شخصیت چیست؟
روانشناسان از نظر معنی شخصیت با یکدیگر تفاوت دارند. اغلب آنها قبول دارند که واژه شخصیت از کلمه پرسونا مشتق شده است که به ماسک نمایشی اشاره دارد که هنرپیشه های رومی در تئاتر های یونانی بر چهره می زدند. البته این برداشت سطحی از شخصیت تعریف معقولی نیست. وقتی روان شناسان اصطلاح شخصیت را به کار می برند، منظورشان چیزی بیش از نقشی است که افراد بازی می کنند.
با این حال نظریه پردازان شخصیت با یک تعریف واحد از شخصیت وافق نیستند. درواقع، علت اینکه آنها نظریه های منحصر به فردی را ساخته اند این است که در مورد ماهیت انسان اتفاق نظر ندارند و هر یک شخصیت را از دید خودش می بیند. گرچه همه آنها با یک تعریف واحد موافق نیستند اما می توان گفت شخصیت عبارت است از : الگوی نسبتا پایدار صفات، گرایش ها یا ویژگی هایی که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد.
به طور اختصاصی تر؛ شخصیت، از صفات یا گرایش هایی تشکیل می شود که به تفاوت های فردی در رفتار، ثبات رفتار در طول زمان و تداوم رفتار در موقعیت های گوناگون می انجامد. این صفت می تواند منحصر به فرد باشند، در برخی گروه ها مشترک باشند یا کل اعضای گونه در آن سهیم باشند ولی الگوهای آنها در هر فرد تفاوت دارند. بنابراین هر کسی با اینکه به طریقی شبیه دیگران است، شخصیت منحصر به فردی دارد.
نظریه چیست؟
نظریه یک رشته فرض های مرتبط است که امکان تدوین کردن فرضیه های آزمون پذیر را به دانشندان می دهد. باید توجه داشت که نظریه را نباید با فلسفه، گمانه زنی و فرضیه یا طبقه بندی اشتباه کرد با این حال با هر یک از این اصطلاحات ارتباط دارد.
شخصیت پردازان و نظریه های شخصیت آنها
چون نظریه های شخصی از شخصیت خود نظریه پردازان به وجود می آید پس بررسی شخصیت ها مناسب است. در سال های اخیر یک شاخه فرعی روانشناسی به نام روانشناسی علم به وجود آمده است که صفات شخصی دانشمندان را بررسی می کند. روانشناسی علم، به بررسی علم و رفتار دانشمندان می پردازد.
به این صورت که درباره تاثیر فرآیند روان شناختی و ویژگی های شخصی دانشمند بر پیدایی نظریه های علمی او تحقیق می کند. به عبارت دیگر به این موضوع می پردازد که چگونه شخصیت، فرآیندهای شناختی، تاریخچه رشد و تجربه علمی دانشمندان بر علمی که آنها از پیش می برند و نظریه هایی که می آفرینند تاثیر می گذارد. در واقع ثابت شده که تفاوت های شخصیت بر جهت گیری نظری و تمایل فرد به سمت جنبه افراطی یا معتدل یک نظام اثر می گذارد.
برخی از پژوهشگران، علم به عنوان فرآیند را از علم به عنوان فرآورده متمایز کرده اند. فرآیند علمی می تواند تحت تاثیر ویژگی های شخصی دانشمند قرار داشته باشد، اما سودمندی فرآورده علمی را باید مستقل از فرآیند ارزیابی کرد.
مفاهیم ماهیت انسان را از شش زوایه می توان مورد بحث قرار داد:
1. جبر گرایی در برابر اراده آزاد،
2. بدبینی در برابر خوشبینی،
3. علیت در برابر غایتمندی،
4. عوامل تعیین کننده هوشیار در برابر ناهوشیار،
5. عوامل زیستی در برابر اجتماعی،
6. بی همتایی در برابر مشابهت افراد.
پژوهش در نظریه شخصیت
نظریه ها و اطلاعات پژوهشی رابطه چرخشی دارند : نظریه به اطلاعات معنی می دهد و اطلاعات از پژوهش آزمایشی حاصل می شوند که برای آزمودن فرضیه هایی ترتیب یافته که نظریه آنها را تولید کرده است. با این حال، همه اطلاعات از پژوهش آزمایشی به دست نمی آیند. اغلب اطلاعات از مشاهداتی به دست می آیند که هر کدام از ما هر روز انجام می دهیم. مشاهده کردن صرفاً به معنای توجه کردن به چیزی است.
روانشناسان شخصیت برای اینکه توانایی خود را در پیش بینی کردن بهبود بخشند فنون ارزیابی متعددی از جمله پرسشنامه های شخصیت را ابداع کرده اند. برای اینکه این ابزارها مفید باشند باید پایا و معتبر باشند. منظور از پایایی ابزار اندازه گیری، مقدار نتایج با ثباتی است که به بار می آورد. دو نوع پایایی مهم، پایایی بازآزمون و همسانی درونی است. یک پرسشنامه شخصیت در صورتی پایایی بازآزمون دارد که نمره افراد در دو اجرای مختلف آن پرسشنامه تقریبا یکسان باشد. یک آزمون در صورتی همسانی درونی دارد که همه مواد آن یک چیز را ارزیابی کنند.
پرسشنامه های شخصیت می توانند پایا باشند، اما اعتبار یا دقت نداشته باشند. منظور از اعتبار این است که یک آزمون تا چه اندازه ای آنچه را که قرار است ارزیابی کند، واقعا ارزیابی می کند. روان شناسان شخصیت عمدتاً به دو نوع اعتبار اهمیت می دهند : اعتبار سازه و اعتبار پیش بین.
اعتبار سازه درجه ای است که یک ابزارسنج، چند سازه فرضی را ارزیابی می کند. سازه هایی مانند برون گرایی، پرخاشگری،هوش، ثبات هیجانی و هستی های مادی نیستند بلکه آنها سازه های فرضی هستند که باید به رفتارهای قابل مشاهده ربط داده شوند.
سه نوع اعتبار سازه مهم عبارت اند از : اعتبار همگرا،اعتبار واگرا، اعتبار افتراقی. یک ابزار سنجش در صورتی اعتبار سازه همگرا دارد که نمره های بدست آمده از آن ابزار با نمره های ابزار سنج معتبری که ساختار یکسانی دارد، همبستگی عالی (همگرا) داشته باشد.
برای مثال یک پرسشنامه شخصیت که سعی دارد برون گرایی را ارزیابی کند باید با سایر پرسشنامه های برون گرایی یا عوامل دیگری چون مردم آمیزی و جسارت که با سایر پرسشنامه هایی که آن سازه را ارزیابی نمی کنند، همبستگی کم یا بی معنایی داشه باشد.
برای مثال پرسشنامه ای که مدعی است برون گرایی را ارزیابی می کند، نباید با جذابیت اجتماعی، ثبات هیجانی، صداقت یا عزت نفس همبستگی بالایی داشته باشد و سرانجام یک پرسشنامه در صورتی اعتبار افتراقی دارد که دو گروه یا افراد را که به متفاوت بودن شهرت دارند از یکدیگر متمایز کند. برای مثال پرسشنامه شخصیتی که برون گرایی را ارزیابی می کند باید در مورد افرادی که به برون گرایی معروف هستند در مقایسه با آنهایی که به درون گرایی شهرت دارند، نمره های بالاتری در اختیار بگذارد.
بعد دوم اعتبار، اعتبار پیش بین یا درجه ای است که یک آزمون رفتار آینده را پیش بینی می کند. برای مثال، یک آزمون برون گرایی در صورتی اعتبار پیش بین دارد که با رفتار های آینده، مانند سیگار کشیدن، عملکرد خوب در آزمون های پیشرفت تحصیلی، مخاطره جویی، یا هر گونه ملاک مستقل دیگر همبستگی داشته باشد. عالی ترین ارزش هر ابزار سنجشی، درجه ای است که بتواند رفتار یا شرایط آینده را پیش بینی کند.
اغلب نظریه پردازان پیشین شخصیت از پرسشنامه های استاندارد شده استفاده نکردند. گرچه فروید، آدلر و یونگ چند نوع ابزار فرافکن ساختند اما هیچ یک از آنها برای تعیین پایایی و اعتبار این ابزارها تلاش نکردند. با این حال، فروید، آدلر و یونگ نیروی محرکی برای تعدادی از پرسشنامه های شخصیت استاندارد شده بوده اند، به طوری که پژوهشگران و متخصصان بالینی واحدهای شخصیتی را ارزیابی می کنند که همین نظریه پردازان معرفی کردند. نظریه پردازان بعدی شخصیت، مخصوصا جولین راتر، ریموند کتل و هانس آیزنک تعدای آزمون شخصیت ساخته و از آنها استفاده کرده اند و در ساختن مدل های نظری خود قویاً به آنها متکی بوده اند.










دیدگاه