امروز: یکشنبه, ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ برابر با ۱۳ رجب ۱۴۴۴ قمری و ۰۵ فوریه ۲۰۲۳ میلادی
کد خبر: 282768
۲۴۹
۱
۱
نسخه چاپی

روانکاوی برای چه کسانی مفید است؟

روانکاوی یکی از روش های درمان مشکلات و بیماری های روای است که توسط روانشناس برجسته زیگموند فروید ابداع شد. در این روش روانکاو برای تشخیص و درمان علت بیماری از گفته های خود بیمار و ضمیر ناخودآگاه او استفاده می کند.

روانکاوی

روانکاوی چیست؟

روانکاوی روشی برای درمان اختلالات روانی، شکل گرفته توسط نظریه روانکاوی، که بر فرآیندهای ذهنی ناخودآگاه تأکید دارد و گاهی اوقات به عنوان «روانشناسی عمق» توصیف می شود. جنبش روانکاوی از مشاهدات بالینی و فرمول‌بندی‌های روان‌پزشک اتریشی زیگموند فروید، که اصطلاح روانکاوی را ابداع کرد، سرچشمه گرفت. در طول دهه 1890 زیگموند فروید با پزشک و فیزیولوژیست اتریشی یوزف بروئر در مطالعات بیماران روان رنجور تحت هیپنوتیزم کار کرد. فروید و برویر مشاهده کردند که وقتی منابع ایده‌ها و تکانه‌های بیماران در طول حالت هیپنوتیزم به هوش می‌آیند، بیماران بهبود می‌یابند.

فروید با مشاهده اینکه اکثر بیماران بدون هیپنوتیزم آزادانه صحبت می کنند، تکنیک تداعی آزاد ایده ها را تکامل داد. بیمار تشویق شد تا هر چیزی را که به ذهنش می‌رسد، بدون توجه به ارتباط یا مناسب بودن فرضی آن، بیان کند.

1. تجارب سرکوب شده از نظر فروید

فروید با اشاره به اینکه گاهی اوقات بیماران در ایجاد تداعی آزاد با مشکل مواجه می‌شوند، به این نتیجه رسید که برخی از تجربیات دردناک سرکوب می‌شوند یا از آگاهی آگاهانه خودداری می‌شوند. فروید خاطرنشان کرد که در اکثر بیمارانی که در اوایل تمرین او مشاهده شده‌اند، رویدادهایی که اغلب سرکوب شده‌اند مربوط به تجارب جنسی مزاحم بوده است. بنابراین او این فرضیه را مطرح کرد که اضطراب پیامد انرژی سرکوب شده (لیبیدو) متصل به تمایلات جنسی است.

انرژی سرکوب شده در علائم مختلفی که به عنوان مکانیسم های دفاعی روانشناختی عمل می کردند، بیان شد. فروید و پیروانش بعداً مفهوم اضطراب را به گونه‌ای گسترش دادند که شامل احساس ترس، احساس گناه، و شرم ناشی از تخیلات پرخاشگری و خصومت و ترس از تنهایی ناشی از جدایی از فردی است که فرد مبتلا به او وابسته است.

2. یک روانکاو چه می کند؟

تصویر کلیشه‌ای از روانکاو که درست دور از چشم نشسته است در حالی که یک بیمار، روی کاناپه تکیه داده و در مورد تجربیات، احساسات و ترس‌ها با هم آشنا می‌شود، چندان دور از واقعیت نیست. در روانشناسی بالینی ممکن است گاهی در هنگام ملاقات با بیماران سؤالی بپرسند یا درخواست هایی ارائه دهند. با این حال، هدف اصلی آنها گوش دادن متفکرانه است (بسیاری از روانکاوان حتی گوش دادن برای یادداشت برداری را متوقف نمی کنند) و شناسایی ارتباط بین عملکرد ناخودآگاه و وضعیت عاطفی بیمار، ترس ها یا مسائل مربوط به سلامت روان.

هدف آنها این است که به بیمار کمک کنند تا به ضمیر ناخودآگاه خود ضربه بزند تا کشف کند و بفهمد که چه انگیزه‌های درونی فرآیندهای فکری، ویژگی‌های شخصیتی و رفتارهای او را هدایت می‌کنند. یک روانکاو ممکن است بیمار را ترغیب کند که در مورد موارد زیر صحبت کند:

• دوران کودکی

• پدر و مادر و خواهر و برادر، همسر

• رویاها و ترس ها

• زندگی کاری

• روابط

• رویاهای روز

• اضطراب ها

3. پیوند بیمار با روانکاو

در این فرآیند، یک روانکاو با آن بیمار پیوند اعتماد ایجاد می کند که به ایجاد یک محیط امن برای آنها کمک می کند تا عمیق تر در خود ناخودآگاه خود کاوش کنند. کاری که آنها ممکن است انجام ندهند این است که از بیماران بخواهند در طول جلسات روی کاناپه دراز بکشند، زیرا هیچ دلیل قطعی وجود ندارد که نشان دهد خوابیدن به پشت خوابیدن به افراد کمک می کند تا باز شوند. خود فروید از کاناپه استفاده نکرد زیرا ارزش بالینی داشت، بلکه به این دلیل که نمی توانست نگاه مداوم بیمارانش را تحمل کند.

همچنین مسیرهای شغلی در روانکاوی وجود دارد که شامل کار با بیماران در ظرفیت بالینی نمی شود. به این دلیل که روانکاوی هم یک روش بالینی برای درمان بیماران است و هم یک نظریه روانشناختی. بسیاری از روانکاوان محققینی هستند که سعی در افزایش درک ما از رفتار، رشد، انگیزه، احساسات و روابط انسانی دارند. شما می توانید روانکاوانی را بیابید که در دانشگاه، آموزش، ورزش، هنر و دنیای تجارت کار می کنند. کاری که این روانکاوان انجام می دهند گاهی به عنوان «روانکاوی کاربردی» نامیده می شود، زیرا نظریه روانکاوی را در زمینه هایی غیر از درمان روانکاوی به کار می برد.

4. از چه تکنیک هایی در روانکاوی استفاده می شود؟

افرادی که تحت درمان روانکاوی قرار می گیرند، اغلب حداقل یک بار در هفته با روانکاو خود ملاقات می کنند. آنها می توانند ماه ها یا حتی سال ها تحت درمان باقی بمانند. روانکاوان از تکنیک های مختلفی برای به دست آوردن بینش در مورد رفتار شما استفاده می کنند. برخی از تکنیک های محبوب تر عبارتند از:

• تعبیر خواب: به گفته فروید، تحلیل رویا تا حد زیادی مهمترین تکنیک روانکاوی است. او اغلب از رویاها به عنوان "جاده سلطنتی به ناخودآگاه" یاد می کرد. 1 روانکاوان ممکن است رویاها را برای به دست آوردن بینشی در مورد عملکرد ضمیر ناخودآگاه شما تعبیر کنند.

• تداعی آزاد: تداعی آزاد تمرینی است که در طی آن روانکاو شما را تشویق می کند آزادانه افکار خود را به اشتراک بگذارید. این می تواند منجر به ظهور ارتباطات و خاطرات غیرمنتظره شود.

• انتقال: انتقال زمانی اتفاق می افتد که احساسات خود را در مورد شخص دیگری به روانکاو فرافکنی کنید. سپس با آنها به گونه ای تعامل خواهید کرد که گویی آن شخص دیگری هستند. این تکنیک می تواند به روانکاو شما کمک کند تا بفهمد چگونه با دیگران تعامل دارید.

• روانکاوان زمان زیادی را صرف گوش دادن به صحبت های مردم در مورد زندگی خود می کنند، به همین دلیل است که این روش اغلب به عنوان "درمان صحبت کردن" شناخته می شود.

5. روانکاوان چه تفاوتی با روانشناسان دیگر دارند؟

برخی از افراد روانکاو را سردتر و آرام‌تر از سایر روان‌درمانگران می‌دانند. احتمالاً می‌توانید این موضوع را تا جایی بیان کنید که بخش بزرگی از تکنیک روانکاوی صرفاً گوش دادن را شامل می‌شود. در سایر اشکال روان درمانی، درمانگر به عنوان یک مربی یا معلم و منبع اطمینان عمل می کند. در روانکاوی، درمانگران به شدت بر سخنان بیمار و ارائه آنها در طول جلسات متمرکز هستند. آنها ممکن است وقتی جلسه شدید می شود با کلمات آرامش بخش صحبت نکنند زیرا نمی خواهند تمرکز یا فرآیندهای ذهنی بیمار را بشکنند. این بدان معنا نیست که روانکاوها دلسوز یا همدل نیستند، فقط به بیماران فضایی برای برقراری ارتباط بدون وقفه می دهند.

روانکاوان همچنین ممکن است بیماران را بیشتر و بیشتر از درمانگرانی که در درمان شناختی رفتاری یا سایر تکنیک های درمانی تخصص دارند، ببینند. دلیلش این نیست که روانکاوان به خاطر پول در این کار هستند، بلکه بیشتر به این دلیل است که هدف این است که عمیق‌تر در شخصیت بیمار کاوش کنند. بر خلاف CBT که دارای مجموعه محدودتری از استراتژی ها و تکنیک هایی است که بر اساس مشکلات آنها به بیماران ارائه می شود، ممکن است زمان زیادی طول بکشد. برخی از بیماران برای سالها چهار یا پنج بار در هفته به یک تحلیلگر مراجعه می کنند - اگر این همان چیزی است که آنها نیاز دارند. دیگران ممکن است تنها یک بار در هفته به تحلیلگران خود مراجعه کنند. در هر دو مورد، ایجاد یک برنامه برای خاتمه و پایان بخشی از فرآیند است، درست مانند سایر اشکال درمان.

روانکاوی

روانکاوی برای چه کسانی مفید است؟

هدف اولیه روان درمانی روان پویشی کاهش قابل توجه علائم بیماری های مختلف سلامت روان است. همانطور که قبلا ذکر شد، بسیاری از مطالعات به این نتیجه رسیده اند که درمان روان پویشی برای کسانی که با علائم افسردگی زندگی می کنند موثر است. با این حال، افراد مبتلا به اضطراب، هراس، اختلالات شخصیت، اختلالات خوردن، اختلالات با علائم جسمی یا سایر شرایط مرتبط با استرس ممکن است مزایایی نیز داشته باشند.

با این حال، حتی اگر با هیچ یک از این شرایط زندگی نمی‌کنید، اما همچنان مشکلاتی را در رابطه با رفتار فعلی یا ناراحتی روانی خود تجربه می‌کنید، ممکن است بتوانید از طریق روان‌درمانی روان‌پویشی به درمان و کمک بپردازید. به هر حال، بسیاری از واکنش‌های احساسی و رفتارهای خود تخریب‌گر از طریق چالش‌های روابط بین فردی و عوامل استرس‌زای زندگی روزمره آشکار می‌شوند. بنابراین، ممکن است از طریق این شکل درمانی برای احساسات و افکار منفی ناخودآگاه خود کمک و درمان پیدا کنید.

با این حال، قبل از انتخاب یک روش درمانی، همیشه بهترین کار این است که به دنبال مشاوره پزشکی حرفه ای در مورد بهترین برنامه درمانی برای خود باشید. بنابراین، قبل از تصمیم گیری در مورد نوع خاصی از درمان، باید با یک درمانگر واجد شرایط در مورد علائم و نگرانی های خود صحبت کنید. همچنین مهم است که در طول مشاوره اولیه تا حد امکان اطلاعات بیشتری در مورد فرآیند روان درمانی روانکاوانه به دست آورید تا ببینید آیا این بهترین عمل برای شما است یا خیر.

اختلالات روانی نیازمند روانکاوی

روانکاوان همان نوع بیمارانی را درمان می کنند که انواع دیگر روانشناسان و مشاوران درمان می کنند. یعنی همه نوع. مردم ترجیح می دهند با روانکاوان کار کنند زیرا با این موارد دست و پنجه نرم می کنند:

• اضطراب

• اختلال دو قطبی

• افسردگی

• اختلالات اشتها

• فانتزی ها

• اختلالات هویت

• اختلالات وسواسی جبری

• مشکلات روانی مداوم

• فوبیا ها

• اختلالات روان تنی

• رفتارهای خود ویرانگر

• عزت نفس پایین

• مشکلات جنسی

اکثر روانکاوان با بیماران فردی کار می کنند، اما برخی از آنها به درمان خانواده ها یا نظارت بر جلسات گروه درمانی می پردازند.

فواید روانکاوی

چه چیزی روانکاوی را از سایر اشکال درمان متمایز می کند؟ مروری بر پژوهشی که رویکردهای روانکاوی را با درمان شناختی رفتاری (CBT) مقایسه می‌کند، هفت ویژگی را که رویکرد روانکاوی را متمایز می‌کند، شناسایی کرد.

• بر احساسات تمرکز می کند: در جایی که CBT بر شناخت و رفتار متمرکز است، درمان روانکاوی طیف کاملی از احساساتی را که بیمار تجربه می کند بررسی می کند.

• اجتناب را بررسی می کند: مردم اغلب از برخی احساسات، افکار و موقعیت‌هایی که برایشان ناراحت‌کننده هستند اجتناب می‌کنند. درک اینکه مشتری از چه چیزی اجتناب می‌کند می‌تواند به روانکاو و مراجع کمک کند تا بفهمند چرا چنین اجتنابی وارد عمل می‌شود.

• موضوعات تکرار شونده را شناسایی می کند: برخی از افراد ممکن است از رفتارهای خود تخریبی خود آگاه باشند اما نتوانند جلوی آنها را بگیرند. دیگران ممکن است از این الگوها و نحوه تأثیر آنها بر رفتارهای خود آگاه نباشند.

• کاوش تجربیات گذشته: درمان‌های دیگر اغلب بیشتر بر اینجا و اکنون تمرکز می‌کنند، یا اینکه چگونه افکار و رفتارهای فعلی بر عملکرد فرد تأثیر می‌گذارند. رویکرد روانکاوی به افراد کمک می کند تا گذشته خود را کشف کنند و بفهمند که چگونه بر بیماری های روانی شایع تأثیر می گذارد. این می تواند به بیماران کمک کند تا پیوندهای تجربی گذشته خود را برای زندگی کاملتر در زمان حال رها کنند.

• روابط بین فردی را بررسی می کند: از طریق فرآیند درمانی، افراد می توانند روابط خود را با دیگران، چه در حال حاضر و چه در گذشته، کشف کنند.

• بر رابطه درمانی تاکید می کند: از آنجایی که درمان روانکاوی بسیار شخصی است، رابطه بین روانکاو و بیمار فرصتی منحصر به فرد برای کشف و بازنویسی الگوهای رابطه ای که در رابطه درمانی پدیدار می شوند، فراهم می کند.

• جریان آزاد: در جایی که درمان های دیگر اغلب ساختارمند و هدفمند هستند، درمان روانکاوی به بیمار اجازه می دهد تا آزادانه کاوش کند. بیماران می توانند در مورد ترس ها، خیالات، آرزوها و رویاها صحبت کنند.

مانند هر رویکرد دیگری برای درمان سلامت روان، روانکاوی نیز می تواند مزایا و معایب خود را داشته باشد. قبل از تصمیم گیری در مورد این رویکرد، مهم است که این عوامل را در نظر بگیرید.

شیوه مدرن روانکاوی برای چه کسانی مفید است؟

مردی که روی کاناپه با بازتاب های متعدد هیپنوتیزم می شود در حالی که بسیاری از مردم علاقه شدیدی به روانکاوی دارند، رکت به طور چشمگیری کند شده است. تنها درصد نسبتاً کمی از درمانگران به روانکاوی به عنوان روش اصلی درمان خود می پردازند، و به ندرت می توان درمانگری را یافت که به شدت به روش های روانکاوی کلاسیک پایبند باشد. اکثر تحلیلگران رویکردهای معاصری را برای روانکاوی اتخاذ می کنند که نسخه فروید را به شیوه های آشکاری اصلاح کرده است.

نسخه‌های مختصر و محدود روانکاوی رواج بیشتری پیدا می‌کنند، و رابطه درمانی بیشتر تعاملی است. اگرچه روانکاوی از نظر محبوبیت با رویکردهای دیگر، مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) پیشی گرفته است، اما هنوز به عنوان یک روش درمانی معتبر برای اکثر مسائل اضطراب و شخصیت در نظر گرفته می شود.

روانکاوی

نقد روانکاوی

توسعه روانکاوی فروید زمینه بسیاری از اشکال دیگر روان درمانی را فراهم کرد. برخی از مفاهیم اولیه او، مانند ناخودآگاه، هنوز در بسیاری از رویکردهای درمانی مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. صرف نظر از این، روانکاوی یکی از بحث برانگیزترین رویکردهای روان درمانی است و در طول سال ها به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی از انتقادات مهم در زیر ذکر شده است.

• فروید تمرکز محدودی بر انگیزه های زیستی ذاتی به عنوان نیروی محرک اصلی در پشت رفتار انسان داشت و توجه کافی به عواملی مانند اراده آزاد، ژنتیک و محیط را نداشت.

• روانکاوی سنتی شکل فشرده ای از درمان است که به سرمایه گذاری قابل توجهی در زمان و پول نیاز دارد. برای افرادی که رویکردی مختصر و متمرکز بر مشکل را برای درمان ترجیح می دهند، افرادی که نیازهای فوری دارند، یا کسانی که بودجه محدودی دارند، مناسب نیست.

• در روانکاوی سنتی، درمانگر اغلب جدا و ناشناس باقی می ماند. در حالی که این ممکن است در خدمت هدف انتقال باشد، اما باعث ایجاد حس دوری می شود که پذیرش آن برای برخی افراد دشوار است.

• روانکاوی افراد را ملزم می کند که دارای اندازه کافی از قدرت نفس برای درگیر شدن در خودکاوی و کار از طریق تعارضات روانی باشند. در نتیجه، برخی می‌گویند که برای افرادی که انواع جنون و اختلالات روان‌پریشی را تجربه می‌کنند یا فاقد این سطح از کنترل نفس هستند، مناسب نیست.

• از منظر نظری، بسیاری از مفاهیم در نظریه فروید غیرقابل مشاهده یا تعریف ضعیفی هستند که آنها را غیر قابل آزمایش می کند. نتیجه فقدان شواهد تجربی محکم برای حمایت از نظریه و روش روانکاوی است.

  • منبع
  • هنر زندگی

۱ دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید