امروز: دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۱۹ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 275016
۴۳۶
۱
۰
نسخه چاپی

تعریف مال در قانون | انواع مال | اموال منقول | انواع اموال منقول | اموال غیرمنقول | انواع اموال غیرمنقول

تعریف مال در قانون | انواع مال | اموال منقول | انواع اموال منقول | اموال غیرمنقول | انواع اموال غیرمنقول

اموال در علم حقوق به دو دسته کلی تقسیم می­ شوند: اموال منقول و اموال غیرمنقول.

تعریف مال در قانون

در قانون تعریفی از مال نشده است اما با توجه به مواد قانون مدنی می توان آن را این گونه تعریف کرد : مال چیزی است که مفید باشد و یک نیاز اعم از مادی یا معنوی را رفع کند و همچنین قابل اختصاص یافتن به شخص معینی باشد.

بنابراین برای اینکه چیزی مال محسوب شود باید 3 ویژگی را داشته باشد :

1- مال باید مفید و ضروری باشد و به اصطلاح منفعت عقلانی داشته باشد یعنی از نظر عقل مال ارزش و منفعت دارد . بنابراین چیزی که ضروری نیست یا منفعتی ندارد مال محسوب نمی شود . مثلا ده شاهی مال محسوب نمی شود .

2- مال باید یک نیاز مادی یا معنوی را بر طرف کند یعنی یا باید یکی از نیازهای فیزیکی انسان و یا یکی از نیازهای روحی او را بر طرف کند برای مثال یک قطعه سنگ یا تکه چوب نیازی از فرد بر طرف نمی کند و افراد بابت آن پولی پرداخت نمی کنند . در گذشته مال بیشتر کالا مادی را در نظر می گرفت اما به مرور زمان و پیشرفت جوامع مال دیگر محدود به کالا نیست و مواردی جز دسته اموال قرار گرفت که کالای مادی نبودند اما مال محسوب می شوند . برای مثال امروزه حق تالیف و حق سر قفلی هم چون موجب آثار و پیامدهای مالی می شوند و افراد از آن سود می برند و نسبت به ان مالکیت دارند ، مال محسوب می شوند .

3- مال باید قابلیت اختصاص یافتن به شخص داشته باشد و افراد بتوانند مالک آن شوند . بنابراین برخی از اموال که مفید و ضروری هستند اما نمی توانند به شخص خاصی تعلق داشته باشند مال محسوب نمی شوند ، مانند ماه و دریای آزاد . این اموال به دلیل اینکه برای استفاده همه بشر هستند نمی توانند به کسی تعلق داشته باشند.

انواع مال

در قانون مدنی اموال بنا بر موضوعات مختلف به چند دسته تقسیم می شوند. از این رو انواع مال عبارتند از :

1- مال مادی و مال غیر مادی

مال گاهی شی خارجی، ملموس و قابل دیدن است مثل خانه، اتومبیل و ... است که در واقعیت وجود دارند، به این اموال، مال مادی می گویند. گاهی هم موضوع مال در واقعیت محسوس و قابل رویت نیست مثل حق اختراع که در عالم خارج وجود ندارد اما درنهایت منجر به یک فایده مادی است ، این نوع اموال، مال غیر مادی هستند.

2- عین و منفعت

این تقسیم بندی مخصوص دسته بندی اموال مادی است که در مورد قبل گفته شد . عین که جمع آن اعیان است ، مالی است که وجود خارجی دارد و انسان می تواند آن را لمس کند مانند خانه یا یک جفت کفش.

منفعت، مالی است که با حواس پنجگانه حس نمی شود اما می توان وجود آن نفع را در یک عین تصور کرد. برای مثال خانه یک عین است، وقتی خانه ای به اجاره داده می شود، در واقع صاحب خانه ، منفعت استفاده از خانه را به مستاجر داده است . مستاجر بدون اینکه مالک خود خانه باشد ، مالک منفعت استفاده از خانه است . این نوع از منفعت در حقوق مال محسوب می شوند .

3- مال مصرف شدنی و مال قابل بقا

برخی از اموال وقتی مورد استفاده متعارف قرار می گیرند تمام می شوند مانند غذا ، میوه و... که به آنها مال مصرف شدنی یا تمام شدنی می گویند . در مقابل استفاده از برخی اموال باعث تمام شدنشان نمی شود مانند گوشی تلفن و یا دوچرخه که به آنها مال قابل بقاء گفته می شود.

4- مال منقول و مال غیر منقول

این تقسیم بندی از جهت قابلیت و عدم قابلیت جا به جای اموال است. مال منقول مالی است که می توان آن را از مکانی به مکان دیگر جا به جا کرد اما مال غیر منقول قابلیت جا به جایی ندارد .

5- مال مثلی و مال قیمی

مال مثلی مالی است که مانند و نمونه آن زیاد است و می توان نمونه های آن را به جای هم قرار داد مانند حبوبات . اما مال قیمی مالی است که شبیه و مانند آن زیاد نیست و منظور تنها یک مال مشخص است برای مثال آپارتمان با شماره پلاک 564 یا یک نسخه کتاب خطی .

6- مال مفروز و مال مشاع

مال مفروز مالی است که کل مال در مالکیت یک نفر قرار دارد اما مال مشاع مالی است که چند نفر با هم در آن شریک باشند .

اموال منقول

منقول از نظر لغوی؛ به معنای قابل حمل، دارایی منقول، انتقال ­یافته، برداشته ­شده، به کار رفته است. در قانون مدنی اموال منقول به اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آید، گفته شده است؛ مانند اثاثیه منزل، ماشین، کشتی، بخاری، کولر و غیره.

انواع اموال منقول

اموال منقول را می توان به دو دسته تقسيم نمود. اموال منقول ذاتی و اموال در حكم منقول.

ذاتی: اموال قابل حس و لمس هستند که قابلیت جابجایی دارند مانند: خودرو، مداد، هواپیما و …..

در حکم منقول: اموال منقولی که در حکم منقول محسوب می‌شوند؛ آن دیونی است که به لحاظ صلاحیت محاکم قضایی، در حکم منقول شناخته می‌شود.

- حقوقی که موضوع آن وجه نقد/اشیا منقول باشد مثل حق وثیقه
- حق انتفاع از اموال منقول
- دعواهایی که مربوط است به استرداد حق مالکیت/حق انتفاع اموال منقول
- حق مخترع و مؤلف نسبت به تالیفات و اختراعات خود، به عبارتی حقوق معنوی
- حقوق افراد در شرکت‌ها نسبت به سهامشان

الف ـ اموال منقول ذاتی

اموالی است كه قابل حس و لمس و قابل نقل باشد. البته ممكن است قانونگذار بنا به ملاحظاتی و مصالحی در پاره‌ای موارد احكام غيرمنقول را بر اين اموال بار نمايد.

ب ـ اموال در حكم منقول و يا اموالی كه به تابعيت از اموال منقول، منقول تلقی می شود

شامل حقوق و منافعی است كه موضوع و متعلق آن منقول باشد. ماده 20 كليه ديون را از حيث صلاحيت محاكم در حكم منقول دانسته است اينگونه اموال را می توان شامل انواع زير دانست:

1ـ حقوقی كه موضوع آن وجه نقد يا اشياء منقول باشد (مانند حق وثيقه)

2ـ حق انتفاع از اموال منقول

3ـ دعاوی راجع به استرداد حق مالكيت يا حق انتفاع در مورد اموال منقول

4ـ حق مخترع يا مولف نسبت به اختراع يا تاليف خود(حقوق معنوی)

5ـ حقوق افراد در شركت ها در رابطه با سهام شركت.

تعریف مال در قانون | انواع مال | اموال منقول | انواع اموال منقول | اموال غیرمنقول | انواع اموال غیرمنقول

اموال غیرمنقول

اموال غیر منقول در اصطلاح حقوقی به مالی که از جایی به جایی قابل انتقال نباشد گفته می شود.

اموال غیرمنقول در لغت به معنای غیرقابل حمل است و این معنا با مباحث حقوقی مناسبت دارد. لذا قانون­گذار: «اموالی را که نتوان از محلی به محل دیگر نقل نمود، اعم از اینکه اسقترار آن­ها ذاتی باشد، یا به واسطه عمل انسان، به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود» غیرمنقول شمرده است.

انواع اموال غیرمنقول

1- ذاتی و طبیعی: اموالی که ذاتاً غیر منقول هستند همانند زمین و آنچه در زمین است مثل: معدن، سنگ، خاک و ….

2- در اثر عمل انسان: اموالی هستند که ذاتاً منقول و قابل جا به جایی هستند لیکن در زمین متصل شده‌اند و نقل و انتقالشان ممکن نیست. مانند: ابنیه، آسیایی که در بنا نصب شده است،‌ لوله‌هایی که برای جریان یافتن آب و یا اهدافی دیگر در زمین و بنای خانه می‌کشند و ….

3- حکمی: اموالی هستند که قانونگذار برایشان احکام اموال غیرمنقول را بار کرده است. این اموال عبارتند از اموالی که ذاتاً منقول بوده لکن مالکان را برای آبیاری و زراعت اختصاص داده است مانند: تراکتور، بیل و … .

4- تبعی: برخی از حقوق و منافع به تبعیت غیرمنقول، غیر منقول می‌باشد.

اول ـ اموالی كه ذاتاً غيرمنقول هستند

نظير زمين كه شامل اعماق و آنچه در آنست می شود. از قبيل معدن و سنگ و خاك البته چيزی كه در سطح يا اعماق زمين وجود دارد تا هنگامی غيرمنقول محسوب است كه از آن جدا نشده باشد. بنابراين موادی كه از زمين استخراج می شوند، پس از جداشدن از زمين منقول به شمار می آيند.

دوم ـ اموالی كه بواسطه عمل انسان غيرمنقول است

اينگونه اموال ذاتاً منقول بوده لكن مستقيماً يا بطور غيرمستقيم بنحوي به زمين الصاق و يا متصل شده كه نقل آن ميسر نيست مگر با ايجاد خرابي در خود مال و يا زمين در قانون مدني موارد اشاره حصري نيستند.

1ـ ابنيه

2ـ آسيای منصوب در بنا

3ـ لوله‌ها كه براي جريان آب يا مقاصد ديگر در زمين يا بنا بكار رفته باشد.

4ـ آئينه و پرده نقاشي و مجسمه و امثال آنها

5ـ ثمره و حاصل مادام كه چيده يا درو نشده است غيرمنقول است

6ـ اشجار ـ شاخه ـ نهال ـ قلمه كه در حكم حاصل و ثمره است. مادام كه بريده يا كنده نشده است غيرمنقول است.

در موضوع ثمره و حاصل مساله زمانی مطرح می شود كه در زمان اتصال به زمين مورد معامله قرار گيرد تشخيص نوع مال دارای آثار حقوقی زير می باشد:

اولاً اموال غيرمنقول اتباع خارجي در ايران مشمول حكم مقرر در ماده ۸ قانون مدني است.

ثانياً توقيف اموال غيرمنقول تابع تشريفات خاص مي‌باشد.

ثالثاً تشخيص صلاحيت دادگاه ها

رابعاً مدت مرور زمان كه اصولاً در موارد اموال غيرمنقول موسع مي‌باشد.

ظاهر مادتين 15 و 16 قانون مدنی حاكی از غيرمنقول بودن ثمره و حاصل مورد معامله در زمان اتصال به زمين است. لكن چنانچه قصد و تراضی متعاملين در نظر گرفته شود حداقل بايستی در مورد مشتری منقول تلقی شود غالب صاحب نظران ثمره و حاصل را منقول می دانند.

سوم ـ اموال درحكم غيرمنقول

اموالي هستند كه قانونگذار بنا به ملاحظاتي احكام راجع به اموال غيرمنقول را در مورد آن مقرر داشته است. ماده ۱۷ قانون مدني با قيد ۲ شرط پاره‌اي اموال منقول ذاتي را به لحاظ اختصاص يافتن به عمل زراعت در حكم غيرمنقول دانسته است دو شرط عبارتست از:
۱ـ ذاتاً منقول باشد
۲ـ بايد مالك آن را به عمل زراعت يا آبياري اختصاص داده باشد پس اگر تراكتوري، هم براي هموار كردن راه و هم براي شخم زدن به كار رود، نمي‌توان آن را در حكم غيرمنقول دانست.

چهارم ـ اموال غيرمنقول تبعی

اموالی كه به تابعيت غيرمنقول، غيرمنقول تلقی می شوند شامل پاره‌ای حقوق و منافع می باشد. گرچه اين دسته از آنجا كه غالباً جزء منافع محسوب و بدين لحاظ ملموس و قابل رؤيت نيستند نبايستی در تقسيم‌بندی داخل شوند لكن از نظر فايده عملی و به منظور تعيين تكليف دادرس، مقنن صراحتاً آن را ذكر نموده است. از مصاديق اين نوع اموال به سه مورد در ماده 18 قانون مدنی اشاره شده است:

1ـ حق انتفاع از اشيا غيرمنقول مانند حق عمری و سكنی
2ـ حق ارتفاق نسبت به ملك غير مانند حق عبور و حق مجری
3ـ دعاوی راجع به اموال غيرمنقول از قبيل تقاضاي خلع يد و منبع و بطلان و عدم نفوذ امثال آن

در مورد دعاوی راجع به غيرمنقول كه در ماده 18 قانون مدنی به آن اشاره شده است بايد توجه داشت كه تشخيص اينگونه دعاوی در پاره‌ای موارد مواجه با اشكال مي شود لذا دادرس لازم و ضروری است نظر مقنن را استنباط نمايد. مثلاً در ماده 205 قانون مدنی مال الاجاره عين مستاجره را از حيث صلاحيت حاكم در حكم غيرمنقول دانسته. در موارد اجرت المثل املاك كه دعوی ناشی از حق مالكيت است صراحت ندارد.

  • منبع
  • سنا
  • موسسه حقوقی علی عبدی
  • دینا

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید