امروز: سه شنبه, ۰۷ بهمن ۱۳۹۹ برابر با ۱۲ جمادى الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 267183
۷۴۴
۱
۰
نسخه چاپی
Stoic School

مکتب رواقی و اندیشه های آن

بنا به باور رواقیون قانون طبیعت علاوه بر امور دیگر، نظام مطلوب حکومتی را نیز تعیین می کند. بسیاری از متفکرین رواقی نظام حکومتی مختلط را ارج می نهادند و معتقد بودند چنین نظامی در انطباق با قانون طبیعت است

اندیشه در سیاسی مکتب رواقی

مکتب رواقی

مکتب رواقی فلسفه ی رایج در تمام دوران امپراتوری رُم بود.

برجسته ترین نمایندگان مکتب رواقی معتقدند که هیچ کس به طور طبیعی برده نیست بلکه برده کارگری است که تمام عمر به مزدوری گرفته شده است.

نخستین هسته های فلسفه رواقی در آتن، در قرن سوم پیش از میلاد شکل گرفت. در آغاز رواقیون گروهی محدود از بزرگان اهل فضل و خرد بودند که ورود به جمع آنان برای افراد عادی دشوار بود. یک فیلسوف رواقی راستین نباید به خود اجازه می داد تحت تاثیر کامیابی ها و شکست های زندگی قرار گیرد، بلکه باید با متانت افت و خیزهای زندگی را تحمل می کرد. اما او نمی بایست از کار و امور دنیوی دوری گزیند بلکه باید مسئولانه و بی پیرایه وظایفی را که جامعه بر عهده اش می گذارد، به انجام رساند.

دریافت رواقیون در مورد شیوه ی زندگی ایده آل، به تدریج رنگی از زندگی مردم عادی پذیرفت. فیلسوف رواقی که زندگی مرتاضانه را ارجح می دانست در برابر شیوه ی زندگی انسان این جهانی سر تسلیم فرود آورد. مکتب رواقی قبل از همه در شکل مؤخر خود که بیشتر مورد پسند عامه بود، در رُم هوادارانی پیدا کرد. این شکلِ فلسفه ی رواقی نوعی مکتب فضیلت برای دولتمردان و صاحب منصبان شد و به سادگی شکلی پذیرفت که به دفاع از شرایط موجود می پرداخت.

برجسته ترین نماینده ی این گونه فلسفه رواقی، فیلسوف یونانی، پانایتیوس بود که با برخی از برگزیدگان رُمی عصر خود تماس داشت. او اهمیت زیادی برای اصل برابری ماهوی انسان ها قائل بود اما همچون رواقیون دیگر معتقد نبود که باید نابرابری اجتماعی موجود میان مردم برداشته شود.

بنا به اعتقاد او آنچه به انسان ها هویت اجتماعی می بخشد طبیعت یگانه ی آنهاست اما اختلافات مشخص طبقاتی می توانند و باید فاحش باقی بمانند. به منظور درک مطلب فوق ابتدا باید به دیدگاه مکتب رواقی نسبت به طبیعت به طور گذرا اشاره کنیم. رواقیون معتقد بودند که انسان ها و جوامعشان جزئی از بافت واحد طبیعت بی کران اند، و از همان قوانینی تبعیت می کنند که بر هستی، حیوانات و گیاهان حاکم است.

در حقیقت اختلاف میان قوانین حاکم بر رفتار انسان و قوانین حاکم بر جامعه امری مربوط به درجه ی اختلاف، نه شکل آن است. انسان به منزله ی پدیده ای طبیعی از قوانین معینی تبعیت می کند. به همین نحو برای تمام پدیده های دیگر نیز قوانین مشابهی وجود دارد. رواقیون از قوانین طبیعت یا قانون طبیعت که برای همه چیز، حتی انسان ها صادق است صحبت می کردند. بنا به اعتقاد آنها تمام انسان ها به طور ذاتی می توانند درست را از نادرست تشخیص دهند. اما این شناخت مسلماً می تواند به خاطر جهل یا شرارت فردی انسان یا به خاطر انحطاط جامعه تحریف گردد یا به عقب رانده شود. با این همه شناخت فوق بالقوه در همه وجود دارد و در شرایط مساعد می تواند احیا شود.

بنا به باور رواقیون قانون طبیعت علاوه بر امور دیگر، نظام مطلوب حکومتی را نیز تعیین می کند. بسیاری از متفکرین رواقی نظام حکومتی مختلط را ارج می نهادند و معتقد بودند چنین نظامی در انطباق با قانون طبیعت است. افلاطون و ارسطو سه نوع حکومت برشمرده بودند: پادشاهی، آریستوکراسی و دموکراسی. از مدت ها قبل این فکر شکل گرفته بود که نظامی که از اختلاط این سه شکل گرفته باشد، بهترین نوع حکومت است.

یکی از کسانی که چنین نظامی را با حرارت تبلیغ می کرد پُلیبیوس تاریخ‌نگار معاصر پانایتیوس بود. بنا به اعتقاد او علت پیشرفت های سیاسی بزرگ امپراتوری رُم وجود چنین نظام حکومتی مختلطی بود. طبعاً چنین برداشتی رُمی ها را خشنود می ساخت.

یکی از کسانی که این درک را مشتاقانه پذیرفت سیسرو بود. شکل مشخص این برداشت را می توانیم نزد او بیابیم . می توان گفت فلسفه دولت رواقی به طور کلی توسط وی شکل گرفته است. سیسرو آن متفکر سیاسی است که تاریخ او را به عنوان نماینده ی برجسته ی ایدئولوژی دولت بزرگ می شناسد. به هرحال تاثیر عظیم او بر اندیشه سیاسی، تحلیل دقیق تر نوشته های سیاسی او را الزامی می سازد.

در ادامه این مبحث در مقاله بعدی به بررسی اندیشه ی سیاسی سیسرو پرداخته می شود.

منبع: تاریخ عقاید سیاسی از افلاطون تا هابرماس - سون اریک لیدمان

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید