حقوق نیوز
اینکوترمز

قوانین اینکوترمز (Incoterms) را بشناسید!

هدف از اینکوترمز ارائه مجموعه‌ ای از مقررات بین المللی برای تفسیر متداولترین اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجی است. بدین ترتیب از چندگانگی تفسیر این اصطلاحات در کشورهای مختلف پرهیز می شود یا حداقل تا میزان ملاحظه ‌ای کاهش می‌یابد

حقوق نیوز/ کسب و کار/ مدیریت و بازاریابی

قوانین اینکوترمز چیست؟

قوانین اینکوترمز (Incoterms) به یک اصل مهم از زبان تجارت بین الملل مبدل شده که در سراسر جهان ، به منظور فروش محصولات و خدمات در قراردادها گنجانیده و بیانگر قوانین و به عنوان راهنما برای واردکنندگان، صادرکنندگان، وکلا، شرکتهای حمل، بیمه و دانشجویان تجارت بین الملل می باشد. این قوانین در سرتاسر جهان مورد تأیید دولتها، مراجع قانونی و کارپردازان بازرگانی به منظور تفسیر مشترک رایج ترین اصطلاحات تجاری دنیا می باشد. 

ریشه لغت اینکوتزمز از مخفف سازي سه لغت لاتین International Commercial Terms به معناي اصطلاحات تجارت بین الملل تشکیل شده که مهمترین علت کاربرد آن تعیین دقیق و روشن حدود مسئولیتها، ریسکها و هزینه ها در فرآیند تجارت بین الملل بین فروشنده، خریدار و همچنین اشخاص حقوقی/حقیقی دخیل فرآیند تجارت می باشد که هر دوره توسط اتاق بازرگانی بین الملل مورد بازنگری و باز نشر قرار می گیرد.

اینکوترمز اولین بار در سال 1936 تدوین شد، و در تاریخ اول ژانویه 2011 آخرین نسخه آن که به اینکوترمز 2010 موسوم است، منتشر گردیده است.

   هدف از اینکوترمز ارائه مجموعه‌ ای از مقررات بین المللی برای تفسیر متداولترین اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجی است. بدین ترتیب از چندگانگی تفسیر این اصطلاحات در کشورهای مختلف پرهیز می شود یا حداقل تا میزان ملاحظه ‌ای کاهش می‌یابد.

در سال ۱۹۹۰ برای سهولت درک، مقررات به چهار گروه مختلف پایه تقسیم شدند. اینکو‌ترمز به مسائل مرتبط با حمل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ می‌دهد. مسائلی شامل حمل کالاها، ترخیص کالاها، واردات و صادرات کالاها، اینکه چه کسی مسئول پرداخت می‌باشد و اینکه ریسک جابجایی و انتقال کالا در مراحل مختلف حمل بر عهده چه کسی می‌باشد.

نگاهی به مراحل (اینکوترمز)

مراحل مبادله‌ی بازرگانی بین‌المللی شامل موارد زیر است:

- ابتدا کالای موضوع معامله از کشور مبدأ حمل می‌شود.

- به مرز و گمرک مبدأ می‌رسد.

- روی وسیله‌ی حمل اصلی بارگیری می‌شود و حمل‌ونقل بین‌الملل انجام می‌شود.

- کالا به مرز و گمرک کشور مقصد می‌رسد.

- کالا ترخیص وارداتی می‌شود.

- تا انبار خریدار در داخل کشور حمل می‌شود.

- برای انجام هر یک از مراحل مبادله ی بازرگانی بین الملل بایستی اصطلاحات بین المللی بازرگانی( اینکوترمز ) را بدانید تا در عقد قراردادهای تجاری دچار سوء تفاهم و مشکلات حقوقی نشوید.

گروه ها و اصطلاحات اینکوترمز

اصطلاحات مختلف اینکوترمز معمولاً با ذکر مکان های جغرافیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد نه عناوین مرتبط با جابجایی. اینکوترمز توسط اتاق بازرگانی بین‌المللی Internationa Chamber Of Commerce تهیه و تدوین شده است. اینکوترمز به چهار گروه زیر با اصطلاحات وابسته به هر گروه تقسیم شده است:

گروه E -: تحویل کالا در نقطه عزیمت در مبدأ

(Ex Works (named place
تحویل در محل کار (محل تعیین شده)

«تحویل در محل کار» به معنای آن است که فروشنده کالا را در محل خود (کارگاه، کارخانه، انبار و غیره) در اختیار خریدار قرار می‌دهد و همینجا وظیفه‌اش به پایان می‌رسد. به خصوص وی مسوولیتی در مورد بارگیری کالا بر روی وسیله نقلیه‌ای که خریدار فراهم کرده یا ترخیص کالا برای صادرات ندارد مگر آن که جز این توافق شده باشد. خریدار کلیه هزینه‌ها و خطرات ناشی از بردن کالا از محل کار فروشنده به مقصد مورد نظر را متحمل می‌شود لذا این اصطلاح بیان‌گر حداقل تعهد برای فروشنده است.

این اصطلاح نباید هنگامی که خریدار قادر نیست به طور مستقیم یا غیرمستقیم تشریفات صادرات را انجام دهد مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی باید از تحویل به حمل کننده (FCA) استفاده شود.

گروه F –: تحویل کالا به خریدار بدون پرداخت کرایه حمل در مبدأ

(FCA (Free Carrier
تحویل به حمل کننده (محل تعیین شده)

    «تحویل به حمل کننده» ب ه معنای این است که فروشنده کالا را پس از ترخیص صادراتی درمحل مقرر به حمل کننده تعیین شده از سوی خریدار تحویل می دهد. با توجه به اینکه محل تحویل کشور خریدار باشد، بارگیری با خریدار است و نقطه ریسک فرایند می باشد. هزینه حمل و بیمه با خریدار است، همچنین معمولاً و (نه الزاماً) عقد قرارداد حمل و بیمه به عهده خریدار می باشد.

(FAS (Free Alongside Ship
تحویل در کنار کشتی (بندر بارگیری تعیین شده)

«تحویل در کنار کشتی» به معنای آن است که وظایف فروشنده در مورد تحویل هنگامی به پایان می‌رسد که کالا در بندر بارگیری تعیین شده روی اسلکه یا دوبه‌ها قرار گیرد. یعنی آن که از این لحظه به بعد خریدار باید کلیه هزینه‌ها و مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا را تقبل کند.
در اصطلاح FAS خریدار ملزم به ترخیص کالای صادارتی است. هنگامی که خریدار نمی‌تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم تشریفات صدور را انجام دهد این اصطلاح را نباید به کار برد.

(FOB (Free On Board
تحویل روی عرشه ( بندر بارگیری تعیین شده )

فوب یا FOB زم انی اتفاق می افتد که فروشنده وقتی کالا را از روی  نرده کشتی در بندر مبدأ عبور داد ریسک خود را خاتمه داده است. هزینه حمل و همچنین عقد قرارداد حمل از بندر تحویل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار می باشد.  

 «تحویل روی عرشه»  به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا در بندر حمل تعیین شده از نرده کشتی گذشته باشد. یعنی این که از این نقطه به بعد خریدار باید کلیه هزینه‌ها و مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا را تقبل کند.

اصطلاح FOB فروشنده را به ترخیص کال ای صادراتی ملزم می‌کند. این اصطلاح را فقط می‌توان برای حمل دریایی یا آب راه داخلی به کار برد. در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی ندارد از قبیل حمل با کشتی‌های رو ـ رو با کانتینریه کار بردن اصطلاح FCA «تحویل به حمل کننده» مناسب‌تر است.

قوانین اینکوترمز (Incoterms) را بشناسید!

گروهC -: تحویل کالا در مبدأ به خریداربا پرداخت کرایه حمل

(CFR (Cost and Freight
هزینه و کرایه حمل (بندر و مقصد تعیین شده)

«هزینه و کرایه حمل» به معنای آن است که فروشنده باید هزینه‌ها و کرایه حمل مورد نیاز برای آوردن کالا به بندر مقصد تعیین شده را بپردازد، ولی مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا همچنین هر گونه مخارج اضافی ناشی از حوادث بعد از تحویل روی عرشه، از زمانی که کالا از نرده کشتی در بندر بارگیری می‌گذرد از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود.
اصطلاح CFR فروشنده را ملزم می سازد که کالا را برای صدور ترخیص کند این اصطلاح را فقط برای حمل دریایی و آب راه داخلی می‌توان به کار برده در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی نداشته باشد، مثل مواقع حمل با کشتی‌های رو ـ رو یا کانتینر، استفاده از اصطلاح CPT (کرایه حمل پرداخت شده تا) مناسب‌تر است.

(CIF (Cost, Insurance and Freight
هزینه، بیمه و کرایه حمل (بندر مقصد تعیین شده)

«هزینه، بیمه و کرایه حمل» به معنای آن است که فروشنده وظایفی شبیه به CFR (هزینه و کرایه حمل) دارد، مضاف بر این که باید برای خطراتی که خریدار را در مورد فقدان یا خسارت وارده بر کالا در خلال حمل تهدید می‌کند بیمه دریایی تهیه کند فروشنده قرارداد بیمه را منعقد می‌کند و حق بیمه را می‌پردازد.
خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به گرفتن حداقل پوشش بیمه‌ای است. اصطلاح CIF فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صدور می‌کند. این اصطلاح را فقط می‌توان برای حمل دریایی و آب‌راه داخلی به کار برد. در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی نداشته باشد از قبیل حمل کالا با کشتی‌های رو ـ رو با کانتینر استفاده از اصطلاح CIP (حمل و بیمه پرداخت شده) مناسب‌تر است.

(CPT (Carriage Paid To
کرایه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعیین شده)

«کرایه حمل پرداخت شده تا» به معنای آن است که فروشنده کرایه حمل کالا تا مقصد تعیین شده را می‌پردازد. مسوولیت فقدان یا خسارت وارده بر کالا، همچنین هر گونه هزینه‌های اضافی ناشی از حوادثی که برای حمل کننده رخ می‌دهند از زمانی که کالا تحت نظارت حمل کننده در آمد از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود.

«حمل کننده» یعنی هر شخصی که اجرا یا فراهم کردن مقدمات اجرای حمل از نوع راه آهن، جاده‌ای، دریایی، هوایی، آب‌راه داخلی، با حمل مرکب را در یک قرارداد حمل تعهد می‌کند.
در صورتی که از حمل کنندگان دیگری هم برای حمل کالا به مقصد توافق شده استفاده شود، با تحویل کالا به اولین حمل کننده مسوولیت از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود این اصطلاح را می‌توان برای هر نوع حملی از جمله حمل مرکب به کار برد.

(CIP (Carriage and Insurance Paid to
کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا (محل  تعیین شده در مقصد)   

  «کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا» ب ه معنای آن است که فروشنده وظایفی شبیه به مورد اصطلاح کرایه حمل پرداخت شده تا (CPT) را دارد به اضافه این که باید برای خطراتی که طی مدت حمل خریدار را از حیث فقدان یا ورود خسارت به کالا تهدید می‌کند نیز بیمه محموله تهیه کند. فروشنده قرارداد بیمه را منعقد می کند و حق بیمه را می پردازد. 
خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIP فروشنده فقط ملزم به گرفتن حداقل پوشش بیمه‌ای است. اصطلاح CIP فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صدور می‌کند، این اصطلاح را می‌توان برای هر نوع حمل از جمله حمل مرکب به کار برد.

گروهD – : تحویل کالا در مقصد

(DAF (Delivered At Frontier
تحویل در مرز (محل تعیین شده)

«تحویل در مرز» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را برای صدور ترخیص کند و در نقطه یا محل تعیین شده در مرز، اما قبل از مرز گمرکی کشور هم‌جوار در اختیار بگذارد. اصطلاح «مرز» را می‌توان برای هر مرزی از جمله مرز کشور محل صدور به کار برد. بنابراین اهمیت حیاتی دارد که مرز مورد نظر همواره با ذکر نقطه و محل دقیقاً در اصطلاح تعریف می‌شود.
این اصطلاح عمدتاً در حمل نوع راه آهن یا جاده‌ای استفاده می‌شود، ولی برای هر نوع حملی می‌توان آن را به کار برد.

(DES (Delivered Ex Ship
تحویل از کشتی (بندر مقصد تعیین شده)

«تحویل از کشتی» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را قبل از ترخیص برای ورود در بندر مقصد تعیین شده روی عرشه کشتی در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه هزینه‌ها و خطرات ناشی از آوردن کالا به بندر مقصد تعیین شده را تقبل کند این اصطلاح را فقط برای حمل دریایی یا آب‌راه داخلی می توان به کار برد.

(DEQ (Delivered Ex Quay
تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده) (بندر مقصد تعیین شده)

«تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده)» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را پس از ترخیص برای ورود در اسکله (بارانداز) بندر مقصد تعیین شده، در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه مسوولیت‌ها و هزینه‌ها، شامل عوارض، مالیات‌ها و سایر مخارج تحویل کالا در این حمل را تقبل کند.

در صورتی که فروشنده مستقیم و یا غیرمستقیم قادر به دریافت پروانه ورود نیست، نباید این اصطلاح را به کار برد. اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را برای ورود ترخیص کند و عوارض را بپردازد باید عبارت «عوارض پرداخت نشده» (DDU) را به جای «عوارض پرداخت شده» به کار برد. اگر طرفین بخواهند که پرداخت بعضی هزینه‌های مربوط به واردات کالا (از قبیل مالیات ارزش افزوده VAT) را از وظایف فروشنده خارج کنند باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند؛ «تحویل در اسکله مالیات ارزش افز.وده پرداخت نشده» (….در بندر مقصد تعیین شده). این اصطلاح را فقط برای حمل دریای یا آب‌راه داخلی می‌توان به کار برد.

(DDU (Delivered Duty Unpaid
تحویل در مقصد بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (محل مقصد تعیین شده)

«تحویل عوارض پرداخت نشده» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را در محل تعیین شده در کشور مورد نظر در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه مسوولیت‌ها و هزینه‌های ناشی از آوردن کالا به محل مذکور (به جز عوارض، مالیات‌ها، و دیگر مخارج رسمی قابل پرداخت به هنگام ورود)، همچنین هزینه‌ها و مسوولیت‌های انجام تشریفات گمرکی کالا را تقبل کند. خریدار باید هر گونه مخارج اضافی را پرداخت و هر گونه مسوولیت ناشی از قصور در ترخیص به موقع کالا برای ورود را تقبل کند.

اگر طرفین بخواهند که فروشنده تشریفات گمرکی را انجام دهد و کلیه هزینه‌ها و مسوولیت‌های ناشی از آن را تقبل کند، باید با افزودن عباراتی این منظور را مشخص کنند.

اگر طرفین بخواهند که وظایف فروشنده برخی از هزینه‌های قابل پرداخت به هنگام ورود کالا از قبیل مالیات ارزش افزوده (VAT) را نیز شامل شود، باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند «تحویل عوارض پرداخت نشده، مالیات ارزش افزوده پرداخت شده (محل مقصد تعیین شده). این اصطلاح را می‌توان بدون در نظر گرفتن نوع حمل کالا به کار برد.

(DDP (Delivered Duty Paid
تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (محل مقصد تعیین شده)

«تحویل عوارض پرداخت شده» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را در محل تعیین شده در کشور مورد نظر در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه خطرات و هزینه‌های ناشی از حمل کالا به محل مذکور، شامل عوارض، مالیات‌ها، و سایر هزینه‌های پس از ترخیص کالا برای ورود را تقبل کند. اصطلاح EXW (تحویل در محل کار) بیان‌گر حداقل وظیفه برای فروشنده است، در حالی که DDP (تحویل عوارض پرداخت شده) برای فروشنده بیشترین وظیفه را به همراه دارد. در صورتی که فروشنده مستقیم یا غیر مستقیم قادر به دریافت پروانه ورود نیست، نباید این اصطلاح را به کار برد.

اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را برای ورود ترخیص کند و عوارض را بپردازد اصطلاح DDU (تحویل عوارض پرداخت نشده) را باید به کار برد.

اگر طرفین بخواهند که پرداخت بعضی از هزینه‌های قابل پرداخت به هنگام وورد کالا از قبیل مالیات ارزش افزوده (VAT) را از وظایف فروشنده خارج کنند، باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند؛ «تحویل عوارض پرداخت شده، مالیات ارزش افزوده پرداخت نشده (… محل مقصد تعیین شده)». این اصطلاح را می‌توان بدون در نظر گرفتن نوع حمل کالا به کار برد.

قوانین اینکوترمز (Incoterms) را بشناسید!

تفاوت اصلی بین اینکوترمز ۲۰۲۰ و اینکوترمز ۲۰۱۰

1. اصطلاح تحویل در ترمینال ( DAT ) به تحویل در محل تخلیه شده ( DPU ) تغییر کرده است. این تغییر نام حاکی از این واقعیت است که تحویل می تواند در هر مکانی اتفاق بیفتد، و دیگر ضرورتی برای تحویل بار فقط در یک ” ترمینال ” حمل و نقل نیست و کالا در مقصد مورد نظر می تواند تخلیه شود.

2. بیمه حمل و نقل : برای قانون CIP ( حمل و بیمه پرداخت می شود )، سطح پوشش مورد نیاز ( مگر در مواردی که در توافقنامه مورد دیگری تعیین شده باشد ) کلاس ( A ) در نظر گرفته شده است، که سطح پوشش بالاتری از سطح پوشش بیمه کلاس © در اینکوترمز ۲۰۱۰ است. برای قانون CIF ، تغییری صورت نگرفته است و در سطح پوشش بیمه کلاس ( C ) باقی مانده است.

3. اینکوترمز ۲۰۲۰ تلاش می کند تا بر اساس FCA در رابطه با صدور بارنامه با درج عبارت On Board به فروشنده کمک کند. طرفین معامله می توانند موافقت کنند که در صورت نیاز خریدار قبض بارگیری را برای فروشنده صادر کند.

4. قوانین اینکوترمز ۲۰۲۰ اکنون وضعیتی را پوشش می دهد که خریدار یا فروشنده ، کالا را بدون استفاده از خدمات شخص ثالث با استفاده از وسایل نقلیه خود حمل کند.

اینکوترمز و کسب و کارهای کوچک

برای کسب و کارهای کوچکی که بطور هوشمندانه ای از اینکوترمزاستفاده می کنند، سود فراوانی به همراه دارد. در اینجا ۳ مورد از مطالبی را که باید بدانید تا قوانین کاری خود را به حداکثر میزان لازم برسانید، مطرح می کنیم

1- قوانین را بشناسید

 مقررات و قوانین اینکوترمز در هر دوره مجددا به روز می شوند تا رویدادهای تازه تجارت بین المللی و تغییرات آن را پوشش دهند. این به روز رسانی ها تاکنون در سال های ۱۹۵۳ ، ۱۹۶۷ ، ۱۹۷۶ ، ۱۹۸۰ ، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ اجرا شده است. جدیدترین ویرایش اصطلاحات اینکوترمز ، در تاریخ ۱ ژانویه سال ۲۰۲۰ به مرحله اجرا گذاشته شده و از ۱۱ اصطلاح تشکیل شده است.

اگرچه هنوز می توانید از نسخه های قبلی اینکوترمز مانند اینکوترمز ۲۰۱۰ استفاده کنید، اما این مورد پیشنهاد نمی شود ؛ اگر از قوانین اینکوترمز ۲۰۲۰ استفاده نمی کنید، باید به طور واضح ذکر کنید که از کدام نسخه استفاده می کنید و اطمینان حاصل کنید که مستندات شما در طول معامله صحیح است.

2- فایده اصلی پیروی از مقررات اینکوترمز کاهش خطر است

با توجه به این واقعیت که هرکشوری دارای زبان و فرهنگ خاص خود و متفاوت با کشورهای دیگر می باشد، عاقلانه ترین کار اینست است که قراردادی واضح نوشته و برای کاهش هر گونه سوء تفاهم آن را به همراه داشته باشید. بنابراین، مزیت اصلی اینکوترمز ، اینست که خطرات احتمالی معامله را کاهش می دهد.

با مشخص کردن تعهدات خریدار و وارد کننده، با توجه به قوانین، در حمل و نقل از نقطه A به نقطه B، هیچ سردرگمی وجود ندارد. با این وجود،اینکوترمز مالکیت یا انتقال کالا با وسعت کم را تحت پوشش قرار نمی دهد. این مقررات بطور جداگانه بین طرفین معامله مورد توافق قرار خواهند گرفت.

3- اکثر کسب و کارهای کوچک شامل قوانین C می شوند

به عنوان مدیر یک کسب و کار کوچک، چگونه از همه ی این مقررات پیروی می کنید؟ به ویژه در کسب و کارهای کوچک، به چیزی نیاز دارید که برای خریدار قابل قبول و راحت باشد، اما بطور همزمان هزینه ها و خطرات احتمالی برای خریدار را کاهش دهد.

بهترین درجه از دسته مقررات اینکوترمز برای کسب و کارهای کوچک، قوانین C می باشند. به ویژه قوانین CIF بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند، چراکه درک دقیق تری از محموله ارسالی در این ۳ قانون بیان می شود. در این زمینه، فروشنده مسئولیت تمامی هزینه ها را تا زمانی که محموله در بندر اصلی بارگیری شود، برعهده دارد. اما هزینه های مربوط به خریدار در بندر مقصد معین می شوند.

با سیستم های ردیابی پیشرفته حمل و نقل، و خدمات تحویل کالای سفارشی، سود بیشتر در رقابت بین کسب و کارهای کوچکی که مشتریان بین المللی دارند، به آن دسته که طرز استفاده بهینه از اینکوترمز را می دانند، داده می شود.

منابع(References)

ixport.ir

yaserbiggroup.com

controlafzar.com

parsmodir.com

tarkhis.net



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: