امروز: پنج شنبه, ۰۱ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 273626
۲۲۲
۱
۰
نسخه چاپی

ازدواج و انواع آن در ایران باستان

ازدواج در ایران باستان از تقدس خاصی برخوردار بود و زنان در خانواده از مزایا و امتیازات مختلفی برخوردار بودند.

ازدواج و انواع آن در ایران باستان

ازدواج در ایران باستان از تقدس خاصی برخوردار بود و زنان در خانواده از مزایا و امتیازات مختلفی برخوردار بودند. البته باید توجه داشت حقوق زنان با توجه به وجود انواع مختلف ازدواج در ایران باستان با یکدیگر فرق داشت. همچنین وضعیت اجتماعی و حقوقی زنان در سلسله های ایران باستان نیز متفاوت بود.

انواع ازدواج در ایران باستان

شاه زن

این گروه از زنان، دوشیزگانی بودند که برای نخستین بار شوهر می کردند. شاه زن از کامل ترین مزایای زناشویی بهره‌مند می شد و امور خانه و فرزندان را به همراهی شوهر به طور مشترک اداره می کرد.

زنی بود که با شوهر از یک طبقه بود. او باید باکره می بود. اگر با رضایت پدر و مادر خود ازدواج می کرد در منزل شوهر مقام اول را داشت و کدبانوی منزل به شمار می رفت. رسیدگی به امور داخلی خانه و خانواده، تربیت کودکان، توجه و سرپرستی سایر زنان منزل، بردگان و... از وظایف او بود. او از دارایی شوهر دارای سهم خاصی بود و علاوه بر این، پس از مرگ شوهر از سهم مساوی با سایر پسران خود یا پسران پادشاه زن دیگر، برخوردار می شود. در این ازدواج عمدتاً بعد اقتصادی ملحوظ بود، زیرا پادشاه زن و فرزندان وی از ارث برخوردار بودند. پادشاه زن مهریه نیز دریافت می کرد. دختری که با رضایت والدین خود به ازدواج مردی در می آمد پادشاه زن نامیده می شد و مرد حق نداشت بدون رضایت این زن همسر دیگری (مگر در موارد اتفاقی) برگزیند.

چکر زن

زنی که بیوه یا غیر باکره یا سُتُر برادر یا ایوکین پدر یا از خانواده های پایین تر از مرد بود، چکر زن به حساب می آمد. مرد چکر هم به مردی گفته می شد که برای بار دوم ازدواج کند. وضعیت چکر زن به لحاظ حقوقی با مرد چکر زن تفاوت داشت. چکر زن مانند سایر اعضای خانواده می توانست از منزل و خوراک و پوشاک استفاده کند و تا سن هفتاد سالگی یعنی تا زمانی که می توانست کار کند و به حال خانه داری مفید باشد، از مقرری سالانه ای نیز برخوردار بود. اما این زن و فرزندانش حق ارث نداشتند و تنها امکان داشت در برخی موارد، پدر از حق قانونی خود در زمان حیات استفاده کند و مالی را برای زن و فرزندانش در نظر بگیرد یا در وصیت نامه آن را منظور کند. چکر زن در دوره اسلامی به صورت زن صیغه ای وضعیت نامساعدتری به خود می گیرد. او به لحاظ حقوقی از امنیت اقتصادی و روانی زیاد برخوردار نبود.

در دوره ساسانی در این ازدواج، عمدتاً بُعد جنسی در نظر بود، زیرا این زن و شوهر قبلی خود (که فوت کرده) یا به برادر خود یا به پدر خود تعلق داشت و در حقیقت همسر او محسوب می شود.

سُتُر زن

اگر مردی بدون پسر فوت می کرد، آن گاه خانواده او موظف بودند دختر یا خواهر او را با مخارج خود به عقد مرد دیگری درآوردند. در این صورت نخستین پسر زن به مرد متوفی تعلق می گرفت.

نوع خاصی از زن سُتُر، ایوکین نام داشت. ایوکین تنها فرزند خانواده بود و در این صورت او می بایست به ازدواج ایوکینی درآید و نخستین فرزند پسر او به پدرش تعلق می گرفت. فرق ایوکین با سُتُر در آن بود که ستر به خانواده غیر تعلق داشت اما ایوکین به خانواده خودی. بنابراین ایوکین نیز نوعی ستری بود. ازدواج ایوکینی نیز نوعی ازدواج آیینی و اقتصادی بود. این زن از ارث مساوی با پسران برخوردار بود و باید برای پدران و درگذشتگان مراسن دینی و آیینی را به جا می آورد.

حقوق ایوکین در ازدواج همان حقوق زن چکر بود، زیرا او در حقیقت متعلق به خانواده شوهر نبود. اما در این ازدواج سرداری و سالاری زن با شوهر او بود.

ازدواج استقراضی

در این ازدواج، شوهر همسر خود را مدتی به عقد مرد دیگری در می آورد. زن در چنین ازدواجی می بایست رتق و فتق امور خانه شوهر دوم و نگهداری از فرزندان او را به عهده بگیرد و چنانچه صاحب فرزند می شد، فرزند او به شوهر اصلی تعلق می گرفت. میرک یا شوهر دوم نیز موظف بود در طول این مدت، خورد و خوراک زن (ژیانک) را فراهم کند.

شوهر اصلی می توانست حتی بدون رضایت زن، او را به مرد دیگری عاریت دهد. این واگذاری بر اساس عقد و پیمانی خاص صورت می گرفت. حق قیمومیت و سرداری در تمام مدت ازدواج با میرک یا شوهر موقت بود. طول مدت این ازدواج روشن نبود، گاه می توانست سالیان زیادی را در بر گیرد.

خوسراین یا خودسرزنی

زنی که بدون رضایت سالار خویش با مردی ازدواج می کرد، خودسرای یا خودسراین یا خودش رای یعنی خود شوی می کند و واژه رأی که در نقل قول آمده به معنی رأی و نظر و در این جا معادل برای و به خاطر خود است.

در این نوع ازدواج، سالاری زن به شوهر منتقل نمی شد بلکه زن همچنان تحت قیمومیت سالار پیشین قرار داشت.

در روایات داراب هرمزیار برخلاف روایت امید و مادیان تصریح شده که هزینه خوراک فرزندان بر عهده خود زن است و او از ارث خانواده محروم خواهد بود.

این ازدواج عبارت است از اینکه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی بخواهند بدون رضایت پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج کنند، در این صورت موبد حق دارد صیغه ی عقد را جاری سازد، ولی مادامی که نارضایتی اولیای آن ها باقی است، زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.

خویدوس

ازدواج با خویشاوندان که با کلمه خانواده خویشاوندی دارد، به شکل هایی مانند ازدواج با محارم خودیتوس، خویده، خویدوده...ضبط شده و متشکل از دو لفظ خویش و زناشویی است که در مجموع به معنای زناشویی با خویشاوندان نزدیک یا محارم بود.

تعدد زوجات

شمار زنانی که یک مرد می توانست اختیار کند از لحاظ حقوق نظری، محدود نبوده است، بدیهی است که اختیار زنان متعدد، در عمل بسته به میل مرد و قبل از هر چیز منوط به بنیه مالی او بوده است. یک مرد عادی ناگریز بود که با یک زن سر کند. در صورتی که اشراف می توانستند به اندازه یک دوره تسبیح زن در حرمسرای خود گردآوردند.

در گزارش یونانیان می خوانیم که شماره این زنان حتی به صدها بالغ می شده است. در میان زرتشتیان ساکن ایران هنوز مجاز محسوب می شود که مرد در صورتی که زن نخستین اش نازا باشد زن دیگری اختیار کند و تحت همین شرط حتی می تواند به ازدواج با زن سومی نیز تن در دهد. تعداد ازدواج نیز در ایران باستان به ویژه در میان طبقه ثروتمند امری متداول بود. مردان عادی به دلیل بی بهره بودن از ثروت نمی توانستند بیش از یک زن داشته باشند.

رسومات ازدواج در ایران باستان

مراسم کتخدایی

عروس و داماد در جلو سفره عروسی می نشینند روی سفره کتاب اوستا، چراغ و لاله روشن، گل آب‌پاش، آیینه، شیرینی و نقل، انار شیرین، یک عدد تخم مرغ و آجیل گذارند. پس از حضور مهمانان موبد روبروی عروس و داماد می نشیند و قطعاتی از اوستا به آهنگ شیرین می خواند. پس از آن ازداماد پرسش هایی می کند و داماد پاسخ می دهد از جمله ایمان به نبوت زرتشت، پوشیدن سدره و گُشتی به نیک اندیشیدن و نیک گفتن و نیک کردن و سپاس گذاری از پدر و مادر و استاد و در آخر دعای تندرستی عروس و داماد را می خواند و داماد و عروس مانند هندوان سه بار دور آتش می گردند و رسماً زن و شوهر می شوند.

جهاز

هر دختر مقداری جهیزیه داشت که پدر به او می داد، ولی وقتی که دختر شوهر می کرد دیگر هیچ گونه حقی به عنوان سهم الارث از ماترک پدر نمی برد و مهریه یا قبل از ازدواج و یا هنگام طلاق پرداخته می شد.

تعیین جهاز و چگونگی و مقدار آن در هنگام بله بری رُل مهمی را بازی می کرده است. زیرا هنگامی که دختر شوهر می کرد دیگر هیچ گونه سهمی بعنوان ارث از پدر خود و یا از کفیل او دریافت نمی داشت.از این رو لازم بود که هنگام زناشویی دختر حتی المقدور جهاز کامل و بزرگی با خود به همراه ببرد، صورت فرمول شده یک چنین عقد ازدواجی از عهد ساسانی به جای مانده و به دست ما رسیده است.

مهریه

مرد خواستگار موظف بود که با جلب رضایت رسمی ولی دختر برای او مهریه ای تعیین کند که یا قبلاً و یا بعداً در صورت پیش آمدن طلاق به زن بپردازد. طبق ماده 20 آیین نامه چون در آیین مزدیسنی طلاق اختیاری نیست در اجرای مراسم زناشویی قید مهریه نمی شود.

نفقه

اگر دختر جوانی که در موقع مناسب او را شوهر نداده بودند، ارتباط غیرمشروع پیدا می کرد حق نفقه از طرف پدر داشت و از بردن ارث محروم نمی شد، به شرط این که آن ارتباط را قطع کند و حتی اطفالی که از این پیوند غیرمشروع به دنیا می آمدند نفقه شان به عهده پدر آن دختر بود.

در آیین نامه زرتشتیان تصریحی چون ماده 1106 ق.م راجع به نفقه موجود نیست گویا الزام شوهر را به نفقه به قدری واضح می دانسته که تصریح آن را بلامورد دانسته است. ولی ماده 23 که زن را مجاز نموده که در صورت عدم پرداخت نفقه (در مدت سه سال) تقاضای طلاق نماید مسلم می دارد که پرداخت نفقه وظیفه مرد است.

«در اوستا، حکم صریحی درباره نفقه زن وجود ندارد و در آن تنها یک آیه در خصوص نفقه زن وارد شده که آن هم درباره دختر دوشیزه یا بانوی جوانی است که مرد با او همخوابگی کرده و دختر یا بانو آبستن شود، که در این صورت حکم این است که تا هنگام وضع حمل زن، نفقه و نگهداری زن بر ذمه شوهر می باشد و چنان چه مرد آن چنان که سزاوار است از زن نگاه داری نکند و گزندی به کودک برسد، به خاطر سرباز زدن مرد از نگهداری شایسته زن، پادافره (کیفر) گناه کشتن آگاهانه بر مرد رواست.»

منبع: تحلیل جامعه شناختی حقوق زن در دوره ساسانی - فرزاد زنگنه

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید