امروز: یکشنبه, ۲۸ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۴ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 296365
۲۲
۱
۰
نسخه چاپی

اعتیاد در ایران از صفویه تا پهلوی؛ روایتی مستند از یک آسیب تاریخی

تاریخ مصرف مواد افیونی در ایران، به‌ویژه تریاک، فقط تاریخ یک ماده نیست؛ بخشی از تاریخ پزشکی سنتی، اقتصاد کشاورزی، تحولات دولت‌سازی، و نگرش‌های اخلاقی و اجتماعی در ایران است

اعتیاد در ایران از صفویه تا پهلوی؛ روایتی مستند از یک آسیب تاریخی

مقدمه

تاریخ مصرف مواد افیونی در ایران، به‌ویژه تریاک، فقط تاریخ یک ماده نیست؛ بخشی از تاریخ پزشکی سنتی، اقتصاد کشاورزی، تحولات دولت‌سازی، و نگرش‌های اخلاقی و اجتماعی در ایران است.

اگر امروز از «اعتیاد» سخن می‌گوییم، باید به یاد داشت که این مفهوم در معنای مدرنِ پزشکی و اجتماعیِ آن، هم‌زمان و هم‌معنا با همه دوره‌های گذشته نبوده است.

در بسیاری از دوره‌های تاریخی، آنچه امروز ممکن است «اعتیاد» نامیده شود، در زبان و فرهنگ زمانه بیشتر ذیل «استعمال»، «عادت»، «مصرف دارویی» یا «نشئه» فهم می‌شد. از این‌رو، برای نوشتن تاریخ اعتیاد در ایران باید میان «سابقه مصرف تریاک» و «پیدایش اعتیاد به‌مثابه مسئله اجتماعی و بهداشتی» تمایز گذاشت.

در این مقاله، سیر تاریخی مصرف و وابستگی به مواد افیونی در ایران از دوره‌های پیشامدرن تا پهلوی و سال‌های میانی قرن چهاردهم خورشیدی بررسی می‌شود

این نوشته، پژوهش‌های دانشگاهی، مدخل‌های دانشنامه‌ای معتبر، و متن برخی قوانین و گزارش‌های رسمی است.

پیشینه کهن مصرف افیون در ایران

استفاده از گیاهان و مواد دارویی در تمدن ایرانی سابقه‌ای طولانی دارد. در پزشکی سنتی ایران، تریاک و فرآورده‌های آن پیش از هر چیز به‌عنوان دارو شناخته می‌شدند: برای تسکین درد، درمان برخی ناراحتی‌های گوارشی، آرام‌کردن بیمار، یا کاهش سرفه و بی‌خوابی.

منابع دانشنامه‌ای مانند دانشنامه ایرانیکا نشان می‌دهند که آگاهی از خواص دارویی تریاک در سنت پزشکی ایرانی، دست‌کم از روزگار ابن‌سینا و پس از او وجود داشته است.

اما باید دقت کرد که مصرف دارویی با اعتیاد یکی نیست. در دوره‌های پیشامدرن، مصرف مواد افیونی اغلب در چارچوب طب، نسخه‌نویسی، یا درمان خانگی صورت می‌گرفت و لزوماً به معنای وابستگی گسترده و مزمن نبود.

با این حال، همین آشنایی دارویی زمینه‌ای فراهم کرد که در دوره‌های بعد، مصرف تریاک از حوزه درمان فراتر رود و به عادت روزمره و سپس مسئله اجتماعی تبدیل شود.

دوره صفوی: گذار از مصرف دارویی به استعمال اجتماعی

دوره صفوی را می‌توان یکی از نقاط مهم در تاریخ اجتماعی تریاک در ایران دانست.

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که در این دوره، افیون دیگر فقط دارو نبود؛ بلکه در برخی لایه‌های جامعه، به‌صورت ماده‌ای برای لذت، آرامش، معاشرت، و حتی آیین‌های روزمره مصرف می‌شد.

مقاله «پیدایی و شیوع اعتیاد به افیون در عصر صفوی» نشان می‌دهد که روند مصرف در این دوره تدریجی بوده و در طول زمان شدت بیشتری یافته است. این پژوهش تأکید می‌کند که شیوع مصرف در دوره صفوی یکنواخت نبوده و در بخش‌های پایانی این عصر بیشتر محسوس شده است.

منابع دیگر نیز از نشانه‌های حضور تریاک در زندگی شهری صفویان خبر می‌دهند. در اصفهان سده هفدهم، از نوشیدنی یا فرآورده‌ای موسوم به «کُکنار» یاد شده است که حاکی از حضور فرهنگی و اجتماعی تریاک در محیط شهری است.

با این همه، نباید از این شواهد، نتیجه‌ای ساده‌انگارانه گرفت و کل جامعه صفوی را جامعه‌ای «معتاد» دانست. داده‌های موجود بیشتر نشان می‌دهند که مصرف تریاک از سطح محدود دارویی و درمانی، به سطحی گسترده‌تر از مصرف اجتماعی رسیده بود.

از منظر تاریخی، اهمیت دوره صفوی در آن است که در همین زمان، زمینه‌های فرهنگی و عادت‌های مصرفی شکل گرفتند که بعدها در دوره‌های قاجار و پهلوی با اقتصاد و سیاست درآمیختند. به بیان دیگر، اگرچه اعتیاد مدرن هنوز یک مسئله عمومی و تعریف‌شده نبود، اما ریشه‌های فرهنگی آن در این دوره آشکارتر می‌شود.

دوره قاجار: تجاری‌شدن تریاک و گسترش مسئله

اگر صفویان را نقطه آغاز گسترش مصرف اجتماعی بدانیم، دوره قاجار را باید دوران تجاری‌شدن و اقتصادی‌شدن تریاک دانست.

از نیمه دوم قرن نوزدهم، تریاک به یکی از محصولات نقدی مهم ایران تبدیل شد. پژوهش‌های اقتصادی و تاریخی نشان می‌دهند که هم دولت و هم مالکان و کشاورزان از کشت تریاک سود می‌بردند، زیرا این محصول در بازار داخلی و خارجی تقاضا داشت و می‌توانست به تأمین درآمد مالیاتی و ارز خارجی کمک کند.

در این دوره، اقتصاد ایران بیش از پیش به بازار جهانی متصل شد. در نتیجه، کشت تریاک در بسیاری از مناطق به محصولی سودآور بدل شد و حتی در مواردی با کشت غلات و محصولات غذایی رقابت کرد.

این موضوع اهمیت تاریخی زیادی دارد، چون تریاک از یک ماده دارویی یا مصرفی، به کالایی اقتصادی تبدیل شد. وقتی یک ماده به‌صورت کالای صادراتی درآید، دولت و جامعه در برابر آن سیاستی دوگانه پیدا می‌کنند: از یک سو منبع درآمد، و از سوی دیگر منبع آسیب اجتماعی.

در اواخر قاجار، شماری از روشنفکران و اصلاح‌طلبان، اعتیاد به تریاک را یکی از نشانه‌های عقب‌ماندگی، ضعف اجتماعی و انحطاط اخلاقی می‌دانستند.

در همین فضاست که مفهوم مدرن «اعتیاد» آرام‌آرام در زبان پزشکی و اجتماعی ایران جا باز می‌کند. از این زمان به بعد، مسئله فقط مصرف تریاک نبود؛ مسئله، رابطه میان تریاک، بدن، کار، نظم اجتماعی، و قدرت سیاسی بود.

آغاز سیاست‌گذاری دولتی: از تحدید تا انحصار

ورود دولت مدرن به مسئله تریاک، با سیاست‌های مالی و نظارتی همراه بود.

یکی از نخستین اقدامات مهم، «قانون تحدید تریاک» در سال ۱۲۸۹ خورشیدی بود. این قانون را نباید با ممنوعیت کامل اشتباه گرفت. هدف آن، بیشتر محدودسازی تدریجی و تنظیم مالی و اداری مصرف بود.

در این قانون، برای تریاک مالیات تعیین شد و برنامه‌ای چندساله برای کاهش مصرف در نظر گرفته شد. حتی در برخی مواد قانون، پیش‌بینی شده بود که در آینده، استعمال تریاک جز برای مقاصد درمانی ممنوع شود.

این قانون نشان می‌دهد که دولت در آغاز بیشتر به سمت مدیریت و کنترل پیش رفت تا منع فوری.

دلیل آن روشن بود: تریاک هم در زندگی روزمره مردم ریشه داشت و هم برای دولت و اقتصاد، درآمدزا بود. به همین دلیل، سیاست منع کامل هنوز امکان اجرایی و سیاسی کافی نداشت.

گام بعدی، «قانون انحصار دولتی تریاک» در ۱۳۰۷ بود. بر اساس این قانون، معاملات، نگهداری، آماده‌سازی، حمل‌ونقل و صدور تریاک در انحصار دولت قرار گرفت.

دولت همچنین مکلف شد مصرف داخلی را طی یک دوره ده‌ساله به‌تدریج کاهش دهد. این قانون، نقطه عطفی در تاریخ مواد مخدر در ایران است، زیرا نشان می‌دهد دولت پهلوی اول تریاک را هم‌زمان یک منبع درآمد، یک مسئله نظم عمومی، و یک معضل بهداشتی می‌دید.

با این حال، انحصار دولتی الزاماً به معنای کاهش فوری اعتیاد نبود. در عمل، دولت میان درآمد حاصل از تریاک و هدف کاهش مصرف گرفتار نوعی تناقض ساختاری بود.

سیاست رسمی خواهان کاهش وابستگی بود، اما منافع اقتصادیِ تولید و تجارت، اجرای سخت‌گیرانه این هدف را دشوار می‌کرد.

عصر رضاشاه: مسئله اجتماعی، نظم عمومی و کنترل دولتی

در دوره رضاشاه، نگاه دولت به تریاک و اعتیاد سخت‌گیرانه‌تر شد. پژوهش‌های مربوط به این دوره نشان می‌دهند که حکومت اعتیاد را نه فقط یک آسیب پزشکی، بلکه تهدیدی برای نظم اجتماعی، امنیت عمومی و تصویر دولت مدرن می‌دانست.

در متون این دوره، تریاک با دزدی، بزهکاری، کاهش بهره‌وری، و فرسایش اخلاق عمومی پیوند می‌خورد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره، دوگانگی سیاست است. از یک سو، دولت مایل بود مصرف را کنترل کند و از آثار سوء آن بکاهد؛ از سوی دیگر، تریاک هنوز اهمیت مالی داشت و حذف کامل آن ساده نبود.

برخی قوانین و مقررات، استعمال علنی یا حمل مقادیر مشخصی از تریاک را محدود کردند و دولت به سمت نظارت بیشتر بر مصرف‌کنندگان رفت. در این مرحله، اعتیاد به‌تدریج از یک عادت شخصی به یک «مسئله حکومتی» بدل شد.

در همین دوره است که پزشکی نوین و گفتمان بهداشت عمومی جایگاه پررنگ‌تری می‌یابد. دولت می‌کوشید به‌جای صرفاً موعظه اخلاقی، از زبان درمان، غربالگری، و تنظیم اجتماعی استفاده کند. با این حال، محدودیت‌های اجرایی، گستردگی مصرف، و پیوند عمیق تریاک با اقتصاد محلی، مانع از حل سریع مسئله شد.

دهه ۱۳۲۰ و پس از آن: از بحران اجتماعی تا ممنوعیت شدید

در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، آثار اجتماعی کشت و استعمال تریاک بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

پژوهش‌های تاریخی درباره این دهه نشان می‌دهند که تریاک به مسئله‌ای چندوجهی تبدیل شده بود: هم در اقتصاد کشاورزی حضور داشت، هم در خانه‌ها و محافل مصرف می‌شد، و هم با فقر، بیماری و آسیب‌های خانوادگی پیوند می‌خورد.

در این دوره، نقد اجتماعی اعتیاد از سطح نخبگانی فراتر رفت و به حوزه سیاست عمومی نزدیک‌تر شد.

اوج سیاست سخت‌گیرانه در این زمینه، «قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک» در سال ۱۳۳۴ بود.

این قانون کشت خشخاش، تهیه، ورود، و مصرف مواد افیونی را ممنوع کرد و برای معتادان، مهلتی محدود برای درمان در نظر گرفت. این اقدام را می‌توان یکی از شدیدترین مداخلات دولت ایران در تاریخ مواد مخدر دانست.

اما این‌جا نیز تاریخ، خطی و ساده نبود. ممنوعیت شدید در کوتاه‌مدت ممکن است مصرف رسمی را کاهش دهد، ولی می‌تواند به شکل‌گیری بازارهای غیررسمی و قاچاق نیز بینجامد.

منابع تاریخی و پژوهش‌های بعدی نشان می‌دهند که دولت ایران در دهه‌های پس از آن میان ممنوعیت، انحصار، محدودسازی و کنترل درمانی در نوسان بود.

به همین دلیل، تاریخ مواد مخدر در ایران را نمی‌توان با یک قانون یا یک تصمیم دولتی توضیح داد؛ این تاریخ، تاریخ کشمکش مستمر میان اقتصاد، بهداشت، و سیاست است.

بازگشت محدود کشت در اواخر دهه ۱۳۴۰

در سال ۱۳۴۷، قانون «اجازه کشت محدود خشخاش و صدور تریاک» تصویب شد. این قانون نشان می‌دهد که حتی پس از سیاست‌های سخت‌گیرانه دهه ۱۳۳۰، مسئله تریاک به‌طور کامل از میان نرفته بود.

دولت دوباره به الگوی کنترل‌شده و محدود روی آورد. بر اساس این قانون، کشت در مناطق مشخص و تحت نظارت دولت مجاز شد و مصرف غیرپزشکی همچنان محدود باقی ماند.

این تغییر سیاست به‌خوبی نشان می‌دهد که مسئله تریاک در ایران تاریخی پرنوسان داشته است: از مصرف دارویی به استعمال اجتماعی، از تجاری‌شدن به انحصار دولتی، از محدودسازی به ممنوعیت، و دوباره به نوعی کنترل محدود.

در واقع، دولت ایران در برخورد با تریاک هیچ‌گاه به یک سیاست کاملاً پایدار و بدون تناقض نرسید، زیرا این ماده هم‌زمان در حوزه‌های مختلف زندگی ایرانیان ریشه داشت.

نتیجه‌گیری

تاریخ اعتیاد به مواد مخدر در ایران، به‌ویژه تریاک، تاریخ یک تغییر تدریجی و چندلایه است. در دوره‌های کهن، تریاک عمدتاً به‌عنوان دارو شناخته می‌شد؛ در دوره صفوی، مصرف اجتماعی آن گسترده‌تر شد؛ در دوره قاجار، به کالایی اقتصادی و صادراتی تبدیل شد؛ و در دوره پهلوی، دولت آن را به‌عنوان مسئله‌ای برای بهداشت عمومی، نظم اجتماعی و مدرن‌سازی سیاسی در کانون توجه قرار داد.

نکته مهم این است که «اعتیاد» در تاریخ ایران، تنها یک پدیده فردی یا پزشکی نبود. این پدیده با ساختار اقتصاد کشاورزی، با درآمد دولت، با سبک زندگی شهری، با اصلاحات اداری، و با تصور حکومت از نظم اجتماعی پیوند داشت. از همین رو، تاریخ اعتیاد در ایران را باید تاریخ تلاقی بدن و دولت، اقتصاد و اخلاق، و درمان و سیاست دانست.

در عین حال، باید از ساده‌سازی پرهیز کرد. نه می‌توان همه مصرف‌های گذشته را معادل اعتیاد امروزی گرفت، و نه می‌توان هر سیاست دولتی را نشانه موفقیت قطعی دانست.

آنچه از بررسی منابع معتبر برمی‌آید این است که مسئله تریاک در ایران، قرن‌ها طول کشیده، شکل‌های مختلف به خود گرفته، و همواره در نسبت با تحولات بزرگ‌تر اجتماعی و سیاسی معنا یافته است.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید