امروز: یکشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۲۲ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۷ مارس ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 275683
۲۲۱
۱
۰
نسخه چاپی

اصول اندیشه مهدی بازرگان | بـنیادهای تفکر سـیاسی بـازرگان

اصول اندیشه مهدی بازرگان | بـنیادهای تفکر سـیاسی بـازرگان

مهندس بازرگان تحت تاثیر افکار لیبرالیستی غرب اصول سه گانه آزادی ،برابری و دموکراسی را ارج می نهد و آنها را جز وجوه مشترک اسلام و لیبرالیسم می داند و سعی دارد با جمع بین اسلام و دموکراسی اثبات کند حکومت اسلامی تفاوتی با دموکراسی غربی ندارد.

اصول اندیشه مهدی بازرگان

1ـ اثبات سازگاری اسلام و علوم جدید

مهندس بازرگان به عنوان مرشد فکری نهضت آزادی در مجموعه نوشته های خود به ویژه کتاب «راه طی شده» تلاش دارد تا ایمان به خدا و معارف دینی را از راه علوم تجربی، تفسیر نموده و حقانیت آن را اثبات کند.

وی تحت تاثیر لیبرالیسم غربی و اندیشه های مدرنیسم و با توسل به علوم تجربی، سعی داشت بین نهادها و مفاهیم جدید غربی با تشیع سازگاری و تلفیق ایجاد کند. در حقیقت بازرگان و همفکران وی برای شناخت اعتقادات دینی و حتی استنباط احکام، کلام و فلسفه و عرفان و فقاهت را نفی کرده و روش علوم تجربی را جایگزین آن می کردند‌.

مهندس بازرگان در این خصوص می نویسد: وقتی در عمل و زندگی روزمره و اشتغالات عمومی دخالت و حاکمیت دستاوردهای علوم و افکار را به سهولت می پذیریم و علم را عملاً عالی ترین مرجع قضاوت ها می شناسیم غیر قابل قبول است که در قلمرو دین آن را نادیده بگیریم و کور و لنگش بدانیم. علم را نه می شود علی الاطلاق انکار و و از صحنه ارزش ها و افکار، خارج کرد ونه آن را مقید و مشروط ساخت... علم از هیچ کس و از هیچ اصل و مصلحت نباید دستور بگیرد یا تایید و تبعیت نماید علم باید مانند قاضی بی طرف و آزاده وارسته ای باشد که تنها حقیقت را جستجو نماید و حقی را که از حقیقت و از حق مطلق ناشی می شود اعلام کند.

کتاب راه طی شده که یکی از مهمترین کتابهای بازرگان و مبین اصول فکری اوست حاکی از آن است که بشر به بسیاری از چیزهایی که انبیا از راه وحی آورده اند، از طریق تجربی و عقلی رسیده است به عبارت دیگر با پیشرفت علم و تکامل بشر، انسان کار ویژه انبیاء را انجام خواهد داد و بی نیاز از وحی خواهد شد.

2 ـ تاکید بر ملیت و ملی گرایی

مهندس بازرگان در مقاله ای به عنوان ایران و اسلام به صراحت و روشنی اعلام می دارد که دیدگاه وی و همفکران او با حضرت امام متفاوت است او به شدت از ملی گرایی دفاع کرده است و دیدگاه مکتبی امام و ارزش های اسلامی را محکوم می کند بازرگان می گوید: برای بنده ماموریت و هدف و تعهد، خدمت به ایران است از طریق اسلام . برای امام، هدف و برنامه انقلاب، خدمت به اسلام است از طریق ایران.

3 ـ اثبات سازگاری اسلام و دموکراسی (به شکل غربی)

مهندس بازرگان تحت تاثیر افکار لیبرالیستی غرب اصول سه گانه آزادی ،برابری و دموکراسی را ارج می نهد و آنها را جز وجوه مشترک اسلام و لیبرالیسم می داند و سعی دارد با جمع بین اسلام و دموکراسی اثبات کند حکومت اسلامی تفاوتی با دموکراسی غربی ندارد.

با اینکه در اسلام حاکمیت الهی است و حاکم طبق اصول اسلامی باید عمل کند و حاکمیت مردم در چارچوب ارزش ها و اصول اسلامی است. نهضت آزادی و بازرگان با پذیریش مبانی غرب، حاکمیت الهی را به طور نظری نفی کردند و به یک نوع دموکراسی غربی که حاکمیت مردم بر مردم است متوسل شدند‌.

بازرگان با تاویل و تفسیر کلام قرآن، تاکید بر کراهت و شرافت انسانی اسلام را همان مکتب اومانیستی می داند که به اصالت بشر نظر دارد. کار بازرگان در این زمینه معادل سازی واژه های دمکراتیک غربی با مفاهیم اسلام است و یافتن اصول و معادل های دموکراسی در متون اسلامی در همین راستا از سوی وی صورت می گرفت.

از نظر شیوه مبارزاتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بازرگان و نهضت آزادی قصد تغییر سلطنت و جایگزینی آن را با نظام دیگر نداشتند از این رو مبارزات آنها در چارچوب قانون اساسی بود و آنها قانون اساسی مشروطه را قبول داشتند و برنامه منسجمی برای جایگزین نظام نداشتند و بر این اساس نهضت آزادی هیچ طرحی از حکومت برای جامعه بعد از انقلاب ارائه نداد. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بازرگان به نوعی حکومت شورایی ملی معتقد بود. همان که تحت «جمهوری دمکراتیک اسلامی» مطرح شد و مقبولیت نیافت.

اصول اندیشه مهدی بازرگان | بـنیادهای تفکر سـیاسی بـازرگان

بـنیادهای تفکر سـیاسی بـازرگان

1- انـسان‌

نگاه‌ بازرگان به انـسان برگرفته از آموزه‌های دینی و مذهبی اوست،انسان از دیدگاه‌ وی دارای دو بعد روحانی و جسمانی است که بعد روحانی انـسان جـلوه‌ی کمال الهی است و صفاتی چون‌،عـظمت‌،قـدرت شـهامت،فـعالیت،سـخاوت که صفاتی عـالی و مـطلوب انسان‌ هستند،ازلی و فطری‌اند.

انسان با راهنمایی بعد روحانی خویش در زمین‌‌ خلیفه‌ و نماینده خداست و بـا احـساس حـق‌ انسانی‌ و شخصیت،مدارج علم و کمال را با سـرعت‌ زیـاد پیـموده و لاجـرم بـر وضـعیت نظر قدرت عملی،یعنی بر میراث انسانیت او افزوده شده و رفته‌ رفته‌ به‌ قدرت و منزلت خویش واقف‌ می‌گردد‌.

2- آزادی

آزادی از نظر بازرگان ودیعه‌ای الهی است.او در نوشته‌های اولیـه خود بیشتر از اختیار سخن می‌گوید که در آن آزادی در همه ابعاد حیات‌ بشری‌ مطرح است؛آزادی به معنای‌ سیاسی آن بخشی از اختیار است.بر این اساس او پیامبران را اولین اعلام‌کنندگان حق آزادی‌ طبیعی و فطری بشر دانـسته و حـتی آنرا اساس و پایه کلیه‌ مذاهب‌ حقه معرفتی‌ می‌کند.

بازرگان آزادی را در چهار سطح مطرح می‌کند:

الف: آزادی انسان‌‌ در برابر خدا،که از نظر بازرگان در این سطح انسان‌ نهایت‌ آزادی‌ را دارد که حـتی مـی‌تواند بر خلاف فرامین و دستورات الهی عمل کند.

ب: آزادی انسان در برابر خود ‌‌که‌ در این سطح انسان‌ آزاد نیست و دارای مسئولیت است.

ج: آزادی در برابر جامعه‌،که‌ آزادی‌ در این سـطح مـشروط به‌ قانون است و آزادی انسان نـباید بـا آزادی دیگران و جامعه منافات‌ داشته باشد؛ جامعه نیز در قبال‌ فرد مسؤول است.

د: آزادی در برابر دولت‌ و حکومت که نظارت بر‌ دولت‌ وجود دارد که در آن‌ حقوق و آزادیهای مـجاز مـردم از طرف حکومت رعایت مـی‌گردد.

3- عدالت

عدالت در دیدگاه بازرگان امری طبیعی و از حقوق اساسی‌ انسان است،عدالت‌ یعنی اعطای حق هر ذیحق و بر این اساس از نظر او معنای طبیعی عدالت که همان توافق و تـبعیت از قـواعد کلی طبیعت است با معنای دینی عدالت،یعنی‌ قبول‌ رعایت مشیت خالق و متضمن مساوات و انصاف و احترام به اغراض نفسانی و منافع شخص، مترادف می‌داند.

4- جامعه و فرد

بازرگان هـم بـه فرد و هـم به جامعه اهمیت می‌دهد‌،از‌ یک جهت او به فرد و کرامت انسانی و حقوق اجتماعی او احترام می‌گذارد و از سویی زندگی اجـتماعی و به کارگیر برخی اصول اجتماعی را برای پیشرفت جامعه ضروری می‌داند.رابـطه فـرد‌ و جـامعه‌ متقابل است، بازرگان معتقد است که اسلام در عینم آنکه منافع و نظریات جمع را رعایت می‌کند،برای فرد نـیز ‌ ‌هـرقدر کوچک و بی‌مقدار باشد،حق و ارزش قابل بوده و به مصلحت‌ و تربیت‌ و عاقبت‌ او توجه نام دارد.(بـازرگان‌:7731‌،مـجموعه‌ آثـار 1،354).

5- دین و سیاست

از نظر بازرگان، دین دارای دو وجه است،هم حاوی آداب و احکام‌ فردی است و هم حاوی افـکار‌ و عقاید‌ و اخلاق‌،امور ملت یعنی مردم و سرنوشت دنیا و آخرت‌ آن‌ها‌ است‌.

بـازرگان دین و سیاست را تفکیک‌ناپذیر مـی‌داند، امـا به روشن‌ شدن مرز و قلمرو دین به سیاست، تأکید می‌کند‌، زیرا‌ در‌ غیر این صورت سیاست،دین را مضمحل می‌کند، بنابراین مرز‌ سیاست و دین یک‌طرفه است. او بعد از انقلاب ضمن اعتقاد به دخـالت دین در‌ سیاست‌ حدود‌ آنرا بسیار محدود می‌کند و قسمت‌ اعظم دین را متوجه حوزه خصوصی‌ افراد‌ می‌داند.

6- دین و دموکراسی

نظر بازرگان دموکراسی‌ همان‌ معنای‌ رایج حکومت مـردم بـر مردم را دارد.در این خصوص دو آیه‌ قرآنی‌:و امر‌ هم شوروی بینهم،و وشاورهم فی الامر را با دموکراسی مترادف و حتی کاملتر از آن‌ می‌داند‌ و معتقد‌ است،دموکراسی پیش از آنکه انقلاب کبیر فرانسه رخ دهد و پیش از آنـکه پارلمـانتاریسم‌ انگلستان‌ به وجود آید به وجه صحیح‌تر و کامل‌تر در این دو آیه آمده است‌.بازرگان‌ اصل‌ امر به معروف و نهی از منکر را ملازم با آزادی رأی و بیان‌ می‌داند. آیه لا اکراه فی اله دین را مـساوی بـا تساهل و تحمیل نکردن‌‌ عقیده‌ می‌داند‌. در خصوص برابری، وی دین اسلام را منادی مساوات و برابری می‌داند و در‌ این‌ زمینه به آیه یا ایها الناس انا خقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم‌...31‌/- حـجرات‌/مـتوسل مـی‌شود.

او حکومت حـضرت عـلی‌ را نـمونه اعلای‌ دموکراسی‌ می‌داند‌. بازرگان صرف نظطر از مباحث بنیادی در باب دموکراسی و دین،اسلام و دموکراسی‌ را‌ با یکدیگر سازگار می‌داند. او دربست دموکراسی غربی را نـمی‌پذیرد و آنـرا بـه لحاظ رواج دادن دنیاپرستی‌ و بی‌توجهی‌ به تربیت اخلاقی و معنوی فـرد و مـبدأ و معاد، مورد انتقاد قرار می‌دهد.

دموکراسی صدر اسلام‌ که‌ بازرگان‌ در عبارات فوقء از آن سخن می‌گوید‌ به‌ هـیچ وجـه‌ جـامعه‌ی آنروز عربستان نیست،فهم بازرگان از آیات مربوط به شوروی‌ و رفـتار‌ سیاسی پیامبر و حضرت علی(ع)است‌ که‌ به زعم‌ وی‌ نمودی‌ از رفتار دموکراتیک بوده است. بدیهی‌ است‌ که‌ جـوامع بـدوی و نـظام قبیله‌ای هیچ سنخیتی با دموکراسی ندارند.)

7- استقلال طلبی‌

بحث‌ استقلال طـلبی از نـظر بازرگان،در‌ طبیعت افراد بشر جست‌وجو‌ می‌شود‌.او استقلال را امری انسانی‌ و اخلاقی‌ می‌داند و می‌نویسد:اگر افراد یک کـشور مـستقل‌ بـاشند آن کشور مستقل است،اگر‌ به‌ اطاعت و انقیاد بودند آن کشور‌ نمی‌تواند‌ مستقل‌ بـاشد، اسـتقلال یـک‌ امر‌ سیاسی، نظامی، اقتصادی، علمی‌ یا‌ فکری نیست،یک امر انسانی و اخلاقی‌ است.

مـوارد‌ هـفتگانه‌ فوق اندیشه‌ی سیاسی بازرگان، برجستگی بیشتری‌ دارند‌ و عمدتا‌ ناشی‌ از‌ آموزه‌های دینی هستند‌؛ بنابراین‌، فـعالیت‌های ضـد استبدادی و بیگانه ستیزی بازرگان دموکراسی‌ خواهی و اقدامات سیاسی وی، عمدتا معلول این بینادهای فـکری‌ اوسـت‌.

  • منبع
  • پرسمان
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید