
ما نمی دانیم که آیا زوج های موفق واقعاً همه چیز را به یکدیگر می گویند؟
همه کسانی را که می شناسم می خواهند در رابطه شان صداقت داشته باشند. البته دوست دارم شریک زندگیم هم با من صادق باشد.
صداقت در این زمینه مترادف با شفافیت و صراحت است. اما مسئله اینجاست: صداقت تا چه حد باید پیش برود؟ واقعا چقدر از آن برای ادامه رابطه شما لازم است؟
البته گفتن کل مطلق و سایر حرف هایی که نشان می دهد شریک زندگی اساساً باید همه چیز را از روز تولد تا زمان ملاقات به یکدیگر بگویند، آسان است.
اما گاهی اوقات چیزهایی در گذشته شما وجود دارد و حتی در زمان حال که نیازی به دانستن شریک زندگی شما ندارد. باز کردن آنها در واقع مشکلاتی را ایجاد می کند و بر اعتمادی که از قبل به شما دارند سایه می اندازد.
اما با گفتن این موضوع، لازم به ذکر است که هنوز صداقت زیادی در روابط مورد نیاز است.
هر چیزی که مستقیماً بر رابطه تأثیر می گذارد، همه چیزهایی که به وضوح بر تصمیم یک فرد برای بودن یا نبودن با شما تأثیر می گذارد ... شما باید در مورد آن با او صحبت کنید، به خصوص اگر رابطه جدی باشد که به احتمال زیاد می تواند به جایی برسد.
سقط جنین قبلی، فرزندی از یک رابطه قبلی، پارتنر سابقی که بی وقفه شما را آزار می دهد، بدهی های بد، سابقه پزشکی ترسناک، یک وضعیت پزشکی تهدید کننده زندگی و غیره. چنین چیزهایی تأثیر مستقیمی بر اعتماد شریک زندگی تان به شما دارد و امتناع از افشای این موارد برای شریک زندگی تان درست نیست.
در واقع باید از احتیاط و قضاوت خوب خود استفاده کنید تا تصمیم بگیرید چه چیزی را بگویید و چه چیزی را نادیده بگیرید.
اما یک چیز مسلم به نظر می رسد: در واقع چیزهایی وجود دارد که بهتر است در یک رابطه ناگفته بماند.









دیدگاه