
با نیویورکتایمز آشنا شویم
نیویورک تایمز، روزنامهی معتبر آمریکایی است که هم درآمریکا و هم در نقاط دیگر جهان منتشر میشود. روزنامهی نیویورکتایمز به شرکت نیویورکتایمز تعلق دارد که مالک هجده روزنامهی بینالمللی دیگر هم هست. علاوه بر این، در طول سالهای فعالیتش که از ۱۸۱۵ میلادی آغاز شده است، ۱۱۲ جایزه پولیتزر هم برند شده است. هیئت تحریریهی نیویورکتایمز دربارهی کتابها، فیلمها، تئاترها و … نقدهای مختلفی مینویسند. نیویورکتایمز همچنین لیستی از کتاب های پرفروش در زمینههای مختلف داستانی و غیر داستانی هم آماده میکند. این لیست مبنای کار بسیاری از فعالان این حوزه و همچنین منبع معتبری برای انتخاب بهترین کتابهای دنیا است.
چگونه نیویورک تایمز کتاب های پرفروش را معرفی میکند؟
کتابفروشیها، روزنامهفروشیها، تمام سایتهایی که از طریق آنها میتوانید کتاب سفارش دهید و سایتهایی که کتاب الکترونیک در اختیار مخاطبان قرار میدهند، هر هفته آمار مرتبط به فروش هرماه خود را به صورت محرمانه در اختیار نیویورکتایمز قرار میدهند. کتابها به صورت موضوعی در دستههای داستانی و غیر داستانی، داستانهای کودکان و … دستهبندی میشوند. و البته قابل قبول بودن اطلاعات مختلف هم با دقت بالایی بررسی میشود. مبنای شمارش از زمانی است که کتاب به صورت رسمی منتشر میشود. فهرست نهایی هم شامل کتابهایی است که نسخهی فیزیکی دارند و هم کتابهای الکترونیک را در درون خودش جای میدهد. کتاب چه زمانی در لیست قرار میگیرد؟ زمانی که تراکنش مالی به صورت کامل انجام شد، یعنی اگر خریدار از سایت کتابی خریده است، پول آن را پرداخت کرده تا از سبد خریدش خارج شود یا اگر به کتابفروشی مراجعه کرده است، کتاب را خریده و کتاب از لیست موجودی فروشگاه خارج شده و در لیست فروش روز قرار گرفته است. هر چندوقت یکبار، لیستها بازبینی میشوند. جالب است بدانید ناشران قراردادی مبنی بر محرمانه بودن اطلاعات، با نیویورکتایمز امضا کردهاند.
برای پیدا کردن کتابهای پرفروش نیویورکتایمز چه کنیم؟
برای پیدا کردن کتاب های پرفروش نیویورک تایمز کافی است سری به این صفحه بزنید. سپس تاریخ مورد نظرتان را از بالای صفحه انتخاب کنید. همچنین در کنار هر کتاب تعداد هفتههایی که کتابی در لیست پرفروشها بوده، نوشتهاند. اگر میخواهید بدانید کتابی به فارسی ترجمه شده است، پیشنهاد میکنیم وارد سایت کتابخانه ملی شوید و عنوان انگلیسی را در قسمت جستجو وارد کنید. اگر کتابی ترجمه شده باشد، میتوانید نام نشر و نام نویسنده و عنوان فارسی آن را ببینید.
کتابهای پرفروش نیویورک تایمز در سالهای اخیر
۱. کتاب مردی به نام اوه
اوه یک مرد ۵۹ ساله با یک اتومبیل ساب است و به راحتی به سمت کسانی که خوشش نمیآید، اشاره میکند و کاملا رک به آنها میگوید. این رمان به ۳۰ زبان ترجمه شده و رتبه اول پرفروشهای نیویورک تایمز و سوئد را از آن خود کرده است. فردریک بکمن در این اثر خود احساساتی نظیر عشق و نفرت را به تصویر میکشد. داستان این رمان تراژیک – کمیک است و کسی نمیداند که او چه رنجی را در زندگی متحمل شده و چگونه روال زندگیاش دستخوش تغییر شده است.
۲. کتاب جایی که خرچنگها آواز میخوانند
دلیا اونز در اولین اثر خود داستان مشقتهای یک دختر را توصیف میکند که اعضای خانوادهاش او را در سنین پایین رها کردهاند و رنجهایی که او متحمل شده فراتر از روح و جسم او بودند. یک اثر درام، جنایی و عاشقانه که از اثرات انزوا و طبیعت بر شکلگیری شخصیت این دختر صحبت میکند و خواننده را با تجربیات تلخ و شیرین او همراه میسازد.
۳. کتاب بر امواج
مارگارت اتوود نویسنده این کتاب است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شده، که در قسمتی از آن میخوانیم: «هر انسانی گذشتهای دارد که هرگز رهایش نمیکند و میخواهد بی توجه به گذشته آیندهاش را بسازد …»
قهرمان این اثر زنی است که سالها گذشتهاش را انکار میکند تا با عشق و امید آیندهاش را بسازد. اتوود تاکنون بیش از ۳۰ کتاب شامل رمان، شعر، داستان کوتاه و … منتشر کرده که در اکثر آثار او زن به عنوان شخصیت اصلی شناخته میشود.
۴. کتاب زن همسایه
شاری لاپنا نخستین رمان خود یعنی «زن همسایه» را در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد که با استقبال خوانندگان روبرو شد. فضای رمان سرشار از معما، هیجان و محیطهای رمزآلود است و داستان از یک مهمانی شام آغاز میشود. دروغ، خیانت و رازهای زندگی زناشویی موضوع اصلی این کتاب را تشکیل میدهند. این اثر از کتابهای پرفروش نیویورک تایمز بوده که ارزش خریداری دارد.
۵. کتاب زنی پشت پنجره
شروع به خواندن این کتاب به معنای قدم گذاشتن در فضایی مبهم و راز آلود است. آنا شخصیت اصلی داستان گاها در مرز میان واقعیت و خیال گم میشود. یک رمان جنایی که در سال ۲۰۱۷ در لیست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفته و توسطای جی فین نوشته شده است. از نظر منتقدین روح آثار هیچکاک در این اثر دمیده شده که همین امر سبب شده تا کمپانیهای فیلمسازی حق ساخت فیلم را از صاحب اثر دریافت کنند.
۶. کتاب خشکسالی
بهترین رمان جنایی در سال ۲۰۱۷ که توسط جین هارپر نوشته شده و نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. جریان کتاب در رابطه با بدترین خشکسالی قرن در استرالیا است که در این میان سه نفر از اعضای یک خانواده به قتل میرسند و جریانات این قتل سبب میشود که اسرار داستانی کهنه نمایان شوند.
۷. کتاب فرار به غرب
محسن حمید نویسنده پاکستانی، که داستانهای تخیلی او در سطح بینالملل پرفروش بوده و جوایز ادبی متنوعی را دریافت کرده، نویسنده این کتاب است. شخصیتهای اصلی داستان زن و مردی هستند که در میانه جنگ با هم آشنا میشوند و تصمیم به فرار از این بحران داخلی میگیرند. او در این کتاب جریان پناهندگی و مواجهه با سختیهای آن را به زیبایی بیان میکند. همچنین او به این موضوع میپردازد که چگونه مهاجرت میتواند ترسناک، اما در عین حال امیدوارکننده باشد.
۸. کتاب تابستان مرگ و معجزه
رمانهای جنایی و پلیسی ویلیام کنت کروگر بسیار مشهور هستند، این اثر او در سال ۲۰۱۴ برنده جایزه ادگار آلن پو شده است، که داستان پسرکیست که با قطار تصادف میکند و میمیرد را توصیف کرده و همین مرگ سرآغاز شروع جریانات این کتاب خواهد بود. در قسمتی از این کتاب آمده است: «مردگان هیچ وقت از ما دور نیستند، در قلب و ذهن ما هستند و در نهایت، تمام چیزی که ما را از آنها جدا میکند، تنها یک نفس است، دمی نهایی از هوا. »
۹. کتاب شدن
میشل اوباما در این کتاب زندگی شخصی خود را به عنوان همسر اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا، قبل و بعد از ورود به کاخ سفید توصیف میکند. او زندگی خود را از دوران کودکی، آشنایی با باراک اوباما و دوران ریاست جمهوری او شرح میدهد، به کسانی که به خواندن خاطرات علاقمند هستند توصیه میشود این کتاب را بخوانند. از این اثر در مدت ۱۵ روز دو میلیون نسخه در آمریکا و کانادا فروخته شد و همین امر آن را به پرفروشترین کتاب خاطرات تبدیل کرده است.
۱۰. کتاب خودت باش دختر
ریچل هالیس در این کتاب، روی سخن خود را کسانی قرار داده که باورهای منفی دارند و به خودشان دروغ میگویند. او در این کتاب مجموعهای از داستانهای خندهدار، مضحک، دردناک و … را توصیف میکند و خواننده را مخاطب قرار میدهد که او مسئول شادی روح و روانش است که باید کنترل زندگیاش را به دست بگیرد.
هالیس در این کتاب به دروغهایی میپردازد که توسط جامعه، رسانهها و خانواده به شما القا میشود و بزرگترین اشتباه شما گوش سپردن به این دروغهاست.
۱۱. کامینو آیلند
اینجا با یک داستان پرماجرا و جذاب طرف هستیم که کار جان گریشام است. داستانی که حس تحسینتان نسبت به نویسنده را حسابی برمیانگیزاند. فقط برای یک لحظه تصور کنید که نویسندهی محبوبتان فقط یک نسخه دستنویس خیلی قدیمی از نوشتههایش دارد که آن هم باید در محفظههایی که فشار هوا و هزارتا چیز دیگرش تنظیم شده است، نگهداری شود. اگر به سرتان بزند که آنها را بردارید و با خودتان به خانه ببرید چه میشود؟ خب یک کارت شناسایی جعلی با یک اسم دهنپرکن و یک ریش چندروزه میتواند مجوز شما برای ورود به کتابخانهای باشد که نسخههای دستنویس آنجا نگهداری میشوند. جان گریشام در کامینو آیلند، یک داستان جنایی را با ادبیات درآمیخته است. وقتی شروع به خواندن کتاب کامینو آیلند کنید، خرده حکایتها و داستانهای بسیاری از نویسندههای مختلف مثل فیتزجرالد، همینگوی، فاکنر و … میخوانید. طوری که انگار توی جمعشان نشستهاید و به حرفشان گوش میکنید.
۱۲. جایی که خرچنگها آواز میخوانند.
«در توصیفش همین کافی است: زیبایی سوزناک. رمانی برای پاسداشت طبیعت در خلال داستانی جنایی.» این همان جملهای است که اگر به سایت نیویورکتایمز سر بزنید، در توصیف این اثر میبینید. دلیا اونز، یک داستان رمزآلود و جنایی را در دل طبیعت بکر کارولینا، در کنار مردابی زیبا، آفریده است. جایی که کیا کلارک به همراه پدرش زندگی میکند. کیا با طبیعت دور و برش احساس دوستی میکند و گلها و گیاهان را دوست دارد. بعد کمکم سروکلهی مردان جوان و زیبایی پیدا میشود که شیفتهی زیبایی کیا کلارک میشوند. آنها در وجود کیا، چیز منحصر به فردی میبینند که مهر شیفتگی را به وجودشان میزند. این حتما میتواند سرآغاز زیبایی برای یک زندگی متفاوت باشد. اما زمزمههای قتل، کیا را راحت نمیگذارد. در حاشیهی مرداب، جسد مرد جوانی پیدا میشود و همهی نگاههای به سمت کیا برمیگردد. انگار تنها مظنونی که وجود دارد، کیا است… جایی که خرچنگها آواز میخوانند، داستانی جذاب و خواندنی است که امید و ناامیدی، عشق و غرور، تنهایی و تلاش برای بقا را به تصویر کشیده است.
۱۳. همهجا آتشهای خُرد
شاید تصمیماتی که ما در زندگی برای خودمان میگیریم، آنچنان بر دنیای دور و برمان تاثیر بگذارند که شهری را دوپاره کنند. چیزی شبیه همان اتفاقی که برای میا وارن و النا ریچاردسون افتاد. میا وارن، همراه با دختر نوجوانش، به حومهی کلیولند مهاجرت میکنند و خانهی ریچاردسونها را اجاره میکنند. جذابیتی که در این مادر و دختر وجود دارد، کاری میکند که هر چهار فرزند ریچاردسونها، مجذوب و دلباختهی آن دو بشوند. دوستان خانوادگی ریچاردسونها در فکر قبول کردن سرپرستی نوزاد دورگهی چینی – آمریکایی هستند، همان تصمیمی که شهر را بهم میریزد. بحث داغ حضانت در میان است. النا و میا، هرکدام یک طرف دعوا ایستادند. النا ریچاردسون نمیتواند به میا و تصمیمات و گذشتهی او اطمینان کند. او میخواهد به هرقیمتی که شده، از گذشتهی میا سر دربیاورد. این کنجکاوی، بهای سنگینی به النا تحمیل میکند. زندگی خاص میا، بیاعتناییاش به قوانین و رفتارهایش، همه و همه، جامعهی آرام و قانونمند حومهی کلیولند را تهدید میکند.









دیدگاه