حقوق خبر
هنری تاجفل

هنری تاجفل و نظریه هویت اجتماعی

تاجفل هويت اجتماعي‌ را آگاهی فـرد از تـعلقش بـه گروه خاصی تعريف می کند که در جريان آن‌، فرد‌ از نظر ارزشي و عاطفي تأمين مي‌ شـود‌. بـه‌ عبارت‌ ديگـر‌ هويـت اجتماعي احساس‌ تعلق‌ فرد به گروه خاصي است و بـنابراين هـويت شـخصي کـه بيـانگر نگـرش هـاي منحصر به فرد شخص‌ است‌، تفاوت‌ دارد


 

به گزارش حقوق نیوز نظریه هویت اجتماعی که به شکل کامل‌تر آن نظریه مقوله‌بندی نام دارد، از جمله نظریات هویتی مهمی است که توسط هنری تاجفل مطرح گردید.

تاجفل هويت اجتماعي‌ را آگاهی فـرد از تـعلقش بـه گروه خاصی تعريف می کند که در جريان آن‌، فرد‌ از نظر ارزشي و عاطفي تأمين مي‌ شـود‌. بـه‌ عبارت‌ ديگـر‌ هويـت اجتماعي احساس‌ تعلق‌ فرد به گروه خاصي است و بـنابراين هـويت شـخصي کـه بيـانگر نگـرش هـاي منحصر به فرد شخص‌ است‌، تفاوت‌ دارد. تاجفل عضويت گروهي و به‌ تـبع‌ آن هـويـت‌ اجتماعي‌ را‌ متشکل از سه عنصر مي داند، عنصر شناختي (آگاهي ازاينکه فرد بـه يک گـروه تعلق دارد)، عنصر ارزشي (فرض هايي درباره پيامدهاي ارزشي مثبت يا منفي عضويت‌ گروهي ) و عنصر احساسـي (احساسات بـه گـروه و افرادي که رابطه اي خاص با آن گروه دارند). بنابراين هويت اجتماعي از ديدگاه تـاجفل بـخشي از برداشت فرد دربارة خود است که از‌ آگـاهي‌ او بـه عـضـويت در گـروه هـاي اجتمـاعي سرچشمه مي گيرد و اهـميت ارزشـي و احساسي عضويت را نيـز در برمـي گيـرد. وي نظريه مقوله‌بندي خويش را که مجموعه‌ اي‌ از اين سـه عـنصر است، ساخته و پرداخته مي کـند.

فرضية اصلی نـظريه مـقوله بـندی اين است که هـويت اجـتماعی در بسياري از‌ موارد‌ قادر اســت فـرد را از سوگيری به هويت شخصی بازدارد. بنابراين تأکيد دارد که افراد در بسـياري از مواقـع سـعي می کـنند خـود را با مشخصه های اجتماعي مقوله بـندي‌ کـنند‌ و نه شـخصی . تـشکيل هـويت هاي اجتماعي مبتني بـر مقايسه هايي است که فرد ميان گروه هاي تعلق خود و گروه‌ هاي ديگر انجام مـي دهـد. مقولـه يا گروه طي فرايندي ساخته‌ مـي‌ شـود‌ کـه در آن سـه عـامل مهم را مي تـوان دخـيل دانست . نخست اينکـه افراد عضو يک گروه ‌‌خاص‌ ، از تعلق به آن گروه نوعي رضايت يـا احسـاس عـاطفي گـرم بــه دســت‌ مـي‌ آورند‌، دوم اينکه اعضاي گروه داراي وجوه مشترکي در مـورد خـود يا تـاريخ گـروه هـستند واين وجـوه مرزبندي هاي گروه را مشخص مي کند. نکته سوم اين است که‌ اعضاي گروه روابط اجتماعي‌ اي‌ را که در چارچوب آن زندگي مي کنند، مقدس مي دانند.

بنا بر تعريف تاجفل سه بعد را براي هويت اجتماعي مي توان تصور كرد:

نخست آگاهي بر حدودي از مشتركات گروهي است. در نتيجه به همان اندازه پيشينه و خاطرات مشترك جزو عناصر هويتي محسوب مي‌شود كه براي مثال زبان و يا حدودي از نمادها و نشانها و معاني مشترك امروز و به همان اندازه سرنوشت مشترک. بنابراين، نخستين بعد هويت اجتماعي فراهم آورندة آگاهي بر حدودي از اشتراك در عقايد و ويژگي‌هاي مشترك است تا خود را در«ما» بازشناسيم. هويت‌يابي با اين «ما»ست كه امكان مي‌دهد هويت خاص رواني و جمعي خود را تا حدي دريابيم. اين مجموعه بر روي هم، همفكري (نمادها و اطلاعات مشترك)، همبختي (نفع و اقبال مشترک)، و هم‌پيشينگي (پيشينه مشترك) را به هر گروه اجتماعي اعطا مي‌كند كه براي حفظ «ما» ضرورت دارد.

دومين بعد هويت اجتماعي، گرايش مثبت، علاقه و جذب به درون گروه است كه به درستي آن را اساس هويت نيز دانسته‌اند. به ديگر سخن، همدلي يا احساس تعلق مشترك، خميرماية اصلي «ما» و فقدان حداقلي از آن به معني اضمحلال «ما» به من‌ها محسوب مي‌شود. منظور از وجه ارزشي و احساسي هويت در تعريف تاجفل نيز همين علاقه و جذب به درون گروه است كه با نوعي احساس تعهد (رابطه‌اي) همراه است كه سومين بعد هويت اجتماعي را شكل مي‌دهد.


 

سومين بعد هويت اجتماعي آمادگي براي عمل در يك زمينة رقابتي( اگر نه خصمانه) بينِ گروهي (طبيعتاً به نفع گروه) است و اين مهم افزون بر احساس تعلق، نيازمند احساس تعهد است؛ زيرا تعهد، نوعي احساس وظيفه به ديگران (به ويژه ديگرانِ مهم) و وفاداري به ارزش‌ها، اهداف، انتظارات و ظرفيت‌هاي آنان است و چنان كه اشاره شد، منشا اين تعهد(تعهد رابطه‌اي)، چيزي نيست مگر علاقه و وابستگي و دلبستگي عاطفي. در واقع، همين وابستگي عاطفي و روابط گرم است كه پايه اجتماع و هرگونه تعهد و احساس مسئوليت اجتماعي محسوب مي‌شود.

تاجفل‌ در‌ مطالعات‌ خود پي برد که در هويـت يـابي افـراد عواملي چون احترام به خود يا عزت نـفـس و داشـتن احسـاس مثبـت نسـبت بـه‌ گـروه‌ خودي‌ مؤثر است و باعث مي‌شود از درون گروه طـرفداري‌ کنـيم‌ و اعضـاي گـروه هــاي ديگـر را تحقير کنيم يا در مورد آن ها تبعـيض قائـل شـويم و درنتيجـه بـا آن هـا‌ دچـار‌ تعارض‌ و ستيز شويم.

هويت در اين نظريه براساس احساس تعلق و عدم تعلق به درون گروه و برون گـروه ، تعريف مي‌شود‌ و اين‌ تعلق‌ با اهميت دادن احساس و ارزش به عضويت گروهـي خـود همراه است‌. تعصبي‌ که در اين راه به خرج داده مي‌شود، باعث جسـت وجـوي هويـت اجتماعي مثبت و حفظ اين‌ هويت‌ مي‌شود‌. تشـکيل هويـت هــاي اجـتمـاعي بـر پايـه ي مقايسه هايي شکل مي‌گيرد که فرد‌ ميان‌ گروه‌ خودي و گروه‌هاي ديگر، انجام مي‌دهـد و لذا براي اين که هويت اجتماعي مثبت باشد‌، نتايج‌ اين‌ مقايسه ها بايد به نفع گروه تـعلـق فـرد باشد. ازنظـر تاجفـل و ترنر عواملي نيز موجب برجستگي هويت مي‌شود که عبارت‌ اند‌ از‌: نياز بـه عـزت نفـس، انگيزه‌ي عزت نفس جمعي، انگيزه خودآگاهي، انـگيزه خـودسازگاري، انگيزه مـؤثر‌ بـودن‌ خود، انگيزه کاهش ابهام و انگيزه خودتنظيمي.

با توجه به ديدگاه تاجفل، هويت اجتماعی به عنوان آگاهی فرد از تعلق به گروه اجتماعی معین و ارزش و اهمیت عاطفی اين عضويت برای فرد، مفهوم سازی شده است. در نتیجه بنا بر تعلق افراد به گروه‌های متفاوت است که آنان به يک هويت اجتماعی معرف وضعیت به خصوص خود در جامعه، دست می يابند.اما تعلق به يک گروه معین فقط در صورتی به مشارکت در يک هويت اجتماعی مثبت می انجامد که مشخصات آن گروه بتواند جانبدارانه با ديگر گروه ها مقايسه شود. در اين مقايسه،افراد به داوری به نفع گروه خود گرايش دارند.

بر اساس دیدگاه تاجفل درباره هویت اجتماعی، دگرگونی‌های هویتی از جمله مهمترین عواملی است که می‌تواند احساس تعلق به گروهی خاص را در افراد ایجاد نماید. دگرگونی‌های هویتی با تغییراتی که از یکسو در ارزش‌های افراد جامعه و از سوی دیگر در هنجارها و رفتارهای آن‌ها بوجود می‌آورد، باعث گرایش آن‌ها به گروه‌های همسو با آن‌ها می‌گردد.

نویسنده: عاطفه کریمی



+ 1
مخالفم - 0
سرخط خبرها: