امروز: شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۰۱ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 273784
۹۷
۱
۰
نسخه چاپی

بازار اصفهان از دوره اسلامی تا قاجاریه | بازار در ایران باستان

واژه ایرانی بازار، از راه بازرگانی به زبان های عربی، ترکی ـ عثمانی و زبان های اروپـایی و به زبان های سرزمین های هند و سیلان راه یافته است .شواهد، گویای آن است که بازار ایرانـی با ویژگی های خود زبانزد جهانیان بوده است

بازار واژه ای ایرانی است که در فارسی باستان «آباکاری» به معنی محل اجتماع و داد و ستد به کار می رفته است. بازار در فارسی میانه وازار و با ترکیب هایی چون وازارگ (بازاری)، وازرگان (بازرگان)، وازارگانیه (بازرگانی)، وازاربد (رئیس بازار،ملک التجار) و همچنین رستک - بازار (راسته بازار) و در پارتی «وازار» گفته شده است.

بازار در ایران باستان

بازار در ایران باستان

واژه ایرانی بازار، از راه بازرگانی به زبان های عربی، ترکی ـ عثمانی و زبان های اروپـایی و به زبان های سرزمین های هند و سیلان راه یافته است .شواهد، گویای آن است که بازار ایرانـی با ویژگی های خود زبانزد جهانیان بوده است.

واژه ایرانی بازار به بسیاری از زبان هـا راه یافتـه است، در ترکیه از روزگار عثمانی ها به بازار سرپوشیده اصلی و بزرگ، چارشی یا چارشو گفتـه می شود که برگرفته از چارسو، چهارسو، چهارسوق فارسی دری و چهـار سـوگ فارسـی میانـه است.

داندامایف خاطر نشان می کند که تشکیل دولت قدرتمند هخامنشـیان بوسـیله کـورش بـا خواست گروه ها و محافل بازرگانی ملل جنوب غربـی آسیا همچون بابلی ها و فنیقیها همخوانی داشت.گیرشمن آشکارا نشان می دهد که در زمان هخامنشـیان بر بازارها نوعی مالیات عشریه برقرار بوده است.

بـا تأسـیس شـهرهای جدید در زمان سلوکیان استقرار و فعالیت جمعیت تاجر و پیشه ور دراین شهرها توسعه یافـت.

گفته شده در عصر اشکانی تجارت داخلی با ازدیاد تجـارت خانـه هـای بـزرگ و کوچک، بازارهایی که کالاهای آنها را در محله های مخصوص عرضه می کردند، افـزایش یافتـه بود.

مطمئناً ریشه تشکیلات صنفی و پیشه وران به دوران پیش از اسلام مـی رسـد. چنانکه در عصر ساسانی افراد را اکثراً بر اساس حرفه و پیشه آنها مـی شـناختند.

رئیس تشکیلات بازرگانی و امور بازار در این زمان را وازار بد یا بازاربد می گفتنـد.

جمع شـدن هـم پیشـگان در یک راسته یا در یک بازار مستقل از خصوصیات بازارهای دوره ساسانی، روم شرقی و بازارهای مکه پیش از اسلام بوده است.

گفته شده برخی از اجزای مهم بازار از جملـه: راسـته، چهارسـو، پوشش گنبدی، و کاروان سرا ریشه در دورترین ادوار تاریخی دارند. به طوريکه برای راسته یا کوی پیشه وران شواهدی در کاوش های باستان شناسی شوش یافته شده است.

بازار اصفهان در دوره اسلامی تا هجوم مغول

یهودیه از به هم پیوستن روستا های پیرامون گسترش یافت و هسته اصلی شهر اصفهان را شکل داد. این بازار از قدیمی ترین ایام تا امروز به عنوان یکی از مهم ترین ارکان شهری در اصفهان به شمار می رود. بازار اصفهان پیرامون میدان در یهودیه شکل گرفت. گردا گرد بازار محلات مسکونی شهر با رنگ و بوی اسلامی پدید آمد که غالباً دارای خاستگاه مشترک قومی، نژادی، قبیله ای، و به ویژه مذهبی بود. این محلات از طریق گذر ها و به بازار و مرکز شهر راه داشت.

اگر چه اصفهان امروزه وارث بخش یهودیه است، اما در روزگاران نخست ظهور اسلام جی بود که اهمیت افزون تریداشت و طبعاً بازار های این بخش نیز حایز اهمیت بیشتری بودند. بر اساس تحقیقات هاینس گابه و روایت مافروخی اصفهانی در بخش جی، بازار گاه میدان السوق، مقابل دروازه خور در شمال شهر جی قرار داشت.

دهقانان و کشاورزان و رعایا محصولات و کالا های خود را برای فروش به این مرکز می آوردند و اهالی شهر نیز برای معامله به آنجا می شتافتند.

این میدان تا سده های سوم و چهارم هجری محل بر گزاری جشن نوروز بود و بازار مکاره ای در آن جا برقرار می شد. متأسفانه آثار بازار چه قدیمی در پل شهرستان امروز از بین رفته است. جالب آن که امروزه نیز تقریباً در همین محل در نزدیکی مقبره خلیفه عباسی الراشد بالله، کوچه مسقف نسبتاً قدیمی وجود دارد که به آن کوچه بازارچه می گویند.

این محل بر سر راه قرای حواشی جی، نظیر خوراسگان، ابر، بوزان، و اطشاران است. البته نباید از نظر دور داشت که این بازار ارتباطی با بازار امروزی اصفهان نداشت؛ چه این که بازار امروزی که یادگار دوره آل بویه و سلجوقیان است، در بخش یهودیه و با محوریت مسجد جامع و میدان کهنه بنا شد و سبکی کاملاً اسلامی دارد، اما بازار منطقه جی- چنان که از متن مافروخی مستفاد می گردد- بیشتر شبیه بازار های مکاره و بازار های موقت بوده است.

شهر و بازار اصفهان در دوره پایتختی این شهر یعنی دوران فرمانروایی امرای آل بویه و سلاطین سلجوقی به چنان شکوه و اعتباری دست یافت که ناصر خسرو در سال 444 هجری قمری هنگام دیدار از اصفهان درباره شهر و بازار آن می نویسد:

«اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازار های بسیار و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را در بندی و دروازه ای و همه محلت ها و کوچه ها را همچنین در بند ها و دروازه های محکم و کاروانسرا های پاکیزه بود و کوچه ای بود که آن را کو طراز می گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خراوار بار داشتند... و من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم».

گزارش ناصر خسرو به روشنی رونق فعالیت های تجاری و بازرگانی را در شهر اصفهان نشان می دهد.

در ادامه معرفی تاریخچه بازار اصفهان، مافروخی نیز از بازار های آباد شهر سخن می راند که در آن کوشک ها، سرا ها و گرمابه ها قرار داشتند و همچنین بازار های محلی که در محلات شهر قرار گرفته بودند و در تمامی آن ها اصناف گوناگون به خرید و فروش پر رونق و تجارت بین المللی با سرزمین هایی نظیر بغداد، خراسان، کوفه، روم، مصر، بحرین، عمان، هندوستان، چین، طبرستان، آذربایجان، گیلان، ارمنستان و شهر های دیگر می پرداختند.

وی همچنین متذکر می شود که کوشک ها و سراهای هزار گانه شهر چنان وسیع و گسترده است که « هر یک دست وزیری معظم و مجلس عمیدی محتشم، و زعیمی مقدم را شاید، با تمامت خیل و حشم، و عبید و خدم، دواب و اسباب سرای ها بزرگ عرصه و کوشک ها ستر گ قلعه، متصل بهگرمابه های پسندیده و اصطبل کشیده و مشتل بر میدان و ایوان فراخ بلند و باغ و بستان نزه و دلبند، و دو هزار دیگر بر این گونه متصل به حجره های سپیده منقش آبادان، و مجلس های عالی مرتب به رواق و ایوان، در خور هر پیشوایی و لنگر هر کدخدایی».

از گزارش مافروخی چنین بر می آید که بازار آن زمان اصفهان علاوه بر کار کرد اقتصادی، دارای مراکز خدماتی دیگری از جمله گرمابه و حتی باغ هایی برای تفریح نیز بود و در چنین محلی، مکان هایی نیز برای انجام معاملات بزرگ (علاوه بر دکان ها) وجود داشت که همان کوشک ها بود. این کوشک ها را چنان بنا می کردند که در شأن تجار بزرگ و عالی رتبه ای باشد که برای انجام معانلات کلان به آن جا رفت و آمد داشتند.

از این روی، گزارش های منابع نشان می دهد که اصفهان آن عصر شهری بزرگ با بازار و غرفه هایی پر از کالا بود که بازرگانان مناطق و بلاد مختلف متاع خود را در بازار های آن عرضه می کردند. این روند تا هجوم مغولان که رکورد و وقفه ای در عرصه تجارت و اقتصاد شهر های جهان اسلام پدید آورد؛ تداوم داشت.

بازار اصفهان در دوره مغول و ایلخانی

با وجود توجه فرمانروایان مغول به تجار و اهل حرف و صناعت، شرایط شهر ها و بازار ها در دوره نخست حکومت ایلخانی بسیار نابسامان بود. بازرگانان و صنعتگران در معرض تعدی حکام و امرای مغولی و متعدیان و زورمندان قرار داشتند.اصفهان نیز در آغاز، شرایطی متفاوت نداشت. در زمان اباقاخان، حاکم اصفهان به نام خواجه بهاءالدین، فردی به غایت سخت گیر بود. وی برای امنیت شهر و کنترل بازار، دست به اعمال قوانین سختی زد.

این سخت گیری ها به گونه ای بود که مردم از شدت ترس و صلابت و مهابتی که از او به دل داشتند، به ناگزیر خطایی نمی کردند و امنیت شهر در زمان وی به بالا ترین درجه خود رسیده بود، تا آن جا که :« دکانداران بموجب اشارت او شب ها ابواب دکاکین را باز گذاشته بخانه رفتندی و آسیبی بامتعه ایشان نرسیدی. گویند شبی عسسی، قرصی نان از دکانی که صاحبش حاضر نبود برداشت و بهای آن همانجا گذاشت. صبح که خباز بجای خویش عودت نمود و صورت حال مشاهده فرمود از کمال دغدغه خاطر اخفای آن حال نتوانست کرد و مضطرب شده، روی بدر گاه خواجه آورد. چون کیفیت واقعه بعرض رسید همان ساعت عسس از در همان دکان مصلوب گردید».

این امنیت در دوره ایلخانی تا هنگام بر آمدن غازان و اصلاحات او چندان پایدار و پیوسته نبود. اصلاحات غازان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، مهار تعدی امرا و عناصر حکومتی در بازار را در پی داشت.

به هر روی، بازار اصفهان در دوران ایلخانی از بازار های پر رونق ایران بود. زکریای قزوینی در بیان رونق تولید و تجارت در بازار های شهر های مختلف ایران، از اصفهان به عنوان یکی از بازار شهر های مهم نام می برد. مستوفی در بیان اوضاع اقتصادی اصفهان و دیه ها و نواحی پیرامون آن به وجود بازار در شماری از روستا های ناحیه رودشت اصفهان در قرن هشتم هجری که آن ها را معظم قرای می خواندند، اشاره می کند.

نباید از نظر دور داشت که بیشتر روستا ها فاقد فضایی به عنوان بازار بودند، اما در برخی از مناطق کشور به علت ساختار اجتماعی-اقتصادی حاکم بر آن مناطق، در معدودی از روستا هایی که موقعیت سر زمینی و اقتصادی خاصی داشتند و جمعیت ساکن در آن ها زیاد بود، بازار نیز شکل می گرفت. گزارش مستوفی پویایی و فعالیت بازار های منطقه ای اصفهان را نشان می دهد.

بر پایه گزارش های موجود به لحاظ کالبدی بازار اصفهان تا قبل از صفویه به شکل خطی و جهت شمالی-جنوبی بود و از دروازه طوقچی در شمال به دروازه حسن آباد در جنوب وصل می شد. پهنای این بازار 12 متر و سقف آن پوشیده از طاق های محدب و گنبد بود که روشنایی آن از طریق شکاف های روی سقف تأمین می گردید.

این همان بازاری است که رتانا هولود هم به آن اشاره می کند و معتقد است به صورت خیابان محوری بین دو محله کشک و کهران قرار داشته است و به تدریج از دروازه حسن آباد تا دروازه طوقچی ادامه یافت که بر خیابان هاتف و حافظ امروزی منطبق است. خیابان بازار سر پوشیده ای که امروز محله دردشت و کوشک را جدا می کند احتمالاَ باز مانده ای از بازار قبل از صفویه است. در عصر صفویه نیز ساخت و ساز ها در همین مشیر ادامه یافت. از قرن 7 تا 10 هجری قمری قیصریه قدیم (در شمال شرقی میدان عتیق) به عنوان یکی از مراکز اصلی داد و ستد بوده که شاردن در عصر صفویه از خرابی آن خبر می دهد.

در دوران اوزون حسن آق قویونلو بازارچه حسن آباد، دروازه جنوبی شهر (دروازه حسن آباد) و مسجد دروازه حسن آباد در محور جنوبی شهر ساخته شد که به نوبه خود پیش در آمدی بود بر توسعه محور جنوبی شهر از میدان عتیق به طرف کوه صفه که صفویان آن را دنبال کردند.

بازار و مسجد سار و تقی، کاروانسرای مقصود بیک و مسجد امام از جمله آثاری بودند که در دوره صفویه به این بازارچه اضافه شدند. امروزه یکی از پیشنهاد های سازنده در راستای رونق گردشگری اصفهان احیای بازار حسن آباد و اتصال آن به خیابان هشت بهشت و چهار باغ است. بازارچه به واسطه ی خطوط ارتباطی با بازار اصلی و دارا بودن سراها و کاروانسرا های متعدد چون سرای سکینه خاتون و رقیه خاتون و چند امامزاده و مسجد و مدرسه جزو بازار اصلی بوده و از بازارچه های متمایز است.

در برخی از منابع قرون 8 و 9 هجری قمری از وجود بازاری به نام بازار عرب ها در اصفهان یاد شده است که از مسجد جامع تا خیابان عبدالرزاق فعلی امتداد داشته است. علت نامگذاری بازار عرب ها به این نام، رفت وآمد دسته های مختلف اعراب در این قسمت شهر بوده است. مافروخی در این باره معتقد است که بنو تیم عرب در بنای اولیه مسجد جامع آثاری به وجود آوردند و عصار خانه و سرایی هم در این بازار به نام عربان وجود داشته است. محل دیگری هم در این بازار وجود داشته که وجود کاروان حجاج و تجمع آن ها در این مکان، آن را به نام عرب ها مشهور کرده بود. شاید با توجه به این که عندتاً کاروانسالار حجاج عرب عا بودند، این نام شهرت یافت. از این بازار کوچه ای منشعب می شده که به مناره و گنبد سلطان بخت آغا ملکه آل مظفر می رسیده است.

یکی از ویژگی های بازارها، ارتباطشان با کاروانسرا های خارج از حصار شهر است که از فواید آن ممانعت از ورود کاروان ها به داخل شهر و رفع مشکل تنگی و کمبود جا بود. در همین رابطه بازارچه حسن آباد نزدیک دروازه و کاروانسرای جنوبی شهر قرار داشت و کاروانیان از طریق تیمچه ها یا خان بار و اجناس خود را به بازار انتقال می دادند.

با توجه به وجود این بازارچه که دارای راسته های فرعی و اصلی بوده است، می توان سؤالاتی را در مورد این که آیا میدان نقش جهان قبل از صفویه هم دارای کاربری شهری بوده است یا نه مطرح کرد.

بازار اصفهان به شبکه ای از بازار های داخلی کشور متصل بود. از محصولات اصلی که بین شبکه بازار داخلی رد و بدل می شد؛ منسوجات و مواد خام مورد نیاز در آن مثل پنبه و به ویژه ابریشم بود.

یکی دیگر از بازار های دیدنی ایران در این زمان بازار کاشان است که در درون خود بازارهای دیگری نظیر بازار بزّاز ها، بازار کفّاش ها، بازار مسگر ها و بازار بزرگ را در بر می گیرد. ده ها تیمچه و کاروانسرا در طرفین بازار و اکثراً بر روی یک دیگر ساخته شده اند. علاوه بر آن تعدادی بازارچه به این بازار متصل می گردد.

با توجه به قدیمی ترین کتیبه موجود در مجموعه بازار یعنی بیتی که بر در چوبی بزرگ سرای زغالی ها واقع در بازار مسگر ها کنده کاریشده، قدمت بازار به قرن نهم قمری می رسد. هر چند اعتقاد بر قدمت این بازار به ادوار سلجوقی و قرن هفتم است.

بازار اصفهان از دوره باستان تا قاجاریه

بازار اصفهان در دوره صفوی

در دوره صفوی به ویژه از زمان شاه عباس و پایختی اصفهان، بازار این شهر به یکی از بازار های پر رونق ایران و جهان آن روز تبدیل شد. بر پایه روایت شاردن منظور از بازار در این دوره و پس از آن، مراکز داد و ستدی بودند که از یک کوچه بزرگ و مسقف تشکیل شده بودند. اغلب این بازار ها از آجر ساخته می شدند و سقف های آن ها طاقی شکل بودند. بعضی از آن ها گنبد هم داشتند.

ژان اوتر در توصیف بازار های اصفهان چنین می نویسد:« دکان ها و دکه های بازرگانان و صنعت گران اسپاهان در بازار است،بازار ها همان کوچه های سر پوشیده و تاقداری است که هر گنبد آن دریچه ای دارد که از آن نور به درون بازار می تابد».

بازار فقط محل مبادله کالا نبود. در هر بازاری، مسجد و مدرسه هم وجود داشت. در بازار بزرگی مانند قیصریه یک دارالشفاء ایجاد شده بود. بر اساس آماری که شاردن ارائه می دهد در شهر اصفهان، دویست و چهل باب بازار و کاروانسرا وجود داشت.

در ادامه معرفی تاریخچه بازار اصفهان، در هر گوشه از میدان و این بازار ها، کالاهای خاصی فروخته می شدند. شاه عباس اول، محل فروش هر نوع کالا را در میدان نقش جهان مشخص کرد. ترتیبی که تا پایان دوره صفوی کماکان باقی ماند.

نخست در کنار مسجد شاه، بازار چهارپایان قرار داشت که فقط در ابتدای روز (بامدادان) بر پا می شد، بعد از آن به ترتیب بخش مرغ فروشان، خشکبار فروشان، مسگران، آهنگران، چلنگران و سراجانی قرار داشت که زین و برگ نیمدار می فروختند. بعد از آن محل کلاه پوستی فروشان قرار داشت که به دو بخش مسلمانان و مسیحیان تقسیم می شدند.

بازار چرم های ضخیم و لطیف و پوشاک نیمدار بزرگ و پارچه های کتانی زمخت و حلاجان در کنار این بازار واقع بودند. پس از آن مسگران و صرافان مستقر بودند. در انتهای میدان میوه فروشان، سبزی فروشان، قصابان و آشپزان قرار داشتند.

در سمت راست مسجد جامع عباسی، در منطقه سراجان، محل فروش کاغذ، قلم، مرکب، قلم تراش و سایر ابزار های تحریر بود.

در کنار مسجد شیخ لطف الله، دو کاروانسرای گلپایگان و حلاجان قرار داشتند. در کاروانسرای حلاجان یک قپان شاهی قرار داشت که شاه عباس آن را برای وزن کردن پنبه در آنجا قرار داده بود.

در مجموعه وقفیات شاه عباس برای مسجد جامع عباسی در سال 1023 ه ق دو دکان عطاری وجود داشت که در کنار درب همان مسجد واقع بودند.

تاورنیه گزارش کرده که در کنار بازار مسگر ها در میدان نقش جهان، یک بازار و کاروانسرای بسیار خوب وجود داشت که در آن مشک و پوست های مختلف مانند خز و چرم های روسی فروخته می شد.

به نوشته دولیه دلاند، میدان نقش جهان مانند یک بازار مکاره بود. دوبار در هفته در آن اسب می فروختند و کاسبکاران هر روز دکه های متحرک بر پا می کردند. میدان در روز های جمعه در اختیار روستائیانی قرار داشت که چهارپایان و صنایع خود از قبیل اسب، شتر، قاطر، الاغ، درب، پنجره، قفل و سایر اشیا را برای فروش در آنجا عرضه می کردند. انواع و اقسام میوه ها و سبزیجات هم در روز جمعه توسط روستایی ها در این میدان فروخته می شد. در روز های معمولی در وسط میدان، چوب و زغال فروخته می شد.

بازار قیصریه مهم ترین بازار اصفهان به شمار می رفت. به نوشته دولیه دولاند در آن جا زیبا ترین کالا ها به فروش می رفت.

کمپفر این بازار را معیار خوبی برای اظهار نظر درباره رفاه اجتماعی و توسعه تجارت در اصفهان می داند. در این بازار، انواع و اقسام پارچه های پشمی، زری، منسوجات پنبه ای و ابریشمی و انواع کالا های خارجی فروخته می شد.

دلاواله، بازار قیصریه را محل فروش ماهوت و سایر پارچه ها می داند. این بازار عریض و مرتفع از دو طبقه تشکیل شده است و حدود صد و پنجاه متر طول و هشت متر عرض دارد.

بازار قیصریه و سایر بازار ها و دکان های میدان را صنعت گران و بتزرگانانی در اختیار داشتند که در سی و سه صنف سازمان دهی شده بودند. هشت صنف درگیر تولید پارچه و دوخت و دوز و فروش لباس بودند، این صنف ها عبارت بودند از: 1. بافندگان زربفت طلا و نقره و حریر 2. بافندگان زربفت ابریشم و سایر پارچه ها 3. رنگرز ها و چاپگران روی ابریشم و کتان 4. خیاط، کلاه دوز، جوراب باف، پوستین دوز و متخصصان دوخت و اتوی لباس 5. بزازان که شال و برخی از انواع زربفت ها را می دوختند.

علاوه بر بازار قیصریه تعداد دیگری بازار بزرگ و کوچک و کاروانسرا هم در اطراف این میدان وجود داشت. این بازار ها عبارت بودند از: بازار صحافان، بازار صندوق سازان، بازار سراجان، بازار نخ تابان و خراطان، بازار کفش فروشان، بازار دگمه دوزان و قلاب دوزان، بازار دست فروشان، بازار عطاران و قنادان و دارو فروشان، بازار آشپزان، بازار وراقان (کتاب فروشان)، بازار نقده دوزان و چپق فروشان، بازار تیر و کمان فروشان، بازار شمشیر سازان و ساغری فروشان.

در مورد بازار سایر شهر های استان اصفهان اطلاعات بسیار کمی در منابع وجود دارد. حتی در مورد شهر مهم کاشان هم اطلاعات موجود بسیار اندک است. در حالی که دوره صفویه مخصوصا پس از شاه عباس اول یکی از دوران اوج و شکوفایی بازار کاشان بود. شاه عباس علاقه ی خاصی به شهر کاشان داشت تا جایی که وصیت کرد او را در جوار حبیب بن موسی (ع) کاشان به خاک بسپارند. در این زمان بود که بازار کاشان کسترش یافت. سراها، کاروانسرا ها، بازار ها و مغازه های متعددی در آنجا ساخته شد. دلاواله در مورد موقعیت تجاری شهر کاشان چنین می نویسد:« می توان گفت از نظر تجارت، مرکزی برای داد و ستد است و تجارتی قوی دارد»

به نوشته تاورنیه بازار های کاشان بسیار زیبا و با طاق های زیبا پوشیده شده بودند. جملی کارری بازار کاشان را وسیع، جالب و دیدنی توصیف می کند. به نوشته کرنلیوس لبرورن در شهر کاشان بازاری وجود داشت که در آن لباس، انواع ابریشم و رنگ های شاد و زیبا فروختهمی شد. یکی دیگر از بازار های مهم شهر کاشان، بازار قطانان و کرباس فروشان بود.

بازار اصفهان در دوره قاجار

اصفهان در فاصله سال های 1291 تا 1325 ه ق / 1873 تا 1907 م از شهر های مهم تجاری ایران محسوب می شد که سهم مهمی در اقتصاد و در آمد کشور داشت. با این وجود بخش های مختلف اقتصاد اصفهان به تبع اقتصاد ملی در مرحله سنتی و قدیمی باقی مانده بود و اساس اقتصاد شهر بر پایه کشاورزی بود. صنعت اصفهان در برابر کالا ها و مصنوعات خارجی از رمق افتاده بود. بازار های اصفهان همان بناها و بازار های دوره های دیلمیان، سلجوقیان، آل مظفر و صفویه بود که پس از فرو پاشی دولت صفوی آسیب زیادی دیده بود.

بازار قیصریه، بازار سماور ساز ها، بازار زرگر ها، بازار تفنگ ساز ها، بازار رنگرز ها، بازار ریخته گر ها، بازار کفشدوز ها، بازار عرب ها، بازار تالار یا بازار نیم آور، بازار گلشن یا جارچی، بازار دروازه اشرف از جمله بازار های شهر اصفهان بودند. بازار های پیرامون میدان کهنه که پس از احداث میدان نقش جهان در دوره صفوی از اهمیت آن کاسته شد، نیز فعال بودند. اصفهانی محدوده این میدان و بازار های پیرامون آن را چنین بیان می کند:« در شمال آن بازار خروجب بزازان است، حد جنوبی آن بقعۀ هارون ولایت است و چنان می نماید که این حدود به همین قرار بوده، اما حد شرقی آن راهی است که گویا سابقاً جزو میدان بوده و الحال در های حمام نو و کرسی بر دیوار شرقی آن است».

در اطراف میدان دکان های مختلف فعال بودند. میدان به سه قسمت تقسیم می شد. در قسمت شمال آن میوه جات و سبزیجات به فروش می رسید، قسمت میانی آن سقفی چوبی داشت و مغازه های میوه فروشی در آن استقرار یافته بودند. بازارچه ای نیز در آنجا وجود داشته که صنف آهنگران در آن مشغول به کار بودند. بساط انداز ها در اطراف این بازارچه مستقر می شدند و در پیرامون این بازار به خرید و فروش مشغول بودند. در سمت مغرب بازار نجف آبادی ها قرار داشت که محصولات خشکبار خود را به فروش می رساندند. در قسمت جنوبی میدان محل فروش ذغال، هیزم و یوشان (جوافشان) بود.در نزدیکی این محل اکثر مغازه ها به علافی و ذغال فروشی اشتغال ذاشتند. در اطراف میدان نیز چندین کاروانسرای بار انداز برای کاروانیان وجود داشت.

غیر از بازار های مذکور محلات نیز دارای بازار هایی محلی بودند که به آن ها بازارچه گفته می شد از جمله می توان به بازارچه چهارسو شیرازی ها که در محله چهارسوق شیرازی ها قرار دارد و بازار بزرگی بوده که تنخا بازار بدون سقف اصفهان به حساب می آمده است، به بازار بید آباد و دردشت اشاره کرد. بازار غاز نیز از شهرت زیادی برخوردار بود که از آخر محله گلبهار تا بازار میدان کهنه امتداد داشت. بازارچه بلند نیز از جمله بازارچه های مهم بود که درب آن در خیابان چهارباغ در جوار مدرسه سلطانی قرار داشت. به گفته اصفهانی بازارچه مذکور دو طبقه بوده و بعد از بازار قیصریه زیبا ترین بازار اصفهان به شمار می رفت. بازارچه معروف دیگر چهارسو نقاشی است که به گفته اصفهانی بسیار شبیه به بازار قیصریه با عرضی بیشتر و طول کمتر داشته است و حد فاصل محله خواجو و محله حسن آباد قرار دارد.

بازار محل فعالیت تجار، پیشه وران و اهل حرف بود. تجار و بازرگانان فعال در بازار بر اساس میدان فعالیت ایشان دسته بندی می شدند. تجار بزرگ که به صادرات و واردات کالا به خارج از کشور مشغول بوده و در حوزه های گوناگون سرمایه گذاری می کردند. تجار متوسط و کوچک با سرمایه محدود تر که عمده معاملات آن ها در محدوده داخل کشور انجام می شد و گروه دیگر بنکدار ها که رابطه بین تجار و خرده فروشان بازار بودند. در بازار های اسلامی تجار بزرگ از موقعیت ممتازی برخوردار بودند و جایگاه آن ها از کسبه و پیشه ورانی که اصناف را تشکیل می دادند متفاوت بود. به عبارتی دیگر می توان گفت تجار در رأس هرم قدرت و ثروت بازار قرار داشتند. آن ها مانند اصناف دارای تشکیلات صنفی نبوده و تحت نظر حکومت بودند.

شاه رئیسی با لقب ملک التجار از میان تاجران انتخاب می کرد تا واسطه میان وی و تجار باشد. در دوره قاجار نیز در شهر های بزرگ یک نفر از میان تجار به عنوان رئیس التجار از سوی شاه منصوب می شد و غالباً این منصب به صورت موروثی انتقال می یافت. از القاب دیگر تجار در زمان قاجار می توان به امین التجار، معتمد التجار، معین التجار، مؤتمن التجار و ناظم التجار اشاره کرد.

تجار با نظارت بر بازار های محلی و فعالیت در گرد آوری و صادرات مواد خام و مصنوعات داخلی و واردات مواد مورد نیاز، دارای قدرت اقتصادی بودند. علاوه بر آن تجار بزرگ با اعضای قدرتمند حکومت در ارتباط بودند. نزدیکی با سران دولت امکان و امتیازاتی ویزه برای آن ها مانند واگذاری ریاست ضرابخانه به محمد حسن امین الضرب فراهم می ساخت.

صرافی نیز از مشاغل مهم فعال در بازار بود که بازرگانان برای معاملات پولی و تجارت خارجی به آن ها نیازمند بودند. پیش از فعالیت سیستم بانکداری جدید صرافی بر کلیه نظام پولی کشور مسلط بود. خرید و فروش و تبدیل مسکو کات و خرید و فروش برات و صدور حواله از جمله فعالیت های ایشان بود. بازار های شهر های اصفهان، تهران، تبریز، بوشهر و شیراز دارای صرافان معتبری بود که در داخل کشور و در مبادله ارز های خارجی فعالیت داشتند. تحویلدار، صرافان اصفهان را به سه دسته رباخواران، صرافان کوچک که به مردم قرض های کوتاه مدت می دادند و به صرافان دوره گرد معروف بودند و صرافان بزرگ که دارای حجره بودند و به تجار بزرگ قرض می دادند؛ تقسیم می کند.

با رشد تجارت فرصت های جدید مانند نشر بیجک برای صرافان به وجود آمد. بیجک سندی بود که صرافان بوسیله آن وصول مبلغی را ثبت می کرد و با وعده عندالمطالبه یا کوتاه مدت پرداخت می نمود و بر حسب میزان شهرت و اعتبار صراف در بازار رواج می یافت. این فعالیت در بازار اصفهان نیز رایج بود. اما با تشکیل بانک شاهی کار صرافی ها به کسادی کشید و کار نشر اسکناس به بانک اختصاص یافت.

منابع

بازار و بازاریان در تمدن اسلامی | رحیم شبانه | پارسه | شماره 27 | پاییز و زمستان 1397

تاریخ حِرَف، صنایع و تجارت استان اصفهان از دوره باستان تا انقلاب اسلامی - جمعی از نویسندگان

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید