امروز: دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۶ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۱ مارس ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 271723
۷۵۲
۱
۰
نسخه چاپی
Skeptics

شکاکین | اساس فلسفه شکاکین

پورهون بنیانگذار شک گرایی او می آموخت که عقل بشر نمی تواند به ذات درونی چیزها شناخت پیدا کند. ما فقط می توانیم ظاهر چیزها را بشناسیم. او دلیل آورد که چیزهای یکسان به نظر افراد مختلف، مختلف می رسد و ما نمی توانیم بدانیم کدام درست است. ممکن است کاری از نظر عده ای خوشایند و از نظر دیگران ناخوشایند باشد، عملی ممکن است به نظر عدهای اخلاقی و عده ای دیگر غیراخلاقی باشد. همه چیز به عقیده انسان ها بستگی دارد و هیچ چیز بکل درست نیست، همچنان که بكل نادرست نیست.

شکاکین و عقاید آن ها

شکاکین (Skeptics)

پیرون یا پورهون (۲۷۵-۳۶۵ پیش از میلاد) از مؤسسین فرقه شکاکین است؛ ایشان را پورهونی و مسلک آن ها را پورهونیسم نیز می نامند.

گورگیاس اگر چه از سوفسطائیان بوده ولی وی را از سران مکتب شکاکین نیز می شمارند. عقاید شکاکین و کلبیون در باب انکار، خدا و رد مذهب که آن را «آتیسم» نامند. ظاهراً قدیمی ترین عقیده ای است که در باب در مذهب و انکار صریح خدا در یونان قدیم بوجود آمده است.

شکاکین نیز مانند جمعیت اپیکوریان ها فلسفه فرار را پذیرفتند، ولی فلسفه ایشان نوعی دیگر از فلسفه فرار است که با فلسفه فرار اپیکور فرق دارد.

اساس فلسفه شکاکین

فلسفه فرار شکاکین براساس نظريات زیر قرار گرفته است:

- رد کلی هر چیز که انسان آن را خوبی ها و محاسن حیات می نامد.

- الغاء کلیه امتیازات اجتماعی

- تساوی عموم مردم و حذف طبقات اجتماعی

- ترک تمام نعمت ها و مواهب حاصله از مقررات و قراردادها.

- ترک تمام آداب و رسوم حاصله از مقررات اجتماعی.

ظاهراً این حزب در آغاز تأسیس از خارجیان و تبعیدشدگان و اشخاصی که محروم از تابعیت آتن بوده اند تشکیل شده است.

شکاکین تشکیل یک جمعیت فاقد تشکیلات را از معلمین و فلاسفه مشهور و آواره اخذ کردند که در اصل حیات فقر و آوارگی را پسندیده و آن به سایر انواع زندگی ترجیح داده اند.

ظاهراً مسلک رهبانان آواره قرن وسطی در اروپا که درویش وار به دوره گردی و وعظ مشغول بوده و به ماندیکانت یا ماندیانت موسوم اند الهام گرفته از این مسلک است.

تعلیمات شکاکین بیشتر خطاب به طبقه فقرا و برای ایشان بوده، در معاشرت غالباً رعایت آداب و رسوم را ننموده اعمال برخلاف ادب، یعنی آنچه که در عرف زمان ادب نامیده می شد از ایشان سر می زد.

به عقیده بعضی از مفسرین فلسفی معاصر، فلسفه شکاکین را می توان نمونه قدیمی و خاصی از حکومت طبقه فقرا شمرد.

اساس فلسفه اجتماعی ایشان بر این آئین استوار است که مرد حکیم باید کاملآ بی نیاز باشد و این آئین را چنین معنی کرده اند که آنچه در قدرت هر فرد و نتیجه افکار و صفت اخلاقی و حاصل رفتار هر فرد می باشد برای حیات نیک لازم شمرده می شود. نسبت به هر چیز باید خونسرد و بی اعتنا بود به جز رفتار اخلاقی و از چیزهای دیگری که شکاکین آن را مردود شمرده و نسبت به آن خونسرد و بی اعتنا بوده اند.

یکی مسائل مربوط به اموال، ازدواج و تشکیل خانواده می باشد. کلیه امتیازات رایج حیات اجتماعی یونان مورد انتقاد شدید قرار گرفته و آن ها را کاملاً مردود دانسته اند. غنی و فقیر، یونانی و بربر، اتباع داخله و خارجه، آزاد مرد و برده، نژاد و همچنین خانواده های اعیان و اشراف با خانواده های فقیر کاملآ مساوی هستند. مساوات در فلسفه سینیک از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. گویند هم آنتيس تنس و هم دیوژن کتاب هایی در باب سیاست نوشته اند که از میان رفته و هر دو فیلسوف در کتب خود الغای اموال، ازدواج و حکومت را مطرح کرده اند.

پورهون بنیانگذار شک گرایی او می آموخت که عقل بشر نمی تواند به ذات درونی چیزها شناخت پیدا کند. ما فقط می توانیم ظاهر چیزها را بشناسیم. او دلیل آورد که چیزهای یکسان به نظر افراد مختلف، مختلف می رسد و ما نمی توانیم بدانیم کدام درست است. ممکن است کاری از نظر عده ای خوشایند و از نظر دیگران ناخوشایند باشد، عملی ممکن است به نظر عدهای اخلاقی و عده ای دیگر غیراخلاقی باشد. همه چیز به عقیده انسان ها بستگی دارد و هیچ چیز بکل درست نیست، همچنان که بكل نادرست نیست.

هر اظهارنظری با اظهارنظر متضادی که دلایل کافی دارد همراه است. بنابراین، بی خردی است در مباحثات طرفی را گرفت. آرزوها وهم است و خیال؛ بنابراین نمی توانیم از چیزی یقین داشته باشیم. انسان عاقل از قضاوت خودداری می کند. به جای گفتن «این چنین است» انسان عاقل باید بگوید «چنین به نظر می رسد» یا «ممکن است چنین باشد.»این برداشت شک گرایی و تعلیق بعدی قضاوت به حوزه عمل هم کشید.

شک گرایان گفتند هیچ چیز خودش زشت یا زیبا، درست یا نادرست نیست. همه باید در مورد چیزهای بیرونی بی تفاوت باشند و درباره آن ها قضاوت نکنند.

هدف انسان عاقل آرامش روان است و او باید بکوشد روان خود را در آن وضع و حال حفظ کند. او باید در عمل از عقاید، رسوم و قوانین احتمالی پیروی کند و از این واقعیت آگاه باشد که حقیقت مطلق هرگز در دسترس نیست.

منبع: تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب - دکتر ابوالقاسم طاهری

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید