حقوق خبر
هیپنوتیزم(Hipnotis )

هیپنوتیزم چیست؟ همه آنچه درباره آن باید بدانید(قسمت پایانی)

از دید فروید هیپنوتیزم روشی است که به یاد آوری خاطرات سرکوب شده یاری می رساند اما از آنجا که حالتی ناگهانی و طوفانی دارد همانند کوه آتشفشانی عمل می کند که می تواند خساراتی نیز به دنبال داشته باشد و اداره و هدایت کردن احساسات به سطح آمده را دشوار کند. اما در روش تداعی آزاد که در آن بیمار هشیار است از وی خواسته می شود در حالی که بر روی کاناپه دراز کشیده است بی آنکه محدودیتی در بیان گفتار خود اعمال کند هر آن چه را به ذهنش می رسد بیان کند. این موجب به سطح آمدن آرام تر احساسات می شود و حالت انفعالی هیپنوتیزم را ندارد

 هیپنوتیزم چیست؟ همه آنچه درباره آن باید بدانید(قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

هیپنوتیزم(Hipnotis )

موارد استفادهی هیپنوتیزم در شاخه های مختلف علم پزشکی کدام است؟

بیماریهای قلبی - عروقی

فشارخون بالا: هیپنوتیزم در بیماری فشار خون، فشارهای روحی و روانی و خشم سرکوب شده نقش مهمی بازی می کند. به نظر می رسد فرد مبتلا در جنگ سرد دایمی با محیط خود به سر می برد. تلقین پس از هیپنوتیزمی به همراه ایجاد تصورات ذهنی از طریق تمرینات خود هیپنوتیزمی به تقویت اثر داروها برای کاهش دادن فشارخون کمک می کند.

گفته می شود روش های تن آرامی و هیپنوتیزم ملایم در مواردی که فشارخون فرد اندکی از حد طبیعی بالاتر است (۱۴۰/ ۹۰ - ۱۶۰ /۱۰۰) حتی از داروها مؤثرتر است.

هیپنوتیزم به عنوان یک روش کمکی در درمان بسیاری از اختلالات روان پزشکی کاربرد دارد.

بی نظمی های ضربان قلب و تپش قلب: این علایم می تواند موجب یاد آوری خودبه خودی خاطرات دردناک شود؛ شک و نگرانی درباره ی سلامتی قلب خود موجب تغییر در میزان و نظم ضربان قلب می شود. ترس، اضطراب و شوک های ناگهانی به شکلی شایع با دردهای اطراف قلب همراه است. قانع کردن این بیماران که مشکلاتشان منشأ روان شناختی دارد و به خود قلب مربوط نیست کار بسیار مشکلی است. روش های شرطی سازی تحت هیپنوتیزم اغلب موجب کاهش درد در قفسه ی سینه و علایم مرتبط با آن در بیماران مضطرب و پر تنش می شود. واپس روی زمانی به شکلی موفقیت آمیز در بیماران مبتلا به بی نظمی ضربان قلب ناشی از تب روماتیسمی به کار گرفته شده است.

در مواردی که بی نظمی ضربان به موقعیت خاصی مرتبط باشد، هرگاه بیمار را بتوان به شکلی شرطی کرد که به محرکات هیجانی پاسخ شدید نشان ندهد نتیجه ی درمان هیپنوتیزمی بسیار قابل توجه است. این امر تعجب آورې نیست چرا که سازوکارهای تنظیمی مغز از طریق هیپوتالاموس بر ضربان قلب تأثیر می گذارد و می تواند موجب ضربان های نابه جا و تپش قلب شود.

پاولوف بیان کرد: «ذراتی از تجارب گذشته به شکلی پایدار در مغز ما حک میشود و می تواند به وسیله ی بازتاب های تداعی کننده ی مناسب دوباره فعال شود». تحت تأثیر هیپنوتیزم زمانی که این خاطرات یادآوری شود و هیجانات مرتبط با آن آزاد شود، از طریق فرایندی معکوس علایم برطرف می شود.

در بسیاری از موارد رابطه ی مناسب پزشک - بیمار به اندازه ی داروها در درمان درد ناشی از آنژین صدری مؤثر است. مشاهده شده است که تلقین مستقیم می تواند در برطرف کردن تپش قلب مزمن بسیار سودبخش باشد. (آنژین صدری به حمله ی موقتی درد قلب گفته می شود که بیمار آن را در ناحیه ی سینه حس می کند و ممکن است باعث تیر کشیدن بازوهای او نیز شود. این حالت به علت کم خونی موضعی قلب به وجود می آید و می تواند مقدمه ای برای سکته ی قلبی باشد).

بیماری های عروق کرونر: فشار روانی حاد یا مزمن عامل مهمی در تولید این بیماری است، به ویژه زمانی که با چاقی، چربی بالا و فشارخون بالا همراه باشد. تنش های هیجانی به خودی خود می تواند موجب بالا بردن کلسترول خون به میزان ۳۵ میلی گرم در عرض یک ساعت شود. در برخی موارد این یک معما است که چگونه فرد مبتلا می تواند ساعت ها کار سخت انجام دهد و در عین حال از بالا رفتن از چند پله عاجز است.

برخی اوقات حمله ی قلبی پس از فعالیتی سبک رخ می دهد و در همان حال در فعالیت های شدیدتر مشکلی ایجاد نمی شود. به وسیله ی تلقین هیپنوتیزمی می توان برونده قلب را به میزان قابل توجهی افزایش داد. بسیاری از بیماران قلبی زمانی که محدودیت های خود را درک می کنند و یاد می گیرند چگونه به خود آرامش دهند و علایق نوینی برای خود بیابند قادر به بالا بردن کیفیت و کمیت زندگی خود می شوند. به وسیله ی تلقین هیپنوتیزمی می توان روحیه ی فرد و تمایل وی به زندگی را بالا برد.

نارسایی قلبی: در نارسایی قلبی، حملات تنگی نفس در شب هنگام شایع تر است و می توان به فرد آموزش داد تا از طرق خود هیپنوتیزمی به آرامش بخشیدن به خود کمک کند.

بیماری های گوارشی

تحقیقات متعددی نشان داده است که عوامل روان شناختی می تواند موجب ایجاد اسپاسم در دستگاه گوارش شود. عدم توانایی در شناخت و درمان این عوامل می تواند به قیمت شکست در درمان بیمار تمام شود. ترکیب هیپنوتیزم و رژیم دارویی مناسب می تواند به بیمار کمک کند تا تأثیرات مخرب برخاسته از مغز را خنثی کند و با آرامش بخشیدن به خود به حرکات دستگاه گوارش نظم بخشد.

خیال پردازی نقش مهمی در مشکلات گوارش دارد، به طور مثال در برخی افراد شنیدن درباره ی بوی تهوع آور یا حتی فکر کردن درباره ی آن می تواند به استفراغ منجر شود. در بیمارانی که پاسخ مناسبی به تحریکات هیپنوتیزمی می دهند می توان به وسیله ی تلقین، علایم را به وجود آورد و از این طریق به بیمار نشان داد که چگونه تحریکات روحی موجب بیماری می شود.

زخم دستگاه گوارش: این مطلبی تثبیت شده است که زخم های گوارشی می تواند به دنبال سوختگی شدید، شوک و کاهش اکسیژن خون رخ دهند.

تحریک هدایت شده از طریق کورتکس و ساقه ی مغز، غده ی فوق کلیوی را تحریک می کند و هورمون های ترشح شده موجب افزایش فعالیت سلول های معده می شود.

احساساتی از قبیل خشم و نیاز به محبت و جلب توجه دیگران در افراد مبتلا به زخم معده شایع است و هیپنوتیزم می تواند به تعدیل و شناخت این احساسات کمک کند. به کمک هیپنوتیزم و روش های خاصی مانند گذاشتن دست بر روی شکم و تلقین گرمی و کم شدن ترشح معده می توان به التیام زخم کمک کرد.

سندرم روده ی تحریک پذیر: در تحقیقی در انگلیس از خود هیپنوتیزمی در هفت جلسه ی نیم ساعته در طول سه ماه برای درمان این اختلال استفاده شد و میزان موفقیت هشتاد درصد بود. بیمار دست خود را بر روی شکم می گذارد و تصور می کند دستش گرم شده است و جریان گرما به روده هایش سرایت می کند و به خود می گوید که این موجب می شود حرکت روده هایش بهتر شود. تصوراتی از قبیل حرکت راحت موادغذایی از روده ها و عملکرد مناسب اسفنکترها را می توان القا کرد، هم چنین می توان از تشبیهاتی چون حرکت آب در رودخانه که انسداد جریان در آن به وسیله ی گذاشتن دست بر روی شکم رفع می شود استفاده کرد.

بیماری های پوست

زگیل: مطالعات متعددی اثربخشی هیپنوتیزم را در از بین بردن زگیل در نقاط مختلف بدن نشان داده است. در اکثر این پژوهش ها از تلقین مستقیم استفاده شده است که بیشتر در رابطه با افزایش جریان خون در ناحیهی درگیر و هجوم گلبول های سفید برای ریشه کن کردن ضایعه بوده است.

در عین حال برخی دیگر کاهش خون رسانی به زگیل را تلقین کرده اند و از این طریق به از بین رفتن آن کمک کرده اند.

اگزما: در این حالت تصوير القا شده ی شایع به تأثیر شفابخش اشعه ی خورشید مربوط می شود، اما این روش نباید درباره ی کسی که می گوید نور آفتاب موجب بدتر شدن ضایعات وی می شود به کار گرفته شود. می توان به ترتیبی مشابه از آب و تصور غوطه ور شدن در آن استفاده کرد. تصویر نور آفتاب و آب می تواند در تصویرسازی هدایت شده ای مخلوط شود.

به طور مثال می توان به فرد گفت که در دریاست و دارد شنا می کند و یا می توان چنین گفت که جریان خون پوست افزایش یافته است و این موجب بهتر شدن تغذیه ی آن و التيام ضایعات می شود. تلقین دیگر می تواند درباره ی بی حسی ناحیه ی درگیر پوست به منظور کاهش خارش باشد. همچنین می توان تلقین پس از هیپنوتیزمی را به این صورت داد که هر گاه دست فرد به سمت خاراندن ناحیه ی درگیر پیش می رود – حتی در خواب – قسمتی از ذهن فرد به فوریت از آن آگاه می شود، دست را عقب می کشد و به وی احساس کاهش تنش دست می دهد.

بیهوشی و بی حسی

استفاده از هیپنوتیزم در ایجاد بی حسی و بیهوشی می تواند در جراحی، بیماری های زنان و زایمان و دندان پزشکی برای پزشکانی که در این حوزه ها کار می کنند بسیار مفید باشد. درد وجوه گوناگونی دارد که حتی امروزه تمامی جنبه های آن شناخته نشده است.

درد پدیده ای وسیع از فرایندی است که در اثر تحریک گیرنده های خاص پدید می آید. تعاملاتی بین حس درد و سایر حس ها در سطح ارتباطات بین نرونی رخ می دهد که می تواند بر تجربه ی درد اثر گذارد. علی رغم تداوم تحریک ایجاد شده از سوی منبع درد، احساس درد می تواند پس از مدتی کاهش یابد یا از بین برود.

در حالات عمیق هیپنوتیزمی که با خواب گردی همراه است احساس درد به شکل خودبه خودی از بین می رود. اما در وضعیت تلقین سبک تر باید آن را القا کرد.

در قرن نوزدهم قبل از کشف اتر، جراح اسکاتلندی جیمز اسدیل در هند صدها عمل جراحی بزرگ و کوچک را به کمک هیپنوتیزم انجام داد. مستقیم ترین و ساده ترین شیوه این است که به بیمار گفته شود دیگر دردی حس نمی کند.

برخی درمانگران به استفاده از علامت تمایل دارند به طور مثال می توان چنین گفت: «در لحظه ای خاص، وقتی که من کلمه ی حالا را به زبان آوردم تو دیگر دردی حس نمی کنی» یا این که: «من تا سه می شمارم و با شماره ی سه درد تو از بین می رود».

باید به تفاوت بین بی حسی و بیدردی توجه داشت و در مواردی که بیدردی را القا می کنیم تجربه ی حس های دیگر توسط بیمار به معنی عدم موفقيت القا نیست. ایجاد بی حسی و بی دردی در دست ها به شکل دستکش به دلایلی که هنوز روشن نیست از سایر نقاط بدن راحت تر است و بسیاری از درمانگران در ابتدا در دست ها القای بیدردی می کنند و سپس آن را به نقطه ی مورد نظر انتقال می دهند، به این ترتیب که دست بی حس شده را روی قسمتی که مورد نظر است قرار می دهند و چنین القا می کنند که بی حسی یا بیدردی از دست به آن ناحیه منتقل می شود. گاهی نیز می توان به بیمار تجربه ی قرار گرفتن ناحیه ای از بدنش را در یخ یا آب سرد القا کرد.

برخی درمانگران به جای القای بی حسی و بیدردی به بیمار چنین تلقین می کنند که نسبت به ناحیه ای از بدنش آگاهی ندارد و در وی حالتی تجزیه ای به وجود می آورند. مثلا: «وقتی من کلمه ی حالا را به زبان آوردم تو دیگر از قسمت پایین بدنت آگاهی و خبری نخواهی داشت، مثل این که اصلا وجود ندارد».

القای بی حسی برای اعمال جراحی بزرگ در کمتر از ده درصد موارد موفقیت آمیز است. افراد باید به دقت انتخاب شوند و آموزش داده شوند.

هیپنوتیزم، بیشتر برای جراحی های کوچک و کمک به بیمار در قبل و پس از جراحی مناسب است. در جراحی های سر و گردن که نگهداری راه هوای مناسب مهم است هیپنوتیزم می تواند کمک کننده باشد.

علاوه بر این استفاده ی همزمان از داروهای بیهوشی و هیپنوتیزم نیاز به داروهای بیهوشی را کمتر می کند. بسیاری از متخصصین بیهوشی که از هیپنوتیزم استفاده می کنند به مفید بودن آن برای آماده کردن بیمار قبل از عمل و تسریع روند بهبودی پس از عمل اذعان دارند. به ویژه در مواردی مانند احتباس ادراری، سکسکه، سرفه، تعویض پانسمان، زدودن بافت های مرده و تسهیل بی حرکتی بیمار.

هیپنوتیزم چیست؟ همه آنچه درباره آن باید بدانید(قسمت پایانی)
 

کاهش وزن

عوامل روانشناختی در ایجاد چاقی نقش تعیین کننده ای بازی می کند. هیپنوتیزم می تواند در جهت تسهیل روند رعایت رژیم غذایی مناسب از سوی بیمار کمک کننده باشد.

مستقیم ترین و ساده ترین رویکرد این است که به بیمار در حالی که هیپنوتیزم است مطلبی شبیه به این گفت: «از این زمان به بعد تو رژیم غذایی خود را رعایت می کنی و با این کار وزن تو به اندازه ای که لازم است کاهش می یابد و به هیچ وجه از رژیم خود تا زمانی که وزن مناسب را به دست نیاوردهای عدول نمی کنی. تو تنها... کالری در روز مصرف می کنی، در فاصله ی بین وعده های غذایی چیزی نمیخوری، هر وعده ی غذا را با احساس سیری تمام می کنی و هیچ فکری درباره ی خوراکی در بین وعده های غذا نداری. دیدن غذا و افرادی که غذا می خورند هیچ تأثیری بر تو ندارد چرا که توجهی به آن ها نداری، تو می توانی آن ها را نادیده بگیری. اگر به رستوران یا به مهمانی بروی همان قدر که لازم است می خوری و هیچ مشکلی در این زمینه نخواهی داشت حتی اگر لازم باشد مقداری غذا در بشقابت باقی بماند. هر بار که خود را وزن می کنی و می بینی که مقداری از آن کاسته شده است احساس خوبی به تو دست می دهد».

اگر در رژیم غذایی، غذاهای خاصی وجود داشته باشد می توان از آن ها در حین تلقین نام برد و احساس مثبتی را به فرد درباره ی آن ها القا کرد. هرگاه چنین رویکرد مستقیمی کارایی لازم را نداشت می توان از روش های غیرمستقیم که برشرطی کردن فرد استوار است استفاده کرد، به طور مثال می توان خوردن برخی غذاها را با حالت احساسی نامطبوع همراه کرد.

ترک سیگار

روش های هیپنوتیزمی که در ترک سیگار به کار می رود شباهت زیادی به روش های کاهش وزن دارد اما موفقیت آن ها در ترک دادن افراد سیگاری بسیار کمتر است.

روشی که در برخی افراد مؤثر واقع می شود این است که ریه ی خود را در حال حاضر و یک سال بعد در صورت تداوم کشیدن سیگار مجسم کنند. در تعدادی از افراد این تجسم به حدی قوی است که می تواند اثر عمیقی در جهت قطع مصرف سیگار اعمال کند.

رویکردی دیگر این است که هدف خود را نه ترک بلکه کاهش مصرف سیگار قرار دهیم. در حین هیپنوتیزم از فرد می پرسیم که در هفته ی آینده تمایل به کشیدن چند نخ سیگار دارد و سپس بر اساس عددی که می گوید به وی گفته می شود که این تعداد سیگار را خواهد کشید. همچنین به وی تلقین می شود که مدت کشیدن هر نخ سیگار از سیگار قبلی طولانی تر می شود و اثر هر سیگار تداوم بیشتری خواهد داشت. اگر این تلقينات مؤثر بود، هفته ی آینده دوباره با تلقیناتی مشابه، تعداد سیگار مصرفی را کمتر می کنیم.

برخی افراد به همین روش موفق به ترک کامل سیگار می شوند. دیده شده که میزان ترک به وسیله ی این روش ها در طول یک تا دو ماه اول ۵۰ تا ۶۰ درصد است اما با گذشت یک سال به ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش می یابد.

سرطان

از زمان بقراط این تصور مطرح بود که افرادی با ویژگی های خاص بیش از دیگران در معرض سرطان قرار دارند. در طول سه دهه ی گذشته دانش ما درباره ی تأثیر هیجانات و احساسات در درمان و سیر سرطان ها به میزان زیادی افزایش یافته است. برخی تحقیقات به نفع رابطه ی میان شخصیت نوع او سرطان بوده اند (شخصیت نوع C شخصیتی که بر خلاف A که حالتی مبارزه جویانه، پرتنش و برون گرایانه دارد، حالتی منفعل، درون گرا و گوشه گیرانه دارد و احساسات خود را به درون می ریزد). این افراد خصوصیاتی از قبیل به درون بردن احساسات، انفعال و میل به راضی نگه داشتن دیگران دارند. دیده شده است که با استفاده از هیپنوتیزم می توان برخی پاسخ های ایمنی بدن از قبیل میزان جریان خون و فعالیت سلول های ایمنی را تغییر داد. هیپنوتیزم می تواند در موارد زیر در درمان بیماران سرطانی مؤثر باشد: کنترل احساسات منفی و اضطراب، تجسم روند بهبودی، تسهیل شیمی درمانی و رادیوتراپی و کاهش عوارض آن ها، کاهش درد، تقویت انگیزه و امید.

بیماری های زنان و زایمان

بسیاری از محققین بر این عقیده اند که اضطراب و تنش از طریق تأثیر بر ترشح هورمون ها و دستگاه ایمنی در نازایی برخی زنان مؤثر است و گزارش هایی دربارهی تاثیر هیپنوتیزم در این زمینه وجود دارد. در مدت حاملگی از هیپنوتیزم می توان برای کاهش تنش مادر و آماده سازی وی برای وضع حملی راحت استفاده کرد. دیده شده است که هیپنوتیزم حرکات جنین را در رحم افزایش می دهد و مادران به هنگام وضع حمل عوارض کمتری را تجربه می کنند، همچنین هیپنوتیزم در کاهش شدت تهوع و استفراغ صبحگاهی مؤثر است، علاوه بر این ها می توان از هیپنوتیزم در کنترل فشارخون، دردهای زودرس زایمانی و خونریزی های نابهنگام استفاده کرد. به هنگام وضع حمل نیز چه به وسیله ی روش های تلقینی، چه با استفاده از خود هیپنوتیزم می توان به شخص کمک کرد تا درد کمتری را تجربه کند و زایمان راحت تری داشته باشد. در بیماری هایی چون مقاربت دردناک، سردمزاجی و اسپاسم واژن می توان از هیپنوتیزم کمک گرفت.

بیماری های دستگاه ادراری - تناسلی

هیپنوتیزم در اختلالاتی چون تحریک پذیری مثانه، کاهش اضطراب بیماران دیالیزی، انزال زودرس و ناتوانی جنسی و حتی عقیمی مردان می تواند مؤثر باشد. مشاهده شده است که عوامل احساسی می تواند بر ظرفیت باروری اسپرم ها اثرداشته باشد. خستگی، شوک های عصبی، ناراحتی و تنش در انسان و حیوانات می تواند منجر به ناباروری شود. هیپنوتیزم بر تعداد و توانایی حرکتی اسپرم ها تأثیری ندارد اما تغییرات آنزیمی ثانوی به فرایندهای خودایمنی می تواند در توانایی اسپرم در نفوذ به تخمک اثر داشته باشد.

بیماری های چشم، گوش و حلق و بینی

کاهش جریان خون در عروق صلبیه ی چشم به وسیله ی هیپنوتیزم گزارش شده است. گفته شده است که هیپنوتیزم به وسیله ی شل کردن قرنیه به آن اجازه می دهد که راحت تر شکلی کروی به خود بگیرد و آستیگماتیسم را اصلاح کند. گزارشی موردی از دختر 8 ساله ای وجود دارد که تحت تأثیر هیپنوتیزم قادر به کنترل ارادی پاسخ مردمک های خود شد. هیپنوتیزم نتایج قابل قبولی را در درمان تنبلی چشم کودکان نشان داده است. همچنین گزارشاتی از تأثیر هیپنوتیزم در اصلاح نزدیک بینی وجود دارد. در آب سیاه می توان به وسیله ی هیپنوتیزم به کاهش تنش ها و اضطراب های شخص و در نهایت کاهش فشار چشم اقدام کرد.

در برخی انواع وز وز گوش که عوامل روانشناختی در آن دخالت دارد، می توان از هیپنوتیزم کمک گرفت. در بیماری های مختلف گوش و حلق و بینی هم که فردا دچار مشکلات بلع، حالت تهوع و درد می شود هیپنوتیزم می تواند به کاهش درد و رنج بیمار کمک کند.

 هیپنوتیزم در اختلالات روان پزشکی چه کاربردی دارد؟

هیپنوتیزم با اثری که در کاهش تنش و اضطراب دارد بستر مناسبی را برای تأثیر بخشی سایر روش های درمانی در اختلالات مختلف روانپزشکی فراهم می کند.

در اوایل در محافل پزشکی از هیپنوتیزم تنها به عنوان شیوه ای تلقینی استفاده می شد. یکی از جنبه هایی که در انتهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توجه پزشکان را به خود جلب کرد وجود بیمارانی بود که از علایم متعدد بدنی از قبیل فلجی اندام ها، مشکلات بلع و تنفس، فراموشی، حالات شبه تشنجی، مشکلات گوارشی و... رنج می بردند. از این بیماران تحت عنوان کلی «هیستریا» نام برده می شد. این واژه از لغت یونانی «هیستریوم» به معنی رحم مشتق شده است.

از زمان مصر باستان و بعد یونان، پزشکان بر این عقیده بودند که برخی اختلالات مخصوص زنان است و آن را به علت های مختلفی چون سرگردانی رحم در بدن و یا متصاعد شدن بخارات و ترشحاتی خاص از آن، نسبت می دادند.

روش های درمانی مختلف در درمان بیماران هیستریایی نتایج قابل قبولی نداشت تا آن زمان که عصب شناس فرانسوی شاركو در بیمارستان سالپتریه ی پاریس به وسیله ی هیپنوتیزم اقدام به درمان آن ها کرد.

شاركو با استفاده از تلقین هیپنوتیزمی علایم این بیماران را بر طرف می کرد و در همان حال در برخی افراد به شکلی مصنوعی علایم بیماری را ایجاد می کرد.

از دید شاركو این که بتوان فردی را هیپنوتیزم کرد به معنی وجود آسیب پذیری خاصی در مغز وی بود که او را مستعد ابتلا به هیستریا می کرد و بر این اساس به هیپنوتیزم به عنوان پدیده ای مرضی می نگریست. چنین دیدگاهی امروزه مردود شناخته شده است، اما کارهای شاركو از این نظر که برای بار نخست راهی را برای درمان این بیماران باز کرد و این ایده را که هیستریا مختص زنان است مردود شمرد ارزشمند است، همچنین هیپنوتیزم راهی را برای افتراق هیستریا از بیماری های دیگر باز کرد.

شاركو خود به این مطلب اذعان داشت که هیپنوتیزم با اثر تلقینی خود تنها نقشی موقتی در درمان هیستریا دارد و این جمله از او است: «هیپنوتیزم هیستریا را به ما می شناساند اما درمان نمی کند».

زیگموند فروید یکی از پزشکانی بود که آوازه ی شاركو او را به پاریس کشاند، وی از نزدیک با کارهای شاركو آشنا شد و در بازگشت به اتفاق دوست و همکارش ژوزف بروئر در وین به درمان بیماران مبتلا به هیستریا پرداخت.

حاصل بررسی ها و مطالعات آن ها انتشار کتاب «مطالعاتی درباره ی هیستریا» در ۱۸۹۵ بود و در آن برای اولین بار از اصطلاح اختلال تبدیلی به جای هیستریا استفاده شد که تا به امروز ادامه دارد. این کتاب در واقع مانیفست مکتب روان کاوی بود که برای بار نخست دیدگاه های اساسی فروید و بروئر در آن مطرح شد.

آن ها برای درمان «هیستریا»، هیپنوتیزم را در مسیری متفاوت از شارکو و درمانگران قبل تر از وی به کار گرفتند و این امری است که به عنوان نقطه ی عطفی در تاریخ هیپنوتیزم تلقی می شود. در ابتدا بروئر و فروید همان راهی را که شارکو در پیش گرفته بود دنبال کردند اما آن ها نیز با عود علایم پس از مدتی مواجه شدند.

یکی از بیماران بروئر که در کتاب مشترکشان به عنوان مورد اول معرفی شد خانمی به نام «برتا پاپنهایم» بود که در کتاب از وی با نام مستعار «آنا او» یاد شد، این بیمار از علایم متعدد هیستریا از قبیل فلجی دست، مشکل بلع، مشکل در گفتار، حالت تهوع و فراموشی در رنج بود. بروئر به کمک تلقین هیپنوتیزمی سعی در از بین بردن علایم کرد اما همان گونه که گفته شد علایم جدیدی پس از مدتی ظاهر می شد که درمانگر را به چالش می کشید.

در یکی از جلسات درمانی که بروئر سعی در حل مشکل بلع بیمار داشت، تحت تأثیر هیپنوتیزم خاطره ای به یاد بیمار آمد و آن این بود که چند روز قبل مستخدمه ی خانه در لیوانی که بیمار هر روز از آن آب می نوشید به سگ خانه آب داده است، با یادآوری این خاطره مشکل بیمار حل شد. این اتفاق جرقه ای در ذهن بروئر ایجاد کرد و با خود فکر کرد که شاید بتوان از هیپنوتیزم در مسیری متفاوت استفاده کرد و آن کمک به بیمار در جهت یاداوری خاطرات سرکوب شده بود. خاطراتی که در حال عادی از حوزه ی ذهن اگاه بیرون رانده شده است در اثر هیپنوتیزم قابلیت ورود به هشیاری پیدا می کند. این شیوه توسط بروئر و فروید در بیماران دیگر نیز دنبال شد و منجر به صورت بندی دیدگاهی شد که می توان آن را به شکل زیر خلاصه کرد:

1) خاطرات مرتبط با یک رویداد دردناک از حوزهی آگاهی رانده می شود اما همچنان اثر خود بر رفتار فرد را حفظ می کند.

2) علائم اختلال تبدیلی، رابطه ای نمادین با رویدادی که موجب آن شده دارد (همانند مشکل بلع خانم «آنا او»).

3) در صورتی که به بیمار یاری شود تا خاطره ای سرکوب شده را به یاد آورد و ارتباط آن با مشکل بدنی خود را درک کند و به بصیرت و بینش دست یابد، بهبود پیدا می کند.

بنابراین از آن پس هیپنوتیزم کاربرد نوینی در روان پزشکی پیدا کرد که به درمان بنیادی تر و ریشه ای تر هیستریا یاری رساند، اما فروید به این روش با بدبینی می نگریست. از دید وی فرایند روان کاوی تجربه ای فعالانه بود که نیاز به مشارکت آگاهانه بیمار و درمانگر در جهت شناخت مشکل بیمار داشت.

در روش هیپنوتیزمی بیمار در وضعیتی منفعل قرار می گیرد و حالتی فرادستانه و قدرتمدارانه به درمانگر می دهد. اتفاقی نیز که در رابطه ی بروئر و آنا او رخ داد منجر به این شد که فروید هیپنوتیزم را به نفع روش تداعی آزاد که تبدیل به روش کلاسیک درمانی در روان کاوی شد کنار بگذارد.

جریان از این قرار بود که در حین یکی از حملات هیستریک بیمار که بروئر به بالین وی فراخوانده شده بود مشاهده می کند که او در حال حمله شبه تشنجی است و در حالی که دستان خود را به زیر شکمش برده فریاد می زند: «بچه ی دکتر بروئر دارد می آید». این رویداد موجب نگرانی شدید بروئر شد و در بازگشت بدون آن که سخنی به زبان آورد به همراه همسر خود برای مرخصی به ایتالیا رفت. از آن پس علی رغم اصرار فروید، بروئر روانکاوی را کنار گذاشت و فروید به ناچار مسير تحقیقات را خود به تنهایی دنبال می کند.

فروید از این رویداد و رویدادهایی مشابه که خود با آن برخورد داشت دیدگاهی دیگر صورت بندی کرد و آن درک فرایند «انتقال» بود. درمان روانکاوانه با احساسات اساسی، بنیادین و عمقی بیمار سر و کار دارد. این احساسات به گذشته های دور بیمار برمی گردد و درمانگر به عنوان کسی که به بالا آمدن این احساسات کمک می کند به لوح سفیدی تبدیل می شود که این هیجانات بر آن بازتاب پیدا می کند. به طور مثال بیماری که در گذشته ی خود با پدری مستبد و تندخو سر و کار داشته است و احساس خشم و نفرت خود را واپس زده است، می تواند درمانگر را در قالب همان پدر ببیند و تمامی احساسات خود را به وی منتقل کند. درمان روان کاوانه از طریق تجزیه و تحلیل این احساسات و یافتن ریشه ی حقیقی آن ها تحقق پیدا می کند.

هیپنوتیزم به درمانگر کمک می کند تا به لایه های نهفته ی حافظه ی بیمار دست یابد و از آن ها برای درمان او استفاده کند.

از دید فروید هیپنوتیزم روشی است که به یاد آوری خاطرات سرکوب شده یاری می رساند اما از آنجا که حالتی ناگهانی و طوفانی دارد همانند کوه آتشفشانی عمل می کند که می تواند خساراتی نیز به دنبال داشته باشد و اداره و هدایت کردن احساسات به سطح آمده را دشوار کند. اما در روش تداعی آزاد که در آن بیمار هشیار است از وی خواسته می شود در حالی که بر روی کاناپه دراز کشیده است بی آنکه محدودیتی در بیان گفتار خود اعمال کند هر آن چه را به ذهنش می رسد بیان کند. این موجب به سطح آمدن آرام تر احساسات می شود و حالت انفعالی هیپنوتیزم را ندارد.

دیدگاه منفی فروید نسبت به هیپنوتیزم و کنار گذاشته شدن آن از سوی وی موجب شد که برای سال ها این روش از محافل دانشگاهی کنار گذاشته شود و راه برای دخالت روانشناسی عوامانه و غیرعلمی باز شود.

هیپنوتیزم در حال حاضر جایگاه شناخته شده و تثبیت شده ای در روان پزشکی امروز دارد و در عین حال که برداشت های اغراق آمیز درباره ی آن کنار گذاشته شده است به عنوان روشی کمکی می تواند در اختلال تبدیلی و سایر بیماری های روان پزشکی استفاده شود. گذشت بیش از یک قرن از صورت بندی فرضیات روانکاوی و تجارب بیشمار روان کاوان در شناخت فرایند انتقال، درمانگران را به سوی استفاده ای معقول و علمی از هیپنوتیزم سوق داده است به شکلی که قادر شوند از عوارض ناخواسته ی آن جلوگیری کنند.

امروزه در روان کاوی از هیپنوتیزم به طور عمده برای تسهیل آزادسازی عناصر ناخودآگاه و تسریع فرایند انتقال به شکلی هدایت شده استفاده می شود. روند درمانی تفاوتی با روان کاوی بدون استفاده از هیپنوتیزم ندارد.

بیماری های روان پزشکی که هیپنوتیزم می تواند در آن ها به فرایند درمان کمک کند عبارتند از:

- اختلال تبدیلی: کمک به یادآوری خاطرات، از بین بردن علایم بیمار و تشخیص افتراقی آن از بیماری های فیزیکی

- فراموشی روان زاد: کمک به باز آفرینی خاطرات.

- اختلال چند شخصیتی: کمک به بیمار در جهت شناخت شخصیت های گوناگون، یادآوری خاطرات دردناک سرکوب شده و بازگرداندن انسجام شخصیتی به وی.

- اختلال استرس پس از ضربه: کمک به یادآوری خاطرات و کنار آمدن بیمار با تجربه ی دردناک.

- اعتیاد به مواد مخدر: کمک به کنار گذاشته شدن مصرف ماده مخدر در بیماران معتاد.

- اختلالات یادگیری: بالابردن تمرکز و کاهش تنش و اضطراب.

– ترس های مرضی و وسواس: به وسیله ی هیپنوتیزم تصاویر ذهنی که حالتی ترساننده و یا ناراحت کننده را برای بیمار ایجاد می کند به شکلی هدایت می کنیم که در اثر مواجهه ی تدریجی با این تصاویر حساسیت زدایی رخ دهد.

هیپنوتیزم چیست؟ همه آنچه درباره آن باید بدانید(قسمت پایانی)
 

 در روان درمانی چگونه از هیپنوتیزم استفاده می شود؟

لويس ولبرگ در «کتاب تکنیک روان درمانی» آن را چنین تعریف می کند: «روان درمانی تجربه ای درمانی مبتنی بر روش های روان شناختی است که در جهت رفع مشکلات احساسی انسان توسط فردی آموزش دیده و در جریان رابطه ای حرفه ای در جهت رسیدن به یکی از اهداف زیر به کار گرفته می شود:

1- رفع، تعدیل یا کاهش علایم موجود.

2- تعدیل الگوهای نامناسب رفتاری.

3- تقویت و تسهیل رشد شخصیت».

برای رسیدن به اهداف فوق به ترتیب از روان درمانی های حمایتی، آموزشی و بنیادی استفاده می شود.

توقف فکر می تواند در درمان بیماری هایی چون وسواس و ترس مرضی مؤثر باشد.

در روان درمانی بنیادی که شامل روانکاوی و درمان های بینش گرایانه می شود از هیپنوتیزم می توان برای یادآوری خاطرات سرکوب شده، القای رؤیا، نوشتن خودبه خودی و واپس روی زمانی استفاده کرد. یادآوری خاطرات نباید به شکلی جبری انجام شود، باید به بیمار گفته شود که در حالت عادی تنها مواردی را به خاطر می آورد که آمادگی آن را دارد. با استفاده از هیپنوتیزم می توان در بیمار تعارضات ساختگی ایجاد کرد و ارتباط این تعارضات را با برخی مشکلات بدنی به او نشان داد، این رابطه ای که در حالت عادی برای بیمار به سختی قابل درک است.

هدف اساسی روان درمانی آموزشی تعدیل رفتار از طریق تقویت های مثبت و منفی در جریان روابط بین فردی است که می تواند با بصیرت یافتن بیمار نسبت به تعارضات خود آگاه خود همراه باشد یا نباشد اما به ندرت وارد حوزه ی تعارضات ناخودآگاه می شود. انواع روش های مبتنی بر روان درمانی و درمان های شناختی از این مقوله اند و بسیاری از این روش ها قبل از آن که شکلی مدون به خود بگیرد توسط هیپنوتیزم گر ها استفاده می شد.

یکی از این روش ها همراه کردن عادتی ناخواستنی با پاسخی اجتنابی نسبت به محرکی ناخوشایند است. به بیمار تحت تلقین هیپنوتیزمی گفته می شود که هر بار به سراغ عادت ناپسند خود برود حالت های بدی به وی دست می دهد.

در طول قرن نوزدهم این روش در ترک الکل و سیگار کاربرد داشت. گاه در حین هیپنوتیزم رفتار ناپسند بیمار تشدید می شود و به وی اجازه داده می شود که تا سرحد اشباع پس از بیداری رفتار خود را تکرار کند، مثلا به وی گفته می شود که می تواند هر چه قدر دوست دارد شکلات بخورد و این در وی احساس انزجار به وجود می آورد.

شرطی شدن تقابلی روشی بود که در ۱۹۶۹ توسط ولپی ابداع شد و در آن با همراه کردن پاسخی جدید که با پاسخ قبلی و ناخواستنی بیمار در تقابل است موجب می شویم پاسخ تازه جای پاسخ قبلی را بگیرد، مثلا اضطراب و تن آرامی در پاسخ ناهمساز است و ترس بیمارگونه ی بیمار را می توان با شرطی سازی پاسخ تن آرامی نسبت به محرک هراس آور از بین برد.

توقف فکر روشی دیگر است که می تواند درباره ی بیماران مبتلا به برخی اختلالات از قبیل ترس های مرضی و وسواس مؤثر باشد. به وسیله ی هیپنوتیزم می توان به بیمار چنین القا کرد که هر زمان که فکر ترس اور یا وسواسی به وی هجوم آورد ذهنش به سمت موضوعی دیگر منحرف می شود یا دچار فراموشی موقت می شود. در درمان های حمایتی از هیپنوتیزم می توان در جهت شکل گیری رابطه ی مثبت میان درمانگر و بیمار استفاده کرد. در این حال می توان از بروز پدیده ی انتقال در جهتی مثبت کمک گرفت بدون آن که به تجزیه و تحلیل آن اقدام کرد و در این نوع درمان تلقین پذیری کم تا متوسط از سوی بیمار کافی است.

هدف عمده ی این نوع درمان کاستن از علایمی است که در زندگی بیمار تزاحم و تداخل ایجاد می کند و هیپنوتیزم یکی از روش هایی است که می تواند برای حصول به این هدف درمانگر را یاری کند.

بیشتر بخوانید:

هیپنوتیزم چیست؟ همه آنچه درباره آن باید بدانید(قسمتهای دیگر)

 

منبع: هیپونتیزم به زبان ساده - دکتر علی فیروزآبادی

پایگاه خبری حقوق



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: