حقوق خبر
ریک برینکمن - ریک کرشنر

کار با آدم های سخت (قسمت پایانی)

افراد قاطع می دانند هر تصمیمی، یک جنبه ی منفی و یک جنبه ی مثبت دارد و همزمان با گرفتن بهترین تصمیم، این احتمالات را هم بررسی می کنند. برعکس، بی تصمیم ها در تصمیم گیری ناتوانند، به خصوص وقتی پیامدهای تصمیمشان، بر دیگران تأثیر داشته باشد و احتمالا باعث از دست رفتن تأیید آن ها شود. بنابراین این افراد تصمیم گیری های سخت را به امید پیدا شدن انتخابی بهتر به تعویق می اندازند و متأسفانه، بیشتر تصمیم ها را زمانی می گیرند که دیگر برای انتخاب بسیار دیر شده؛ تصمیم خودش گرفته می شود


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

آدم های سخت

■ بهترین ها را از ارتباط با بی تصمیم بیرون بکشید

افراد قاطع می دانند هر تصمیمی، یک جنبه ی منفی و یک جنبه ی مثبت دارد و همزمان با گرفتن بهترین تصمیم، این احتمالات را هم بررسی می کنند. برعکس، بی تصمیم ها در تصمیم گیری ناتوانند، به خصوص وقتی پیامدهای تصمیمشان، بر دیگران تأثیر داشته باشد و احتمالا باعث از دست رفتن تأیید آن ها شود. بنابراین این افراد تصمیم گیری های سخت را به امید پیدا شدن انتخابی بهتر به تعویق می اندازند و متأسفانه، بیشتر تصمیم ها را زمانی می گیرند که دیگر برای انتخاب بسیار دیر شده؛ تصمیم خودش گرفته می شود.

بی تصمیم ها دلایل زیادی برای کمک نگرفتن از دیگران دارند؛ آن ها نمی خواهند کسی را به زحمت بیاندازند یا ناراحت کنند و همچنین نمی خواهند باعث اشتباه در کاری شوند. وقتی با یک بی تصمیم سروکار دارید، باید هدفتان راهنمایی او برای تصمیم گیری و ایجاد انگیزه برای به کار گرفتن آن تصمیم ها باشد. این ها پنج مرحله برای گرفتن بهترین نتیجه از ارتباط با آدم بی تصمیم است.

آرامش را برقرار کنید: وقتی باکسی سروکار دارید که نیتش کنارآمدن با دیگران است، بهترین گزینه ی شما ایجاد فضایی آرام برای تصمیم گیری است. عجله نکنید. به بی تصمیم اطمینان بدهید که معتقدید روابط با ارتباط آزاد و باز تقویت می شوند.

تضادها را آشکار و گزینه ها را روشن کنید: با صبر و حوصله و از دیدگاه بی تصمیم ، همه ی گزینه ها و موانع تصمیم گیری را بررسی کنید به کلمات تردیدآمیزی مثل «احتمالا»، «می تواند این باشد» و «من این طور فکر میکنم» ، به عنوان نشانه هایی برای بررسی عمیق تر باشد. اگر او نگران نظر شما درباره ی تصمیمش است، به او اطمینان بدهید که مشکلی ندارید و این مسئله تأثیر بدی بر رابطه تان با او ندارد.

از یک روش تصمیم گیری استفاده کنید: اگر یک روش تصمیم گیری مناسب بلدید، آن را به آدم مشکل ساز یاد بدهید. این راهکار می تواند به سادگی فهرست کردن مزایا و معایب هر احتمال باشد. مشاهده ی آن موارد در کنار هم، باعث می شود بهترین گزینه، بهتر دیده و انتخاب شود.

اطمینان خاطر بدهید و تا آخر بمانید: وقتی آدم بی تصمیم تصمیمی گرفت، به او اطمینان خاطر بدهید که هیچ تصمیمی کامل نیست و تصمیم او خوب است. سپس تا زمانی که می خواهد آن تصمیم را عملی کند، با او در تماس باشید/ در کنارش بمانید.

پیوند را محکم کنید: گاهی چند لحظه ای به دغدغه های بی تصمیم گوش بدهید و هر وقت موقعیتی پیش آمد، به او در آموختن فرایند تصمیم گیری کمک کنید. با سرمایه گذاری صبورانه، آدم بی تصمیم می تواند به یکی از قابل اطمینان ترین تصمیم گیران شما بدل شود.

نگرشتان را اصلاح کنید:

به آدم بی تصمیم فشار نیاورید

ناراحتی، بی حوصلگی یا خشم، تنها تصمیم گیری را سخت تر می کنند

صبور باشید

اگر بی تصمیم احساس کند تحت فشار است، نمی تواند آرام باشد و روشن فکر کند.

آرام باشید

تنش یا ترس، آدم بی تصمیم را بیشتر در رفتارهای متزلزل فرو می برد. حتی اگر بتوانید او را مجبور به تصمیم گیری کنید، احتمالا به محض آنکه توسط فرد دیگری با دستورکاری متفاوت - زیر فشار قرار بگیرد، نظرش را تغییر خواهد داد.

■ بهترین ها را از ارتباط با هیچ گو بیرون بکشید

هیچ گوها آدم هایی منفعلند؛ اما بسته به نیتشان - انجام درست کار یا کنارآمدن با دیگران- می توانند بر وظیفه یا آدم ها متمرکز شوند. وقتی نتوانند نیت کنار آمدن با دیگران را عملی کنند، این آدم های خجالتی عقب نشینی می کنند و منفعل تر می شوند. اگر برای نیت انجام درست کارشان مانعی درست شود، خسته می شوند و عقب نشینی می کنند؛ چون اعتقادشان این است که هیچ چیز شرایط را تغییر نمی دهد و مهم نیست آن ها برای تغییر، چیزی بگویند یا کاری انجام دهند.

اگرچه آدم های هیچ گو درظاهر از درگیری دوری می کنند، دیگ های دشمنی در درونشان در حال جوشیدن است. سکوت می تواند نمودی از پرخاشگری شان باشد. وقتی با هیچ گو سروکار دارید، هدفتان باید شکستن این سکوت و ترغیب او به سخن گفتن باشد. پنج مرحله ی شکستن سکوت آدم هیچ گو چنین است:

وقت کافی بگذارید: شاید کنار آمدن با آدم هیچ گو، زمان زیادی بطلبد. اگر به خاطر محدودیت های زمانی تحت فشار باشید، ممکن است برای اینکه روی او را باز کنید، شدت عمل به خرج دهید. اما هرچه شدت عمل بیشتر شود، هیچ گوبیشتر در پیله ی سکوت خود فرو می رود بنابراین زمان و مکانی را برای نزدیک شدن به آدم هیچ گو انتخاب کنید که به اندازه ی کافی وقت داشته باشید.

مشتاقانه پرسش هایی آزاد مطرح کنید: بهترین پرسش برای هیچ گو پرسشی است که نتواند با بله، نه یا غرغر به آن پاسخ دهد. پرسشهایی مطرح کنید که با «چه کسی»، «چقدر»، «کی»، «کجا» یا «چگونه» شروع شود و موضوع را برای بحث باز کند. مطمئن شوید ارتباط غیرکلامی شما هم با درخواست پاسخ همراه باشد. صدا و ظاهرتان هم باید دنبال پاسخ باشد. ما به این کار «نگاه منتظر» می گوییم که اتفاقاً جواب هم می دهد.

شوخی کنید: وقتی چاره ی دیگری ندارید، کمی طنز می تواند مؤثر باشد. حدس های پوچ، اغراق آمیزو ناممکن دربارهی علت سکوتشان، باعث می شود یخ بعضی از سرسخت ترین آدم های هیچ گو هم باز شود.

حدس بزنید: اگر او هنوز چیزی نمی گوید، سعی کنید خودتان را جای او تصور کنید و مسیر رویدادها را دوره کنید تا ببینید چه احساسی دارد. صحبت را با صدای بلند آغاز کنید و چند احتمال را سریع بیان کنید، چه به نظر پذیرفتنی بیایند، چه بسیار دور از ذهن. مهم نیست. اگر درست به هدف بزنید یا به آن نزدیک شوید، او فکر می کند این کار نوعی ترفند است و ممکن است شروع به حرف زدن کند. اگر هم حدس هایتان درست نباشد، هیچ گو ممکن است فکر کند سرنخی ندارید و ناچار به شما بگوید قضیه چیست.

آینده را نشان دهید: گاهی تنها راه برای به حرف آوردن آدم هیچ گو، بیرون کشیدن او از زمان حال و نشان دادن پیامدهای ادامه ی سکوتش است. او را تهدید نکنید، اما درباره ی اینکه رفتارش تا چه حد می تواند به پروژه یا روابطش با دیگران لطمه بزند، شفاف صحبت کنید.

نگرشتان را اصلاح کنید:

آرام حرکت کنید

بزرگ ترین مشکل در کلنجار رفتن با هیچ گو، پیدا کردن زمان کافی و مناسب برای این کار است. برای به حرف کشیدن هیچ گو ملایم باشید.

نیت را درک کنید

اگر نیت هیچ گوها انجام درست کار باشد، می توانند بر وظیفه و اگر نیت آن ها کنارآمدن با دیگران باشد، می توانند بر آدم ها تمرکز کنند. تشخیص دهید چه چیزی برایشان مهم است.

از خشم بپرهیزید

آدم هیچ گو می کوشد از درگیری و ناراحتی بپرهیزد. عصبانی شدن صرفاً او را بیشتر به هیچ گویی اش فرو می برد.

■ بهترین ها را از ارتباط با نه گو بیرون بکشید

آدم نه گوبر وظیفه تمرکز کرده و نیروی محرکه اش هم نیت انجام درست کار با پرهیز از اشتباه است. استاندارد او، کامل بودن است: وقتی کمبودها سر راهش قرار می گیرند، نه گو ناامید می شود و در همه چیز و همه کس جنبه های منفی می یابد.

وقتی با نه گو سروکار دارید، وظیفه ی شماست که نگاه او را از یافتن مقصر، به حل مشکل تغییر دهید. متوقف کردن سیل منفی نگری، ممکن است غیرممکن باشد، اما شاید بشود جریان امور را برگرداند. پنج مرحله برای رفتار موفقیت آمیز با یک آدم نه گوچنین است:

با جریان هماهنگ شويد: تلاش برای اثبات اشتباه آن ها، بدترین نوع برخورد با آدم های نه گو است. اولین مرحله در سروکله زدن با نه گوها این است که بگذارید هرجا می خواهند، منفی نگری کنند.

از آن ها به عنوان منبع استفاده کنید: نه گوها می توانند به دو شکل، خدمات ارزشمندی به شما ارائه دهند. اول، آن ها می توانند سازندگان شخصیت فردی شما باشند. اگر می خواهید قوی شوید، وزنه های سنگین بردارید. اگر می خواهید نگرشی مثبت به مسائل داشته باشید، زمانی را برای بودن در کنار یک آدم نه گو صرف کنید، اما بکوشید مثبت اندیش باقی بمانید.

همچنین نه گوها می توانند نقش سیستم های هشداردهنده را بازی کنند. آن ها اغلب در میان منفی نگری هایشان، حقایقی را نشان میدهند.

نه گو گاهی از مشکلات مهمی خبر دارد که دیگران ازشان غافل شده اند. شرکتی را می شناسیم که مدیر اجرایی آن یک نه گو است. با هر ماجرای تازه ای که او به راه می اندازد، غالباً عیب و نقص هایی پیدا می شود که بدون او ممکن بود پنهان بمانند.

در را باز بگذارید: آدم های نه گو آماده اند در زمانی واقعاً متفاوت از بقیه وارد عمل شوند. هر تلاشی برای به عجله انداختنشان، در عمل آن ها را کند می کند. خردمندانه ترین روش برای کار کردن با نه گوها این است که به آن ها برای فکر کردن زمان بدهید و درها را باز بگذارید تا هروقت آماده بودند، وارد جریان کار شوند.

دنبال پاسخ متضاد باشید: گاهی می توانید پیش دستی کنید و قبل از آدم نه گو، پیشنهادهای جایگزین منفی ارائه کنید. در چنین شرایطی، آدم های نه گو ممکن است پاسخ مثبت بدهند؛ یا چون قانع شده اند شما برخوردی واقع گرایانه با مسئله دارید، یا اینکه چنان منفی نگرهای درمان ناپذیری اند که حتی اگر با شما موافق هم باشند، می خواهند ثابت کنند اشتباه می کنید.

از حسن نیت آن ها قدردانی کنید: نیت خوب را به جای رفتار منفی برجسته کنید و آن را نشان دهید. مانند: «به خاطر یادآوری مسائل متشکرم و ما همگی باهم می توانیم آن را حل کنیم.» یا «از اینکه می خواهی این کار درست انجام شود، از تو متشکرم». از طریق نیروی پیگماليون ، نه گو ممکن است آن را باور کند. این کار می تواند او را به استفاده از کمال گرایی تحلیلی خود در مسیری سازنده تر و با بدخویی کمتر بکشاند.

نگرشتان را اصلاح کنید:

چشم انداز خود را حفظ کنید

معمولاً دلیل رفتارهای منفی آدم ها، پیشینه ی بدی ست که وجود دارد. لازم نیست بدانید ماجرا از چه قرار است؛ تلاش کنید کارهای نه گو را درچشم انداز خودش ببینید.

صبور باشید

بعضی وقت ها، تغییرات، سرعتی حلزونی دارند. اما اگر صبور باشید، اتفاق های خوبی در انتظارتان خواهد بود؛ اتفاق هایی مثل غلبه ی آدم ها بر رفتارهای منفی گرایانه شان.

آدم نه گو را درک کنید

اگر شما آن قدر خردمند باشید که منفی نگری را منظم و مرتب کنید، نه گو ممکن است نکاتی را طرح کند که ارزش بررسی داشته باشند. تنها این دلیل که او افراطی عمل می کند به این معنی نیست که اشتباه می کند.

■ بهترین ها را از ارتباط با نق نقو بیرون بکشید

اگرچه ممکن است کمی گله و شکایت برای فرد شاکی، درمانگر و حتی شنونده مفید باشد، زیاد شدن این گله گذاری هم اعصاب خردکن می شود. این تخصص آدم نق نقو است. غرغرهای نق نقو کمک چندانی به تسکین اضطراب و نگرانی نمی کنند و به ندرت مفیدند. نق نقوها از این جهت که نیتشان انجام درست کار است، عموزاده های نه گوها هستند. اما با وجود اینکه حس می کنند چیزها باید جور دیگری باشند، هیچ ایده ای برای اعمال این تغییرات ندارند. به همین خاطر به جای اینکه کاری بکنند، نق می زنند.

هدف شما در رفتار با نق نقوها باید تشکیل اتحادی برای حل مسئله باشد (و اگر جواب نداد، با تغییر هدفتان، کاری کنید راهشان را بکشند و بروند!) برای آدم هایی که احساس درماندگی می کنند، بهترین کاری که ازتان بر می آید، کاهش حس درماندگی از راه کمک به شناسایی راه حل است. پنج مرحله ی اصلی برای سروکله زدن با نق نقوها چنین است:

به نکات اصلی گوش کنید: شاید آخرین کاری که تمایل به انجامش داشته باشید، گوش کردن غرغر آدم های نق نقو باشد. اما این کار اولین قدم حیاتی ست. حتی خوب است چیزهایی را یادداشت کنید. این کار به نق نقو ثابت می کند به حرف هایش گوش می دهید و همچنین اگر بخواهد غرغرهایش را تکرار کند، متوجه می شوید.

حرف هایش را قطع کنید و به جزئیات بپردازید: رشته ی کلام را به دست گیرید و سوال های تشریحی بپرسید، تا به جزئیات مشکل برسید. اگر طرف نق نقوی شما نمی تواند به جزئیات بپردازد، به او پیشنهاد کنید، برود و اطلاعات بیشتری جمع کند.

تمرکز را بر راه حل بگذارید: نق نقوها عمدتا با کلی بافی های مبهم شکایت می کنند و به همین دلیل نمی توانند نگاهی بلندمدت به مسائل داشته باشند و به راه حل ها فکر کنند. پرسیدن درباره ی آنچه نق نقو واقعاً می خواهد، می تواند باعث جهت گیری جدیدی در افکارش شود.

آینده را به آن ها نشان دهید: وقتی آدم ها احساس درماندگی می کنند،، امیدواری به آینده، کاری سازنده است. پیشنهاد برگزاری یک جلسه با شخصی را بدهید که نق نقو از او شکایت می کند یا پیشنهاد تعیین وقتی دیگر برای بحث بیشتر دربارهی مسئله به اینکه به او زمان بدهید تا خودش راه حل را پیدا کند نیز می تواند مفید باشد.

تکلیف را روشن کنید: اگر مراحل قبلی باعث ایجاد تغییر واقعی نشدند، شاید لازم باشد کار را یکسره کنید. اگر نق نقو دوباره غرزدن را شروع کرد، ساکتش کنید. این موضوع را برایش روشن کنید که صحبت درباره ی مشکلات بدون راه حل، اتلاف وقت شما و دیگران است.

نگرشتان را اصلاح کنید:

با نق نقوها موافقت یا مخالفت نکنید

اگر موافقت کنید، به ادامه ی غر زدن تشویقشان می کنید و اگر مخالفت کنید، ممکن است مجبور به تکرار غرغرهایشان شوند.

سعی نکنید مشکلات نق نقوها را حل کنید

شما نمی توانید مشکلات آن ها را حل کنید؛ برای این کار به مشارکت خودشان نیاز دارید.

از نق نقو نپرسید چرا نق می زند

این کار در نظر آن ها دعوت به از سرگیری گله و شکایت است .

■ سه مرحله ی عملی اول را انجام دهید

درس های این کتاب، راه حل های فوری برای مشکلات نیستند. آن ها مسیر رسیدن به راه حل درازمدت برای مشکلات روابط انسانی اند. هرچه مسیر شکل گیری یک مشکل طولانی تر باشد، زمان و انرژی بیشتری برای تغییر و بهبود نیاز دارد. با شروع به کارگیری این روش ها و نگرش ها، احتمالا موفقیت های آسان و تلاش های نافرجام خواهید داشت. مهم تر از «برد» یا «باخت»، داشتن انتخاب ها، فرصت ها و جایگزین ها به جای زجر کشیدن است. حالا می توانید باعث تغییر رفتارهای دیگران باشید، نه قربانی کارهایشان.

آدم های سخت و بدقلق بخشی از زندگی همه ی ما هستند. آن ها از ابتدای تاریخ، با فرارها، سرزنش ها و عقب نشینی هایشان، همراهمان بوده اند. اما با تعهد و استقامت، هر یک از ما می تواند در کاهش سوء تفاهم ها و حذف کشمکش هایی که فضا را آلوده می کنند، مؤثر باشد. بدون هیچ اغراقی، ما فکر می کنیم آینده ی انسان وابسته به این است که هریک از ما با وجود تفاوت هایمان بیاموزیم چگونه یکدیگر را تحمل کنیم.

هرچند نمی توانید کسی را تغییر دهید، اما انعطاف پذیری و دانشتان به دیگران کمک می کند خودشان را تغییر دهند. پس دفعه ی بعد که داشتید با آدم سخت و بدقلقی سروکله می زدید، یادتان باشد. آزمون نیست، یک موقعیت اضطراری واقعی است. موفق باشد!

اینجا چند گام عملی ساده داریم که می توانید به سرعت انجامشان دهید:

مسائل را حل کنید تا ارتباط گیرنده ای مؤثر شوید

هدفتان این باشد که ارتباط گیرنده ای مؤثر باشید؛ از همه ی فرصت ها برای عمل به این شیوه ها و تکمیلشان استفاده کنید. توجه کنید! چه در فیلم ها و چه در جلسه های مختلف، نمونه های بسیاری از به کار بردن با نبردن مهارت های این کتاب می توانید بینید.

شریک ارتباطی پیدا کنید

با شریک های ارتباطی که به اندازه ی شما برای آموختن مشتاقند، یک گروه تشکیل دهید. منابع مختلف (مانند این کتاب) را با هم گروهی های خود به اشتراک بگذارید تا در بحث هایتان به زبانی مشترک برسید. هفته ای یک بار جلسه بگذارید و درباره ی آنچه در طول هفته دیده، آموخته و آزمایش کرده اید، بحث کنید. جلسه های منظم با شریک های ارتباطی، بیش از هرچیز توجه کردن را به شما یادآوری می کند، و در عین حال تمرکز نیز باعث گسترش و تقویت مهارت هایتان می شود.

شکرگزار باشید

اگر شما شانس خواندن این کتاب را داشته اید، پیشاپیش از حدود ۸۰ درصد مردم کره ی زمین وضع بهتری دارید. احتمالا سقفی بالای سرو غذای کافی دارید، کسانی را دوست دارید و افرادی هستند که دوستتان دارند. زندگی به اندازه ی کافی سخت هست، چه برسد به آنکه شما پر ازمنفی نگری شوید و نیروی حیاتی تان را با نگرانی و اضطراب هدر دهید . اگر به خاطر بسپارید که امروز و هر روز شکرگزار باشید، از چالش سروکله زدن با آدم های سخت لذت خواهید برد.

بیشتر بخوانید:

کار با آدم های سخت(قسمتهای دیگر)

منبع: کار با آدم های سخت - ریک برینکمن و ریک کرشنر - ترجمه سید مهرداد هاشمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کتاب



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: