امروز: سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ ذو الحجة ۱۴۴۱ قمری و ۰۴ اوت ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 273321
۹۷
۱
۰
نسخه چاپی

مهریه| اثر وضع مالی زوج بر تعیین مهريه

بطور معمول مقدار مهریه با تراضی و توافق زن و شوهر هنگام عقد تعيين می شود. همچنين از لحاظ آموزه های دینی و مذهبی و هم از جهت عرفی، طرفين باید در جنبه های مختلف هم کفو یکدیگر باشند. هم کفو بودن را می توان شباهت، برابری و هم سویی در امور مختلف زندگی مثل اعتقادات دینی، خانوادگی، تحصيلات، شغل و سطح دارایی طرفين و خانواده های آنها دانست

حقوق نیوز | مطالب حقوقی | مقالات حقوقی

 اثر وضع مالی زوج بر تعیین مهريه توسط طرفین

مهریه

يكی از آثار مالی مهم مترتب بر عقد نكاح دائم، مهريه است. علی رغم اينكه تعيين مهريه در نكاح دائم شرط صحت نكاح نبوده و حتی شرط عدم تعلق مهريه نيز به صحت اين عقد لطمه نمی زند، معذلك امروزه، در قريب به اتفاق موارد، عملاً مهريه مورد نظر طرفين در همان لحظه وقوع عقد نكاح و يا ثبت آن در دفتر خانه رسمی ازدواج تعيين می شود.

مشاهدات عينی حكايت از آن دارد كه متأسفانه در جامعه ما، مهريه را به منزله كمربند ايمنی زندگی مشترك می دانند و به همين خاطر مبلغ مهريه روز بروز سير صعودی به خود گرفته و عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی و حقوقی موجب تشديد اين روند نگران كننده شده و در رسانه ها و مطبوعات از همين امر به عنوان يكی از موانع عملی ازدواج جوانان ياد مي شود. از طرف ديگر نگاه گذرا به راهروهای محاكم خانواده و پرونده های مطروحه در دادگاه ها، حكايت از اين واقعيت تلخ دارد و مثل معروف قديمی، چه كسی مهر گرفته و چه كسی داده و يا خدا به هيچ كس قسمت نكند و امثال اينها امروزه با واقعيت های جامعه مطابقت ندارد و دعاوی مطالبه مهريه و توقيف حقوق و اموال زوج از سوی زنان و متقابلاً دعاوی اعسار و تقسيط مهريه و مستثيات دين از سوی مردان از داستان های غم انگيز و تكراری زمانه ما شده است.

بطور معمول مقدار مهریه با تراضی و توافق زن و شوهر هنگام عقد تعيين می شود. همچنين از لحاظ آموزه های دینی و مذهبی و هم از جهت عرفی، طرفين باید در جنبه های مختلف هم کفو یکدیگر باشند. هم کفو بودن را می توان شباهت، برابری و هم سویی در امور مختلف زندگی مثل اعتقادات دینی، خانوادگی، تحصيلات، شغل و سطح دارایی طرفين و خانواده های آنها دانست. بنابراین در تعيين مقدار مهریه توسط طرفين نيز این هم کفوی باید خود را نشان بدهد و طرفين متناسب با خود و خانواده های خود مقدار مهر را تعيين کنند. حتی در مواردی که طرفين هنگام عقد (نکاح دائم) مهریه را تعيين نمی کنند و یا مهریه به دليلی باطل باشد، باز هم مقدار مهریه را براساس سطح زندگی و شأن زن و یا مرد تعيين می کنند. چنانچه مهریه توسط طرفين مشخص نشده باشد و یا به هر دليل مهریه باطل باشد، مطابق قانون مدنی برای تعيين مهریه یا سطح زندگی خانوادگی و شوون زن را مالک قرار می دهند و مهرالمثل به زن تعلق می گيرد و یا به سطح زندگی و دارایی مرد توجه می شود و مهرالمتعه تعيين می شود. در برخی موارد که مهریه توسط طرفين و به شکل مهرالمسمي تعيين می شود، به دلایل مختلف و متعدد، سطح زندگی و توانایی زوج و یا سطح و موقعيت و شوون زن در تعيين مهر نادیده گرفته می شود و ممکن است مقدار مهریه با آن شرایط و شوون هماهنگ نباشد.

مفهوم و ماهیت حقوقی مهر

از نظر فقها هر نوع مالی که قابل تملک باشد، اعم از آن که عين باشد یا منفعت، را می توان به تبع عقد نکاح، مهر قرار داد. همچنين از نظر مقدار اگر به اندازه ای باشد که مال محسوب شود، بعنوان مهریه قابل قبول است و هرگونه عمل یا کاری مثل یاد دادن حرفه یا شغلی که منفعت انسان محسوب می شود را می توان مهر قرار داد.

در تعریف برخی از استادان حقوق، مهر یا صداق که به فارسی کابين گفته شده است مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می گردد و مرد ملزم به دادن آن به زن می شود.

قانون مدنی از مهر تعریفی ارائه نداده است ولی بموجب ماده 1087 ق.م « هر چيزی را که ماليت داشته و قابل تملک نيز باشد می توان مهر قرارد داد.» هر چند تعيين مقدار مهر می تواند با توافق و تراضی طرفين به هر مقدار که بخواهند باشد. ولی بطوری که برخی از حقوقدانان به آن اشاره نموده اند الزام مربوط به تمليک مهر ناشی از حکم قانون است و به همين دليل سکوت دو طرف عقد و حتی توافق بر این که زن مستحق مهر نباشد، نمی تواند تکليف مرد را در این زمينه از بين ببرد.

در فقه اماميه بعنوان منبع و منشا بسياري از موضوعات قانون مدنی و به خصوص در مباحث نکاح و مهر، حتی تعيين مهر شرط صحت نکاح (دائم) نيست و فقها مبحث مهر یا صداق را جداگانه و متاخر از مقدمات نکاح و شرایط صحت عقد و منفصل از ایجاب و قبول می آوردند و در بحث امکان جعل خيار در صداق به صراحت اعالم می نمودند که توافق بر مقدار مهر و ذکر آن در عقد نکاح جزو شرایط صحت عقد نيست و حتی اگر در عقد، عدم مهر هم شرط شود، نکاح صحيح است.

اثر وضع مالی زوج بر تعیین مهريه توسط طرفین

هر چند الزام مربوط به تمليک مهر را ناشی از حکم قانون می دانند که ریشه قراردادی ندارد و به همين دليل سکوت دو طرف عقد و حتی توافق بر این که زن مستحق مهر نباشد، رافع تکليف مرد در این زمينه نيست و با انعقاد نکاح، زن و شوهر در وضع ویژه ای قرار می گيرند که به ناچار باید آثار و نتایج آن را متحمل شوند، ولی این اختيار و آزادی به طرفين داده شده است که راجع به نوع و مقدار مهر به هر اندازه که بخواهند با یکدیگر توافق نمایند. تعبير حقوق دانان از مهریه ای که مقدار آن بوسيله طرفين مشخص و معين می شود آن است که در کنار عقد نکاح، قرارداد دیگري نسبت به چگونگی اجرای الزام مرد به دادن مهر منعقد می شود و این قرارداد تبعی تابع قواعد عمومی سایر معاملات است و موضوع آن تنها جنبه مالی دارد و بدین وسيله مرد مالی را از بابت الزام قانونی خود به زن تمليک می کند. به همين دليل چيزی که به عنوان مهر تعيين می شود باید دارای شرایط عمومی مورد معامله باشد. از جمله مهر باید ماليت داشته و دارای ارزش اقتصادی باشد و به وسيله زن قابل تملک باشد. مهریه ای که با تراضی طرفين تعيين می شود یا در حد توان وضع مالی زوج و بطور متعارف است و یا مقدار مهریه نامتعارف و گزاف و به کلی خارج از توان وضع مالی زوج است.

تعیین مهريه متناسب با وضع مالی زوج يا متعارف

مطابق ماده 1080 ق.م تعيين مقدار مهر منوط به تراضی طرفين است. این تراضی طرفين بطور معمول و در غالب موارد، قبل از عقد نکاح صورت می گيرد و در صورتی که در خصوص مقدار مهر (قبل از عقد) به توافق نرسند، چه بسا از ازدواج منصرف شوند. اما اگر بدون تراضی در خصوص مهر، طرف عقد قرار بگيرند و ازدواج نمایند، باز هم می توانند با توافق یکدیگر مقدار مهر را تعيين نمایند و در هر دو صورت (قبل از عقد و بعد از آن) تراضی در خصوص تعيين مهر صحيح بوده و عنوان «مهر المسمی» را دارد. اصطلاح مهر المسمی را که در ماده 1100 قانون مدنی به کار رفته برخی از استادان حقوق اینگونه تعریف نموده اند: مهرالمسمی مال معينی است که به عنوان مهر با توافق زوجين یا به انتخاب شخصی که زوجين انتخاب کرده اند، تعيين می شود .براي تکميل این تعریف می توان زمان تراضی را نيز اضافه نمود. در مهرالمسمي، توافق طرفين می تواند هنگام عقد باشد و یا بعد از عقد نکاح.

با توجه به سابقه فقهی و نص قانوني ماده 1082 ق.م که به مجرد عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید، زوج بعنوان متعهد و بدهکار این مال، باید در زمان تراضی و تعيين مقدار به توانایی مالی خود توجه کافی داشته و متناسب با توان خود مقدار مهر را پيشنهاد دهد. در صورتی که مهریه متعارف با لحاظ همه شرایط برای زوج غيرقابل پرداخت بوده و خارج از توان مالی او باشد، باید تصميم بگيرد که در حد توان مالی و معقول خود متعهد شود و یا خارج از توان مالی خود تعهدي را بپذیرد هر چند که آن مقدار مهریه معمول و متعارف شده باشد.

بنابراین هنگام ازدواج، مرد بعنوان متعهد و مدیون می تواند در حد توان مالی خود و یا متعارف مقدار مهریه را تعيين کند. هم اکنون عرف غلط و غيرقابل قبولی در خصوص مهریه در برخي موارد دیده می شود که مهریه های سنگين را رایج نموده است و باید اصلاح شود. در صورتي که مقدار مهریه پيشنهادی از طرف زوجه متعارف ولی خارج از توان مالی زوج باشد، او می تواند قيد نماید که پراخت مهریه موجل باشد و یا تقسيط شود و یا هر زمان قدرت پرداخت داشت، قابل مطالبه باشد. باید توجه داشت که تعيين مهریه با توجه به توان مالی زوج می تواند نشانه آن باشد که زوج با حسن نيت یک تعهد قابل اجرا را بر عهده می گيرد و بصورت صادقانه، منصفانه و معقول ازدواج می کند و به رعایت حقوق طرف قرارداد پایبند بوده و از سوء نيت و فریبکاری به دور است.

مهریه

تعیین مهريه سنگین و خارج از توان مالی زوج يا غیرمتعارف

با وجود آنکه قانونگذار در امر ازدواج تعيين مقدار مهر را در اختيار طرفين گذاشته است تا با تراضی و توافق یکدیگر آن را تعيين نمایند و با وجود الزامی بودن پرداخت آن توسط زوج، متاسفانه ممکن است زوج مهریه ایگزاف و سنگين که به کلی خارج از توان مالی اوست بپذیرد. البته تعيين مهریه سنگين و گزاف توسط زوجين ممنوع نيست ولی از نظر فقها مستحب است که مهریه کم باشد. برخی از استادان اشاره داشته اند اراده منشاء تعهدات است و آثار تعهدات هم از نظر کم و کيف تابع اراده است و اگر عاقد با توجه به غبن اقدام به عقد نمود عقد نافذ بوده و عاقد به هر چه که ملتزم شده باید آن را انجام دهد. در فقه نيز فقها بموجب قاعده اقدام نظر داده اند که اگر شخصی عاقل و بالغ به اختيار خود و با علم و قصد و رضا ضرر یا ضمانی را بپذیرد مثل این که مالی را به بهای بيشتر بخرد و یا از دیگری بخواهد که بنا به دلایلی مال او را به دریا بياندازد، صحيح بوده و باید خسارات ناشی از اقدام خود را بپذیرد.

اما اشکال در آن است که پذیرش چنين تعهدی از طرف زوج خارج از توان مالی وی بوده و بطور معمول امکان پرداخت آن را ندارد و بخاطر این تعهد مالی سنگين و آثار حقوقی آن ممکن است هنوز وارد زندگی متاهلي نشده، در اثر مطالبه مهریه به زندان بيفتد و مجبور به پرداخت قسط به مدت ساليان متمادی شود و همچنان بدون همسر (بدليل اعمال حق حبس) زندگی کند. برخی از فقهای معاصر در موردی که زوج توانایی پرداخت مهریه را ندارد و در عقد نکاح نيز برای دادن مهر مدتی تعيين نشده باشد، این احتمال را داده اند که عدم توانایی زوج می تواند قرینه بر این باشد که مهر از اول بر ذمه بوده نه بصورت نقدی و در نتيجه زن حق حبس ندارد. با توجه به اینکه دفاتر ثبت رسمی ازدواج به صراحت وضعيت حال یا موجل بودن و هر قيد و شرط دیگر در خصوص مهریه را ثبت می نمایند و از زوجين امضا می گيرند، در عمل به ندرت ممکن است موردی پيش بياید که برای تادیه مهر هيچ قيد زمانی تعيين نشده باشد.

فقهای اماميه تراضی زوجين بر مهریه سنگين را، طبق قول مشهور و به استناد آیه 19 سوره نساء جایز دانسته اند ولی تعيين مهریه بيش از مهر سنت، یعني مقدار مهری که پيامبر گرامی اسلام برای همسرانش قرار می داد، را مکروه دانسته اند. برخی از استادان حقوق تعهد مربوط به مهریه های سنگين را دارای اشکال دانسته اند و در صورتی که ایفای آن عادتا غيرمقدور باشد را بدون اعتبار (باطل) معرفی نموده اند.

بدون تردید تعيين مهرهاي سنگين برای ازدواج از بسياري جهات ناپسند و غلط است و این شبهه را دامن ميزند که مطابق مقررات ما که از دین مبين اسلام نشات گرفته است، زن در اثر ازدواج به مشابه یک شی فروخته می شود. بدیهي و واضح است که چنين پندار و شائبه ای به کلی دور از واقعيت است. تعبير قرآن کریم از زن و شوهر لباس است؛ زن براي شوهرش لباس است و شوهر هم براي همسرش لباس است.

به قول برخی از نویسندگان خداوند تنها با یک کلمه (لباس) رابطه متقابل و برابری کامل زن و مرد را بيان کرده است. زن در حکم لباس و پوشش و شان اجتماعی و شخصيت و آبرو و هویت مرد است و مرد نيز همين وضعيت را برای زن دارد و هر یک در جهت سود و بهره مندی براي دیگری است. برخی از فلاسفه غرب نيز تعبيری که ازدواج دارند نزدیک و شبيه به تعبير فوق است: ازدواج و داد و ستد جنسی فقط در صورتی صحيح و هماهنگ با حق انسانيت زن است که او نيز حس کند طرف مقابل برای او و در خدمت اوست. بدست آوردن عضوی از یک انسان به معنی بدست آوردن کل شخصيت اوست زیرا شخص یک واحد مطلق است و این کار فقط به یک شرط ممکن است و آن اینکه شخصی که بعنوان یکی شی در اختيار شخص دیگر قرار گرفته است، بتواند آن شخص را متقابلا به همين عنوان بدست آورد. بنابراین نباید مهریه را عوض بدست آوردن زن و تمتع جنسی از او به حساب آورد.

تعيين مهریه سنگين و خارج از توان مالی زوج با تراضی خود زوج می تواند در برخی موارد نشانه تدليس وی در امر ازدواج براي فریب و در نهایت راضی کردن زوجه به ازدواج با او باشد.

قانون مدنی در بحث خيارات (مواد 396 به بعد) به خيار تدليس اشاره نموده است. بموجب ماده 438 ق.م « تدليس عبارت است از عملياتی که موجب فریب طرف معامله شود.» ولی در بحث نکاح به صراحت ماده ای وجود ندارد، اما در فقه، تدليس در نکاح را موجب حق فسخ می دانند.

برخی از استادان حقوق در تعریف تدليس در نکاح می نویسد: تدليس در نکاح آن است که یکی از زوجين با اعمال متقلبانه نقص یا عيبی را که در او هست پنهان دارد یا خود را دارای صفت کمالی معرفی کند که فاقد آن است، چنانکه مرد خود را برخلاف واقع دارای ثروت و مقام معرفی کند یا با ارائه گواهی مجعول، خود را ليسانسه یا دکتر قلمداد نماید و از این راه طرف دیگر را وادار به قبول نکاح نماید. بنابراین گاهی ممکن است پذیرش و تعيين مهریه سنگين که خارج از توان مالی زوج است چنانچه با قراین دیگر همراه باشد می تواند نشان دهنده تدليس در امر ازدواج از طرف زوج باشد. بطلان توافق زوجين در خصوص مهریه های سنگين و غيرقابل پرداخت توسط زوج با استناد به فقدان قصد جدی در این موضوع یکی از نظراتی است که در خصوص موضوع عنوان شده است.

منابع

بحثي پيرامون بذل مهريه | حسن پاشازاده | زن و مطالعات خانواده | شماره پنجم | پاییز 1388

تاثیر وضع مالی زوج بر انواع مهریه | شکرالله نیکوند | شبنم بشیرتاش | تحقیقات حقوق خصوصی و کیفری | شماره 42 | زمستان 1398

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید