مراکز تنظیم کارکردهای سرتاسر بدن را از طريق ترشح هورمون ها انجام می دهد، ترشح هورمون ها در بدن علایمی هستند که در طی بلوغ به بدن ارسال می شوند.
برای دختران مرحله مهم بلوغ، عادت ماهیانه است. وقتی که این اتفاق می افتد آنها توانایی بچه دار شدن پیدا می کنند.

زمانی که فردی بی اشتهایی عصبی دارد هیپوتالاموس برای ترشح هورمون ها نشانه درست را از بدن دریافت نمی کند و نتیجه ای که بعد از آن حاصل میشود به شرح زیر است:

- بلوغ شروع نمی شود و یا متوقف می شود.

 - عادت ماهیانه دختران متوقف می شود که به آن فقدان عادت ماهیانه amenorrhea می گویند.

 - پسران اسپرم تولید نمی کنند و رشد جسمی شان متوقف می شود.

 - میزان علاقه به جنس مخالف کاهش می یابد.

 - غذا بسیار کند وارد معده می شود.

 - نرخ سوخت و ساز کم می شود.

 - فرد در معرض پوکی استخوان (ضعف استخوانی) قرار می گیرد.

گرسنگی

در موارد پیشرفته بی اشتهایی عصبی، به دلیل اینکه اندام های اصلی قدرت کافی برای انجام وظیفه همیشگی شان را ندارند، بدن ضعیف می شود. گرسنگی آغاز می شود و مشکلات بعدی که می تواند روی دهد، عبارتند از:

 - ضعف حالت پوست، خشکی ناخن ها و پوست و ضعیف شدن موی سر و رویش موی اضافی که بیشتر دیده می شود و پینه (سخت شدن پوست) روی دست ها شکل می گیرد.

 - ضعف عملکرد مغز، قفل شدن و مات شدگی در فرد اتفاق می افتد.

 - ضعف عملکرد معده و روده، یبوست و اسهال دیده می شود.

علایم عاطفی

اگر بی اشتهایی عصبی عامل کاملا جسمی داشته باشد، فردی که از این بیماری رنج می برد به آسانی می تواند با انجام دادن اعمالي وزن لازم را دریافت کند. اگر توجه کنید، هر زمان که در این کتاب واژه بیماری ذکر شده از واژه کلی بی اشتهایی عصبی استفاده شده است. این مسئله به دلیل تفاوت بین بی اشتهایی و بی اشتهایی عصبی است.

بی اشتهایی واژه ای است که به طور ویژه ای به دامنه وزن اشاره می کند. در حالی که واژه بیماری در بر گیرنده هر دو مفهوم یعنی عصبی و بی اشتهایی است. به این دلیل که لقت عصبی به اضطراب، ترس، عصبانیت، درماندگی، عزت نفس پایین و مشکلات عاطفی دیگر اشاره می کند و زمانی آن را تجربه می کنید که با شرایط خاصی روبرو هستید، شرایطی که در آن، وزن گرفتن یا علاقه مندی به اضافه کردن وزن بسیار سخت است.

برخی علایم مشترک بی اشتهایی عصبی به شرح زیر است:

ارزش گذاری برای لاغری

گسترده ترین حقیقت شناخته شده درباره بی اشتهایی عصبی این است که فرد مبتلا از وزن گرفتن جلوگیری می کند، تا حدی که امکان مرگ او نیز وجود دارد. چنین فردی درباره وزنش دچار وسواس فکری و افکار آشفته است و اغلب یک جبر مافوق بشری برای لاغر و لاغرتر شدن در او وجود دارد. افراد مبتلا به این بیماری این کار را از طریق همواره کمتر از حد نیاز خوردن انجام می دهند تا وزنشان را به همان مقدار کم نگه دارند.

احساس بی فایدگی

اگر شما فردی مبتلا به بیماری بی اشتهایی عصبی هستید، ممکن است سعی کنید تا با احساس عمومی بی کفایتی در خود مقابله کنند. احساسات دیگری که ممکن است وجود داشته باشند عبارتند از عدم امنیت، بی ارزشی و همچنین عدم توانایی کنترل کامل و همه جانبه امور.
در بیماری بی اشتهایی عصبی، نارضایتی از بدن شدیدا با تغییراتی که در نتیجه بلوغ روی می دهد مرتبط است. تغییراتی که در شکل و اندازه بدن اتفاق می افتد عمدتاً در دخترها در اطراف كفل ها، پا و پستان ها، و در پسران در الت تناسلی به وجود می آید. فردی با بی اشتهایی عصبی درباره این تغییرات بیشتر به عنوان چاقی قضاوت می کند تا یک مرحله مهم و ضروری از رشد بدنی.

ترس از بزرگ شدن

گاهی بزرگ شدن و رشد کردن به جای آن که ارزشمند تلقی شود، امری عذاب آور محسوب می شود. مراحلی که در بزرگسالی وارد آن می شویم می تواند چالش های وحشتناکی را درباره چگونگی تفکر ما درباره خود، دیگران و همچنین شیوه نگاه ما با آنچه که برای زندگی کردن انجام می دهیم، ایجاد کند. از آنجا که تغذیه به بلوغ و بزرگ شدن کمک می کند، نتیجه بی اشتهایی این خواهد بود که به فرد مبتلا اجازه می دهد که در مرحله بلوغ بماند یا به کودکی بازگردد، جایی که افراد از تبعات بزرگسالی که باید در آن کاملاً قاطع باشند، رهایی می یابند.

هیچ چیز کمتر از عالی نیست

گاهی، افراد احساس می کنند که هر آنچه کسب می کنند باید به طور مطلق، بهترین باشد. این افراد هیچ بخششی را در این زمینه نمی پذیرند. اگر شما شبیه به این گونه افراد هستید، آنچه که از خودتان انتظار دارید می تواند دورتر از آن چیزی باشد که واقعاً به دست می آورید.

بعضی اوقات انجام کار سخت برای مدتی شما را مجاز به کسب معیارهای بالای غیر واقعی می کند. گرچه به زودی ناگزیر از مواجهه با فشارهای دیگر نظیر نقل مکان یا رفتن به دانشگاه و ... هستید. این فشارها به طور فزایندهای سخت و سخت تر می شود تا بتوانید سطح کار سخت را در خودتان حفظ کنید. بنابراین اگر شما فردی هستید که احساس می کنید باید در همه زمان ها کامل باشید و می توانید خودتان را تحت فشار شدید قرار دهید تا به هر قیمتی کامل باشید، حتی اگر بهای آن از دست رفتن سلامتی تان باشد، این مسئله می تواند شما را به سمت ابتلا به بی اشتهایی عصبی بکشاند.

اشکال در برقراری ارتباطات دوستانه

گاهی افراد حس می کنند که قادر نیستند به راحتی عواطف و احساسات خود را به دیگران نشان دهند. عزت نفس و خودارزشمندی پایین غالباً باعث می شود که احساس غیر عادی بودن کنید، یا فکر می کنید که دیگران واقعاً نمی خواهند دوستتان باشند. باید بدانید اگر مردم واقعاً بخواهند با شما دوست شوند و ارتباطات دوستانه برقرار کنند ولی شما آنها را باور نکنید و درباره مقاصد و اهداف آنها از این دوستی ها مشکوک باشید، خیلی ناپسند است. در نتیجه این امکان وجود دارد که ارتباطتان قبل از گسترش یافتن قطع شود.

شاید شما در زمان نوجوانی کمرو و خجالتی بوده اید و برای شکل گیری دوستی های جدید فشارهای زیادی را بر خود وارد می کردید، در نتیجه این مسئله باعث شده است تا اضطرابتان درباره همه مسائل رشد پیدا کند و زیاد شود.

فقدان آگاهی از احساسات درونی

احتمالاً مشترک ترین مسئله عاطفی در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی فقدان اعتماد در تشخیص هیجانات و عواطف آنها در پاسخ به مسائل و همچنین فقدان توانایی آنها برای تشخیص دقیق احساسات گرسنگی و رضایت مندی به وسیله غذا است. غالباً این افراد گرسنگی را با حرص زدن نسبت به غذا اشتباه می گیرند. اگر آنها احساسات سختی مثل گناه، خشم، و غم را تجربه کنند، در آن صورت ممکن است احساسات مزبور آنها را به این اشتباه بیاندازد که خود را پر کنند و در آن صورت ممکن است به سادگی آنها را چاق بنامند.

 

تمام آنچه درباره اختلالات تغذیه باید بدانید! (قسمت 4)

پرسشنامه ای درباره جوع روانی

اگر فکر می کنید که خودتان یا یکی از نزدیکانتان از جوع روانی رنج می برد، این پرسشنامه را کامل کنید. اگر مشکلی داشته باشید پاسخ هایتان آن را نشان خواهد داد.

پرسشنامه جوع روانی

لطفا به دقت هر سؤال را بخوانید سپس پاسخی را انتخاب کنید که بیشترین قرابت را با تجارب شما دارد.

1. آیا هر روز به طور منظم غذا میل می کنید؟

الف: مطمئنم که این کار را انجام می دهم

ب: حداکثر تلاشم را می کنم که این کار را انجام دهم

پ: گاهی در طی روز غذا را نامنظم و بدون برنامه می خورم

2. آیا رژیم های غذایی سخت را ادامه می دهید؟

الف: نه نیازی به انجام این کار ندارم

ب: من سعی می کنم درست غذا بخورم، اما جدا باور دارم که باید خودم را درمان کنم

پ: قطعا این کار را انجام می دهم

3. آیا وقتی یک بار رژیم خود را بشکنید خود را یک شکست خورده کامل می دانید؟

الف: به هر حال رژیم های غذایی برای لاغر کردن هستند

ب: رژیم های غذایی مثل یک شیب لغزنده اند و بیشتر از این که مفید باشند آسیب زننده هستند

پ: بله کاملا همین طور است

4. حتی موقعی که رژیم ندارید، آیا خود را از دریافت کالری پایین مطمئن می کنید؟

الف: من مطلقاً درباره کالری هیچ اعتقادی ندارم

ب: من درباره کالری مواد غذایی آگاهی دارم اما اجازه نمی دهم که مرا تحت تأثیر قرار دهد

پ: بله مجبورم این کار را به خاطر اندازه بدنم انجام دهم

5. آیا همواره تمام روز را روزه هستید و هیچ چیزی نمی خورید؟

الف: یک یا دو بار این کار را امتحان کرده ام

ب: خیر، این کار باعث می شود که من روز بعد از آن بیش از حد گرسنه شوم

پ: بله، ۳ روز یا بیش از ۳ روز در هفته

6. آیا از قرص های لاغری برای کاهش وزنتان کمک می گیرید؟

الف: فکر می کنم که زندگی آن قدر کوتاه است که ارزش این کارها را ندارد

ب: خیر، به هیچ وجه استفاده نکرده ام

پ: بله یک تا ۵ بار در روز

7. آیا از داروهای مدر برای کاهش وزنتان کمک می گیرید؟

الف: یک بار سعی کردم ولی دوباره هرگز

ب: خیر، به هیچ وجه استفاده نکرده ام

پ: بله، یک تا پنج بار در روز

8. آیا برای کاهش وزنتان از ملین ها کمک می گیرید؟

الف: فقط برای تسکین درد

ب: تنها برای درمان یبوست

پ: بله ۱ تا ۵ بار در روز

9. آیا برای کاهش وزن کاری می کنید که عمداً دچار تهوع و استفراغ شوید؟

الف: من عاشق غذا هستم

ب: خیر به هیچ وجه

پ: بله ۳ بار در هفته تا هر روز

10. آیا شما روش تغذیه ای را که به طور کاملاً جدی در زندگیتان مؤثر باشد انتخاب کرده اید؟

الف: سعی می کنم چنین چیزی را نداشته باشم

ب: خوردن بخشی از زندگی است

پ: دايماً اگر بخواهم می توانم بدون خوردن بگذرانم

11. آیا غذا بر زندگی شما مسلط است؟

الف: نه من اجازه نخواهم داد

ب: خير

پ: دايماً

12. آیا آن قدر می خورید که بالاخره درد و ناراحتی جسمی باعث میشود که دست از غذا خوردن بردارید؟

الف: اصلا چنین چیزی ممکن است؟

ب: وقتی که سیر می شوم غذا خوردن را متوقف می کنم

پ: بله؛ همه مواقع

13. آیا همواره غذا فکر و ذکر شما است؟

الف: نمی توانم واقعاً به شما بگویم

ب: نه تصور می کنم چیزهای مهم تری برای فکر کردن وجود دارد

پ: بله احساس خوبی است، من همیشه به غذا فکر می کنم

14. آیا همیشه در موقع تنهایی خیلی بیشتر از مواقعی که جلوی جمع هستید غذا می خورید؟

الف: مکان یا چیزی که می خورم مهم نیست

ب: دوست دارم بر اساس نیاز و مقدار گرسنگی ام غذا بخورم

پ: قطعاً؛ چون در آن صورت مردم خیلی بد به من نگاه می کنند

15. آیا برای شما مشکل است هنگامی که هنوز تمایل به خوردن دارید دست از غذا بردارید؟

الف: من نمی فهمم، اصلاً این مطلب یعنی چه؟

ب: زیاد در این مورد فکر نکرده ام

پ: بله

16. آیا درخواست غلبه بر پرخوری برایتان مشکل است؟

الف: واقعاً به این مورد به عنوان یک مشکل نگاه نمی کنم

ب: خير

پ: بله؛ این مسئله دردناک است

17. آیا هنگام اضطراب تمایل دارید زیاد غذا بخورید؟

الف: واقعاً دچار اضطراب نمی شوم

ب: نه واقعاً، سعی می کنم در مواقعی که مضطرب هستم درباره اضطرابم با کسی صحبت کنم

پ: همیشه

18. فکر چاق شدن چه احساسی را در شما به وجود می آورد؟

الف: بستگی به مقدار چاقی دارد

ب: نه؛ خیلی عذاب آور است

پ: مطلقاً وحشتناک

19. بیشتر چه مواقعی می توانید مقدار زیادی غذا را بدون این که احساس گرسنگی کنید تند و سریع میل کنید؟

الف: فقط وقتی این کار را می کنم که واقعاً از آن لذت ببرم

ب: هرگز

پ :از ۲ تا ۳ بار در هفته تا یک بار یا بیشتر از یک بار در روز

20. چه مقداری از عادات غذایی خود احساس شرمندگی می کنید؟

الف: واقعاً هیچ وقت راجع به آن فکر نکردم

ب: نه؛ اصلاً

پ: خیلی شرمسارم

وقتی پرسشنامه را کامل کردید، تعداد دایره های کشیده شده به دور موارد الف، ب، پ را بشمارید. حالا آنچه را که پاسخ های تان نشان می دهد بخوانید. و تعداد الف ها، ب ها ، و پ ها را جداگانه جمع کنید.

پاسخ های شما چه معنی می دهند؟

غالباً الف: شما فردی هستید که ذ لذت می برید و در مورد ارتباط مقدار غذایی که می خورید و عواطفتان فرضیه زیادی برای فکر کردن ندارید. این مسئله می تواند از یک طرف راهی در جهت تندرستی شما باشد اما از سوی دیگر ممکن است بیانگر این باشد که از مقدار غذایی که می خورید مطمئن نیستید و غذا واقعاً برای شما مهم است.

غالباً ب: این وضعیت نشان دهنده وجود توازن کامل و دیدگاه سالم شما نسبت به غذا و تغذیه است. خوردن در زندگی شما امری مفید است و از آن به عنوان راهی برای کمک به حل مسائل عاطفی تان استفاده نمی کنید و شما در کنترل خودتان قرار دارید.

غالباً پ: احتمالاً بیشتر از تصور بدنی ضعیف رنج می برید و ونگرش های سخت و غیر قابل انعطافی به خوردن دارید و در صدد گرفتن کمک حرفه ای و مشاوره برآیید. غالباً مخلوطی از الف و پ: در این وضعیت پاسخ های متضاد شدیدی وجود دارد و این می تواند به معنی آن باشد که شما درباره تجاربتان دچار سرگردانی و گیجی شده اید. حتماً باید از مشاوره با فردی متخصص درباره وضعیت بدنتان سود ببرید و یا حتی می توانید به مراکز خاصی که به این مسائل توجه ویژه دارند مراجعه کنید.

منبع: اختلالات تغذیه - هیتر ورنر - حمیرا آزادمنش



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: