امروز: دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۱۹ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 275513
۱۸۱
۱
۰
نسخه چاپی
Anaximander

نظریات و ابداعات آناکسیماندر | آپایرون در اندیشه آناکسیماندر | آناکسیماندر و پیدایش جانوران و انسان

انتقاد آناکسیماندروس به طالس بر همین مبنا بود که می گفت، نه آب و نه هیچ یک از عناصر دیگر، نمی توانند آرخه یا بن مایه باشند. آرخه برای اینکه قبل و بعد از هر چیز و منشاء همه چیز باشد، باید با هیچ یک از عناصر تضادی نداشته باشد و فراتر از همه امور متضاد و بلکه جامع اضداد باشد

نظریات و ابداعات آناکسیماندر | آپایرون در اندیشه آناکسیماندر | آناکسیماندر و پیدایش جانوران و انسان

آناكسيماندر (به يونانی آنكسيماندروس) يكی از شاگردان طالس و شايد خويشاوند او نيز بود. کتاب درباره طبیعت که نخستین متن فلسفى شناخته شده به شمار می رود از اوست.

نظریات و ابداعات آناکسیماندر

آناکسیماندر در سال 610 پیش از میلاد زاده شد و در سال ۵۴۶ پیش از میلاد درگذشت.

آناکسیماندر اهل میلتوس بود و تصور می‌شد که یک از شاگردان تالس و معلم آناکسیمن بوده باشد. آنها با هم آنچه را که ما امروزه تحت عنوان مکتب ملطی فلسفه پیش از سقراط می‌خوانیم، تشکیل دادند.

او یکی از فیلسوفان پیش از سقراط است که به طرح پرسشی پیرامون جای انسان در جهان پرداخت. او بخش اعظم تاریخ هلنی را افسانه، اسطوره و غیر حقیقت دانست.

آناکسیماندر، اولین کسی است که علت تشکیل جهان را بجای اسطوره، دین و خدا، به عهده علوم تجربی واگذار نمود. وی می گفت که فلسفه باید عقلگرا شود و با دین و افسانه سرایی به مبارزه بپردازد.

او در یکی از شهرهای مستعمره یونان در غرب آسیای صغیر بنام ملطا بدنیا آمده بود. این شهر قرن ها واسطه ای میان رابطه شرق و غرب بود. پایان دوره “آرشایی“ عصر جاهلیت ! را قرن ششم پیش از میلاد می دانند که با آغاز شهرنشینی همراه بود و آغاز فلسفه یونان را باید آغاز شکفتگی علوم طبیعی و تجربی دانست که در آن فرهنگ اسطوره ای پیشین جایش را به عقل و منطق داد.

انسان می بایست دیگر برای حوادث طبیعی مانند خسوف و کسوف و سیل و زلزله و آتشفشان و رعد و برق، نه دلایل آسمانی و مذهبی بلکه جواب هایی در علوم طبیعی می یافت.

فیلسوفان طبیعی پیش از سقراط کوشیدن تا جهان را با کمک علم و بدون اسطوره شرح دهند. فلسفه طبیعی یونان با تالس و آناکسیماندر آغاز شد.

آناکسیماندر یکی از پایه گذاران علم نجوم یونان نیز بود. گرچه انسان شناسی آناکسیماندر هنوز از باقیمانده های فلسفه آرکائیک پاک نشده بود ولی او انسان را موجودی می دانست که براثر تکامل جانداران دریایی بوجود آمده. او بیش از 2500 سال پیش با یک نظریه مدرن کوشید تا نوعی موجود دریایی مانند کوسه و ماهی را دلیل آغاز زندگی انسان معرفی نماید.

او یکی از سه فیلسوف مشهور ماتریالیست ملطایی پیش از سقراط است. او غیر از فلسفه، مانند تالس یک مخترع و روشنفکر عملگرا نیز بود و به انتقاد از جهانشناسی و علم نجوم افراد پیش از خودپرداخت و پرسید که چرا ماده دیگری غیر از آب نتواند علت تشکیل جهان باشد.

در تاريخ تمدن به عنوان نخستين كسی شناخته شده كه نقشه جغرافيايی رسم كرده است. در آن زمان كسانی كه به دريا می رفتند به راستی خيلی دل و جرأت داشتند زيرا وسايل ايمنی كم بود. نه قطب‌نمايی وجود داشت، نه فاصله سنج كيهانی و نه نقشه دريائی. با توجه به اين وضعيت، نقشه‌های دريايی آناكسيماندر بايد همچون اوج پيشرفت دريانوردی محسوب می شد، به خصوص كه فيلسوف، اين نقشه‌ها را با راهنمايی ها و ملاحظاتی درباره اقوامی كه احتمال داشت دريانوردان در راه با آنها برخورد كنند، تكميل كرده بود.

یک ساعت خورشیدی و یک جدول نجومی آسمانی از جمله دیگر کارهای مهم او هستند.

آناکسیماندر راه استادش تالس را در مکتب ملطی ادامه داد. او این اندیشهٔ تالس را پذیرفته بود که یگانگی باید شالودهٔ چندگانگی طبیعت باشد؛ اما در این فرض تالس که آب، عنصر نخستین (آرخه) و ریشه و بن طبیعت است؛ ایراداتی می‌دید.

او تحت تاثیر فرهنگ بابلی به دانستنی های خاصی رسید و اطلاعات وسیعی پیرامون کشتی رانی و دریا نوردی بدست آورد. نخستین اثر کتبی فلسفه غرب با عنوان “پیرامون طبیعت“ متعلق به وی می باشد.

اگر تالس آب را دلیل جهان دانست، آناکسیماندر، آپایرون را سبب وجود جهان معرفی نمود.

آپایرون در اندیشه آناکسیماندر

آناکسیماندر مانند معلمش طالس به یک آرخه (اصل) معتقد بود که در بنیان همه جهان قرار داشت، اما این آرخه (اصل) برای او یک طبیعت نامحدود (آپایرون) محسوب می شد.

آناکسیماندر به جای آب که طالس آرخه یا بن مایه همه اشیا می دانست، آپایرون apeiron را آرخه می داند. نامتناهی، بیکران، نامتعین، بی پایان، جاودانه و... تعابیر متفاوت شارحان از آپایرون هستند که همه آنها نوعی عدم محدودیت را القا می کنند.

انتقاد آناکسیماندروس به طالس بر همین مبنا بود که می گفت، نه آب و نه هیچ یک از عناصر دیگر، نمی توانند آرخه یا بن مایه باشند. آرخه برای اینکه قبل و بعد از هر چیز و منشاء همه چیز باشد، باید با هیچ یک از عناصر تضادی نداشته باشد و فراتر از همه امور متضاد و بلکه جامع اضداد باشد

آناکسمیندر به این اندیشه رسید که عنصر اولی مادۀ المواد نامعین است این عنصر اولی تر از اضداد است که اضداد از آن به وجود می آیند و به آن منحل می گردند. این عنصر اولی به (یونانی: ارخه) را آناکسمیندر علت مادی نامید و بنا بر رأی تئوفراتس وی نخستین کسی بود که آن را چنین نامید این عنصر نه آب است و نه هیچ یک از دیگر عناصر بلکه طبیعتی است که مغایر با آن ها و نامتناهی که تمام آسمان ها و عوالم درون آن ها از آن ناشی می شوند آن بیکردان (به یونانی: اپایرون) است یعنی جوهری بی حد است ازلی و بی زمان است و تمام جهان ها را فرا گرفته است.

با این همه باید توجه داشت که هیچ یک از این تعابیر را نباید بر غیرمادی بودن آپایرون حمل کرد. چرا که اساسا در آن دوره تمایز روشنی میان مادی و غیرمادی صورت نگرفته بود. البته، بی تردید، آپایرون موجودیت انتزاعی داشته و کیفیت قابل مشاهده ندارد، بلکه سرچشمه تمام اشیای انضمامی و پدیده های قابل مشاهده است.

گفتنی است در زمان آناکسیماندر، تصور آب، خاک، هوا، و آتش به عنوان چهارگانه های اولیه و متضاد، پدید آمده بود که البته در دوره ای بعدتر به آنها عنصر اطلاق گشت.

آناکسیماندر و پیدایش جانوران و انسان

نظرات آناکسیماندروس درباره پیدایش جانوران و انسان یکی از مهم ترین کوشش های فردی و علمی اوست. وی به این نکته بسیار مهم و علمی توجه داشته که نخستین جانداران در آب پدید آمده اند و بی شک می توان گفت که مشاهدات عینی او در پیرامون جانوران کوچک و بزرگ دریایی در زادگاه خود وی، تاثیر فراوان در کشاندن اندیشه او به این نظریه طبیعی علمی داشته است.

مشاهده وضع طبیعی و چگونگی زاییده شدن و تغذیه و رشد انسان، موجود جانداری که بیش از همه نیازمند پرستاری و پرورش است وی را به این نتیجه می رساند که اسلاف نخستین او باید در محیط حیاتی دیگری پرورش یافته باشند. اما چون سرچشمه پیدایش و زندگی همه جانداران در آب و رطوبت بوده است از آن انسان نیز باید چنین باشد.

پس آدمی نخست باید در درون جانداری دریایی پدید آمده باشد و زمانی را در درون آن جاندار که چیزی همانند ماهی بوده است گذرانده باشد و پس از این اکه برای مواظبت و پرستاری از خودش شایسته شده بود، بیرون آمده و به خشکی راه یافته است در هر حال انسان در آغاز نمی توانسته از پستانداران باشد بنابراین اصل انسان به جانوری ماننند ماهی باز می گردد.

بدین سان آناکسیماندروس در سده ششم ق.م در نظریه خود درباره پیدایش جانداران پیشگام اندیشه های داروین به شمار می رود. وی نخستین انسانی است که در این باره با تکیه بر تجربه و نظر پژوهش آغاز کرده است و بر روی هم می توان وی را به گفته گومپرتس در کتاب متفکران یونانی، آفریننده واقعی دانش طبیعی یونانی و بدین گونه مغرب زمین به شمار آورد.

  • منبع
  • تاریخ ما
  • روزنامه شرق
  • تمیم خبر
  • باشگاه اندیشه

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید