امروز: پنج شنبه, ۲۸ تیر ۱۴۰۳ برابر با ۱۱ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
کد خبر: 287122
۴۷۷
۱
۰
نسخه چاپی

بحران میانسالی: هنگامی که هویت و هدف در میان راه زندگی گم می‌کند

بحران میانسالی هم در زنان و هم در مردان رخ می‌دهد. آیا با رسیدن به میانسالی، از زندگی خود احساس نارضایتی می‌کنید؟ در این مطلب توضیح می‌دهیم بحران میانسالی چیست و درباره نشانه‌های بحران میانسالی، علت‌های آن و چگونگی یافتن آرامش در این مرحله استرس‌زا از زندگی می‌آموزید.

بحران میانسالی: هنگامی که هویت و هدف در میان راه زندگی گم می‌کند

بحران میانسالی هم در زنان و هم در مردان رخ می‌دهد. آیا با رسیدن به میانسالی، از زندگی خود احساس نارضایتی می‌کنید؟ در این مطلب توضیح می‌دهیم بحران میانسالی چیست و درباره نشانه‌های بحران میانسالی، علت‌های آن و چگونگی یافتن آرامش در این مرحله استرس‌زا از زندگی می‌آموزید.

بحران میانسالی چیست؟

اکنون به طور کامل توضیح می‌دهیم بحران میانسالی چیست. «میانسالی» (Midlife) تقریباً بین ۴۰ تا ۶۰ سالگی اتفاق می‌افتد. یک باور رایج در مورد این مرحله از زندگی وجود دارد. آن هم این‌که باید انتظار داشته باشید درباره هویت، انتخاب‌های خود در زندگی و مدت ‌‌زمان حیات خود با آشفتگی درونی روبه‌رو شوید یا به عبارت دیگر، حتما باید با بحران میانسالی دست‌وپنجه نرم کنید.

الیوت ژاک (Elliott Jacques)، روانکاو، اصطلاح «بحران میانسالی» (midlife crisis) را در دهه ۱۹۶۰ مطرح کرد. به گفته او، به نظر می‌رسد بیماران در اواسط تا اواخر دهه چهارم زندگی، مرگ را به خود نزدیک احساس می‌کنند و به همین علت، یک دوره افسردگی و تغییرات ناگهانی در سبک زندگی‌شان را پشت سر می‌گذارند. پس از اظهار نظر ژاک، این ایده که بحران میانسالی یک قطعیت بیولوژیکی است، گسترش یافت.

امروزه بحران میانسالی معمولاً با باورهای کلیشه‌‌ای مثل خرید ماشین‌های شیک و پایان دادن ازدواج توسط مردان میانسال مرتبط است.

درست است که برخی از مطالعات نشان می‌دهند با رسیدن افراد به میانسالی، رضایت از زندگی و شادی کاهش می‌یابد و خیلی از افراد بحران میانسالی را تجربه می‌کنند، اما باید به این نکته توجه کنید که این موضوع درباره تمام افراد صدق نمی‌کند و یا حتی گاهی کاهش شادی محسوس نیست. همچنین در برخی از مطالعات، به نظر می‌رسد که رضایت افراد از زندگی با ورود به میانسالی افزایش و سپس با ورود به سال‌های آخر زندگی کاهش می‌یابد. بنابراین، برای بسیاری از مردم، «بحران» اصطلاح مناسبی برای توصیف تجربه میانسالی آن‌ها نیست. در مطالعات، تنها حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از بزرگسالان ادعا می‌کنند که بحران میانسالی را تجربه کرده‌اند.

برخی از ما وقتی که وارد سال‌های بحران میانسالی می‌شویم، استرس‌های جدیدی را تجربه می‌کنیم. در حالی که بحران میانسالی یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر است اما اهمیت چندانی ندارد. با این وجود شاید شما از مسیر شغلی خود پشیمان شوید و احساس کنید در دام تصمیمات غلط مالی خود گرفتار شده‌اید، نگران کاهش توانایی‌های بدنی خود باشید یا به خاطر اهدافی که از دست داده‌اید، ناراحت باشید.

برخی افراد نیز با رسیدن به میانسالی، شاهد تغییر یا افزایش مسئولیت‌های‌شان هستند. شما ممکن است مراقبت از یک والدین سالخورده را شروع کنید، یا مجبور شوید بپذیرید که مثلاً فرزندان‌تان مستقل‌تر شوند.

بسته به شرایط و دیدگاه شما، میانسالی می‌تواند یک زمان استرس‌زا و گیج‌کننده و یا زمانی برای رشد، ثبات و شادی باشد.

یادگیری علائم و علل بحران میان سالی می‌تواند به شما کمک کند تا راه‌هایی را برای مقابله با استرس‌های رایجی که در دوره‌ی بحران میانسالی به وجود می‌آیند، شناسایی کنید و راه‌هایی برای پیشرفت بیابید.

شدت علائم بحران میانسالی می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. جنسیت همچنین می‌تواند در چگونگی بروز بحران میانسالی نقش داشته باشد. زنان ممکن است به احتمال زیاد دوره‌ای از درونگرایی را پشت سر بگذارند، زیرا دیگر به جای اولویت دادن به مشکلات و نیاز دیگران، به خود و نیازهای جسمی/روانی‌شان می‌پردازند.

از سوی دیگر، مردان ممکن است احساس کنند که تصمیمات گذشته آن‌ها، گزینه‌های محتمل برای تصمیمات آینده‌شان را محدود کرده است.

علائم میانسالی

در ادامه از چند علامت نام می‌بریم که باید مراقب آن‌ها باشید:

اندوه و تأسف عمیق از نشانه‌های بحران میانسالی

شاید در مورد فرصت‌های از دست رفته در روابط یا شغل، نشخوار ذهنی کنید. این عمل منجر به نارضایتی عمیق از زمان حال و تمایل به نادیده گرفتن جنبه‌های خوب زندگی‌تان می‌شود.

بی‌قراری و خیال‌پردازی

ممکن است از کارهای روزمره خود، چه برنامه کاری یا سایر مسئولیت‌ها، احساس خستگی کنید. شاید شما شروع به خیال‌پردازی کنید که اگر مسیر شغلی متفاوتی را دنبال می‌کردید یا با شخص دیگری ازدواج می‌کردید، زندگی‌تان چگونه بود. رویاپردازی درباره تغییر اتفاقاتی که در گذشته رخ داده‌اند، می‌تواند تغییر اتفاقاتی را که هم‌اکنون برای شما می‌افتند، سخت‌تر کند.

تحریک‌پذیری

احساس این‌که تصمیمات گذشته، شما را درگیر و یا پتانسیل شما را محدود کرده‌اند، می‌تواند منجر به حملات ناگهانی عصبی شود. حتی ممکن است از همسر، والدین سالخورده یا نزدیک‌ترین دوستان‌تان به خاطر اتفاقات جزئی، عصبانی شوید.

نوستالژی

به جای تمرکز بر نکات مثبت زمان حال، شروع به رویاپردازی درباره سبک زندگی گذشته خود می‌کنید. شاید به یاد بیاورید که قبلا چه‌قدر ورزشکار بوده‌اید یا حلقه اجتماعی شما در دانشگاه چه‌قدر گسترده بوده است.

رفتار تکانش‌گرانه و اغراق‌آمیز از نشانه‌های بحران میانسالی

ممکن است شروع به خریدهای بزرگ کنید یا مصرف الکل و مواد مخدر را افزایش دهید تا با احساس نارضایتی کنار بیایید. برخی افراد به دلیل کسالت یا استرس، شروع به زیاده‌روی در غذا خوردن می‌کنند.

هیچ یک از این رفتارها به طور کامل شما را راضی نمی‌کنند، اما می‌توانند عواقبی داشته باشد که سلامتی‌تان را به خطر بیندازد.

تغییرات در میل جنسی

برخی از افراد افزایش میل جنسی را تجربه می‌کنند در حالی که در برخی دیگر، تمایل به رابطه جنسی کاهش پیدا می‌کند. بعضی از افراد ممکن است به فکر خیانت باشند یا درگیر خیانت شوند، زیرا درباره رابطه فعلی خود شک دارند. همچنین امکان دارد آن‌ها در فکر خود به دنبال قرار گذاشتن با فردی بسیار جوان‌تر از خود باشند؛ این افکار ممکن است با احساس عدم امنیت‌شان در مواجهه با پیری ارتباط داشته باشد.

تغییرات در خواسته‌ها و اهداف

ممکن است ناگهان انگیزه ایجاد تغییراتی در زندگی خود داشته باشید، مانند نقل مکان به یک منطقه جدید، خرید خانه جدید یا دستیابی به موقعیت بالاتر در محل کار. این اتفاق می‌تواند تلاشی برای تصحیح «تصمیمات بد گذشته» باشد. از سوی دیگر، وقتی شروع به زیر سوال بردن هدف زندگی خود می‌کنید، ممکن است انگیزه کم‌تری برای رسیدن به اهداف دیگر داشته باشید.

برخی از این علائم ممکن است به راحتی با علائم افسردگی اشتباه گرفته شوند. دانستن تفاوت بین افسردگی و بحران میانسالی می‌تواند به شما در حل مشکل کمک کند.

علل بحران میانسالی چیست؟

حال می‌گوییم دلایل بروز بحران میانسالی چیست. ایده بحران میانسالی ممکن است تا حدی یا بیشتر، توسط مسائل فرهنگی شکل گرفته باشد. بد نیست بدانید برخی فرهنگ‌ها مفهوم بحران میانسالی یا حتی خودِ میانسالی را قبول ندارند.

با این حال، جامعه غربی تمایل دارد که پیری جسمانی را به صورت منفی ترسیم کند. این اتفاق به این شکل رخ می‌دهد که جامعه در مقابلِ خاکستری نشان دادن پیری، جوانی را تجلیل می‌کند.

تاکید بیش از حد بر پیری و کاهش توانایی‌های جسمانی می‌تواند باعث شود که پیری، دورنمای ترسناکی به نظر برسد. همچنین یافتن محصولاتی که نویدبخش کاهش چین و چروک‌های «بدخیم» و موهای خاکستری باشند، کار سختی نیست که به این معنی است که با افزایش سن، جذابیت کمتری خواهید داشت.

منفی‌بافی در مورد پیری ممکن است باعث شود که با رسیدن به میانسالی، احساس ناامیدی یا کاهش عزت نفس کنید و درگیر نشانه‌های بحران میانسالی شوید. احتمال دارد احساس کنید مجبور هستید با شک و شبهه پیشرفت خود را در زندگی دوباره ارزیابی کنید و یا این دوره زمانی را صرفاً یک گذار به دوران پیری بدانید و نه بیشتر.

البته، استرس‌ها یا موقعیت‌های بحرانی بسیار ملموس در دوران بزرگسالی نیز می‌توانند باعث تشدید یا شروع بحران میانسالی شوند. این عوامل استرس‌زا می تواند شامل تغییراتی در سلامت جسمانی، روابط اجتماعی، شغل یا امور مالی شما باشد. در ادامه دلایل مهم بروز بحران میانسالی را بررسی می‌کنیم.

تغییرات فیزیکی از علل بحران میانسالی

شاید با رسیدن به میانسالی شما دیگر مثل سابق نباشید. حتی ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به بیماری‌هایی مانند فشار خون بالا و انواع بیماری‌های قلبی و عروقی باشید. این تغییرات فیزیکی می‌تواند باعث شود که شما نسبت به آینده، احساس ناامیدی یا ترس داشته باشید و نشانه‌های بحران میانسالی را بیشتر تجربه کنید.

زنان یائسگی را تجربه خواهند کرد که با علائم مختلفی مانند گرگرفتگی، تغییرات خلق و خو و مشکل در خواب همراه است. همه این‌ها ممکن است به افزایش استرسِ کلی و بحران میانسالی منجر شود.

مردان ممکن است با افزایش سن‌شان، بین ۳۰ تا ۴۰ سالگی، کاهش تدریجی تستوسترون را تجربه کنند. با این حال، عواملی مانند بیماری، سوء مصرف الکل، عوارض جانبی داروها و افزایش چربی بدن نیز می‌توانند تستوسترون را کاهش دهند. تستوسترون پایین می‌تواند منجر به علائم ناراحت‌کننده‌ای مانند افسردگی، کاهش میل جنسی و مشکل در خواب شود. همگی این علائم بروز بحران میانسالی را تشدید می‌کنند.

تغییر پویایی خانواده

بسیاری از والدین در میانسالی، سندرم آشیانه خالی را تجربه می‌کنند (سندرم آشیانه خالی به غم و اندوهی اشاره دارد که بسیاری از والدین آن را هنگامی حس می‌کنند که فرزندان‌شان مستقل می‌شود و خانه را ترک می‌کنند. این عارضه معمولاً در زنان به این علت شایع‌تر است که برای فرزند خود در دوران جنینی، نقش مراقب اولیه را داشته‌اند.) هنگامی که نقش خود را به عنوان والدین ارزیابی و بر اتفاقاتی که در حال رخ دادن هستند، تمرکز می‌کنید، ممکن است احساس تنهایی یا احساس پوچی کنید و دچار بحران میان سالی شوید.

همچنین امکان دارد تغییراتی را در روابط خود با والدین خود تجربه کنید. ایفای نقش مراقبتی برای والدین سالخورده می‌تواند از نظر جسمی و روحی استرس‌زا باشد. یا مثلا فوت والدین می‌تواند تغییرات متعددی در زندگی‌تان ایجاد کند.

طلاق رویداد دیگری است که ممکن است باعث یک میانسالی آشفته و بروز بحران میانسالی شود. جدایی از یک شریک زندگی که طولانی مدت با او بوده‌اید، می‌تواند منجر به احساسات متناقضی مانند غم و اندوه یا عصبانیت و سردرگمی شود. اگر بچه دارید، طلاق نیز می‌تواند بر میزان صمیمیت خانواده شما تاثیر بگذارد.

تغییرات شغلی

یک نظرسنجی توسط  Indeed (سرویسِ رایگان کاریابی، برای جویندگان کار) در سال ۲۰۱۹ انجام شد که نشان داد افرادی که قصد تغییر شغل دارند، به طور متوسط در ۳۹ سالگی این کار را انجام می‌دهند. بسیاری از افراد با وارد شدن به میانسالی، مسئولیت‌های کاری جدیدی را می‌پذیرند و انجام می‌دهند.

به این موضوع دقت کنید که گاهی اگر شغل خود را تغییر ندهید، ممکن است در شغل فعلی خود به موقعیت‌های بالاتری برسید. حتی اگر موقعیت‌های جدید دستمزد بالاتری ارائه دهند، مسئولیت‌های جدیدی به همراه خواهند داشت که استرس شما را افزایش می‌دهند.

بسیاری از میانسالان متوجه می‌شوند که حرفه آن‌ها در حال سقوط است. همچنین سقوط در چاه روزمرگی می‌تواند باعث اتفاقاتی از قبیل نارضایتی در محل کار شود. در ادامه به دیگر علل بحران میانسالی می‌پردازیم.

تغییرات در وضعیت مالی از علل بحران میانسالی

بسیاری از رویدادهای ذکر شده می‌توانند بر ثبات مالی شما تأثیر بگذارند. ممکن است نیاز داشته باشید به عنوان شخصی که مراقب والدین خود است، پول بیشتری خرج کنید. یا شاید تغییر شغل، باعث اتفاقاتی شود که مجبور باشید در تعیین خرج و مخارج خود تجدیدنظر و از برخی نیازهای غیرضروری چشم‌پوشی کنید.

از دست دادن شغل و تغییرات ناگهانی در بازار کار، آن هم در زمانی که احساس می‌کنید باید امنیت روانی بیشتری داشته باشید هم می‌تواند باعث فشار مالی شود.

اگر فرزندان بزرگسالی دارید که مشکلات مالی را تجربه می‌کنند، ممکن است با استرس بیشتری دست و پنجه نرم کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که والدین میانسال زمانی که به نظر می‌رسد آینده اقتصادی فرزندان‌شان در خطر است، دچار اضطراب می‌شوند و بیش از پیش در معرض افسردگی قرار می‌گیرند.

ناملایمات دوران کودکی به عنوان یک عامل خطر

برخی از تجربیات دوران کودکی می‌توانند حتی در بزرگسالی باعث افزایش خطراتِ مرتبط با سلامتی و بروز بحران میانسالی شوند. این عوامل مختل‌کننده سلامتی ممکن است میانسالی شما را بیشتر دچار استرس کند و باعث افزایش بحران در شما شود.

به عنوان مثال، تجربه مرگ والدین در کودکی می‌تواند احتمال افسردگی و بحران میان سالی را در آینده افزایش دهد. بزرگ شدن در فقر می‌تواند خطر ابتلا به استرس مزمن و بیماری قلبی را در بزرگسالی بالا ببرد. رفتار بد والدین یا تجربه کشمکش‌های طلاق آن‌ها می‌تواند اثرات منفی مشابهی داشته باشد.

برای هموارتر شدن مسیر میانسالی، استراتژی‌های مختلفی برای رویارویی با بحران وجود دارد که می‌تواند به شما در مدیریت عوامل استرس‌زای میانسالی کمک کند. امیدواریم که به درستی توضیح داده باشیم بحران میانسالی چیست و چه علائم و نشانه‌هایی دارد.

  • منبع
  • کاربوم

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید