حقوق خبر
کار تیمی

کار تیمی (قسمت 4)

همه باید بدانند که اجماع یعنی آشکار کردن سازمان یافته ی دیدگاه ها و نظرات همه ی اعضای تیم و دلایل پشت این دیدگاه ها


 

 کار تیمی

● در جستجوی نظر مشترک باشید

اگر روحیه ی همکاری در مسیری به کار گرفته شود که تیم به خلق ایده های جالب و نو بپردازد، اجماع شیوه ای مناسب برای یافتن بهترین ایده ی ممکن و همراه شدن با این ایده است.

برای رسیدن به اجماع حقیقی که همه ی اعضا، تصمیم تیم را درک و از آن حمایت کنند، تیم باید مهارت های مهمی را به نمایش بگذارد. به خاطر داشته باشید که ایده ی اصلی پشت اجماع، گسترش نظرات و دیدگاه های مشترک بین اعضای تیم در مورد مشکلات و راه های مختلف پرداختن به آن هاست.

هریک از اعضای تیم باید مشخص کند که چه احساسی درباره ی مشکل دارد، یعنی به روشنی توضیح دهد که چرا به نظر او، گزینه ی «الف» بر گزینه ی «ب» برتری دارد. اعلام مواضع، اولین گام است.

معانی پنهان پشت کلمات را کشف کنید. اگر تیم تان در حال طراحی یک برنامه ی کاری منعطف است، تعجب نکنید اگر برخی اعضا «منعطف» را جور دیگری تفسیر کنند. شاید برای برخی معنای آن «هرچه پیش آید» باشد، در حالی که شاید برای دیگران «انتخاب از بین گزینه های مختلف» معنا دهد. شاید همین تفسیرهای متفاوت، دلیل اصلی این باشد که یک عضو تیم بر یک ایده در مورد «انعطاف پذیری» نسبت به بقیه ی ایده ها، پافشاری می کند.

به طور مشخص از تک تک اعضا درباره ی ایده ها سؤال کنید و بخواهید از هر ایده با بیان نقاط ضعف و قوتش دفاع کنند. پس از مدت کوتاهی، تیم می بیند که احتمالا شباهت ها درباره ی چگونگی برخورد با یک مشکل بیشتر از اختلاف ها است.

تأکید کنید که به همکاری و ذهن های باز نیاز دارید. بپذیرید که دیگران هم دلایلی برای نظرات و دیدگاه هایشان دارند. با دیدگاه و منطق آن ها مشکلات را بررسی کنید. هرچند دیدگاه شان با شما متفاوت باشد، ولی شاید متوجه شوید که چرا این طور فکر می کنند. حتی شاید نظرتان را هم تغییر بدهید.

وقتی از افراد می پرسید که چرا این طور فکر می کنند، بعضی از آن ها احساس می کنند مورد حمله قرار گرفته اند یا باید در موضع دفاعی قرار بگیرند. همه ی اعضای تیم باید درک کنند که رسیدن به اجماع به بحث و گفت وگو درباره ی نظرات مختلف به شکل غیرتدافعی بستگی دارد. بی شک، افراد در این حالت به چالش کشیده می شوند؛ آن ها باید آرامش خود را حفظ و تلاش کنند تا دیدگاه ها و نظرات شان را واضح و شفاف توضیح بدهند. ممکن است اجماع برای برخی اعضای تیم، مفهومی تازه باشد و لازم باشد بیشتر درباره اش بدانند.

برای کمک به آن ها، موارد زیر را انجام دهید:

اجماع را برایشان توضیح دهید

همه باید بدانند که اجماع یعنی آشکار کردن سازمان یافته ی دیدگاه ها و نظرات همه ی اعضای تیم و دلایل پشت این دیدگاه ها.

همه را شرکت دهید

همه ی اعضای تیم باید در تصمیم گیری بر پایه ی اجماع شرکت کنند. این فرصتی است برای تیم تا قدرت مشارکت صد درصدی را درک کند.

صبر زیاد داشته باشید

اجماع، روندی متفکرانه است. شاید رسیدن به نتیجه در این روش بیش از یک جلسه زمان نیاز داشته باشد. شاید افراد بخواهند درباره ی آنچه باید انجام دهند، فکر کنند. زمان بدهید تا اجماع صورت بگیرد.

● تصمیم گیری به روش اجماع را تمرین کنید

به این دلیل که ممکن است اجماع، شیوه ای تازه در اداره ی تیم تان باشد، با انجام یکی دو تمرین ساده، کارکرد این شیوه را برای اعضا توضیح دهید.

بگذارید تیم بداند که قرار است چه کار کند. مجموعه ی انتظارات تان را از نوع رفتاری که در این شیوه سازنده تر است، تنظیم کنید. به اعضا یادآوری کنید که اجماع وقتی جواب می دهد که همه با ذهن باز و غیرتدافعی عمل کنند؛ دقیقاً توضیح بدهند که چرا گزینه ای مشخص را بر دیگر گزینه ها ترجیح می دهند؛ و با دقت گوش بدهند تا نظرات دیگران را بفهمند.

جالب اینجاست که وقتی اعضای تیم، همکاری را یاد می گیرند و تلاش می کنند تا به توافقی جمعی برسند، رفتارهای باز و موافق تری از خود نشان می دهند.

این یک تمرین اساسی برای تمرین اجماع توسط تیم تان است. بحثي هیجان انگیز درباره ی موضوعی داغ راه بیندازید. از تیم تان بخواهید با استفاده از تمام جنبه هایی که اعضا مطرح می کنند، درباره ی یکی از مسائل زیر به توافق برسند. به آن ها بگویید مسأله ی کلیدی، توافق است نه مصالحه.

علاوه بر این، هریک از اعضای تیم باید برای کسب مهارت های اجماع تمرین کند؛ مهارت هایی مثل گوش دادن فعالانه، تدافعی برخورد نکردن، داشتن ذهنی باز و اعلام مواضع و دلایل آن. البته تمام اعضا در روند رسیدن به اجماع هم باید حضوری فعال داشته باشند.

تصور کنید تیم تان در حال تصمیم گیری برای سیاستگذاری در مورد مسائل زیر است. اولین تصمیم درباره ی این است که آیا تمام دانش آموزان شهرتان باید در مدرسه روپوش های یک شکل بپوشند؟ چه شرایطی باعث می شود این تصمیم برای تمام اعضای تیم، قابل پذیرش باشد؟

تصمیم دیگر در این مورد است که آیا عبور و مرور در شهر بزرگ نزدیک شما بین ساعات ۱۰ تا ۳ روزهای کاری باید فقط محدود به عبور وسایل نقلیه ی اضطراری، کامیون، اتوبوس ها و تاکسی باشد؟ چه چیزی این تصمیم را قابل پذیرش می کند؟

و در پایان، یک تصمیم واقعاً بحث انگیز این است که آیا افزایش حقوق اعضای تیم باید براساس عملکرد تیمی شان باشد یا عملکرد فردی؟ چه چیز باعث می شود این تصمیم گرفته شود؟ ببینید می توانید بر سر این تصمیم به اجماع برسید!

یادتان باشد در این شیوه، رأی گیری مجاز نیست. اجماع از راه بحث و گفت وگو حاصل می شود، نه رأی گیری .

برای اینکه آگاهی تیم درباره ی اجماع را بیشتر کنید:

روش اجماع را توضیح دهید

شاید اجماع، مهارت جدیدی برای برخی از اعضا باشد. آن ها باید بدانند که انتظار چه چیزی را داشته باشند.

تصمیم های مبتنی براجماع تیم را بررسی کنید

این تمرین باید نشان دهد که آیا تیمتان می تواند بر سر یک نتیجه به توافقی مستحکم برسد؟ توافقی که همه از آن حمایت کنند. ببینید در تیم تان این مسأله صدق می کند یا نه.

به رفتارهای اجماع محور پاداش بدهید: بگذارید تیم تان بفهمد چه زمانی پذیرا و باز برخورد کرده، نظراتش را شفاف مطرح کرده، به نظرات دیگران گوش داده و همکاری کرده است. به ذهن بسپارید که وقتی یک تیم با مشکلات جدی در کار مواجه می شود، شاید لازم باشد چنین رفتارهایی احیا شوند.

● از اختلاف نظر استفاده کنید

آدم ها دوست ندارند باهم دچار اختلاف شوند. اختلاف نظر و کشمکش برای بسیاری به معنای احساسی ناخوشایند است که باید از آن دوری کرد. اما چرا پذیرفتن اختلافات و استفاده از آن ها به رویکرد و خط مشی مهم تیم تبدیل نمی شود؟

تیم، گروهی از افراد است که برای رسیدن به هدفی مشترک باهم کار می کنند. واقعیت این است که افراد با هم متفاوت اند، هریک از اعضای تیم کار خود را از مکانی متفاوت، تحصیلات، مشاغل و تجربیاتی متفاوت شروع کرده است و چیزهایی هم که دوست دارد یا ازشان متنفر است با بقیه فرق می کند. چیزی که برای فرد دیگری مهم است، شاید برای شما بی اهمیت باشد. چیزی که برای شما واضح و روشن است شاید برای دیگری مبهم باشد. البته همین تفاوت بین اعضاست که حیات یک تیم را پویا، جالب و در نهایت مفید و سودمند می کند.

رمزکاراین است که بدون احساساتی شدن، با این تفاوت ها مواجه شوید. تیم کارآمد، قدرت ناشی از این تفاوت ها را تحت کنترل خود در می آورد و برای حل مشکلات یا تصمیم گیری به شیوه ای خردمندانه، حمایتی و محترمانه براین تفاوت ها تمرکز می کند. از طریق گوش دادن بی غرض به دیدگاه ها و نظرات دیگران و دانستن اینکه چرا افراد با شدت بر چنین عقاید و نظراتی پا فشاری می کنند، اعضای تیم کم کم می بینند که چطور ایده ها ظاهر می شوند. با تبادل ایده ها، درک و دیدگاه های جدیدی پیدا می کنیم که ایده ها چطور عملی می شوند یا جواب نمی دهند.

تصور کنید در یک تیم، بدون وارد شدن به برخی اختلاف ها و کشمکش ها، در تلاش برای تصمیم گیری هستید. می بینید که تفاوت ها دست کم یا نادیده گرفته می شوند. ایده های خلاقانه و غیرعادی اجازه بروز نمی یابند. افرادی که می دانید چیزی برای گفتن دارند، ساکت می مانند. وقتی درباره ایده هایشان سؤال می شود، ایده های کمی پیشنهاد می شود. چیزی که این جا در حال رخ دادن است، این است که جلوی تفاوت ها گرفته شده است.

از سوی دیگر در تیمی که کشمکش ها به خوبی مدیریت نمی شوند، منتظر داد و فریادهای فراوان، اتهام به دیگران و غرورهای زخم خورده ای باشید که چیز زیادی هم برای ارائه ندارند.

اینها ایده هایی است که در کشمکش های ناشی از اختلاف نظرها از آن ها استفاده کنید:

بدانید که باید انتظار اختلاف نظر را داشته باشید

تیم ها با ایده های مختلف اعضا، پیشرفت می کنند. عادت کنید که اعضا درباره چیزهایی که بقیه می گویند، سؤال کنند. انتظار داشته باشید که اعضا کند وکاو کنند که چرا بقیه دیدگاه و نقطه نظرات مشخصی دارند. آماده باشید تا با واقعیات و منطق از نظراتتان حمایت کنید.

احساسات را کنار بگذارید و گوش کنید

تیم تان باید بداند که داشتن ایده ای متفاوت از ارزش ایده های دیگران کم نمی کند. مواجهه با اختلافات به معنای حمله ی شخصی نیست، بلکه تلاشی است برای شروع تفکر بیشتر. اگر عصبانی شدید، جلسه را برای مدتی ترک کنید و آماده ی گوش دادن به جلسه برگردید.

مشخص کنید که با کشمکش مواجه شده اید

اگر با آرامش اعلام کنید که در بین حاضران در جلسه، اختلاف نظر وجود دارد، به تیم کمک می کنید که گوش به زنگ باشد که هرکس باید تمام تلاشش را بکند و با رفتاری حرفه ای و بالغ به بحث ادامه دهد. این کار مانع ایجاد جر و بحث می شود و اعضای ساکت را برای شرکت در بحث ترغیب می کند.

● ویروس های کشمکش را نابود کنید

با وجود اینکه ممکن است تیم تان در مدیریت کشمکش ها مؤثر عمل می کند، آیا این بهتر نیست پتانسیل بروز کشمکش در تیم را در همان قدم اول کاهش دهید؟ کشمکش باعث کاهش سرعت پیشرفت تیم می شود و به رغم شایسته ترین تلاش ها، احساسات اعضای تیم را هم تحریک می کند. چگونه یک تیم آگاه و گوش به زنگ می تواند جرقه های یک کشمکش را متوقف کند قبل از اینکه تبدیل به مشکلی برای تیم شوند؟ بگذارید چند چیز را بررسی کنیم.

ببینید که آیا اهداف کاری تیم حامی اهداف شخصی افراد است یا آن ها را تخریب می کند. مثلاً شاید افرادی در تیم تان باشند که احساس می کنند «زمانی را به تیم اختصاص می دهند» یا «به تیم کمک می کنند در حالی که کار اصلی شان - و پاداش اصلی شان - در اتاقک هایشان منتظرشان است. به عبارت دیگر، آن ها واقعاً احساس نمی کنند بخشی از تیم هستند.

بدون تعهد افراد به عضویت در تیم، کشمکش اجتناب ناپذیر است. اگر افراد احساس کنند وظایف و مسئولیت های شخصی شان مهم ترند یا با انجام این وظایف پاداش بیشتری نسبت به کار تیمی نصیب شان می شود، دیگر احساس نمی کنند که باید خود را وقف تیم کنند. این یک کشمکش غیرضروری است. اعضای تیم باید مسئول و پاسخگوی کار تیم شان باشند و باید برای موفقیت تیم پاداش بگیرند.

یکی دیگر از منابع اجتناب پذیر کشمکش این است که برخی اعضاء ذاتاً دیدگاه برنده - بازنده دارند. رقابت های قدیمی بین افراد، بخش های کاری با اهالی شهرهای مختلف، بده بستان های گفت وگوها و بحث های تیمی را کم می کند. مشکلات مربوط به اعتماد، رقابت بر سر منابع و عوامل دیگری خارج از تیم می تواند پیشرفت تیم را سخت و دشوار کند. با ایجاد انتظارات و توقعات صریح از رفتار تیمی و حمایت از بهره بردن همه ی اعضای تیم از دستاوردهای تیمی، با این مشکلات مقابله کنید.

و سرانجام، برخی از اعضا با پرسیدن سؤال های زیاد و به چالش کشیدن نظرات دیگران، مزاحم به نظر می رسند. بعد از یک یا دو جلسه ، بقیه اعضا آن ها را نادیده می گیرند. این یک عارضه ی مزاحم است و پتانسیل ایجاد کشمکش در اینجا بالا است. به یاد داشته باشید که نظرات مخالف در تیم، بسیار ارزشمندند. این نظرات، تیم را وادار می کنند که روند کار و تصمیم هایش را مورد بررسی دقیق قرار دهد. به جای نادیده گرفتن افرادی که سؤالات زیرکانه یا حتی گیج کننده می پرسند، باید آن ها را به کانون بحث و گفت وگو وارد کرد. اعضای تیم باید به جای عصبانی شدن، با دقت به نظرات این افراد گوش دهند.

در این جا چند توصیه برای پیشگیری از مشکلات قابل پیش بینی ذکر می شود:

مطمئن شوید همه ی اعضا، هدف تیم و نقش شان در تیم را پذیرفته اند

هدف مشترک، چسبی است که تیم را در کنار هم نگه می دارد. اعضای تیم باید به این واقعیت باور داشته باشند که به همراه یک تیم برای رسیدن به هدفی مشترک که نیاز به زمان و تعهد دارد، در تلاش هستند.

از اعضا بخواهید گذشته را فراموش و بر آینده تمرکز کنند

رقابت ها و سیاست های گذشته باید کاملاً فراموش شوند.

گوش دادن را تمرین کنید

مهم ترین نکته ای که باید به خاطر بسپارید، این است که مهارت های عالی شنیداری در مدیریت کشمکش های احتمالی بسیار موفق عمل می کند. با دقت به آن چه دیگران می گویند، گوش کنید و سعی کنید با دیدگاه آن ها به مشکلات نگاه کنید.

● اختلافات را فعالانه مدیریت کنید

وقتی تیم درگیر کشمکشی می شود، گزینه هایی برای چگونگی حل آن وجود دارد. بعضی از این گزینه ها، از لحاظ کیفیت نتایج و تأثیرشان بر تیم، بهترند. همه ی این گزینه ها را بررسی کنید تا متوجه شوید چگونه می توانید از هر کدام شان استفاده کنید.

برای رهایی از بلاتکلیفی، رأی گیری کنید. این یک روش و شیوه ی پارلمانی است. بدانید که در رأی گیری برخی برنده می شوند و برخی بازنده. ممکن است نتایج حاصل از رأی گیری در مقایسه با اجماع از حمایت کامل و مشتاقانه ی تمام اعضای تیم برخوردار نباشد. یک راه برای تصمیم گیری درباره ی مناسب بودن رأی گیری برای حل و فصل یک کشمکش، پرسیدن نظر اعضای تیم است. اگر پاسخشان مثبت بود، مطمئن شوید سؤال تان برایشان واضح و شفاف بوده است (مثلاً بپرسید باید این کار را انجام دهیم یا آن کار را ). بعد از پایان رأی گیری از بازنده ها بپرسید که چه احساسی دارند.

چانه زنی، شیوه ای است که بیشتر مردم با آن آشنایند. «من با این موضوع موافقت می کنم اگر تو با آن موضوع موافقت کنی». چانه زنی تا جایی جواب می دهد که دو طرف کشمکش حس کنند آنچه را برایشان مهم است، به دست آورده اند یا آن را حفظ کرده اند. اما اگر یکی از طرفین کشمکش احساس بازنده بودن داشته باشد، این فرایند «بده بستان»، فقط یک مصالحه ی ضعیف است.

در این میان، رویکرد «حل مسأله» یکی از مؤثرترین رویکردها است. طرفین درگیر، مشکل را با چند نقطه نظر و دیدگاه مختلف بررسی می کنند، گزینه های جایگزین را مشخص و بهترین راه حل را انتخاب می کنند. نکته ی کلیدی این است که هر دو طرف متوجه می شوند که مشخصا نظرات شان در کجا باهم اختلاف دارد. اختلاف نظر می تواند قلب یک مشکل باشد.

وقتی تیم متوجه می شود که بر اساس چند واقعیت سخت، در حال بحث در مورد نظرات شان هستند، می تواند با انجام تحقیق، کشمکش را حل و فصل کند. تحقیق به شیوه های زیادی انجام می شود - پرسش نامه، بحث متمرکز گروهی، مصاحبه و بررسی و بازخوانی اسناد و متون قدیمی. از بین این ها، بهترین شیوه ای را که مناسب مشکل مورد نظرتان است، انتخاب کنید. البته تیم باید از مهارت های کافی برای تفسیر و تحلیل نتایج تحقیق برخوردار باشد.

«میانجی گری طرف سوم» آخرین پناهگاه کسانی است که درگیر یک کشمکش اند. طرفین درگیری در برابر یک شاهد بی طرف و منصف، مشکل شان را مطرح می کنند و او در این مورد تصمیم گیری می کند. زمانی که اعضای تیم انعطاف پذیری شان را از دست داده اند، شاید این تنها گزینه ی موجود باشد. یک میانجی خوب در این شرایط تلاش می کند به جای قضاوت و رأی دادن به نفع یکی از طرفین، دو طرف را درگیر رویکرد «حل مسأله» کند.

صرف نظر از شیوه ای که انتخاب می کنید، به این اصول توجه کنید:

حقایق و اطلاعات را در نظر بگیرید

نظرات مختلف، کاربرد و فایده ی کمی در اختلافات دارند. در واقع همین نظرات متفاوت اند که موجب بروز بسیاری از کشمکش ها می شوند. اگر می توانید به ارقام و تحلیل ها توجه کنید.

سؤالات روشنگرانه بپرسید

از هر دو طرف کشمکش باید سؤالاتی پرسیده شود تا حقایق و دلایل پشت مواضعشان روشن شود. واقعاً چه دغدغه ای دارند؟ اگر این نکته روشن شود، طرفین درگیر می توانند تصمیم بگیرند که چگونه با این دغدغه ها مواجه شوند.

احساسات را کنار بگذارید

وقتی کشمکش ها احساسی می شوند، حل و فصل شان بسیار سخت می شود. در تیم تان این قانون را بگذارید که کشمکش را دور از هیجان حل و فصل کنید.

● به یکدیگر اعتماد کنید

همان طور که بیشتر مردم می دانند، وقتی اعتماد بین افراد از بین می رود، کارکردن باهم سخت می شود. با بروز چنین اتفاقی، اعضای تیم از هم فاصله می گیرند، به آسانی به هم اطلاعات نمی دهند، نظرات یکدیگر را با وسواس بررسی می کنند و معمولاً صادقانه با هم برخورد نمی کنند. این وضعیت برای یک تیم خوب نیست.

قبل از آنکه اعضای تیم بتوانند به طور مؤثر کشمکش را مدیریت کنند، به سطحی از اعتماد اولیه، نیاز دارند. بدون این اعتماد، حیات تیم سخت و تقریبا بی حاصل می شود.

اعضای تیم می توانند کارهایی برای اعتمادسازی انجام دهند - فعالیت ها و کارهایی که اعضا را به سمت اعتماد کردن به یکدیگر سوق دهد. برخی از این ایده ها می توانند در بازسازی اعتماد از دست رفته مشارکت کنند.

چگونه یک تیم می تواند بین اعضایش اعتمادسازی کند؟ برخی از این ایده ها عبارتند از:

تعهدات خود را انجام دهید

تعهدات خود را بی درنگ و بدون تردید انجام دهید. نگذارید تیم با انجام ندادن تعهدات تان، از کار بیفتد. انجام ندادن یک تعهد می تواند یک راه قطعی برای از بین بردن رشته اعتماد باشد.

مطمئن شوید چیزی که می گویید -اطلاعاتی که به تیم می دهید- درست و به روز است. افراد با دادن اطلاعاتی که صحت آن مورد تردید است. اعتماد دیگران را سلب می کنند. اگر چنین شیوه ای در تیم تان رایج شود، اعضا برای حرف های هم ارزشی قائل نمی شوند.

کارهایتان را با مهارت انجام دهید

اعضای تیم بیشتر به کسانی اعتماد کنند که شایسته و منضبط اند، وظایف و پروژه هایشان را با کیفیت و دقت انجام می دهند و ارائه و معرفی ایده و پروژه هایشان دقیق و ضروری است. دقت و مهارت خود را در کارهایی که انجام می دهید، نشان دهید، افراد خودشان متوجه کیفیت کارتان می شوند.

به دیگران علاقه نشان دهید

آیا به کسی که خودخواه است، اهمیتی به برقراری ارتباط با اعضای تیم نمی دهد و به نظر نمی رسد که با دیگران رابطه ای داشته باشد؛ اعتماد می کنید؟ تلاش کنید با دیگران ارتباط برقرار کنید و با آن ها دوست شوید.

برای تصمیم گیری با دیگران همکاری کنید

از خود انعطاف پذیری و نوآوری نشان دهید. اعضای تیم به کسانی اعتماد می کنند که بیشترین تلاش را برای تصمیم گیری های علاقانه و متعادل از خودشان نشان می دهد. وقتی شرایط طوری است که نظرات افراطی سازنده نیست، از این نظرات دوری کنید.

یادتان باشد که اعتماد عامل تشکیل تیم یا از هم پاشیدن آن است:

روی اعتماد کار کنید

اگر سرنخ هایی در مورد مسائل مرتبط با اعتماد در تیم پیدا کردید، در موردش حرف بزنید، منبع مشکل را پیدا و آن را مدیریت کنید. در صورتی که همه ی اعضا تلاش کنند، می توان دوباره اعتمادسازی کرد.

کشمکش ها را حل و فصل کنید

کشمکش های حل نشده، بی اعتمادی را گسترش می دهند. یکی از راه های از بین رفتن سریع اعتماد در تیم، این است که بگذارید کشمکش های حل نشده همچنان ادامه پیدا کنند. تیم باید در این مورد اقدام کند.

وقتی می بینید یا احساس میکنید در تیم اعتماد وجود دارد، قدردانی کنید

به اعضای تیم بگویید که به نظر می رسد هرکسی به سطحی از اعتماد متقابل رسیده است. این کار می تواند احساس پاداش و رضایت در تیم به وجود بیاورد. از اعتماد موجود قدردانی کنید.

بیشتر بخوانید:

کار تیمی(قسمتهای دیگر)

منبع: کار تیمی - مایکل مگین - ترجمه فرشید قهرمانی

 پایگاه خبری حقوق نیوز - کتاب



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: