حقوق خبر
ریک برینکمن - ریک کرشنر

کار با آدم های سخت (قسمت 3)

نباید قدرت توقعات را دست کم گرفت. این پدیده را نیروی پیگماليون می نامیم؛ وقتی توقعات زیادتان را به آدم ها می گویید، آن ها را رد نمی کنند. در واقع، در مسیر تحققشان گام برمی دارند. اما برعکس، اگر بدانند توقع کمی از آن ها دارید، به احتمال زیاد همان توقعات کم را هم برآورده نمی کنند


 

آدم های سخت

■ تفاوت ها را کاهش دهید

چه چیز ارتباط با بعضی ها را آسان و با بعضی دیگر را مشکل می کند؟ استدلال ما این است که رابطه زمانی با مشکل روبه رو می شود که به تفاوت ها، بیش از شباهت ها توجه شود. به عبارت دیگر «شباهت ها را تحمل می کنیم، اما تفاوت ها را نمی توانیم تحمل کنیم».

پس کاهش تفاوت ها برای ارتباط با آدم هایی که نمی توانید تحملشان کنید، ضروری ست. موفقیت در رابطه، به یافتن زمینه های مشترک و پس از آن تلاش برای جهت دادن این همیاری برای رسیدن به نتیجه ای جدید بستگی دارد.

مهارت اساسی که شما را در کاهش تفاوت ها یاری می کند، صمیمی شدن و هدایت کردن است. «صمیمی شدن» رفتاری است که از طريق آن، تفاوت هایتان با دیگران را کاهش می دهید. «هدایت کردن» نیز استفاده از روابط دوستانه ی فزاینده برای تغییر مسیر همکاری هاست البته این ها مهارت های جدیدی نیستند و بخشی از مهارت های عادی روابط انسانی اند.

شما قبلا هم این مهارت ها را تا حدودی به کار برده اید با روش های زیادی می توانید با آدم ها صمیمی شوید (و احتمالا چنین هم می کنید). از جنبه ی ظاهری، شما ممکن است با اصلاح حالت های چهره، میزان جنب و جوش و حالت های بدنی خود در مقابل دیگران، با آن ها صمیمی شوید. از جنبه ی گفتاری نیز صمیمیت زمانی رخ می دهد که می کوشید تا شدت و سرعت صحبت کردنتان را با دیگران تنظیم کنید البته با نوع حرف هایتان از نظر مفهومی نیز با دیگران صمیمی می شوید.

نتیجه ی صمیمیت با آدم ها این است که احساس می کنند شما به حرف هایشان گوش داده اید و درکشان کرده اید. صمیمی شدن با کسانی که دوستشان دارید یا باهم هدفی مشترک دارید، طبیعی ست. برعکس، صمیمی نشدن با آدم های بدقلق هم طبیعی ست. اما ناکامی در صمیمیت با دیگران، پیامدهایی جدی دارد، چون بدون صمیمیت، تفاوت های افراد، دلیل اصلی کشمکش ها می شود.

نکته های اساسی:

به خاطر داشته باشید که هیچ کس با مخالفش، همکاری نمی کند

در روابط انسانی موضع میانه وجود ندارد و آدم ها، خودآگاه یا ناخودآگاه ، می خواهند بدانند: «آیا شما با آن ها هستید یا برآن ها؟» شما در پیوندهایتان گرم یا سرد برخورد می کنید؛ با این برداشت که آیا زمینه ی مشترکی دارید یا از دو جهان جداگانه اید.

تفاوت های بین خود و دیگری را کاهش دهید

با اصلاح حالت های چهره، حرکات سرو دست، حالت بدن، شدت و سرعت بیان و انتخاب کلمات، می توانید با مردم صمیمی شوید.

قبل از هدایت کردن، صمیمی شوید؛ چه برای درک کردن گوش می دهید و چه برای درک شدن صحبت می کنید

فقط پس از برقراری رابطه ی خوب با آدم بدقلق، می توانید این همیاری دوطرفه را هدایت کنید و مسیر را به سوی نتیجه ای ارزشمند تغییر دهید. در برقراری رابطه به ویژه با آدم بدقلق، نمونه هایی را به یاد بیاورید که گذشته به شکلی موفقیت آمیز با این قبیل افراد صمیمی شده اید یا رابطه با آن ها را هدایت کرده اید. تلاش کنید شرایطی را تصور کنید که بار دیگر بتوانید همان کار را تکرار کنید.

■ گوش کنید تا درک کنید

وقتی آدم ها اظهار نظری می کنند، می خواهند حداقل دو نشانه ببینند اول اینکه به حرفشان گوش داده می شود و دوم، حرفشان درک می شود. فردی که خوب ارتباط برقرار می کند، می کوشد شنونده ی خوبی باشد.

ما پنج مرحله را برای خوب گوش دادن توصیه می کنیم.

1- نخستین مرحله (که در درس پیش معرفی کردیم) صمیمی شدن است. چگونه کسی بفهمد شما به حرف هایش گوش می دهید و درکش می کنید؟ این کار در واقع با نگاه کردن به او و گوش دادن به سخنانش عملی می شود. به جای آنکه آدم بدقلق را با نگاه های مات، قطع کردن سخنانش یا گفتن حرف هایی که بوی مخالفت می دهند آشفته کنید، کمکش کنید اندیشه ها و احساساتش را کامل بیان کند. این کار را با تکان دادن سرتان به نشانه ی تأیید و بیان هر از گاه کلمات و آواهایی مبنی بر فهم مطلب انجام دهید. همه چیز، از حالت بدنتان گرفته تا درجه ی صدایتان، باید نشان دهد گوش می دهید و درک می کنید.

2- وقتی طرف بدقلق شما شروع به تکرار حرف های قبلی اش کرد، باید قدم دوم را بردارید: دوره کردن. این کار شامل تکرار برخی واژه هایی ست که طرف شما واقعاً به کار برده و نشانه ای روشن از توجه شما به سخنان او است؛ و اینکه به نظر شما گفته هایش اهمیت دارند. تفسیر و تغییر سخنان او به شکلی دیگر زیان بخش است و شاید این تصور را ایجاد کند که سخنان او را درست درک نکرده اید.

3- گام بعدی پس از گوش دادن به حرف های آدم بدقلق، شفاف سازی است. در این مرحله، اطلاعاتی درباره ی معنای موارد مطرح جمع آوری می کنید. چند سوال آزاد مطرح کنید تا تصویری از آنچه باعث بدقلقی او شده، به دست آورید و بفهمید با این رفتار می خواهد چه نیتی را عملی کند.

همیشه فهمیدن علت آشفتگی آدم ها ممکن نیست. احساسات خیلی ها باعث می شود ظرفیت منطقی فکر کردنشان به قدری تیره و تار شود که رابطه ی بین خرد و احساسات شان قطع شود. هر چند منطقی بودن با فردی احساساتی تقریبا ناممکن است، می توانید وانمود کنید حرف هایش را می فهمید. آنچه را شنیده اید دوره کنید و سپس با طرح چند سوال کنجکاوی کنید.

4- گام چهارم، جمع بندی شنیده هاست. جمع بندی باعث می شود مطمئن شوید که شما و او یک حرف را می زنید. با این کار، دو اتفاق می افتد: اول اینکه اگر چیزی را فراموش کرده باشید، او با جزئیات برایتان یادآوری می کند. دوم اینکه بار دیگر نشان می دهید تلاشی جدی برای فهم کامل مطلب به خرج داده اید. جمع بندی مطلب، احتمال رسیدن به نقطه ی مشترک و جلب همکاری با طرف دیگر کارزار را افزایش می دهد.

5- حالا که حرف هایش را خوب گوش کرده اید، به بزنگاهی حیاتی رسیده اید. اما پیش از آنکه پیش بروید، این مسئله را قطعی کنید که آیا آن فرد از بیان کامل مشکل احساس رضایت می کند؟ بپرسید آیا احساس می کند شما درکش کرده اید؟ بپرسید آیا چیزی دیگری هست که نیاز به بررسی داشته باشد؟

وقتی صادقانه و به اندازه ی کافی گوش دادید، پرسیدید، توجه نشان دادید و یادآوری کردید، معمولاً «درک موضوع» به دست میاید و فرد بدقلق سخت گیری اش را کمتر می کند و حس همکای اش بیشتر می شود.

نکته های اساسی:

اول گوش کنید، خوب گوش کنید

تا زمانی که طرف مقابل حرفش را نزده، احتمالا نه به شما گوش می دهد ونه درکتان می کند.

پنج مرحله ی خوب گوش دادن را یاد بگیرید و تمرین کنید

صمیمی شدن، دوره کردن، شفاف سازی، جمع بندی و قطعی کردن.

مطمئن شوید طرفتان می داند حرف هایش را شنیده و فهمیده اید

قبل از آنکه بخواهید طرف مقابل حرفتان را بفهمد باید از این نکته مطمئن باشید.

■ به درک عمیق تری برسید

از گوش دادن به عنوان روشی برای افزایش اعتماد، همکاری و درک گفتیم اما گاهی مهم ترین و مفیدترین جنبه های ارتباط از نظرها (نه تنها از نظر شنونده بلکه حتی از نظر گوینده) پنهان می ماند. وقتی شما مسائلی که باعث تحریک شخص بدقلق می شوند را شناسایی می کنید، درکی عمیق تراز نیازها و نیت او به دست می آورید.

شناسایی قصد و نیت، نخستین گام مهم برای درک آدم بدقلق است. می توانید استراتژی صمیمی شدن با چهارنیت را برای افزایش همکاری ها و کاهش سوء تفاهم ها به کاربرید.

مثلاً :

اگر با کسی سروکار دارید که اولویت اصلی اش انجام وظیفه است، بهتر است ارتباطتان با او مختصر و موردی باشد.

اگر با کسی سروکار دارید که اولویت اصلی اش انجام درست کار است، بهتر است توجه زیادی به جزئیات رابطه نشان دهید.

اگر با کسی سروکار دارید که اولویت اصلی اش کنار آمدن با دیگران است، بهتر است در ارتباطات خود با او، علایقتان را نشان دهید.

اگر با کسی سروکار دارید که اولویت اصلی اش تحسين طلبی است کمک های او را با واژگان پرشور و حرارت تصدیق کنید.

عبارت دیگر، پرسیدن اینکه چه نیتی پشت رفتارها و ارتباطات یک فرد نهفته است، بسیار حیاتیست. یک سورپرایز: حتی اگر درباره ی نیت اصلی کاملاً مطمئن نیستید، آن را که از بقیه محتمل تر می دانید انتخاب و متناسب با آن رفتار کنید. از آنجا که این نیت ها درون شما هم هست، بیشتر مواقع حدستان درست از آب درمی آید و پاسخ درستی می گیرید و روابطتان دوستانه تر خواهد شد. اگر حدستان اشتباه بود، راحتی نیت دیگری را امتحان کنید.

راه دیگر برای رسیدن به درک عمیق تری از یک آدم سخت، شناسایی معیارهایی است که برایش مهمند. معیارها فیلتر دیدگاه های ما هستند؛ استانداردهایی که با آن ها ایده ها و تجربه ها را می سنجیم تا خوبی و بدی شان را تعیین کنیم. معیارها به خصوص هنگامی اهمیت می یابند که موضوع بحث درباره ی ایده ها یا دیدگاه های متفاوت باشد. هر زمان که معیاری را در بحث شناسایی کنید، انعطاف پذیری و همکاری بیشتری را پدید می آورید.

هرجا بحث و گفتگو به کشمکش تنزل یافت، سعی کنید دلایل مخالفت یا موافقت افراد را بفهمید. سپس دنبال ایده یا راه حلی برای مسئله باشید که از تلفيق آن معیارها به دست آید. این نیز راهی دیگر برای تبدیل کشمکش به همکاری است.

نکته های اساسی:

نیت ها را شناسایی و براساس آن ها عمل کنید

مثلاً اگر به نظر می رسد کسی به قدردانی شما نیاز دارد، تحسینتان را آشکار کنید.

براساس نیت عمل کنید، حتی اگر از آن مطمئن نیستید

چون تمام این نیتها درون شما هم هستند، اجازه دهید شهودتان شما را راهنمایی کند. اگر این روش جواب نداد، به سادگی کار دیگری انجام دهید.

برای دستیابی به درک عمیق تر، از معیارها استفاده کنید

طرف بدقلق شما از چه فیلترهایی استفاده می کند؟ چگونه می توانید با استفاده از درکتان از آن فیلترها روش هایی جدید به کار بگیرید؟

■ برای فهماندن سخن بگویید

ما گوش دادن مؤثر را به عنوان بهترین را افزایش اعتماد، همکاری و درک و همچنین پیش نیاز استحکام ارتباط کارآمد با آدم های بدقلق - مطرح کرده ایم. وقتی دارید مطالب خود را بیان می کنید، باید به شیوه ای باشد که تأثیر مثبت بگذارد. علائم، نشانه ها و اشاره هایی که ارتباط ما را شکل میدهند، فرصت مهمی برای بهبود روابط فراهم می کنند. این ها پنج شیوه ی مؤثر برای این منظورند:

1- بر لحن صدای خود مسلط باشید

لحن شما پیامی مثبت یا منفی برای افراد می فرستد. حتی وقتی کلمات خود را درست انتخاب می کنید، اگر آهنگ صدایتان شتابزده، خشن یا دفاعی باشد، شنونده برداشتی متفاوت از حرفتان می کند.

وقتی لحن صدا متناسب با کلمات گفته شده نباشد، پیام های درهم و برهمی ایجاد می کند که باعث سوء ارتباط می شوند. اگر خودتان از فرستادن پیامی ناواضح آگاهید، به آن توجه کنید و توضیح دهید واقعاً چه می خواهید بگویید: «میدانم لحنم خشمگین است، اما دلیلش این است که این مسئله برای من خیلی اهمیت دارد.»

2- نیت اصلی تان را بیان کنید

بیان شمرده و روشن نیت اصلیتان، افراد را از منظورتان آگاه می کند. وقتی به جای بیان روشن، نیت اصلی خود را غیرمستقیم و ضمنی بیان کنید، نتیجه می تواند سوء تفاهم باشد. پیش از گفتن هرحرفی به آدم ها، اینکه ابتدا روشن کنید حرف را به آن ها می گویید، راهی ساده برای جلب توجه مستقیمشان به حرف شما است.

3- به موقع قطع کنید

گاهی قطع گفتگو با آدم بدقلق ضروری است وقتی کسی، به قصد سلطه بر شما فریاد می زند یا در چرخه ی بی پایانی از منفی نگری، سرگله و شکایت را باز می کند، ترک گفتگو می تواند راه حلی مناسب باشد. اگر این کار درست انجام شود، کاری مدبرانه است. قطع مدبرانه ی گفتگو، بدون خشم، بدون سرزنش، و بدون نگرانی است. فقط نام شخص را چند بار سرد و بی حالت تکرار کنید تا توجهش جلب شود. این تکرار نیروی غیرقابل مقاومتی را در برابر تانک، عقل کل، نارنجک یا نق نقو ایجاد می کند و آن ها را چنان آشفته می کند که مجبور می شوند حرفشان را قطع کنند و ببیند چه می گویید.

4- حقیقت را بگویید

صداقت زمانی مؤثر است که فارغ از سختی هایی که افراد دارند باعث پیشرفت آدم بدقلق شود، نه اینکه او را سخت تر به زمین بزند. یادتان باشد پیش از گفتن حقیقت، برای طرفتان روشن کنید که چرا دارید حقیقت را به او می گویید. از نیت ثبت تان بگویید و اینکه چرا فکر می کنید شنیدن حرف هایتان به نفع او است. یادآوری کنید که این نظر شما است. سپس با صراحت درباره ی آن رفتار مشکل زا صحبت کنید و نشان بدهید این رفتار چگونه باعث عملی نشدن نیت او می شود رفتار جدیدی به او پیشنهاد کنید که جایگزین رفتار قبلی اش کند.

5- انعطاف پذیر بمانید

اگر طرف بدقلق شما، حالت دفاعی گرفت موقتا حرفش را قطع کنید و بر واکنش او متمرکز شوید. برای درک و هر اعتراضی، از روش های دوره کردن، روشنگری، جمع بندی و تأیید قطعی استفاده کنید. ممکن است به نظر برسد کاری وقت گیر است، اما در مجموع، از گفتگوهای خصمانه ای که راه به جایی نمی برند کمتر انرژی می گیرد.

نکته های اساسی:

بعد از اینکه خوب گوش دادید، حرف های مؤثر بزنید

طبیعتا هریک از دیگری منشأ می گیرد.

پنج روش سخن گفتن برای درک شدن را بیاموزید و تمرین کنید

بله، مؤثر حرف زدن سخت تر است و در کوتاه مدت وقت بیشتری می گیرد. اما در درازمدت بهترین روش رسیدن به نتایج بهتر است.

یادتان باشد «ارتباط» و «اشتراک» یک منشأ دارند

برقراری ارتباط ، ایجاد یک درک مشترک است.

■ بهترین توقعات را مطرح کنید و همان ها را بخواهید

اغلب اوقات واکنش های نسنجیده یا منفی اطرافیان باعث تقویت رفتارهای مشکل زای آدم های بدقلق می شود. بنابراین اگر می خواهید تأثیر مثبتی داشته باشید، به برخوردهای حساب شده احتیاج دارید.

به نفع شماست که افراد بدقلق را بی گناه فرض کنید. کمک کردن به آن ها برای از بین بردن اتکای شان بر رفتارهای منفی و تقویت رفتارهای سازنده تر در آن ها نیز به نفع شماست. اگر این کار را طبق عادت انجام دهید، فرد بدقلق سرانجام ممکن است به شما به چشم یک هم پیمان نگاه کند تا دشمن؛ و بیشتر آماده ی تحقق چشم داشت های مثبت شما شود.

نباید قدرت توقعات را دست کم گرفت. این پدیده را نیروی پیگماليون می نامیم؛ وقتی توقعات زیادتان را به آدم ها می گویید، آن ها را رد نمی کنند. در واقع، در مسیر تحققشان گام برمی دارند. اما برعکس، اگر بدانند توقع کمی از آن ها دارید، به احتمال زیاد همان توقعات کم را هم برآورده نمی کنند.

وقتی طرف بدقلق شما رفتار بدی نشان می دهد، ممکن است وسوسه شوید که بگویید: «مشکل من با تو همین است. تو همیشه ...» برای استفاده از نیروی پیگمالیون یاد بگیرید بگویید: «تو چنین آدمی نیستی تو ظرفیت آن را داری که ...» و سپس طوری که انگار او همواره آن طور بوده،توضیح بدهید که می خواهید او چگونه رفتار کند. هروقت هم طرف بدقلق شما رفتار خوبی از خود نشان داد، با گفتن «این یکی از چیزهایی است که درباره ی تو دوست دارم، توهمیشه ...» این رفتار را تقویت کنید و بعد طوری از رفتار خوبش حرف بزنید که باز هم آن را تکرار کند.

استفاده از قدرت پیگماليون، وقتی کسی بدقلقی می کند، ساده ترین روش ممکن نیست. شاید لازم باشد قبل از آن، کمی تمرین ذهنی داشته باشید. اگر همه چیز خلاف هدف شما بود، شاید لازم باشد کمی برای امیدواری نسبت به تغییر آدم بدقلق، به خودتان فشار بیاورید. با این حال شکی نداریم که می توانید در بدترین حالت های رفتاری افراد، بیشترین بازده شان را بیرون بکشد و خودتان را غافلگیر کنید.

نکته های اساسی:

نیروی پیگماليون را درک کنید و بپذیرید

سرشت انسان همین است که هست. وقتی به آدم ها می گویید کاری را اشتباه انجام می دهند، آن ها حالت دفاعی به خود می گیرند. می توانید با بی تقصیر دانستن آن ها و توقع بهترین ها، این واکنش را به حداقل برسانید. بعضی وقت ها به هدف می زنید!

نقد را تحسین کنید

نقد، در واقع روی دیگر نیروی پیگماليون است. احتمالا به این موضوع دقت کرده اید که معمولاً هرگاه در برابر انتقادهای دیگران حالت تدافعی می گیرید، اوضاع بدتر می شود. این یعنی دفاع شما به نوعی توجیه گناه است و هرچه می گویید ممکن است علیه خودتان استفاده شود. اما روش ساده ای برای جمع کردن سریع انتقادها، بدون درونی کردن شان یا جنگیدن با آن ها وجود دارد: به طور شفاهی از آن ها تشکر کنید. شاید عبارت ساده ی «از نظرت متشکرم» همه ی چیزی است که باید بگویید و تمام. همچنین می توانید خوب گوش کنید و به منتقد کمک کنید دقیق حرف بزند تا چیز مفیدی بیاموزید، یا منتقد بفهمد انتقادش متوجه شما نیست یا علاقه اش به انتقاد از شما را از دست بدهد.

بیشتر بخوانید:

کار با آدم های سخت(قسمتهای دیگر)

منبع: کار با آدم های سخت - ریک برینکمن و ریک کرشنر - ترجمه سید مهرداد هاشمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کتاب



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: