امروز: شنبه, ۰۴ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۴ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 296430
۸
۱
۰
نسخه چاپی

زندگینامه میرزا آقاخان کرمانی؛ زندگی، اندیشه‌ها، آثار و نقش او در تحول فکری ایران

میرزا آقاخان کرمانی از چهره‌های مهم جریان روشنفکری و اصلاح‌طلبی ایران در اواخر دوره قاجار است؛ نویسنده، روزنامه‌نگار، متفکر و منتقد اجتماعی‌ای که در فاصله میان سنت فکری ایران و اندیشه‌های جدید اروپایی قرار گرفت. اهمیت او فقط به فعالیت سیاسی یا نوشته‌های ادبی‌اش محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از جایگاه تاریخی او به تلاشش برای پاسخ دادن به پرسش‌هایی مربوط است که در نیمه دوم قرن نوزدهم بیش از پیش در جامعه ایران مطرح شده بود.

زندگینامه میرزا آقاخان کرمانی؛ زندگی، اندیشه‌ها، آثار و نقش او در تحول فکری ایران

مقدمه

میرزا آقاخان کرمانی از چهره‌های مهم جریان روشنفکری و اصلاح‌طلبی ایران در اواخر دوره قاجار است؛ نویسنده، روزنامه‌نگار، متفکر و منتقد اجتماعی‌ای که در فاصله میان سنت فکری ایران و اندیشه‌های جدید اروپایی قرار گرفت.

اهمیت او فقط به فعالیت سیاسی یا نوشته‌های ادبی‌اش محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از جایگاه تاریخی او به تلاشش برای پاسخ دادن به پرسش‌هایی مربوط است که در نیمه دوم قرن نوزدهم بیش از پیش در جامعه ایران مطرح شده بود: چرا ایران از کشورهای اروپایی عقب مانده است؟ علت ضعف حکومت و جامعه چیست؟ رابطه دین و سیاست باید چگونه باشد؟ آموزش و علم چه نقشی در پیشرفت جامعه دارند؟ و ایرانیان چگونه می‌توانند هویت ملی خود را بازتعریف کنند؟

میرزا آقاخان کرمانی در دوره‌ای زندگی می‌کرد که ایران با بحران‌های سیاسی، اقتصادی و فکری متعددی روبه‌رو بود.

حکومت قاجار با فشار قدرت‌های خارجی، مشکلات مالی، ضعف ساختار اداری و نارضایتی‌های اجتماعی مواجه بود و در همان زمان، گروهی از روشنفکران ایرانی با اندیشه‌های جدیدی مانند قانون‌گرایی، حکومت مشروطه، علوم جدید، ملی‌گرایی و اصلاح آموزش آشنا می‌شدند.

از این منظر، آقاخان کرمانی را می‌توان یکی از نمایندگان نسل نخست روشنفکران ایرانی دانست که تلاش کردند وضعیت ایران را با معیارهای جدید بررسی کنند.

دانشنامه ایرانیکا نیز او را از نمونه‌های برجسته نسل نخست ملی‌گرایان سکولار ایرانی معرفی می‌کند.

با این حال، درباره میرزا آقاخان کرمانی نباید تصویری ساده و یک‌دست ارائه کرد. اندیشه او در طول زندگی‌اش دچار تحول شد و نوشته‌هایش گاه ترکیبی از مفاهیم اسلامی، بابی، فلسفه سنتی، علوم جدید، نظریه‌های اجتماعی قرن نوزدهم و ملی‌گرایی ایرانی است.

حتی درباره نسبت او با دین و آیین بابی نیز در میان پژوهشگران و نویسندگان اختلاف‌نظرهایی وجود دارد. بنابراین شناخت او نیازمند مطالعه مجموعه آثار و زمینه تاریخی زندگی اوست، نه تکیه بر یک عنوان یا برچسب واحد.

در این مقاله، زندگی میرزا آقاخان کرمانی، تحصیلات، مهاجرت‌ها، فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی، آثار مهم، دیدگاه‌های او درباره دین، حکومت، قانون، آموزش، علم، ملیت و ایران با تکیه بر منابع پژوهشی بررسی می‌شود.

۱. میرزا آقاخان کرمانی که بود؟

نام اصلی میرزا آقاخان کرمانی، میرزا عبدالحسین خان بود. او حدود سال‌های ۱۸۵۴-۱۸۵۳ میلادی در ماهان یا مشیزِ بردسیر در کرمان، در خانواده‌ای شناخته‌شده به دنیا آمد.

دانشنامه ایرانیکا محل تولد او را مشیز، روستایی در جنوب‌غربی شهر کرمان، ذکر می‌کند.

او متعلق به خانواده‌ای بود که سابقه‌ای در تصوف و مطالعات دینی داشت. همین پیشینه خانوادگی در کنار آموزش سنتی، باعث شد آقاخان از سنین جوانی با ادبیات فارسی و عربی، علوم دینی و فلسفه آشنا شود.

تحصیلات او مطابق الگوی آموزشی رایج آن زمان بود، اما بعدها از محدوده آموزش سنتی فراتر رفت.

ایرانیکا گزارش می‌کند که او زبان‌های فارسی و عربی، ادبیات، دستور زبان، بلاغت، منطق، ریاضیات، فقه، تاریخ و الهیات را فراگرفت و سپس به فلسفه نیز علاقه‌مند شد.

این نکته در شناخت شخصیت فکری او اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آقاخان از ابتدا یک روشنفکر جداشده از سنت نبود. او ابتدا در دل آموزش سنتی رشد کرد و سپس به تدریج با افکار جدید آشنا شد.

۲. فضای سیاسی و اجتماعی دوران میرزا آقاخان کرمانی

برای فهم دیدگاه‌های آقاخان باید شرایط ایران در نیمه دوم قرن نوزدهم را در نظر گرفت.

او در دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار زندگی می‌کرد؛ دوره‌ای که ایران از یک سو با تلاش‌هایی برای اصلاحات اداری و نظامی روبه‌رو بود و از سوی دیگر، نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه و بریتانیا افزایش یافته بود.

در همین دوره، ایرانیان تحصیل‌کرده با نوشته‌ها و افکار اروپایی آشناتر شدند.

ترجمه کتاب‌ها، گسترش مطبوعات فارسی در خارج از ایران، رفت‌وآمد ایرانیان به عثمانی و قفقاز و ارتباط با روشنفکرانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم‌خان، فضای فکری جدیدی ایجاد کرد.

آقاخان کرمانی نیز بخشی از همین جریان بود.

او در نوشته‌های خود مرتباً وضعیت ایران را با جوامع اروپایی مقایسه می‌کرد و تلاش داشت دلایل عقب‌ماندگی ایران را پیدا کند.

ایرانیکا نیز تأکید می‌کند که او از نخستین ایرانیانی بود که وضعیت کشور را با معیارهای اروپایی ارزیابی کرد و عقب‌ماندگی اجتماعی و فکری ایران را مورد توجه قرار داد.

۳. تجربه اداری و ترک کرمان

یکی از مراحل مهم زندگی آقاخان، تجربه کوتاه او در دستگاه اداری کرمان بود.

در سال ۱۸۸۳ میلادی، او مسئول جمع‌آوری مالیات در منطقه بردسیر شد. این مسئولیت ظاهراً برخلاف میل او به وی تحمیل شده بود و او بخشی از کار را به افراد دیگر واگذار می‌کرد.

پس از ایجاد اختلاف با حاکم منطقه و مطرح شدن مسئله کسری مالیاتی، این دوره پایان یافت. ایرانیکا این اتفاق را یکی از عواملی می‌داند که موجب شد آقاخان در حدود سی‌سالگی کرمان را ترک کند.

این تجربه اداری احتمالاً در نگاه انتقادی او به نظام حکومتی قاجار بی‌تأثیر نبود. او بعدها در نوشته‌های خود بارها از ضعف ساختار اداری، فساد و ناکارآمدی حکومت انتقاد کرد.

۴. اقامت در اصفهان و آشنایی بیشتر با اندیشه‌های جدید

پس از ترک کرمان، آقاخان حدود دو سال در اصفهان اقامت داشت.

او در این شهر مدتی در خدمت ظل‌السلطان بود و در محافل ادبی و فکری شرکت کرد. در این محافل درباره «افکار جدید و مترقی» بحث می‌شد.

این دوره برای شکل‌گیری شخصیت روشنفکری او اهمیت داشت. اصفهان یکی از مراکز مهم فرهنگی ایران بود و آقاخان در آنجا فرصت یافت علاوه بر مطالعات سنتی، با اندیشه‌های جدید اجتماعی و سیاسی آشنا شود.

بعد از اصفهان، مدتی در تهران بود و سپس راهی مشهد شد.

۵. مهاجرت به استانبول

در سال ۱۸۸۶ میلادی، آقاخان کرمانی از مسیر مشهد، رشت و باکو به استانبول رفت. یکی از دلایل این مهاجرت، فشار مقام‌های کرمان و تلاش آنان برای بازگرداندن او به کرمان بود.

استانبول در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز تجمع ایرانیان مهاجر و روشنفکران ایرانی بود.

این شهر برای آقاخان به نقطه عطف زندگی تبدیل شد.

او تقریباً ده سال پایانی عمر خود را در عثمانی گذراند و بیشتر آثار مهمش را در همین دوره نوشت.

در استانبول با علوم و افکار جدید اروپایی آشنایی بیشتری پیدا کرد و زبان عثمانی را آموخت و تا حدی نیز به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی مسلط شد.

۶. آشنایی با صبح ازل و مسئله آیین بابی

یکی از جنبه‌های مهم و در عین حال بحث‌برانگیز زندگی میرزا آقاخان کرمانی، ارتباط او با جریان بابی و به‌ویژه میرزا یحیی صبح ازل است.

او در دوران جوانی از طریق یکی از استادان خود، حاج سید جواد کربلایی، با بابیه آشنا شد و به گفته ایرانیکا ظاهراً به این آیین گرایش پیدا کرد.

در سال ۱۸۸۶ نیز در قبرس با میرزا یحیی نوری، معروف به صبح ازل، دیدار کرد و با دختر او ازدواج کرد.

این ارتباط در زندگی سیاسی او نیز اهمیت داشت؛ زیرا دولت ایران نسبت به فعالیت‌های بابیان حساسیت شدیدی داشت و ارتباط آقاخان با جریان ازلی، یکی از عواملی بود که موجب بدگمانی حکومت قاجار نسبت به او شد.

با این حال، تقلیل تمام اندیشه‌های آقاخان به «بابی بودن» نیز از نظر تاریخی دقیق نیست.

آثار او مجموعه‌ای از اندیشه‌های گوناگون را در خود جای داده‌اند و پژوهشگران درباره چگونگی تحول باورهای دینی و فلسفی او بحث کرده‌اند.

ایرانیکا تصریح می‌کند که در برخی نوشته‌هایش از دیدگاه‌های اسلامی و بابی دفاع کرده، اما در نوشته‌های دیگری به‌شدت از ادیان انتقاد کرده و بر عقل و علوم جدید تأکید داشته است.

۷. زندگی در استانبول و فعالیت مطبوعاتی

استانبول محل اصلی فعالیت فکری آقاخان شد.

او برای تأمین زندگی خود کارهای مختلفی انجام می‌داد؛ از جمله نسخه‌برداری از کتاب‌ها، تدریس در مدرسه ایرانیان استانبول و تدریس خصوصی. یکی از شاگردان او کلود هورت، ایران‌شناس فرانسوی، بود.

در کنار این فعالیت‌ها، آقاخان با روزنامه فارسی‌زبان اختر همکاری داشت.

«اختر» یکی از نشریات مهم ایرانیان خارج از کشور در دوره قاجار بود و نقش مهمی در انتقال افکار جدید سیاسی و اجتماعی به جامعه ایرانی داشت.

مقالات آقاخان در این روزنامه عمدتاً جنبه انتقادی داشتند و در آنها به حکومت ایران حمله می‌کرد.

او بعدها با میرزا ملکم‌خان نیز ارتباط برقرار کرد.

۸. ارتباط با میرزا ملکم‌خان

در سال ۱۸۹۰ میلادی، آقاخان با میرزا ملکم‌خان وارد مکاتبه شد.

ملکم‌خان در لندن روزنامه قانون را منتشر می‌کرد و به دنبال ایجاد شبکه‌هایی برای گسترش افکار اصلاح‌طلبانه و سیاسی در ایران بود.

آقاخان به توزیع این نشریه کمک کرد و در شکل‌گیری یکی از محافل مرتبط با «آدمیت» در استانبول نیز مشارکت داشت.

این ارتباط نشان می‌دهد که فعالیت فکری آقاخان صرفاً محدود به نوشتن کتاب نبود. او در شبکه‌ای از روشنفکران و اصلاح‌طلبان ایرانی قرار داشت که به دنبال تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی ایران بودند.

۹. ارتباط با سید جمال‌الدین اسدآبادی

آقاخان کرمانی با سید جمال‌الدین اسدآبادی نیز ارتباط داشت.

سید جمال‌الدین در سال‌های پایانی زندگی خود در استانبول فعالیت می‌کرد و آقاخان در برخی فعالیت‌های مربوط به جریان پان‌اسلامی با او همکاری داشت.

ایرانیکا به مشارکت آقاخان در ترویج و سازمان‌دهی فعالیت‌های پان‌اسلامی در کنار سید جمال‌الدین اشاره می‌کند.

این بخش از زندگی آقاخان نشان‌دهنده پیچیدگی اندیشه سیاسی اوست.

زیرا از یک طرف، در برخی نوشته‌ها به ملی‌گرایی ایرانی و حتی انتقاد شدید از اسلام و نهادهای مذهبی گرایش داشت و از طرف دیگر، در مقطعی با جریانی همکاری می‌کرد که هدف آن اتحاد مسلمانان در برابر قدرت‌های خارجی بود.

بنابراین نمی‌توان اندیشه سیاسی او را با یک برچسب ساده توضیح داد.

۱۰. دیدگاه میرزا آقاخان درباره حکومت قاجار

یکی از مهم‌ترین محورهای اندیشه سیاسی آقاخان، مخالفت با ساختار سیاسی قاجار بود.

او حکومت استبدادی را یکی از موانع اصلی پیشرفت ایران می‌دانست و معتقد بود قدرت سیاسی باید محدود و قانونمند شود.

راه‌حل پیشنهادی او به سمت حکومت مشروطه و نظام پارلمانی حرکت می‌کرد.

البته نباید تصور کرد که آقاخان یک طرح کامل و منسجم برای نظام سیاسی آینده ایران ارائه کرده بود. ایرانیکا تصریح می‌کند که او خواهان ایجاد حکومت مشروطه پارلمانی بود، اما برنامه‌ای کاملاً نظام‌مند و ایدئولوژی منسجم برای اجرای آن ارائه نکرد.

این نکته مهم است؛ زیرا گاهی در روایت‌های عمومی، اندیشه‌های روشنفکران دوره قاجار با تحولات بعدی انقلاب مشروطه درهم آمیخته می‌شود.

آقاخان در سال ۱۸۹۶ کشته شد، در حالی که انقلاب مشروطه ایران حدود یک دهه بعد، در سال ۱۹۰۵-۱۹۰۶، شکل گرفت.

بنابراین او را نمی‌توان به معنای دقیق کلمه یکی از رهبران انقلاب مشروطه دانست؛ اما آثار و اندیشه‌های نسل او در شکل‌گیری فضای فکری‌ای که بعدها به مشروطه منتهی شد، اهمیت تاریخی دارد.

۱۱. دیدگاه او درباره قانون

از نظر آقاخان، جامعه‌ای که در آن قدرت حاکم بدون محدودیت عمل کند، نمی‌تواند به پیشرفت پایدار برسد.

او به ضرورت قانون و نهادهای سیاسی جدید توجه داشت.

در اندیشه او، قانون باید قدرت حکومت را محدود کند و شهروندان را از خودسری صاحبان قدرت مصون بدارد.

از همین رو، اندیشه او را می‌توان در مسیر عمومی حرکت روشنفکران قرن نوزدهم ایران به سوی قانون‌گرایی قرار داد.

البته مفهوم قانون در نزد روشنفکران این دوره همیشه با مفهوم امروزی قانون اساسی و دموکراسی یکسان نبود؛ بنابراین باید از نسبت دادن مفاهیم سیاسی قرن بیست‌ویکم به نوشته‌های آقاخان پرهیز کرد.

۱۲. دیدگاه میرزا آقاخان درباره آموزش

آموزش یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه آقاخان بود.

او معتقد بود ضعف علمی و آموزشی ایران یکی از دلایل عقب‌ماندگی کشور است.

از نگاه او، آموزش سنتی به تنهایی نمی‌توانست پاسخگوی نیازهای جامعه جدید باشد و علوم جدید باید جایگاه مهم‌تری پیدا کنند.

ایرانیکا نیز می‌نویسد که آقاخان اصلاح نظام آموزشی و گسترش مطالعه علوم جدید را از عناصر ضروری تحول ایران می‌دانست.

در این نگاه، علم صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات نبود؛ بلکه ابزار تغییر جامعه و افزایش قدرت ملی محسوب می‌شد.

۱۳. علم و عقل در اندیشه آقاخان

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های اندیشه او، اهمیت دادن به عقل و علم جدید است.

او تحت تأثیر اندیشه‌های علمی قرن نوزدهم قرار گرفت و به‌خصوص با نظریه‌های طبیعی و اجتماعی جدید آشنا شد.

در برخی نوشته‌های خود از اندیشه‌های داروین تأثیر پذیرفت و درباره منشأ جهان و انسان از مفاهیمی استفاده کرد که با تفکر سنتی دینی تفاوت داشت.

از نظر او، جامعه‌ای که علم را نادیده بگیرد نمی‌تواند با جوامع پیشرفته رقابت کند.

به همین دلیل، انتقاد او از وضعیت ایران فقط سیاسی نبود؛ او آموزش، فرهنگ، دانش، ادبیات و ساختار اجتماعی را نیز مورد نقد قرار می‌داد.

۱۴. نگاه آقاخان به دین

این قسمت از اندیشه میرزا آقاخان کرمانی از پیچیده‌ترین بخش‌های زندگی فکری اوست.

در برخی نوشته‌ها، او برای دین جایگاه مهمی قائل شده است. در برخی آثار نیز خود را مسلمان معرفی کرده و به اعتبار قرآن و ظهور امام دوازدهم اشاره کرده است.

هم‌زمان، در نوشته‌های دیگری ادیان را محصول ترس و ناآگاهی انسان‌های اولیه از طبیعت دانسته و به انتقاد از باورهای دینی پرداخته است.

این تفاوت‌ها باعث شده است برخی پژوهشگران درباره تحول فکری او بحث کنند.

بر اساس تحلیل ایرانیکا، این تناقض ظاهری را می‌توان با توجه به شرایط سیاسی و مخاطبان مختلف او توضیح داد؛ یعنی آقاخان در موقعیت‌های مختلف از زبان‌ها و چارچوب‌های متفاوت استفاده می‌کرد و محور ثابت‌تر اندیشه او را می‌توان تأکید بر عقل، علم جدید و اصلاح جامعه دانست.

با این حال، این تفسیر یک تحلیل پژوهشی است و نباید آن را تنها تفسیر ممکن درباره شخصیت فکری او دانست.

۱۵. انتقاد از روحانیت

آقاخان از منتقدان جدی بخشی از ساختار روحانیت و دانش دینی زمان خود بود.

او معتقد بود برخی مباحث سنتی، به جای کمک به حل مسائل واقعی جامعه، درگیر بحث‌های پیچیده و کم‌فایده شده‌اند.

در رساله «إن‌شاءالله ماشاءالله» نیز به نقد علمای شیعه و سنی و آنچه از نظر او دانش‌ورزی بی‌ثمر و ظاهرگرایانه بود، پرداخت. این رساله در استانبول در سال ۱۸۹۳ نوشته شد و در پاسخ به نوشته‌ای از حاج محمدکریم کرمانی، رهبر شیخیه، بود.

۱۶. ایده «پروتستانتیسم اسلامی»

یکی از مفاهیم جالب در اندیشه سیاسی آقاخان، چیزی است که ایرانیکا از آن با عنوان «پروتستانتیسم اسلامی» یاد می‌کند.

آقاخان معتقد بود برای اصلاح جامعه اسلامی باید اقتدار سنتی برخی نهادهای دینی محدود شود و نوعی بازنگری در فهم دین صورت گیرد.

منظور او البته عیناً ایجاد پروتستانتیسم مسیحی در اسلام نبود؛ بلکه از الگوی اصلاح دینی برای توضیح ضرورت تحول در ساختار مذهبی استفاده می‌کرد.

او تصور می‌کرد کاهش تعصب مذهبی و گسترش آگاهی می‌تواند توجه جامعه را از اختلافات فرقه‌ای به مسائل ملی منتقل کند.

۱۷. ملی‌گرایی در اندیشه میرزا آقاخان کرمانی

ملی‌گرایی یکی از برجسته‌ترین عناصر اندیشه آقاخان است.

او تلاش می‌کرد هویت ایرانی را مستقل از هویت دینی تعریف کند و برای تاریخ پیش از اسلام اهمیت زیادی قائل بود.

در نوشته‌های او، ایران باستان اغلب به عنوان دوره‌ای از شکوه و قدرت ایران تصویر می‌شود.

او به‌ویژه به تاریخ ایران پیش از اسلام علاقه داشت و این موضوع در کتاب آینه اسکندری و همچنین نامه باستان نمود پیدا کرده است.

ایرانیکا او را از نمونه‌های برجسته نسل نخست ملی‌گرایان سکولار ایران می‌داند و تأکید می‌کند که او هویت اصیل ایران را تا حد زیادی در گذشته پیش از اسلام جست‌وجو می‌کرد.

۱۸. نگاه آقاخان به ایران پیش از اسلام

آقاخان به شدت تحت تأثیر تاریخ ایران باستان بود.

او ایران پیش از اسلام را سرچشمه بخش مهمی از هویت ملی ایرانی می‌دانست و به‌ویژه به ایران ساسانی و سنت زرتشتی توجه داشت.

در آثار او گاهی ایران باستان در قالب تصویری آرمانی بازسازی می‌شود؛ تصویری که تا حدی تحت تأثیر معیارهای سیاسی و اجتماعی جدید اروپایی نیز قرار داشت.

این مسئله از نظر تاریخی اهمیت زیادی دارد، زیرا بازگشت روشنفکران ایرانی قرن نوزدهم به ایران باستان، بعدها یکی از عناصر مهم ملی‌گرایی ایرانی شد.

اما باید توجه داشت که تصویر آقاخان از ایران باستان الزاماً تصویری کاملاً منطبق با یافته‌های تاریخ‌نگاری امروز نیست. او مانند بسیاری از روشنفکران قرن نوزدهم، گذشته را از زاویه نیازهای سیاسی و اجتماعی زمان خود نیز تفسیر می‌کرد.

۱۹. نقد نگاه ضدعربی و ضداسلامی او

یکی از بخش‌های بحث‌برانگیز اندیشه آقاخان، نگاه بسیار تند او به اعراب و اسلام است.

در برخی آثارش، او برای توضیح عقب‌ماندگی ایران، نقش ورود اسلام و سلطه اعراب را بسیار برجسته می‌کند و میان هویت ایرانی و میراث اسلامی تقابل شدیدی ایجاد می‌کند.

ایرانیکا نیز به صراحت به وجود گرایش‌های ضدعربی و ضداسلامی در آثار اصلی او اشاره کرده است.

این بخش از اندیشه او را باید در چارچوب ملی‌گرایی قرن نوزدهم بررسی کرد، اما نمی‌توان برخی تعابیر تند و تعمیم‌های او را بدون نقد تاریخی پذیرفت.

به بیان دیگر، اهمیت آقاخان در تاریخ اندیشه به معنای درست بودن همه دیدگاه‌های او نیست.

۲۰. زرتشتی‌گری در اندیشه آقاخان

آقاخان در برخی آثار خود از زرتشتی‌گری به عنوان دینی متناسب با هویت تاریخی ایرانیان یاد می‌کند.

این موضوع را باید در ارتباط با علاقه گسترده او به ایران پیش از اسلام فهمید.

او می‌خواست برای ایرانیان یک هویت ملی پیدا کند که به باور او پیش از ورود اسلام وجود داشته است.

در این چارچوب، زرتشتی‌گری برای او نه فقط یک دین، بلکه بخشی از میراث تاریخی ایران محسوب می‌شد.

البته میان اندیشه آقاخان درباره زرتشتی‌گری و واقعیت تاریخی دین زرتشتی تفاوت وجود دارد. آقاخان گاهی ایران باستان را در قالب یک تصویر ایدئال و ملی‌گرایانه بازسازی می‌کند.

۲۱. دیدگاه او درباره جامعه و عقب‌ماندگی ایران

یکی از پرسش‌های اساسی آقاخان این بود:

چرا ایران عقب مانده است؟

او پاسخ را در مجموعه‌ای از عوامل جست‌وجو می‌کرد:

  • استبداد سیاسی
  • ضعف قانون
  • ناکارآمدی حکومت
  • نظام آموزشی سنتی
  • بی‌توجهی به علوم جدید
  • تعصب مذهبی
  • ضعف آگاهی عمومی
  • زوال روحیه ملی
  • مشکلات فرهنگی و اجتماعی

از نظر او، اصلاح تنها با تغییر حاکم امکان‌پذیر نبود.

جامعه نیز باید از نظر فکری و آموزشی تغییر کند.

۲۲. ادبیات و زبان در اندیشه آقاخان

آقاخان فقط متفکر سیاسی نبود؛ نویسنده و منتقد ادبی نیز بود.

او به نثر ساده‌تر و قابل فهم‌تر علاقه داشت و با پیچیدگی‌های بی‌دلیل ادبی مخالفت می‌کرد.

این دیدگاه در آثار او به شکل توجه به زبان روشن و انتقال مستقیم‌تر اندیشه دیده می‌شود.

او در نوشته‌های خود تلاش می‌کرد موضوعات سیاسی و اجتماعی را با زبانی بیان کند که برای مخاطب گسترده‌تری قابل فهم باشد.

این ویژگی، او را در مسیر تحول نثر فارسی جدید قرار می‌دهد.

۲۳. آثار مهم میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان آثار متعددی در زمینه تاریخ، فلسفه، سیاست، ادبیات و دین نوشته است. فهرست آثار او در دانشنامه ایرانیکا شامل کتاب‌ها و رساله‌هایی است که برخی از آنها منتشر شده و برخی دیگر ناقص یا مفقود شده‌اند.

مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:

کتاب رضوان

«کتاب رضوان» از نخستین آثار اوست.

آقاخان نگارش آن را در سال ۱۸۷۸ در کرمان آغاز کرد، در اصفهان ادامه داد و در استانبول به پایان رساند.

این کتاب با الگوبرداری از گلستان سعدی نوشته شده و شامل حکایت‌ها، ضرب‌المثل‌ها، اشعار و مطالب زندگی‌نامه‌ای است.

آینه اسکندری

آینه اسکندری یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی آقاخان است.

این اثر تاریخ ایران را از دوره‌های باستان تا ظهور اسلام دنبال می‌کند.

نگارش آن در حدود سال ۱۸۸۹ آغاز شد و احتمالاً در سال ۱۸۹۱ پایان یافت. این اثر بعدها در دو جلد منتشر شد.

در این کتاب، توجه ویژه‌ای به ایران پیش از اسلام وجود دارد.

اهمیت آینه اسکندری تنها در اطلاعات تاریخی آن نیست؛ بلکه نوع نگاه نویسنده به تاریخ ایران اهمیت بیشتری دارد. آقاخان تاریخ را وسیله‌ای برای بازسازی هویت ملی می‌دانست.

هشت بهشت

هشت بهشت یکی دیگر از آثار مهم آقاخان است که با همکاری شیخ احمد روحی نوشته شد.

این اثر در کنار حکمت نظری قرار می‌گیرد و هر دو به مباحث فلسفی و دینی مربوط هستند.

ایرانیکا توضیح می‌دهد که این آثار اگرچه با هدف بحث درباره مفاهیم بابی و فلسفی نوشته شدند، در آنها ایده‌هایی متأثر از اندیشه سکولار و فلسفه جدید غرب نیز دیده می‌شود.

هشت بهشت را می‌توان نمونه‌ای از ترکیب چند جریان فکری در اندیشه آقاخان دانست.

حکمت نظری

«حکمت نظری» نیز از آثار فلسفی آقاخان است که در کنار هشت بهشت قرار می‌گیرد.

در این آثار، عناصر فلسفه سنتی، اندیشه بابی و مفاهیم جدید غربی در کنار یکدیگر دیده می‌شوند.

این ترکیب شاید یکی از دلایل دشواری تفسیر اندیشه آقاخان باشد.

او متفکری نبود که یک نظام فلسفی کاملاً منسجم و یک‌دست ایجاد کرده باشد؛ بلکه در حال تجربه و ترکیب جریان‌های مختلف فکری زمان خود بود.

جنگ هفتاد و دو ملت

هفتاد و دو ملت رساله‌ای کوتاه و انتقادی درباره تعصب مذهبی و محدوداندیشی فرقه‌های مختلف بود.

ایرانیکا می‌گوید این اثر تا حد زیادی ترجمه‌ای از بخش‌هایی از اثر برناردن دو سن‌پیر بوده و آقاخان برخی افکار خود را نیز به آن افزوده است.

این نکته اهمیت دارد، زیرا گاهی این اثر صرفاً به عنوان اثری کاملاً اصیل و مستقل معرفی می‌شود؛ در حالی که پژوهش ایرانیکا منشأ بخشی از آن را مشخص کرده است.

سه مکتوب و صد خطابه

«سه مکتوب» و «صد خطابه» از آثار مهم اجتماعی و سیاسی آقاخان هستند.

این آثار درباره تاریخ و جامعه ایران نوشته شده‌اند و در آنها از نظریه‌های علوم طبیعی و اجتماعی قرن نوزدهم تأثیر دیده می‌شود.

ساختار آنها نیز جالب است: نویسنده مطالب را در قالب نامه‌هایی از یک شاهزاده خیالی ایرانی در هند به شاهزاده‌ای دیگر در ایران بیان می‌کند.

این شیوه به او اجازه می‌داد درباره جامعه ایران از زاویه‌ای نسبتاً غیرمستقیم و انتقادی سخن بگوید.

نکته قابل توجه اینکه برخلاف عنوان «سه مکتوب»، جلد اول یک نامه و جلد دوم ۴۲ نامه دارد. ایرانیکا همچنین تصریح می‌کند که نسبت دادن تاریخ نگارش «سه مکتوب» به سال ۱۸۶۳-۱۸۶۴ اشتباه است؛ زیرا در آن زمان آقاخان هنوز حدود ده سال بیشتر نداشت و این تاریخ ناشی از اشتباه در نسبت دادن اثر بوده است.

تکوین و تشریع

«تکوین و تشریع» رساله‌ای فلسفی است که تأثیر نظریه‌های طبیعی و تجربی غرب در آن دیده می‌شود.

این اثر از جمله نوشته‌های منتشرنشده او بوده است.

اهمیت آن در شناخت تلاش آقاخان برای پیوند دادن مباحث فلسفی با علوم جدید است.

نامه باستان

نامه باستان یکی از آثار ادبی و تاریخی مهم اوست.

این اثر به صورت منظوم نوشته شده و تاریخ ایران پیش از اسلام را با الهام از شیوه شاهنامه فردوسی روایت می‌کند.

در بخش پایانی نیز مباحثی درباره نقد ادبی و اشعار میهن‌پرستانه وجود دارد. آقاخان این اثر را در سال ۱۸۹۵ در طرابوزان به پایان رساند.

نامه باستان به‌خوبی نشان می‌دهد که تاریخ ایران باستان در اندیشه او تنها یک موضوع پژوهشی نبود؛ بلکه وسیله‌ای برای تقویت احساس ملی و هویت ایرانی محسوب می‌شد.

کتاب ریحان

«کتاب ریحان» از آخرین آثار آقاخان بود.

او این اثر را در طرابوزان، چند ماه پیش از مرگ، نوشت اما فرصت تکمیل آن را پیدا نکرد.

این کتاب بیشتر به نقد ادبیات فارسی و ضرورت ایجاد نوع جدیدی از ادبیات اجتماعی و متعهد اختصاص داشت.

از این جهت، کتاب ریحان نشان می‌دهد که آقاخان حتی در سال‌های پایانی زندگی نیز به رابطه ادبیات و جامعه توجه داشت.

ترجمه تلماک

آقاخان به ادبیات اروپایی نیز علاقه داشت.

او ترجمه‌ای از اثر تلماک نوشته فنلون را آغاز کرد، اما این ترجمه ناتمام ماند و منتشر نشد.

این فعالیت بخشی از علاقه گسترده او به ادبیات و اندیشه اروپایی را نشان می‌دهد.

۲۴. همکاری با میرزا حبیب اصفهانی

آقاخان همچنین با میرزا حبیب اصفهانی ارتباط داشت و بنا بر گزارش ایرانیکا، حدود دو سال در خانه او زندگی کرد.

همچنین گفته شده است که او در کار ترجمه کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی اثر جیمز موریه به فارسی به میرزا حبیب کمک کرده است.

این ارتباط از نظر تاریخ تحول نثر فارسی اهمیت دارد.

۲۵. نقش آقاخان در تحول نثر فارسی

آقاخان از جمله نویسندگانی بود که می‌کوشید نثر فارسی را از پیچیدگی‌های سنتی دور کند.

او معتقد بود زبان باید وسیله انتقال اندیشه باشد، نه نمایش مهارت ادبی نویسنده.

این نگاه با نیازهای روزنامه‌نگاری و ادبیات سیاسی جدید نیز هماهنگ بود.

در واقع، تحول فکری دوره قاجار بدون تحول در زبان نوشتاری امکان‌پذیر نبود؛ زیرا مفاهیم جدیدی مانند قانون، آزادی، ملت، حکومت مشروطه، پیشرفت، علم و حقوق مردم باید با زبان فارسی بیان می‌شدند.

آقاخان در همین فرایند سهمی داشت.

۲۶. رابطه آقاخان با مفهوم آزادی

آزادی در اندیشه او بیشتر در پیوند با مبارزه با استبداد و افزایش آگاهی معنا پیدا می‌کرد.

او معتقد بود جامعه‌ای که افراد آن از آموزش و دانش محروم باشند، نمی‌تواند آزاد شود.

بنابراین آزادی برای او فقط یک مفهوم سیاسی نبود؛ بلکه به آموزش، آگاهی و اصلاح فرهنگی نیز وابسته بود.

از این دیدگاه، اصلاح سیاسی و اصلاح اجتماعی دو موضوع جداگانه نبودند

۲۷. نگاه او به انقلاب

آقاخان معتقد بود تغییر بنیادی در ساختار سیاسی ایران ضروری است.

اما همان‌طور که ایرانیکا اشاره می‌کند، او برنامه دقیق و کاملاً منسجمی برای این تحول ارائه نکرد.

بنابراین بهتر است او را بیشتر یک متفکر انتقادی و اصلاح‌طلب رادیکال دانست تا نظریه‌پردازی که یک مدل سیاسی کامل ارائه کرده باشد.

۲۸. میراث فکری آقاخان و مشروطه

میرزا آقاخان کرمانی در سال ۱۸۹۶ کشته شد و انقلاب مشروطه ایران حدود ده سال بعد رخ داد.

با وجود این فاصله زمانی، بسیاری از موضوعاتی که او درباره آنها نوشت، بعدها به مسائل مرکزی جنبش مشروطه تبدیل شدند:

  • قانون
  • حکومت مشروطه
  • محدود شدن قدرت شاه
  • اصلاح آموزش
  • علم جدید
  • نقد استبداد
  • هویت ملی
  • اصلاح اجتماعی

فریدون آدمیت نیز در پژوهش خود درباره اندیشه آقاخان، آثار او را در چارچوب تاریخ اندیشه جدید ایران و ریشه‌های فکری نهضت مشروطیت بررسی کرده است.

این به معنای آن نیست که آقاخان مستقیماً انقلاب مشروطه را رهبری کرد؛ بلکه منظور آن است که بخشی از مسائل فکری‌ای که او پیش از مشروطه مطرح کرد، بعدها در گفتمان مشروطه اهمیت پیدا کردند.

۲۹. میرزا آقاخان و فریدون آدمیت

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های فارسی درباره آقاخان، کتاب «اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی» نوشته فریدون آدمیت است.

این اثر در تاریخ‌نگاری اندیشه سیاسی ایران جایگاه مهمی دارد.

آدمیت در این کتاب تلاش کرده است اندیشه آقاخان را در بستر تحول فکری ایران در قرن نوزدهم بررسی کند.

در مقدمه کتاب، پژوهش درباره آقاخان به عنوان بخشی از تاریخ اندیشه‌های جدید ایران و ریشه‌های فکری مشروطیت معرفی شده است.

محمدابراهیم باستانی پاریزی نیز پژوهش آدمیت درباره آقاخان را تحقیقی مستند و مهم برای شناخت تاریخ اجتماعی کرمان و ایران دانسته، هرچند درباره برخی روش‌ها و منابع مورد استفاده او نیز بحث‌هایی مطرح کرده است.

بنابراین برای مطالعه جدی آقاخان، کتاب آدمیت یکی از منابع مهم فارسی است، اما بهتر است در کنار منابع دیگر خوانده شود.

۳۰. تناقض‌های فکری میرزا آقاخان

یکی از مهم‌ترین نکات در مطالعه زندگی آقاخان، وجود تناقض‌های ظاهری در اندیشه اوست.

برای مثال:

از یک طرف از دین انتقاد می‌کند و از طرف دیگر در برخی نوشته‌ها از اهمیت دین سخن می‌گوید.

از یک طرف به اندیشه‌های سکولار و علوم جدید علاقه دارد و از طرف دیگر با سید جمال‌الدین اسدآبادی در فعالیت‌های پان‌اسلامی همکاری می‌کند.

از یک طرف به ایران باستان و زرتشتی‌گری علاقه نشان می‌دهد و از طرف دیگر، در بخشی از نوشته‌ها در چارچوب اسلامی یا بابی سخن می‌گوید.

این تناقض‌ها لزوماً به معنای بی‌سوادی یا فقدان تفکر نیستند.

باید توجه داشت که آقاخان در دوره‌ای زندگی می‌کرد که مفاهیم جدید هنوز در حال شکل‌گیری بودند و روشنفکران ایرانی تلاش می‌کردند میان میراث سنتی و اندیشه‌های جدید راهی پیدا کنند.

۳۱. چرا اندیشه آقاخان گاهی متناقض به نظر می‌رسد؟

چند عامل در این مسئله مؤثر است.

نخست: تحول فکری

آقاخان در طول زندگی خود ثابت نماند. او از آموزش سنتی آغاز کرد و سپس با بابیه، فلسفه، علوم جدید، ملی‌گرایی و اندیشه‌های سیاسی اروپایی آشنا شد.

دوم: شرایط سیاسی

فعالیت او در دوره‌ای انجام می‌شد که بیان برخی دیدگاه‌ها می‌توانست پیامدهای جدی داشته باشد.

سوم: مخاطبان متفاوت

او برای روزنامه، رساله فلسفی، نامه سیاسی و اثر ادبی از زبان‌های متفاوت استفاده می‌کرد.

چهارم: فقدان یک نظام فلسفی منسجم

او فیلسوف نظام‌ساز به معنای دقیق کلمه نبود. بیشتر یک روشنفکر فعال و نویسنده سیاسی بود که از منابع گوناگون استفاده می‌کرد.

۳۲. دستگیری و تبعید به طرابوزان

فعالیت‌های سیاسی آقاخان سرانجام موجب شد حکومت عثمانی تحت فشار ایران او را دستگیر کند.

در سال ۱۸۹۵، او همراه با شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملک بازداشت و به طرابوزان فرستاده شد.

پس از ترور ناصرالدین‌شاه در سال ۱۸۹۶، اتهام مشارکت در قتل نیز متوجه این افراد شد.

هرچند ارتباط آنها با ترور شاه موضوعی بسیار حساس و تاریخی است، سرنوشت آنها در نهایت به اعدام انجامید.

طبق گزارش ایرانیکا، آنان در مه ۱۸۹۶ به ایران تحویل داده شدند و در ژوئیه همان سال در تبریز اعدام شدند.

۳۳. مرگ میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی در سال ۱۸۹۶ میلادی / ۱۳۱۴ قمری در تبریز اعدام شد.

در زمان مرگ حدود ۴۱ یا ۴۲ سال داشت.

مرگ او پایان زندگی یکی از فعال‌ترین روشنفکران نسل پیش از مشروطه بود.

اما نوشته‌های او باقی ماند و در دهه‌های بعد، پژوهشگران و روشنفکران ایرانی دوباره به آثارش توجه کردند.

۳۴. چرا میرزا آقاخان کرمانی اهمیت دارد؟

اهمیت آقاخان را می‌توان در چند سطح بررسی کرد.

۱. از نخستین منتقدان جدی ساختار سیاسی قاجار بود

او حکومت استبدادی را یکی از موانع پیشرفت ایران می‌دانست.

۲. از قانون و حکومت مشروطه دفاع کرد

او خواهان محدود شدن قدرت سیاسی و ایجاد نظامی قانونمند بود.

۳. از علوم جدید دفاع کرد

او علم را ابزار اصلی پیشرفت جامعه می‌دانست.

۴. به اصلاح آموزش توجه داشت

از نظر او، بدون اصلاح نظام آموزشی، اصلاح سیاسی پایدار نخواهد بود.

۵. یکی از چهره‌های مهم ملی‌گرایی اولیه ایرانی بود

او هویت ملی را تا حد زیادی در تاریخ ایران پیش از اسلام جست‌وجو می‌کرد.

۶. در تحول نثر سیاسی و اجتماعی فارسی نقش داشت

آثار او نمونه‌ای از حرکت ادبیات فارسی به سمت بیان مستقیم مسائل اجتماعی و سیاسی است.

۳۵. محدودیت‌ها و نقد اندیشه آقاخان

شناخت تاریخی آقاخان نباید به ستایش بی‌چون‌وچرای او تبدیل شود.

برخی دیدگاه‌های او با معیارهای امروز قابل نقد هستند.

از جمله:

  • نگاه بسیار منفی به اسلام
  • تعمیم‌های گسترده درباره اعراب
  • آرمانی کردن ایران باستان
  • استفاده از برخی نظریه‌های قرن نوزدهم که بعدها در علوم انسانی اصلاح یا کنار گذاشته شدند
  • نبود یک نظام سیاسی کاملاً منسجم
  • آمیختگی دیدگاه‌های متفاوت دینی، فلسفی و سیاسی

بنابراین بهتر است آثار او را به عنوان اسناد مهم تاریخ اندیشه ایران مطالعه کنیم، نه اینکه همه گزاره‌های او را حقیقت تاریخی یا علمی تلقی کنیم.

۳۶. جایگاه میرزا آقاخان در تاریخ روشنفکری ایران

اگر تاریخ روشنفکری ایران را یک روند تدریجی بدانیم، آقاخان در میان نسل‌هایی قرار می‌گیرد که از اواخر دوره قاجار به تدریج مفاهیم جدید را وارد فضای فکری ایران کردند.

پیش از او و هم‌زمان با او، چهره‌هایی مانند:

  • میرزا فتحعلی آخوندزاده
  • میرزا ملکم‌خان
  • سید جمال‌الدین اسدآبادی
  • طالبوف تبریزی
  • میرزا حبیب اصفهانی

در شکل‌گیری این فضای جدید نقش داشتند.

آقاخان با این جریان‌ها ارتباط داشت و از بسیاری از آنها تأثیر پذیرفت.

در عین حال، ویژگی خاص او ترکیب ملی‌گرایی ایرانی، نقد استبداد، نقد سنت دینی، توجه به علوم جدید و ادبیات بود.

۳۷. تفاوت آقاخان با روشنفکران بعدی

نباید اندیشه آقاخان را با روشنفکران ایرانی قرن بیستم یکی دانست.

او متعلق به قرن نوزدهم بود و بسیاری از مفاهیمی که بعدها در ایران تثبیت شدند، در زمان او هنوز در حال شکل‌گیری بودند.

برای مثال، ملی‌گرایی او تا حدی بر بازسازی ایران باستان استوار بود و نظریه‌های علمی و اجتماعی مورد استفاده‌اش متعلق به فضای فکری اروپا در قرن نوزدهم بودند.

بنابراین برای فهم دقیق او باید او را با معیارهای تاریخی زمان خودش بررسی کرد.

۳۸. جمع‌بندی اندیشه‌های اصلی میرزا آقاخان کرمانی

اگر بخواهیم مهم‌ترین دیدگاه‌های آقاخان را خلاصه کنیم، می‌توان آنها را در چند محور قرار داد:

حوزه دیدگاه کلی آقاخان
حکومت مخالفت با استبداد و حمایت از حکومت قانونمند
سیاست گرایش به حکومت مشروطه و پارلمانی
آموزش ضرورت اصلاح نظام آموزشی
علم تأکید جدی بر علوم جدید
دین نگاه انتقادی و در عین حال متحول و چندلایه
روحانیت نقد دانش و قدرت نهادهای مذهبی
ایران تأکید بر هویت و منافع ملی ایران
تاریخ علاقه شدید به ایران پیش از اسلام
ادبیات حرکت به سمت زبان ساده‌تر و اجتماعی‌تر
جامعه ضرورت اصلاح فرهنگی و فکری
استعمار و نفوذ خارجی تأکید بر استقلال و قدرت ملی ایران

نتیجه‌گیری

میرزا آقاخان کرمانی را می‌توان یکی از چهره‌های مهم و بحث‌برانگیز تاریخ اندیشه جدید ایران در اواخر قرن نوزدهم دانست.

او در محیط سنتی کرمان آموزش دید، اما مسیر زندگی‌اش او را از کرمان به اصفهان، تهران و سرانجام استانبول کشاند؛ جایی که با علوم جدید، اندیشه‌های سیاسی اروپا، مطبوعات فارسی خارج از ایران و شبکه روشنفکران ایرانی ارتباط پیدا کرد.

زندگی او با تحولات مهمی مانند گسترش مطبوعات، افزایش ارتباط ایران با جهان جدید، رشد اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه و بحران سیاسی حکومت قاجار هم‌زمان بود.

آقاخان از حکومت استبدادی انتقاد می‌کرد و به قانون و حکومت مشروطه توجه داشت. او اصلاح آموزش و گسترش علوم جدید را برای پیشرفت ایران ضروری می‌دانست و تلاش می‌کرد هویت ملی ایرانی را برجسته کند.

در همین مسیر، به تاریخ ایران پیش از اسلام توجه ویژه‌ای نشان داد و آثار مهمی مانند آینه اسکندری و نامه باستان را پدید آورد.

در عین حال، اندیشه او یک نظام فکری کاملاً منسجم نبود. در آثار مختلف او می‌توان عناصر اسلامی، بابی، فلسفی، علمی و ملی‌گرایانه را مشاهده کرد.

همین موضوع باعث شده است که درباره تحول فکری و اعتقادی او میان پژوهشگران بحث وجود داشته باشد. ایرانیکا نیز در بررسی او بر همین پیچیدگی تأکید دارد.

از سوی دیگر، برخی دیدگاه‌های او، به‌خصوص درباره اسلام، اعراب و ایران پیش از اسلام، بسیار تند و گاه متأثر از فضای ملی‌گرایانه قرن نوزدهم بود و نمی‌توان آنها را بدون نقد تاریخی پذیرفت.

با وجود این محدودیت‌ها، اهمیت تاریخی میرزا آقاخان کرمانی انکارشدنی نیست. او در دوره‌ای که بسیاری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی جدید هنوز برای جامعه ایران تازگی داشتند، درباره قانون، حکومت، علم، آموزش، آزادی، هویت ملی و اصلاح اجتماعی نوشت.

به همین دلیل، میراث او را باید نه فقط در یک اثر یا یک عقیده، بلکه در فرایند گذار اندیشه ایرانی از جهان سنتی به جهان جدید جست‌وجو کرد.

او پیش از انقلاب مشروطه درگذشت، اما بسیاری از پرسش‌هایی که در آثارش مطرح کرده بود، در دهه‌های بعد به مسائل مرکزی سیاست و جامعه ایران تبدیل شدند.

از این منظر، مطالعه میرزا آقاخان کرمانی مطالعه یکی از مراحل مهم شکل‌گیری اندیشه جدید ایرانی است؛ مرحله‌ای که در آن روشنفکران ایرانی برای نخستین بار به صورت گسترده از خود پرسیدند که چرا ایران از تحولات جهان عقب مانده و چگونه می‌توان جامعه‌ای قانونمند، باسواد، علمی و نیرومند ایجاد کرد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید