امروز: سه شنبه, ۰۹ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۴ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۳۰ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 278923
۵۰
۱
۰
نسخه چاپی

عشق واقعی و عشق فانتزی چیست؟ چه تفاوت هایی بین عشق واقعی و عشق فانتزی وجود دارد؟

موضوع عشق واقعی قرن ها مورد بحث بوده است. بدبین ها اغلب قسم می خورند که وجود ندارد، در حالی که رمانتیک های ناامید فکر می کنند همه باید برای یافتن همنوعان خود تلاش کنند. با توجه به اینکه علم اکنون نشان می دهد که عشق واقعی نه تنها ممکن است، بلکه در واقع می تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد، ما تصمیم گرفتیم به عناصر روانشناختی که اجازه می دهد عشق شکوفا شود یا محو شود را بررسی کنیم.

بیایید با تعریف عشق واقعی شروع کنیم:

عشق واقعی چیست؟

دکتر لیزا فایرستون، یکی از نویسندگان کتاب سکس و عشق در روابط صمیمی، اغلب می گوید که بهترین راه برای اندیشیدن به عشق، فعل است. عشق پویا است و برای رشد نیاز به عمل دارد. همانطور که دکتر فایرستون نوشت: «اغلب وقت خود را صرف نگرانی در مورد اینکه شریک زندگیمان نسبت به ما چه احساسی دارد یا اینکه رابطه از بیرون چگونه به نظر می رسد می گذرانیم. حتی با وجود اینکه دوست داشتن شخص دیگری احساس خوبی دارد، اما هر یک از ما فقط می‌توانیم واقعاً احساسات محبت آمیز خود را نسبت به شخص دیگری احساس کنیم و نه احساسات آن شخص نسبت به ما. برای برقراری ارتباط و حفظ آن احساسات محبت آمیز در درون خود، باید اقداماتی را انجام دهیم که محبت آمیز باشد. در غیر این صورت ممکن است در فانتزی زندگی کنیم.»

گاهی اوقات ممکن است احساس ناامیدی داشته باشید، اما در واقع پذیرفتن این واقعیت که تنها کسی که در یک رابطه کنترل واقعی روی او داریم، خودمان هستیم، بسیار قدرتمند است. ما مسئول نیمی از پویایی خود هستیم. بنابراین، ما می‌توانیم انتخاب کنیم که آیا رفتارهایی را انجام دهیم که برای صمیمیت مخرب است یا اقداماتی انجام دهیم که بیانگر احساس عشق، شفقت، محبت، احترام و مهربانی است. برای انتخاب آگاهانه و پیوسته دومی، توجه به ویژگی‌هایی که دکتر رابرت و لیزا فایرستون در بیش از 30 سال مطالعه زوج‌ها دریافتند برای حفظ عشق واقعی حیاتی هستند، ارزشمند است.

تیم تحقیقاتی پدر و دختر آنچه را «نمودار تعاملات زوجین» می‌نامند ایجاد کردند که ویژگی‌های یک رابطه ایده‌آل را با آنچه دکتر رابرت فایرستون «پیوند فانتزی» می‌نامد مقایسه می‌کند. پیوند فانتزی "توهم ارتباط و صمیمیت [که به زوج ها اجازه می دهد] تخیل عشق و محبت و در عین حال فاصله عاطفی را حفظ کنند." یک پیوند فانتزی زمانی شکل می‌گیرد که زوج‌ها عشق و صمیمیت واقعی را جایگزین شکل قرار گرفتن در یک رابطه کنند. این پیوند از احساس سرزندگی و جذابیت بین افراد می کاهد.

عشق واقعی و عشق فانتزی چیست؟ چه تفاوت هایی بین عشق واقعی و عشق فانتزی وجود دارد؟

ویژگی های عشق واقعی در مقابل پیوند فانتزی

1. عدم تدافعی و گشودگی در مقابل واکنش های عصبانی به بازخورد

برای حفظ صمیمیت، زوج ها باید با یکدیگر باز باشند، به این معنی که مایل به شنیدن بازخورد از یکدیگر بدون اینکه حالت تدافعی یا دلسردی داشته باشند. دکتر لیزا فایرستون به زوج ها توصیه می کند که به دنبال هسته حقیقت در صحبت های شریک زندگی خود باشند. این حقیقت می تواند سرنخ مهمی در مورد روش هایی ارائه دهد که ممکن است بدون اینکه متوجه شویم شریک زندگی خود را دور می کنیم.

حتی اگر ما با همه چیز موافق نباشیم، گوش دادن به صحبت های شریک زندگی مان به طور طبیعی باعث می شود که او احساس دیده شدن، شنیده شدن و توجه به او کند. از سوی دیگر، تنبیه شریک زندگی خود به دلیل صادق بودن و مستقیم بودن با ما، ارتباط را قطع می کند.

2. برای امتحان کردن چیزهای جدید در مقابل تجربیات جدید آماده باشید

یک رابطه زمانی رشد می کند که هر دو نفر با یک طرف پر جنب و جوش، باز و آسیب پذیر در ارتباط باشند که از تجربیات جدید استقبال می کند. ما مجبور نیستیم هر چیزی را که شریکمان از آن لذت می‌برد دوست داشته باشیم و در آن شرکت کنیم، اما اشتراک‌گذاری فعالیت‌های جدید، بازدید از مکان‌های جدید، و شکستن روال‌های معمول، اغلب جان تازه‌ای به رابطه‌ای می‌بخشد که برای هر دو نفر احساس نشاط می‌کند.

3. صداقت و درستکاری در مقابل فریب و دوگانگی

حقیقت را بگوییم یکی از اولین درس هایی است که به اکثر ما در کودکی آموزش داده می شود. با این حال، به عنوان بزرگسالان، ممکن است فریب های زیادی در نزدیک ترین روابط ما وجود داشته باشد. وقتی با شریک زندگی‌مان ناصادق هستیم، به او، رابطه و خودمان آسیب بزرگی می‌زنیم. برای اینکه در کنار شریک زندگی خود احساس آسیب پذیری کنیم، باید به او اعتماد کنیم و این تنها با صداقت محقق می شود.

4. احترام به مرزها، اولویت ها و اهداف دیگران در مقابل فراتر رفتن از مرزها

برای جلوگیری از پیوند فانتزی، باید طرف مقابل را جدا از خود ببینیم. این بدان معناست که به آنها به عنوان فردی منحصر به فرد و مستقل احترام بگذاریم. اغلب، زوج ها تمایل دارند نقش هایی را ایفا کنند یا در پویایی قدرت بازی کنند.

ممکن است به یکدیگر بگوییم که چه کاری انجام دهیم یا چگونه رفتار کنیم. یا ممکن است برای و در مورد یکدیگر با روش هایی که محدود کننده یا تعریف کننده باشد صحبت کنیم. اساساً، ما با آنها به‌عنوان امتداد خودمان رفتار می‌کنیم تا انسان‌های جدا. در نتیجه، ما در واقع جذب خود را به آنها محدود می کنیم. همانطور که دکتر لیزا فایرستون می گوید: «ما با طرف مقابل مانند بازوی راست خود رفتار می کنیم. پس ما بیشتر از بازوی راست خود جذب آنها نمی شویم."

5. محبت جسمانی و تمایلات جنسی شخصی در مقابل فقدان محبت و تمایلات جنسی ناکافی، غیر شخصی یا معمول

محبت بخش بزرگی از نحوه ابراز عشق است. وقتی احساس محبت خود را قطع می کنیم، تمایل داریم که رابطه را از بین ببریم. این جرقه بین خودمان و شریکمان را ضعیف می کند. رابطه جنسی می تواند عادی یا غیرشخصی شود و در نتیجه هر دو طرف احساس دوری و رضایت کمتری می کنند. زنده نگه داشتن عشق به این معنی است که با بخشی از خودمان که خواهان تماس فیزیکی است و مایل به دادن و دریافت محبت است، در ارتباط باشیم.

6. درک در مقابل سوء تفاهم

به راحتی می‌توان به شریک زندگی‌مان اشاره کرد یا چیزهایی را که او می‌گویند اشتباه درک کرد، یا از آنها برای احساس صدمه دیدن استفاده کرد یا به روش‌های قدیمی و آشنا که با ما طنین‌انداز می‌کند مورد حمله قرار گرفت. همچنین آسان است که در دیدگاه خودمان گیر کنیم بدون اینکه چیزها را از دید طرف مقابل ببینیم. ما همیشه دو انسان متفاوت با دو ذهن مستقل خواهیم بود. ما همیشه چشم در چشم نخواهیم دید با این حال، مهم است که واقعاً سعی کنیم شریک زندگی خود را از یک نقطه نظر روشن درک کنیم. هنگامی که شریک ما احساس می کند دیده شده و درک می شود، به احتمال زیاد نرم می شود و دیدگاه ما را نیز می بیند.

7. رفتارهای غیر کنترلی، غیرقابل دستکاری و غیرتهدیدکننده در مقابل دستکاری سلطه و تسلیم

بسیاری از زوج ها خود را در پویایی می بینند که در آن یکی مانند والدین و دیگری مانند یک فرزند عمل می کند. یکی برای راهنمایی به سراغ دیگری می‌رود، سپس از این که به او می‌گوید چه کاری باید انجام دهد، از آن شخص ناراحت می‌شود. یا یک نفر سعی می کند اوضاع را کنترل کند، سپس شکایت می کند که شخص دیگر غیرمسئول، ناپخته یا منفعل است. برای اینکه یک رابطه واقعاً عاشقانه باشد، باید برابر باشد.

هنگامی که یک نفر سعی می کند دیگری را کنترل یا دستکاری کند، چه با داد و فریاد و چه با سنگ اندازی و بازی با قربانی، هیچ یک از آنها رابطه ای بالغ، برابر و عاشقانه را تجربه نمی کنند.

عشق واقعی و عشق فانتزی چیست؟ چه تفاوت هایی بین عشق واقعی و عشق فانتزی وجود دارد؟

چگونه یک رابطه عاشقانه واقعی ایجاد کنیم

اکنون که ویژگی های عشق واقعی را می دانیم، چگونه می توانیم برای ایجاد رابطه عاشقانه تر در خود گام برداریم؟ اول از همه، مهم است که اذعان کنیم که با وجود این اختلافات واضح بین عشق واقعی و فانتزی، بسیاری از مردم یکی را با دیگری اشتباه می گیرند. آنها حتی ممکن است فانتزی را به واقعیت ترجیح دهند، زیرا در ارتباط بودن با کسی کمتر دردناک تر از احساس ارتباط واقعی با او است.

بسیاری از ما درگیر افسانه، عناصر سطحی یا شکل رابطه (یعنی اینکه چگونه به نظر می رسد بر خلاف احساسش) گرفتار می شویم. ممکن است عاشق توهم ارتباط یا امنیت موقعیت شویم، اما اجازه نمی دهیم خیلی به طرف مقابل نزدیک شویم. این به این دلیل است که، در حالی که بسیاری از ما فکر می کنیم عشق می خواهیم، اغلب در واقع اقداماتی را انجام می دهیم تا آن را از بین ببریم. به همین دلیل است که اولین قدم برای دوست داشتن بیشتر این است که دفاع خود را بشناسیم و به چالش بکشیم.

1. به چالش کشیدن دفاعی که عشق واقعی را محدود می کند

بسیاری از مردم ترس هایی از صمیمیت دارند که حتی از آن آگاه نیستند. ما ممکن است تحمل کنیم که رویاهای خود را در مورد عاشق شدن در خیالات واقعی انجام دهیم، اما اغلب اوقات تحمل نمی کنیم که آن رویا در واقعیت برآورده شود.

دکتر رابرت فایرستون توضیح می دهد که چگونه دوست داشتنی شدن توسط کسی دفاع ما را تهدید می کند و درد عاطفی و اضطراب را از دوران کودکی دوباره بیدار می کند.

او معتقد است که هم دادن و هم دریافت عشق، روش‌های منفی و در عین حال آشنا را که ما درباره خودمان فکر می‌کنیم، مختل می‌کند.

در سطح ناخودآگاه ممکن است احساس کنیم که اگر عشق را از خود دور نکنیم، تمام دنیا آنطور که تجربه کرده‌ایم از هم می‌پاشد و نمی‌دانیم کی هستیم.

به این دلایل، بزرگترین مانع برای یافتن و حفظ یک رابطه عاشقانه اغلب ما هستیم. ما باید بدانیم که چه دفاعی روی میز می آوریم که عشق را از بین می برد. برای مثال، اگر با احساس طردشدگی بزرگ شویم، ممکن است از نزدیک شدن بیش از حد به شخص دیگری مضطرب باشیم.

ممکن است احساس نکنیم واقعاً نمی‌توانیم به یک شریک اعتماد کنیم یا به آن تکیه کنیم، بنابراین یا به آن شخص می‌چسبیم یا او را از خود دور می‌کنیم، که هر دو به یک نتیجه از ایجاد فاصله منجر می‌شوند.

اگر در کودکی احساس انتقاد یا رنجش داشتیم، ممکن است در احساس اعتماد به نفس یا ارزشمند بودن در روابط خود دچار مشکل شویم. ممکن است به دنبال شریک هایی بگردیم که ما را به روش هایی که احساس آشنائی می کنیم تحقیر کنند، یا ممکن است هرگز احساسات عاشقانه شریکمان را به طور کامل نپذیریم، زیرا آنها این تصور اولیه از خود را تهدید می کنند.

اگر در اوایل زندگی‌مان احساس می‌کردیم مورد نفوذ قرار گرفته‌ایم یا اگر پدر و مادری "گرسنه عاطفی" داشتیم، ممکن است به کلی از صمیمیت اجتناب کنیم و احساس مستقل بودن کنیم، یا ممکن است ناخودآگاه به دنبال افرادی بگردیم که برای برآوردن تمام نیازهایشان و بیشتر به ما وابسته هستند. باز هم، هر دوی این افراط‌ها می‌توانند منجر به روابطی شوند که صمیمیت واقعی ندارند.

خبر خوب این است که می‌توانیم با شناخت بهتر خود و دفاع‌هایمان، شروع به شکستن این الگوهای روابط مخرب کنیم. چرا شرکای خود را انتخاب می کنیم؟ ویژگی هایی که ما به سمت آنها کشیده شده ایم - خوب و بد؟ آیا راه هایی وجود دارد که ما شریک زندگی خود را تحریف یا تحریک می کنیم تا به شیوه ای متناسب با دفاع ما عمل کند؟ چگونه فاصله ایجاد کنیم؟ چه رفتارهایی انجام می دهیم که ممکن است احساس محافظت از خود داشته باشیم اما در واقع عشق را از بین ببریم؟

2. تمایز از گذشته تأثیراتی دارد که دیگر در زمان حال به شما خدمت نمی کند

دکتر رابرت فایرستون رویکردی را برای به چالش کشیدن الگوهای قدیمی و ریشه‌دار و دفاعی توسعه داده است، فرآیندی که او از آن به عنوان تمایز یاد می‌کند. این فرآیند شامل چهار مرحله است:

  • از نگرش های انتقادی، تنبیهی و مخربی که در زندگی اولیه خود درونی کرده اید، متمایز شوید
  • از صفات نامطلوب والدین خود که در خود می بینید متمایز کنید
  • واکنش‌های تدافعی‌ای را که (به عنوان خود کودکی) داشتید که دیگر در زمان حال به شما خدمت نمی‌کنند، به چالش بکشید
  • فرمول بندی و یادگیری زندگی بر اساس ارزش های خود - می خواهید چه کسی باشید؟

برداشتن این مراحل تمایز به ما این امکان را می دهد که در وضعیتی کمتر دفاع شده زندگی کنیم که در آن به دنبال آنچه واقعاً در زندگی می خواهیم برویم.

چگونه عشق واقعی را پایدار کنیم

پاسخ‌های زیادی به این که چرا عشق محو می‌شود را می‌توان در درک چگونگی و چرایی ایجاد پیوند فانتزی یافت. پیوند فانتزی دفاع نهایی در برابر عشق است. حتی پس از اینکه ما گارد خود را رها کردیم و به خودمان اجازه دادیم عاشق شویم، به محض اینکه ترسیدیم، خواه از دست دادن شریک زندگیمان باشد یا از هویت قدیمی و آشنایمان متمایز شویم، ممکن است به یک پیوند فانتزی روی بیاوریم تا به ما اجازه حفظ کند. این توهم که ما تنها نیستیم، در حالی که فاصله عاطفی را از شریک زندگی خود حفظ می کنیم. برای جلوگیری از پیوند فانتزی، باید از ویژگی های ذکر شده در بالا اجتناب کنیم، اما اقدامات زیر را نیز انجام دهیم.

اقداماتی برای شکستن یک پیوند فانتزی و دوست داشتنی تر شدن:

مهربان باش. حتی کوچکترین راهها را برای برقراری تماس و نشان دادن محبت و جذابیت پیدا کنید.

سرعت خود را کم کنید و حضور داشته باشید. زمانی را برای صحبت کردن و گوش دادن به همسرتان اختصاص دهید.

ارتباط چشمی برقرار کنید. ساده به نظر می رسد، اما ما اغلب فراموش می کنیم که فقط به شریک زندگی خود نگاه کنیم.

یک چیز قدیمی را امتحان کنید. وقت بگذارید و از انجام فعالیت هایی که دوست داشتید با هم انجام دهید دست نکشید.

چیز جدیدی را امتحان کنید. فقط در روال عادی قرار نگیرید به پیشنهاد فعالیت‌های جدید ادامه دهید و نسبت به آن‌هایی که شریک زندگی‌تان پیشنهاد می‌کند، باز باشید.

شکستن روال. اگر انجام همین کار هیجان شما را از بین می برد، برای ترک عادت و ایجاد فضایی برای خودانگیختگی آماده باشید.

از انفعال و کنترل خودداری کنید. برای تبادل یکسان ایده ها تلاش کنید. مسئولیت اعمال خود را بپذیرید و سعی نکنید شریک زندگی خود را کنترل کنید.

به جای «ما» به صورت «من» صحبت کنید. به یاد داشته باشید که شما همیشه دو فرد مجزا خواهید بود و نباید از مرزها عبور کنید که جذابیت را کاهش می دهد.

از صدای انتقادی درونی خود آگاه باشید. همه ما یک دشمن درونی داریم که از خود و شریک زندگیمان انتقاد می کند و نزدیک ترین روابط ما را تضعیف می کند

کاری را مستقل انجام دهید. فقط به این دلیل که شما یک زوج هستید به این معنی نیست که باید همه چیز را با هم انجام دهید. دوستی ها و فعالیت هایی که به تنهایی از آنها لذت می برید را رها نکنید و از شریک زندگی خود درخواست نکنید

آنچه را که احساس می کنید به اشتراک بگذارید. از شریک زندگی تان انتظار نداشته باشید که ذهن شما را بخواند. گفتن آنچه که می خواهید و احساس می کنید به طور مستقیم به شما کمک می کند تا از روش های منفعلانه-پرخاشگرانه یا ناخوشایند رابطه اجتناب کنید. همچنین شریک زندگی شما را به انجام همین کار تشویق می کند.

از ذهنیت "دوز در برابر خال" دوری کنید. عشق کاری است که هر یک از ما باید برای خود انتخاب کنیم. وقتی شروع به اندازه‌گیری کارهایی می‌کنیم که برای یکدیگر انجام می‌دهیم، به‌جای اینکه در ارتباط باشیم که چقدر دوست داشتن نسبت به دیگری احساس خوبی دارد، توقعات ایجاد می‌کنیم و نارضایتی ایجاد می‌کنیم.

از چیزهایی که شریک زندگی تان را روشن می کند حمایت کنید. هرگز از حمایت و تشویق شریک زندگی‌تان دست نکشید تا بیشتر زنده باشد و کارهایی را انجام دهد که باعث می‌شود شریک زندگی‌تان بیشتر احساس کند خودش را شبیه خودش می‌کند... حتی وقتی آن چیزها برای شما مهم‌ترین چیز نیست.

اقداماتی را انجام دهید که شریک زندگی شما آن را دوست داشتنی می داند. مطمئن شوید کارهایی که انجام می دهید چیزهایی هستند که به طور خاص برای شریک زندگی تان اهمیت دارند. ممکن است عاشق گل گرفتن باشید، اما آیا این چیزی است که باعث می شود شریک زندگی تان احساس کند که دوستش دارید؟

بسته نشوید. هر زمان که شرمنده، مضطرب، ناامید یا تحریک شده توسط شریک زندگی مان احساس خجالت می کنیم، خیلی آسان است که خاموش شویم، اما باید بجنگیم تا بسته نشویم و عشقی که به سمت ما می آید را کنار بگذاریم.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید