امروز: دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ محرّم ۱۴۴۸ قمری و ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 285470
۳۴۶
۱
۰
نسخه چاپی

کافی‌شاپ‌ها در تاریخ انگلستان چه نقشی داشتند؟

دفعه بعدی که به کافی‌شاپ یا قهوه‌خانه محبوب‌تان قدم می‌گذارید، مراقب باشید. شاید هدف‌تان پیدا کردنِ راهی است تا بعد از یک جلسه سه‌ساعته قدری انرژی ازدست‌رفته‌تان را بازیابی کنید، اما دیگر چه چیزهایی در یک کافی‌شاپ انتظارتان را می‌کشد؟

کافی‌شاپ‌ها در تاریخ انگلستان چه نقشی داشتند؟

دفعه بعدی که به کافی‌شاپ یا قهوه‌خانه محبوب‌تان قدم می‌گذارید، مراقب باشید. شاید هدف‌تان پیدا کردنِ راهی است تا بعد از یک جلسه سه‌ساعته قدری انرژی ازدست‌رفته‌تان را بازیابی کنید، اما دیگر چه چیزهایی در یک کافی‌شاپ انتظارتان را می‌کشد؟

پاسخ این پرسش می‌تواند انقلاب، افراطی‌گرایی و انحراف باشد. در کافی‌شاپ کافئین نوش‌جان نمی‌کنید ـ خطر، می‌خورید. چارلز دوم، پادشاه انگلستان، درباره کافی‌شاپ‌ها گفته بود: «کافی‌شاپ مأمنی برای آدم‌های بیکار و ناراضی است....و اثرات شیطانی و خطرناکی تولید می‌کند» آدم‌هایی که در کافی‌شاپ‌ها دور هم جمع می‌شوند، بدنام و کلک‌بازاند ـ آیا می‌خواهید در کنار این آدم‌ها دیده شوید؟»

صدها‌سال بعد از آنکه اولین کافی‌شاپ در انگلستان تأسیس شد، این محل فقط به مردم قهوه نمی‌فروخت. کافی‌شاپ‌ها به مردم عقیده می‌فروختند. اگر قدم در یک کافی‌شاپ قرن هفدهمی در انگلستان می‌گذاشتید، می‌توانستید ببینید که دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان، تبعیدی‌های خارجی، انقلابی‌ها و افراطی‌های سیاسی دور میزها نشسته‌اند.

کافی‌شاپ مملو از صدای همهمه بود ...همهمه‌ای پرشور که ناشی از بحث‌های اندیشمندانه بود. کافی‌شاپ‌ها محلِ ساکتی برای نشستن پشتِ لپ‌تاپ‌ها با هدفون‌های‌درگوش نبودند. آن‌ها محل‌های گفت‌وگو بودند. کافی‌شاپ‌ها، «دانشگاه‌های 1پنی» انگلستان در اولین سال‌های ظهور مدرنیته بودند و در درونِ فضای دنج و روشن‌شده با نورِ شمعِ آن‌ها، یک انقلابِ روشنفکرانه درحالِ جوشیدن بود.

آموزشِ بی‌سانسور

اگر در دهه 1600 در انگلستان متولد می‌شدید، شانس بسیار اندکی برای کسب تحصیلات خوب داشتید. خانواده‌های ثروتمند در انگلستان برای معلم‌های خصوصی پول‌های گزافی پرداخت می‌کردند و فرزندان‌شان را به یکی از گران‌ترین مدارسِ پادشاه (که توسطِ هنری هشتم تأسیس و به نام او نام‌گذاری شده بود) می‌فرستادند. هر کسی که عمارت یا عنوانی نداشت، یا باید خیلی باهوش یا خیلی خوش‌شانس بود که بتواند به طریقی به یک مدرسه خوب راه پیدا کند. بهرحال اصلاً مهم نبود که چقدر باهوش باشید، تحصیلات در زمان بزرگسالی متوقف می‌شد.

در انگلستان دو دانشگاهِ آکسفورد و کمبریج وجود داشت و هر دو شهریه‌های سنگینی داشتند که از میزان درآمد سالیانه اکثر جمعیت انگلستان بالاتر بود (بماند که هزینه‌های کتاب و تحصیل شبانه‌روزی هم به آن اضافه می‌شد). تحصیلات عالی فقط مختصِ خانواده‌هایی با درآمد بالا بود.

پس آدم‌های باهوش که کنجکاویِ دانشگاهی داشتند چه می‌کردند؟ درواقع، آن‌ها قهوه می‌نوشیدند. نخستین کافی‌شاپ‌ انگلستان در سال 1650 در آکسفورد بازگشایی و لبریز از دانشگاهیانِ ناراضی و سرخورده شد. کافی‌شاپ‌ها مکان‌هایی برای علم‌ودانش، بحث‌ومناظره، علم و کنجاوی‌های علمی بودند. و از همه مهم‌تر، آن‌ها خارج از حیطه نهادهای رسمی فعالیت می‌کردند.

کافی‌شاپ‌ها در تاریخ انگلستان چه نقشی داشتند؟

قهوه می‌خوریم تا فکر کنیم

قهوه و کافی‌شاپ خیلی زود در سراسر لندن گسترش پیدا کرد و در این مقطع بود که یک روزنامه‌نگار به نامِ ساموئل پِپیس به یکی از معروف‌ترین‌های‌شان به نامِ روتا‌کِلاب برخورد کرد. پپیس از «گفتمان‌های تحسین‌برانگیز» و «استدلال‌های فراترازخوبی» که در روتلاکلاب می‌شنید، شگفت‌زده می‌شد. در لندنِ دورانِ پپیس، آدم بافضیلت کسی بود که خودش را وقف آموزش و یادگیری کرده باشد. کسانی که در قرن هفدهم در روتا‌کلاب جمع می‌شدند، روشنفکران این قرن در انگلستان بودند.

ازهمه‌مهم‌تر، پیشینه افراد در کافی‌شاپ‌ها هیچ اهمیتی نداشت و فقط مهم بود که فردی اهلِ اندیشیدن باشید. این کافی‌شاپ‌ها به همه از اقشار مختلف اجتماع اجازه حضور می‌دادند و فرصتی نادر فراهم شده بود تا بسیاری از اقشار اجتماعی بریتانیا بتوانند با هم ملاقات و درباره ایده‌ها و عقایدِ بزرگ با هم بحث و تبادل نظر کنند.

همان‌طور که یک نویسنده فرانسوی بیان کرده است: «چه درسی است دیدنِ اینکه یک یا دو لُرد، یک بارون، یک کفاش، یک خیاط، یک تاجر نوشیدنی و چند نفر دیگر از همین قماش روی یک روزنامه با هم قهوه می‌خورند. کافی‌شاپ‌های انگلستان...حقیقتاً کرسی‌های آزادی انگلیسی هستند.»

مکان‌هایی مثلِ روتا‌کلاب برای آن‌ها که می‌خواستند از قواعد سختگیرانه شرکت در سخنرانی‌های تالارهای بزرگ آکسفورد و کمبریج دور باشند، سرشار از جرقه و انرژی بود. اگر ذکاوت و هوش کافی داشتید، می‌توانستید روی صندلی یکی از همان کافی‌شاپ‌ها بنشینید و درباره تمام عقاید و افکار بحث‌های کافئین‌دار داشته باشید.

هر کسی در این کافه‌ها می‌توانست بیاموزد و بیاموزاند. فقط کافی بود بتوانید بهای قهوه‌تان را بپردازید که در آن زمان فقط 1پنی بود. برای همین است که این کافی‌شاپ‌ها به نامِ دانشگاه‌های 1پنی نام‌گذاری شدند.

انتقادها

واضح است که همه در موردِ دانشگاه‌های 1پنی خوب فکر نمی‌کردند. در جزوه‌ای که مربوط به سال 1661 است، این دانشگاه‌ها به عنوانِ مکان‌هایی «بدونِ ناظر و قانون» که بیش‌تر «شبیه مدرسه‌ای بی‌معلم» هستند، توصیف شده‌اند. منتقدان به «یادگیریِ» غیرتبعیض‌آمیز و پرپیچ‌وخمی که در این مکان‌ها رخ می‌داد، می‌خندیدند و آن‌ها را به عنوانِ «دانشگاه‌های بی‌سروته» مسخره می‌کردند.

حاضرشوندگان در کلاس‌های این دانشگاه ممکن بود یک بعدازظهر درباره مرکانتیلیسم، ریاضیات، کالوینیسم و شیمی و ادبیات صحبت کنند. اما نکته دانشگاه‌های 1پنی همین بود: یادگیری بدونِ قواعدِ سختگیرانه و متعصبانه، اندیشیدن خارج از چارچوب. و از دلِ این تبادل ایده‌های هیجان‌انگیز و پرشور، رویدادهای بزرگی بیرون آمد.

آن‌موقع هم مثلِ امروز، وقتی آدم‌های پرشور و باهوش ایده‌های‌شان را روی‌هم می‌گذاشتند، نوآوری و کشف و ابداع به سرعت متولد می‌شد.

در کافه لوید، کاپیتان‌های کشتی و حامیان‌شان برای نوشیدن یک قهوه دور هم جمع شده بودند. و از میانِ  همان بحث‌های  «بی‌وسروته‌شان» بزرگ‌ترین بازار بیمه جهان یعنی لویدزِ لندن متولد شد.

و آن‌طرف‌تر در کافی‌شاپِ گریشِن (یونانی) دانشمندان جمع شده بودند تا تشریح یک دلفین به دست دو دانشمند دیگر را تماشا کنند. آن دو دانشمند اسحاق نیوتن و ادموند هالی، از انجمنِ سلطنتی، بودند که اغلب در کافی‌شاپ‌ها دیده می‌شدند. آن‌طرف‌تر، در کافی‌شاپِ جاناتان، تجار و بازرگانان مشغول بحث درباره اقتصاد بودند. و بااینکه نه «ناظری داشتند و نه قانونی»، در همین گفت‌وگوها بازار سهام لندن را پایه‌ریزی کردند که اولین در نوع خود و مبنای بخشِ عظیمی از اقتصاد مدرن امروزی است.

بنابراین، دفعه بعدی که از کافی‌شاپ مورد علاقه‌تان یک قهوه می‌خرید، به تاریخِ بزرگی که از مکان‌هایی مثلِ آن شروع شد، فکر کنید!

  • منبع
  • راهنماتو

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید