امروز: سه شنبه, ۰۴ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 272373
۸۱۴
۱
۰
نسخه چاپی

نوجوان | رفتار با نوجوان

رفتار با نوجوان برای بسیاری از والدین چالشی است که هر روز باید با آن دست و پنجه نرم کنند. قرار داشتن نوجوانان در سنین حساس و خاصی از زندگی در همراهی با بی تجربگی والدین در چگونگی برخورد با نوجوان باعث بروز مشکلات فراوانی در روابط خانوادگی می شود

رفتار با نوجوان

رفتار با نوجوان برای بسیاری از والدین چالشی است که هر روز باید با آن دست و پنجه نرم کنند. قرار داشتن نوجوانان در سنین حساس و خاصی از زندگی در همراهی با بی تجربگی والدین در چگونگی برخورد با نوجوان باعث بروز مشکلات فراوانی در روابط خانوادگی می شود.

در رفتار با نوجوان یک دنده و سرسخت نباشید

وقتی فرزند نوجوان داریم، بروز اختلاف نظر و بحث در مورد مسائل مختلف بسیار عادی و قابل پیش بینی است. به همان نسبت که والدین به طور طبیعی خود را مسئول خانواده می دانند و به درست بودن حرف ها و عقایدشان مطمئن هستند، نوجوانان نیز خود را مستقل و زندگی شان را از آن خود می دانند و تصور می کنند که همه ی حرف ها و عقایدشان درست است. پس دو دیدگاه مختلف در کنار هم وجود دارد که در همه ی مسائل زندگی خود را نشان می دهد.

مهم این است که والدین بتوانند در تمام بحث ها، این مواضع را به یاد داشته باشند و به کار گیرند که: «وظیفه ی من کمک به اوست.» مهم این است که من او را یاری دهم.»، «خیلی خوب است که اگر در فکرها و حرف های او به نکات درستی برخوردم با آنها موافقت کنم.»، درست بودن فکرها و رفتارهای او در واقع نشان دهنده ی موفقیت من در فرزندپروری است.»، «اگر با حرف های او موافقت کنم، به عنوان یک ۲۸ والد رشد یافته و منطقی عمل کرده ام.»، «اگر درستی حرف های او را بپذیرم، به رشد توانایی های او کمک کرده ام.»، «اگر در خانواده و جمع آدم های مهم زندگی مان، درستی حرف های او را تأیید کنم، به افزایش امنیت و اعتماد به نفس او کمک کرده ام» و...

به یاد داشته باشید، شما می توانید فرد یک دنده و سرسختی باشید که به کوتاه نیامدن و سر حرف خود ایستادنش افتخار می کند، درحالی که همه ی اطرافیان از او ناراضی اند. هم چنین می توانید فرد منطقی و انعطاف پذیری باشید که به حرف های افراد خانواده ی خود گوش می دهد و نظرات دیگران را منصفانه ارزیابی می کند.

وقتی به جای پافشاری بر حرف ها و عقایدتان شنونده ی عاقل و با انصاف حرف های دیگران باشید، در محیط خانه برای خود امنیت ایجاد می کنید؛ وقتی حرف های در دست را، حتی اگر مخالف حرف های شما باشد، می پذیرید، اطرافیان به شما احترام می گذارند؛ و وقتی بر سر موضوعات با افراد دیگر خصوصاً فرزند نوجوان تان به توافق می رسید، حضور بسیار مثبتی در کل خانواده خواهید داشت.

کمک از دیگران برای رفتار با نوجوان

گاهی ممکن است لازم باشد از شخص سومی که فرزند نوجوان ما به او علاقه دارد و مورد اعتماد اوست، بخواهیم وارد رابطه ی ما بشود. این شخص می تواند خاله، عمو یا فرزندان بزرگ تر اقوام مثل دخترخاله، دخترعمه، پسرعمو، پسردایی و... باشد که فرزند ما رابطه ی امن و دلچسبی با او دارد. از این طریق می توانیم به فرزند نوجوان خود فرصت بدهیم تا بدون تنش هایی که در رابطه ی والد و فرزند وجود دارد و بدون ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن و زیر سؤال رفتن بتواند حرف هایش را بزند و طرف مقابل هم بدون حساسیت و سوء تعبیر، حرف های او را بشنود.

کمک گرفتن از دیگران به این معنا نیست که مشکل بین خود و فرزندمان را پیش همه جار بزنیم و همه را در جریان بگذاریم. به این معنا نیست که نقطه نظرات دیگران در زندگی ما آن چنان نفوذی بیابد که مهار آن از دست خودمان هم خارج شود و به این معنا هم نیست که دیگران را وادار کنیم همان را بگویند که ما می خواهیم و همان کاری را انجام بدهند که مورد نظر ماست.

کمک خواستن یعنی اول بدانیم چه مشکلی داریم و در چه حیطه ای چه کمکی می خواهیم، نقطه نظرات خود را بگوییم و حرف های آن شخص سوم را هم بشنویم. با این کار ممکن است نقطه نظرات ما کمی تغییر کند.

اعتماد به نفس در رفتار با نوجوان

اعتماد به نفس متعادل داشتن، حس مثبت و دلپذیری به ما می دهد که از باور اطمینان به خود سرچشمه می گیرد و رفتار و عملکرد ما را مطمئن و قوی می کند. شاید فکر کنید: «اگر من به خودم اطمینان نداشته باشم چه؟ اگر راه یا فکرم راجع به موضوعی درست نباشد چه؟ آیا اعتماد به نفس داشتن به معنای ادامه یا تکرار اشتباهاتم نخواهد بود؟»

ما به عنوان سرپرست و مسئول مجموعه ای به نام خانواده باید تمام تلاش مان را بکنیم تا منافع مجموعه را در نظر بگیریم. بهترین تصمیمات را بگیریم، اگر لازم شد با دیگران مشورت کنیم و از آنها کمک بخواهیم، در صورت لزوم در تصمیمات مان تجدید نظر کنیم، اما وقتی تصمیمی گرفتیم باور داشته باشیم که بهترین و مناسب ترین تصمیم را گرفته ایم.

شاید هیچ چیز به اندازه ی داشتن والدینی متزلزل، سردرگم و نامطمئن، فرزندان را دچار ناامنی و گیجی نکند. حالا جمله را مثبت کنیم: شاید هیچ چیز به اندازه ی والدین باثبات، قوی و مطمئن، به فرزندان احساس امنیت و راحتی ندهد.

در صورت لزوم با دیگران مشورت کنید. بدانید چه موضوعی را از چه کسی بپرسید. اما نگذارید هر کسی با حرف ها و فکرهایش روی شما تأثیر بگذارد.

در رفتار با نوجوان از الگوها استفاده کنید

حتماً در محیط اطراف به نمونه های موفق رفتار با فرزند نوجوان برخورده اید. حتما والدینی را دیده اید که به جای دلسوزی برای خود و شکایت از زمانه و بهانه جویی از موقعیت و ناسپاسی نسبت به زندگی، در حال گذراندن یک زندگی خوب و رضایت بخش هستند. رابطه شان با فرزندان شان خوب است، به آنها اطمینان دارند، با نگاهی رضایت مند به آنها می نگرند، از موقعیت خود راضی هستند و نسبت به داشته های خود سپاسگزارند. مسائلی که با فرزندان شان دارند نقل مجالس نیست و پای عالم و آدم را برای حل کوچک ترین مسائل زندگی به میان نمی کشند.

در رفتار با نوجوان خود از روش ها و رفتارهای خانواده هایی که الگوی موفقی در برخورد با نوجوان هستند استفاده کنید. چگونگی و نوع رفتار والدین در این خانواده ها را به دقت بررسی کنید و در رفتار با نوجوان خود از ان انها استفاده نمایید.

در رفتار با نوجوان برای خود دلسوزی نکنید!

مهم نیست تغییر دنیا چه قدر خوشایند یا ناخوشایند ماست، مهم نیست اطلاعات ما روزآمد یا قدیمی است و مهم نیست که ما از مهارت کافی برخورداریم یا نه، مهم این است که پدر امروزی با نوجوانی مواجه است که اصلاً او را نمی شناسد و حتی اگر به تجربیات نوجوانی خودش هم مراجعه کند چیز چندانی به دانش او اضافه نمی شود.

مادر امروزی با نوجوانی مواجه است که نسبت به نوجوان قدیم خواسته های بیشتری دارد و صبر و تحملش کمتر است. راحت تر جلو والدینش می ایستد، حرف های بزرگ ترها را قبول نمی کند و همیشه در صدد اظهار وجود و ابراز خواسته های خود است. مادر امروزی هم نوجوان خود را به خوبی نمی شناسد.

ما والدین گاه فرزندان نوجوان خود و قابلیت های شان را زیر سؤال می بریم و گاه احساس می کنیم قربانی هستیم و دلمان برای خودمان می سوزد.

بسیاری از اوقات وسوسه می شویم که تفاوت های دوره ی نوجوانی خودمان را با دوران نوجوانی آنان به زبان بیاوریم که: «پدر و مادر ما سختگیرتر بودند، وضعیت زندگی ما سخت تر بود، امکانات رفاهی ما کم تر بود، حرف شنوی و ملاحظه کاری ما بیش تر بود و ....) درست مثل عمویی که در یکی از شعرهای «شل سیلور استاین» - شاعر معروف کودک و نوجوان - به برادرزاده اش می گوید: «وقتی به سن تو بودم چنین و چنان بودم.»

هر قدر هم که این مقایسه ها را به کار ببریم، زمان به عقب برنمی گردد، رفتار آنان مطلوب تر نمی شود و کار و مسئولیت ما نیز کمتر نخواهد شد؛ فقط احساس حقارت و رفتار مقابله جویانه را در آنان تقویت می کنیم. خودمان هم به دلیل احساس دلسوزی برای خودمان دچار خشم می شویم و رفتار مخرب پیدا می کنیم.

دلسوزی برای خود، انرژی ما را کم می کند. به جای آن بهتر است این طور فکر کنیم که: «آیا فرزند ما خودش مسئول به دنیا آمدن در این عصر است؟ آیا او به میل خودش به دنیا آمده و دوره ی زندگی خود را انتخاب کرده یا ما او را به وجود آورده ایم؟ آیا او باید طبق اصول دوره ای زندگی کند که حتی آن را ندیده؟ آیا افکار و احساسات او باید مثل زمانه ای باشد که ما تجربه کرده ایم؟ آیا بهتر نیست ما که واسطه ی دوره ی گذشته و حال هستیم، با او بیشتر مدارا کنیم؟»

رفتار با نوجوان

تسلط بر هیجانات در رفتار با نوجوان

بسیاری از مشکلات در روابط بین انسان ها، به دلیل عدم تسلط بر هیجانات به وجود می آیند. گذشته از اقدامات از پیش طراحی شده، اغلب حوادث ناگوار وقتی اتفاق می افتند که افراد نمی توانند عواطف و هیجانات خود را مهار کنند و رفتارهایی از آنها سر می زند که هیچ گاه فکرش را هم نمی کردند. کافی است به صفحه ی حوادث روزنامه ها نگاهی بیندازید تا به درستی این ادعا پی ببرید.

خوشبختانه در اغلب خانواده ها، مشکلات با روش های مسالمت آمیز حل و فصل می شوند، اما بسیارند خانواده هایی که در آنها خشونت و درگیری های شدیدی وجود دارد.

سه موقعیت فرضی را مجسم کنید:

1) والدینی اعتقاد دارند که نباید نسبت به فرزندان شان خشونت جسمی و کلامی داشته باشند و رفتارشان هم در همین راستاست، یعنی خشونت جسمی و کلامی ندارند.

2) والدینی اعتقاد دارند که نسبت به فرزندان هر رفتاری می توانند داشته باشند و همین طور هم عمل می کنند، یعنی خشونت جسمی و کلامی از خود نشان می دهند.

3) والدینی که اعتقادی به خشونت جسمی و کلامی ندارند اما در عمل، خشونت جسمی و کلامی نشان می دهند.

والدین دسته ی اول و دوم طبق اعتقادشان رفتار می کنند، هر چند که والدین دسته ی دوم اعتقاد نادرستی دارند. اما والدین دسته ی سوم اعتقادشان با رفتارشان هم خوانی ندارد، یعنی نمی توانند احساس شان را مهار کنند و همین عامل باعث می شود سررشته ی امور از دست شان در برود. کنید.

حتماً به یاد دارید که بارها خواسته اید راجع به موضوعی با فرزندتان حرف بزنید و کار به جروبحث، توهین، دلخوری، قهر یا حتی خشونت فیزیکی کشیده، بعد هم دورِ باطلِ سرزنش کردن و سرزنش شدن آغاز شده است.

برای این که بتوانید هیجانات خود را مهار کنید، باید از نظر کلی در وضعیت مناسبی قرار داشته باشید. یعنی سعی کنید به خود و علایق تان برسید، احساس رضایت را در خود افزایش دهید و به اندازه ی کافی استراحت کنید.

سعی کنید حتی اگر فرزندتان شما را تحریک می کند، حتی الامکان به خود مسلط باشید و اگر فکر می کنید توانایی آن را ندارید، محیط را ترک کنید. بحث را به تعویق بیندازید. به خود کمی مهلت بدهید تا به یاد بیاورید فرزند نوجوان تان یکی از عزیزترین و گران بهاترین آدم های زندگی شماست.

خودتان را اصلاح کنید

در یکی از کتاب های روان درمانی به مطلب جالبی برخوردم: «عجيب است که اغلب افراد کار آسان را انجام نمی دهند (تغییر خودشان) و در صدد انجام دادن یک کار غیر ممکن هستند (تغییر دیگران)!»

هر جا که ما والدین، صادقانه و صمیمانه برای تغییر دادن و اصلاح کردن خود تلاش کنیم، به افزایش اعتماد فرزندمان و تقویت او کمک می کنیم. و به این ترتیب یکی از مهم ترین مسئولیت های خود را انجام می دهیم. یعنی به رشد فرزندمان کمک می کنیم و مهم تر از آن، فرصت همانندسازی با یک الگوی مثبت را به او می دهیم.

فرزندتان را برای بلوغ و نوجوانی آماده کنید

تغییراتی که در دوره ی نوجوانی اتفاق می افتد، سریع، چشمگیر و فراگیر است. این تغییرات در حیطه های جسمانی، شناختی، روانی و رفتاری صورت می گیرد.

مهم ترین واقعه ای که بلوغ را مشخص می کند، تغییرات جنسی اولیه و ثانویه است.

تغییرات جنسی اولیه در اندام های جنسی اتفاق می افتد و تغییرات جنسی ثانویه در کل بدن به وجود می آید.

افزایش قد و وزن، تغییر صدا، زبر شدن موهای بدن، روییدن موهای زیر بغل و مناطق تناسلی و صورت (در پسران)، جوش های صورت و بدن قسمتی از این تغییرات است. رشد اندام های جنسی در دختران و پسران و وقوع عادت ماهانه و رشد پستان ها در دختران از خصوصیات جسمانی بارز در دوران بلوغ است.

در این دوره نوجوان از نظر شناختی هم تغییراتی می کند که وسعت یافتن دیدگاه های فردی راجع به مسائل مختلف، افزایش توانایی های ذهنی، علاقه به فلسفه و موضوعات ارزشی و مسائل اجتماعی، و بحث کردن راجع به زمینه های مختلف از آن جمله اند.

در روان نوجوان هم تغییراتی ایجاد می شود. نوجوان به چیزهایی که قبلاً بی چون و چرا می پذیرفته بی اعتماد می شود و درباره ی خود و دیگران شک و تردید می کند، سؤالات بی شماری برایش پیش می آید، به جنس مخالف علاقه مند می شود و نسبت به آن کنجکاوی می کند، به ظاهر خود خیلی اهمیت می دهد و تمام فکرش روی این مسئله متمرکز می شود که ظاهر خوبی داشته باشد و نظر جنس مخالف را جلب کند.

تغییرات رفتاری نوجوان نیز خود را به صورت تحریک پذیری، بی حوصلگی، تمایل به مشاجره و مخالفت با دیگران نشان می دهد و نوجوان متوقع، عجول، حساس، زودرنج و بی قرار می شود.

جالب این جاست که بسیاری از نوجوانان به اطلاعات درستی درباره ی این دوره ی مهم زندگی دسترسی ندارند و اغلب مطالب را از والدین فرا نمی گیرند، بلکه از دوستان و اطرافیان، و چه بسا از منابع غیرموثق و غیرمطلع اطلاعاتی دریافت می کنند.

وسعت و شدت تغییرات در سن بلوغ و دوره ی نوجوانی به اضافه ی نداشتن اطلاعات کافی از این دوره و نیز عدم برخورد مناسب والدین، زمینه ساز بسیاری از مشکلات می شوند. بهتر است والدین خصوصاً والد هم جنس تا جایی که ممکن است فرزند خود را برای سن بلوغ آماده کنند. مثلاً مادر باید دخترش را از تغییرات بلوغ و مسئله ی عادت ماهانه آگاه کند و پدر نیز باید تغییرات سن بلوغ را برای پسر خود بگوید. برای داشتن اطلاعات صحیح می توانید از افراد آگاه مثل پزشکان، روان شناسان یا مربیان کمک بگیرید.

نگران نباشید که دادن اطلاعات باعث به هم ریختن مرزهای بین شما و فرزندان تان شود، این هم از مهارت های والدگری است که بتوانند ضمن رد و بدل کردن اطلاعات درست با فرزندان، مرزهای احترام و ارزش را بین یکدیگر حفظ کنند.

تفاوت فرزندتان را با خود به رسمیت بشناسید

شاید مهم ترین موضوعی که والدین باید بپذیرند و حل کنند، این است که فرزندشان با آنها تفاوت دارد. گو این که هر نوزادی که متولد می شود ویژگی های سرشتی خاص خود را دارد. ممکن است خجالتی، شجاع، ترسو، آرام، تحریک پذیر، قانع، بیش خواه، لجباز، صبور، عجول، بیش فعال، کم فعالیت و... باشد.

افراد در سنین پیش از مدرسه و حین مدرسه خصوصیات ویژه ی خود را نشان می دهند، اما در سنین نوجوانی این تفاوت ها چشمگیر می شوند و نوجوانان اصرار دارند این تفاوت ها را بازگو کنند و راجع به اختلاف نظرها جر و بحث کنند: «من این جوری فکر می کنم»، «من طرز فکر شما رو قبول ندارم.»، «من برنامه ی زندگی شما رو قبول ندارم.»، «اگر جای شما بودم کارم رو ول می کردم.»، «این دوستانی که شما دارید..»، من اگر جای شما بودم، این جوری رفتار می کردم» و...

ممکن است بیان این تفاوت ها و اختلاف نظرها بیش از آنکه به منظور زیر سؤال بردن شما باشد، تلاشی برای ارائه ی نقطه نظرات او باشد. در واقع گاهی نوجوان نمی تواند بپذیرد والدینش با او تفاوت دارند؟ در این موقعیت است که جو بدی در خانه حاکم می شود، هرکس دیگری را زیر سؤال می برد و ارزش های او را نادیده می گیرد.

باید بپذیرید که اصل بر تفاوت بین شما و نسل بعد از شماست و این موضوع نه توهین آمیز است، نه موجب نگرانی و نه غافلگیرکننده.

تفاوت او را با خود بپذیرید تا او هم بپذیرد که شما با او متفاوتید. متفاوت، اما هر کدام در جایگاه خود ارزشمند. مثلاً پدر در جایگاه خود و با روش های سنتی تر مغازها را اداره می کند. مادر به روش خود آسایش را در خانه فراهم می کند. فرزندان به فن آوری جدید دسترسی دارند، فیلم های به روز می بینند، موسیقی های جدید گوش می کنند، لباس های خاص خود را می پوشند و حتی اصطلاحات خاص خود را دارند، این تفاوت ها می تواند حتی آرام کننده و امنیت بخش باشد: این همه تفاوت را چیزی به هم پیوند می دهد، و آن رشته ی عشق است.

مهم ترین رویداد نوجوانی، بلوغ و مهم ترین دستاورد آن، دستیابی به هویت است. فردی که هویت مستاخی دارد، می داند که کیست، چه می خواهد و به کجا می رود.

از نوجوانی خود کمک بگیرید

می دانم اغلب والدینی که این عنوان را می خوانند، می گویند: دوره ی نوجوانی ما دوره ی قَدَرقُدرتي والدين، تصمیم گیری آنها و تمکین ما بود. دوره ای که آنها تعیین تکلیف می کردند و ما باید می شنیدیم و می پذیرفتیم.

دوره ای که ما نه تنها جرئت بیان خواسته های مان را نداشتیم بلکه حتی گاه جرئت نمی کردیم به آنها فکر کنیم.»، «دورهی ما دوره ی تحمل کردن ها، طاقت آوردن ها، سخت کوشی ها، قناعت کردن ها و انتظار کشیدن ها بود. اما نوجوانان امروز، بیصبر، عجول، پرتوقع و اسرافکارند. هرچه بیشتر می خواهند، کم تر تلاش می کنند. هر چه توقعات شان بیشتر است، صبرشان کمتر است. هرچه در جر و بحث و مخالفت زیاده روی می کنند، در سپاسگزاری و قدردانی امساک می کنند» و..

بسیاری از والدین می گویند: «ما نسل سوخته ایم؛ در نوجوانی ما پدرسالاری حاکم بود و در میانسالی مان فرزندسالاری حاکم است.»، «ما نسل بال مرغ خوریم. نوجوان که بودیم، ران مرغ مال بزرگ ترها بود و حالا هم که خودمان بزرگ شده ایم، مال کوچک ترهاست.» و از این دست حرف ها که بسیار گفته می شود.

از همه ی این حرف ها که بگذریم، بهتر است تغییرات همه جانبه ای را که در کل جامعه رخ داده و ما قادر به عوض کردن آن ها نیستیم، ببینیم و بپذیریم. حسرت گذشته را خوردن و سرکوفت زدن و سرزنش کردن فرزندان نتیجه ی مثبتی ندارد، ضمن این که آن چه برای ما ملموس و مشخص است، برای آن ها غيرملموس و غیرقابل درک است. آن ها چیزی از آن دوره نمی دانند و حتی نمی توانند تصورش را بکنند که سختی های نسل قبل شان چه بوده است.

شاید می پرسید پس چگونه از تجربه ی خود شناخته شوند. برای کمک به آنها استفاده کنیم؟

شباهت هایی در رفتار آن دوره ی ما با رفتار فرزند نوجوان مان وجود دارد. آن ها هم مثل نوجوانی ما دوست دارند اظهار وجود کنند، مورد احترام باشند و به رسمیت شناخته شوند. می خواهند آن ها را جدی بگیریم، به آن ها اطمینان کنیم و فرصت حرف زدن و پیشنهاد دادن به آنها بدهیم؛ نه در قالب جر و بحث بلکه در قالب موقعیت های مشورتی، تا بتوانند نقش مؤثری در زندگی و تصمیم گیری ها داشته باشند. آنها هم مثل آن دوره ی ما می خواهند دوستشان داشته باشیم، برای شان احترام قائل شویم و در مورد مسائل مختلف با آنها مشورت کنیم. آنان توقع دارند پادشاه خانه مثل ولیعهدی ارزشمند با آنان رفتار کند، چون برای آن تربیت می شوند که روزی به پادشاهی رسند.

نوجوان | رفتار با نوجوان

در رفتار با نوجوان از روش های جدید استفاده کنید

بسیاری از اوقات می گوییم: «من همینم که هستم.»، «من این طوری عادت کرده م.»، «من این طوری فکر می کنم.»، «من این طوری حرف می زنم.»، «من این طور دوست دارم.»، «من این طور رفتار می کنم.»، مَن... مَن... مَن.. .

البته بسیاری از فكرها، احساسات و رفتارها مؤثر و مثبت هستند، اما آیا همه ی باورها، هیجانات و عادات ما این گونه اند؟ آیا از نتایج آنها آگاه هستیم؟ آیا سهم خود را در مورد مسائل مختلف می شناسیم؟ آیا در صدد هستیم تا حد امکان اوضاع نامساعد را به حداقل و اوضاع مساعد را به حداکثر برسانیم؟

یادمان باشد اگر به روش های سابق عمل کنیم، به نتایج سابق دست می یابیم، یعنی یک رفتار تکراری و ثابت ما، همیشه همان عکس العمل های قبلی را در طرف مقابل ما برمی انگیزد:

- اگر شروع به پند و نصیحت کنیم، خسته و بی حوصله شان می کنیم.

- اگر به آنها زور بگوییم، خشمگین و عاصی شان می کنیم.

- اگر بر نظرات خود سماجت کنیم، ناامید و دلسردشان می کنیم.

- اگر مدام انتقاد کنیم، مقابله جو و لجبازشان می کنیم.

- اگر ...

ما مجبور نیستیم گذشته را تکرار کنیم. ما می توانیم با نگاهی گذرا به زندگی مان، باورها، احساس ها و رفتارهای مان را ارزیابی کنیم. آن چه را که مثبت و کارآمد است حفظ کنیم و آنهایی را که منفی و غیرکارآمد هستند رفع کنیم.

می توانیم از همسر، دوستان، اقوامِ باتجربه و حتی از خود فرزندانمان کمک بگیریم.

بیاییم به جای این باور رایج که: «ما رشد کردیم، ازدواج کردیم و صاحب فرزند شدیم و حالا باید به رشد فرزندمان کمک کنیم»، این باور تازه را بپذیریم که «با رشد فرزندان مان، ما هم رشد می کنیم. ما هم تغییر می کنیم. ما هم بزرگ تر، عمیق تر، با تجربه تر و مسلط تر می شویم.» نوجواني فرزندمان، بهترین فرصت برای تجدید ساختارهايِ اساسيِ ذهنی و رفتاری ماست. از آن استفاده کنیم.

از نوجوانی فرزندتان استفاده کنید

بارها از دبیران و مربیانی که با نوجوانان کار می کنند شنیده ام که: «بودن با نوجوانان به من انرژی می دهد، یا روحیه ام را بهتر می کند، یا باعث شوق و ذوق بیش تر من می شود.»

برای خود من رابطه با نوجوانان فرصت ارزشمندی است تا از چشمان شفاف و درخشان شان به دنیا بنگرم، از آن ها بیاموزم، آنها را دوست داشته باشم و اگر لازم شد راهنمایی با حمایت شان کنم. صادقانه معتقدم که آن چه من از آنان می آموزم ارزش کمتری از آن چه آنها از من می آموزند ندارد. همیشه سعی می کنم قدر ارتباط با آن ها را بدانم و بسیاری از اوقات از هوشمندی و رشدشان در مقایسه با نوجوانی خودم لذت ببرم.

جمع پرهیاهوی نوجوانان برای من یادآور صحنه ای از رمان «جنگ و صلح» است که در آن «تولستوی» وجود آنها را در مجلس میهمانی رسمي نامگذاری «ناتاشا»، مثل اشعه ی درخشان خورشید در مکانی دلگیر و کسل کننده توصیف می کند.

از این اشعه ی فروزان برای روشنی بخشیدن به زندگی تان استفاده کنید.

به نوجوان اعتماد کنید

اطمینان کردن به فرزندان، به آنها اعتماد به نفس می دهد. سعی کنید توانایی های شان را بشناسید و به آنها تکالیف و مسئولیت هایی متناسب با آن تکالیف بدهید. یک مربی خوب انتظاراتی دارد که اندکی از موقعیت فعلی مخاطب او بالاتر است و به او کمک می کند تا در حد توانایی جدیدش عمل کند.

یک مربی خوب به شاگردش می گوید:

- می دانم که می خواهی تکالیف درسی ات را انجام بدهی.

- قبول دارم که خیلی از اوقات دوست داری کمک مان کنی.

- فکر می کنم بتوانی از پول هایت خوب استفاده کنی.

- عقیده دارم که از خودت به خوبی مراقبت می کنی.

- فکر می کنم بتوانی خوب خرید کنی.

فراموش نکنید که برخورد رفتاری داشته باشید نه شخصیتی. یعنی رفتاری را که از او انتظار دارید بازگو کنید نه اینکه به او برچسب شخصیتی بزنید یا صفتی را به او نسبت بدهید. مثلاً نگویید:

- می دانم که می خواهی خوب باشی.

- می دانم که مسئولیت پذیری.

- عقیده دارم که فهمیده و لایقی.

- فکر می کنم که مهربانی.

برچسب زدن بر صفات شخصیتی باعث می شود فرد احساس ناامنی کند، چون اگر موفق نشود آن طوری باشد که شما گفته اید، خودش را زیر سؤال می برد. اما وقتی با او برخوردِ رفتاری می شود، فکر می کند که ممکن است در انجام آن کار موفق نبوده، مثلاً تکلیفش را انجام نداده، اما بد و بی مسئولیت هم نیست و می تواند با تلاش بیش تر و کمک گرفتن از شما موفق شود. حتی در موارد مهم زندگی هم سعی کنید به فرزندتان نشان دهید که به او اطمینان می کنید.

بسیاری از والدین با نگرانی می پرسند: «اگر اطمینان کردیم و نتیجه مطلوب نبود چه؟» منظور از اطمینان کردن، ارزیابی هوشیارانه و دادن بازخوردهای مناسب است. در واقع توپ را به زمین او می فرستید و او را در مقابل اطمینانی که به او دارید مسئول می کنید. حال اگر اطمینان نکنید، پیشاپیش رفتار نامطلوبی را برای او پیش بینی و موجه کرده اید.

توجه نوجوان را به ارزش های دیگران جلب کنید

نحوه ی زندگی در ایران و ارتباطات خویشاوندی و خانوادگی، بستر مناسبی است تا بتوانیم فرزندان مان را با افراد مختلف آشنا کنیم. بسیاری از این افراد خصوصیات خوبی دارند، بعضی از آنها مشخصات ممتازی دارند، بعضی افراد کوشایی هستند، بعضی صبورند، بعضی مهربان اند، خانمی که دست پخت خوبی دارد، آقایی که به افراد محروم کمک می کند، معلمی که به حرف هاش وارد است، فروشنده ای که به کارش علاقه دارد، کارمندی که در مقابل ارباب رجوع مسئول و پاسخگوست، خانمی که در مسائل اجتماعی نوجوانان به فعال است و...

رفتارهایی مثل نظم و ترتیب، برنامه ریزی، پایداری، صبر و حوصله، به فکر دیگران بودن، خوش خلقی و ده ها رفتار مثبت دیگر در اطرافیان ما وجود دارد. بهتر است این رفتارها را در دیگران ببینیم، برای آن ها احترام قایل شویم و نظر فرزندمان را نیز به این رفتارها جلب کنیم.

در دوران نوجوانی توانایی های شناختی فرزندان ما افزایش می یابد و فضای ذهنی شان گسترش پیدا می کند، به همین دلیل به الگوهای متنوع و متعددی نیاز دارند تا با آنها همانندسازی کنند.
گاهی والدین دید عیب جویانه ای به دنیای اطراف خود دارند و با هرکسی که روبه رو می شوند، عیب ها و نقایصش را بازگو می کنند، غافل از این که دارند فرصت های خوبی را برای همانندسازی با خصوصیات مثبت او، از فرزندان خود می گیرند.

به فرزندان مان بیاموزیم که همه ی خصوصیات انسان ها را در کنار هم ببینند، یعنی با دید مثبت به افراد بنگرند، ضمن اینکه نقاط منفی آنها را هم مد نظر داشته باشند.

فرصت نقد و بررسی را برای فرزندانتان فراهم کنید، اما همیشه شکارچی خصوصیات خوب آدم ها باشید. وقتی از خصوصیات خوب دیگران تعریف می کنید فرزندان تان بیشتر به اطرافیان اعتماد می کنند، احساس امنیت بیشتری در آنها ایجاد می شود و این باور در آنان شکل می گیرد که جست وجوی خوبی و نیکی همه جا ممکن است و دستیابی به ارزش ها و خصوصیات مثبت همیشه میسر است.

نوجوان را دوست بدارید

احتمالاً با خواندن این جمله کمی تعجب کرده اید و با خود گفته اید: معلومه که دوستش دارم.» هرگاه در کلینیک از والدین می پرسم: «فرزندتان را دوست دارید؟» جواب می دهند: «اگر دوستش نداشتم که این کارها را برایش نمی کردم.» می پرسم: «چرا وقتی می پرسم دوستش دارید مستقیم نمی گویید «بله»؟» و باز می پرسم: «چه طور نشان می دهید که دوستش دارید؟» می گویند: «با کارهایی که برایش می کنم.»

مسلماً انتظار نمی رود افراد یک خانه دور هم جمع شوند و شعر بگویند و ماه و ستاره ی آسمان را به هم ببخشند و کاری برای هم انجام ندهند. اما نشان دادن علاقه به تک تک افراد خانواده، برای احساس رضایت و شادمانی افراد لازم است: این که هر فرد بداند عزیز است، مورد احترام است، روز تولدش در خاطرها می ماند، به علايق او احترام گذاشته می شود، به حرف هایش توجه می شود، خودش مورد نوازش قرار می گیرد، حضورش باعث شادی دیگران است و ...

او را همان طور که هست، دوست بدارید و بپذیرید، و به او بگویید که چه قدر خوشبخت هستید از اینکه او را دارید. او را نوازش کنید، با چشمان پرمهر نگاهش کنید، خودتان را به نوازش او بسپارید، او و دنیایش را بپذیرید و با مهر و محبت بسیار رفتار کنید. در این صورت، او ممکن است هر جایی برود و با هر کسی آشنا شود، اما قلبش برای خانه می تپد. برای همه ی آن محبت هایی که به او کرده اید، دلش به سوی خانه و به سوی هر آن چه شیرین و صمیمی است پر می کشد.

او را دوست بدارید تا سالم بماند، تا حفظش کنید، تا حتی اگر در کنارش نبودید، با شما بماند.

نوجوان | رفتار با نوجوان

برای نوجوان احترام قایل شوید

فرزند نوجوان تان همان قدر که به محبت، توجه و حمایت شما نیاز دارد، به احترام شما هم نیاز دارد.

گاه ما فقط آن رفتارهایی را می پسندیم که مورد قبول مان است: اگر طرز رفتار، لباس پوشیدن، ارتباط برقرار کردن و گذران اوقات او مطابق میل ما باشد، او را تأیید می کنیم وگرنه علایق و سلایق او را به رسمیت نمی شناسیم و آشکار یا نا آشکار نارضایی خود را نشان می دهیم. در واقع این پیام را به او می دهیم که: «فقط وقتی برای عقیده، روش و رفتار تو احترام قایل می شوم که مورد قبول من باشد. ممکن است او را مورد مهر و محبت قرار دهیم و از او حمایت کنیم، ولی باورهایش را قبول نداشته باشیم. همین مورد تأیید نبودن، او را برافروخته می کند و شاید برای اثبات اینکه چه قدر درست می گوید با شما لجبازی کند یا در اعتقادش راسخ تر شود.

اشتباه نکنید، منظور از احترام قایل شدن برای علایق او این نیست که شما مثلاً موسیقی رپ گوش کنید یا مثل او سرسپرده ی یک ستاره ی سینما شوید یا دیوار اتاقتان را از عکس فوتبالیست ها پر کنید. تنها نباید به علایقش بی احترامی کنید و به او نیش و کنایه بزنید، مسخره اش کنید یا او را زیر سؤال ببرید.

لازم نیست هر روز راجع به موسیقی مورد علاقه ی خودتان، کتاب های کلاسیک و گنجینه ی ادبی ایران و جهان سخنرانی های غرا کنید تا او به پوچی علایق و انتخاب های خود پی ببرد، کافی است قبول کنید که علایق او تا وقتی صدمه ای به کسی نمی زند، قابل احترام است. سعی کنید در انتخاب های او نکات مثبت پیدا کنید. مثلاً به او بگویید قبول دارم:
- این خواننده بسیار مبتکر است.
- این فوتبالیست بسیار خلاق است.
- این هنرپیشه بسیار جذاب است.

به او کمک کنید تا احساس کند صلاحیتِ انتخاب کردن دارد و بسیاری از اوقات هم درست انتخاب می کند. اگر شما هم انتخاب های خوبی دارید، در زندگی به آنها عمل کنید: خوب لباس بپوشید. موسیقی خوب گوش کنید، کتاب خوب بخوانید و ...

نوجوان را بشناسید

شاید این عنوان برای شما تعجب آور باشد، شاید فکر کنید او را بهتر از هر کسی می شناسید، یعنی هیچ کس در دنیا، حتی خودش، او را به اندازه ی شما نمی شناسد. اشتباه می کنید. در قسمتی از کتاب «جنگ و صلح» نوشته ی «لئون تولستوی»، به همین موضوع اشاره شده که بزرگ ترین اشتباه والدین این است که فکر می کنند فرزندان شان همه چیز را به آنها می گویند و آنان همه چیز را در مورد فرزندانشان می دانند!

البته منظور از شناختن او، بازپرسی کردن و تخلیه ی اطلاعاتی یا تفتیش و بازرسی دفترچه ی یادداشت و نامه های او نیست، بلکه منظور پی بردن به دنیای او، نحوه ی نگاه او به زندگی، باور و احساسی است که نسبت به خود دارد.

شاید ما تصورش را هم نکنیم که چه بسا نوجوان آراسته و خوش ظاهر ما در دنیایی از ترس، تهدید، احساس حقارت و ناامنی درونی به سر می برد. شاید ما خشم، سرخوردگی و احساس ناامیدی او را درنیابیم. شاید ندانیم او چه فکرهایی برای آینده دارد و چه راه حل هایی برای زندگی اش در نظر گرفته است.

حتی شاید او فکرهای خطرناکی در سر دارد که ما به کل از آنها غافلیم. حتماً موافقيد که بسیاری از والدین از شروع رفتارهای نامطلوب یا محدوده ی قرمز فرزندشان اطلاع ندارند و تعجب می کنند وقتی متوجه می شوند فرزندشان مواد مخدر مصرف می کند، روابط ناهنجاری با دیگران دارد، دروغ می گوید و قوانین خانه و مدرسه را درهم می شکند. معمولاً والدین وقتی به موضوع پی می برند که بسیار دیر است. آن گاه از خود می پرسند: زیر یک سقف و دور یک سفره چه چیزی مانع شد که او را بشناسم؟»

موقعیت هایِ امن و لذت بخش زندگی مثل صرف عصرانه، صحبت های بعد از شام، تعطیلات و... فرصت های خوبی هستند تا آنها از خودشان بگویند، به شرطی که بسیار ظریف و با ملاحظه رفتار کنید، علاقه مند باشید، قضاوت نکنید، برچسب نزنید، با حوصله بشنوید و هم حسی کنید.

آرزوهایش را بشنوید و شوق پنهان در بلند پروازی هایش را حس کنید. برای این که قدرتِ واقعیت سنجی او را بالا ببرید و مشکلاتِ زندگی را به او نشان بدهید، نگاه عاقل اندر سفیه به او نیندازید. سعی کنید از منابع مختلف اطلاعات خود را کامل کنید: رفتارش را در مدرسه، در جمع دوستان، در کارهای مورد علاقه، در جمع اقوام و... بررسی کنید. تعجب خواهید کرد که بسیاری از قابلیت های او را ندیده و نشناخته اید یا به بسیاری از نکات ضعف او پی نبرده اید و حتی فکرش را هم نکرده اید.

هر قدر فرزند نوجوان تان را درست تر و همه جانبه تر بشناسید، در برخورد با او و کمک کردن به او تواناتر و مسلط تر خواهید بود.

دوستان نوجوانتان را بشناسید

از مشخصات نوجوانی، تمایل به دوستان و گذران اوقات با آن هاست. دوستان منبع کسب هویت جمعی، رد و بدل کردن اطلاعات مورد علاقه ی گروهی، احساس قوی بودن در مقابل دیگران، احساس امنیت و نیز کسب همدلی و تفاهم هستند.

دنیای واقعی در کنار دوستان می گذرد. دوستان از راز دل خود می گویند و احساسات خود را به راحتی بیان می کنند.

بسیاری از نوجوانان در این سن تمایل چندانی به شرکت در جمع خانواده ندارند. وقتی در خانه هستند، دوست دارند در اتاق شان به سر ببرند. موسیقی گوش کنند یا پشت رایانه وقت بگذرانند و یا با تلفن صحبت کنند. گاهی والدین با انبر هم نمی توانند از دهان شان حرف بکشند اما در جمع دوستان مثل بلبل حرف می زنند، سرحال، بذله گو و بانشاط اند.

به یاد داشته باشیم این رفتار از مشخصات دوره ی نوجوانی است و برای کسب هویت نوجوان لازم است. اگر یک نوجوان در این دوره به ارتباط داشتن با گروه دوستان و همسالان تمایل نداشته باشد و از آنها دوری کند، احتمالا مشکل دارد.

نوجوان به تأیید و همدلی نیاز دارد تا تجربه ی خودش را از دنیا هضم و پردازش کند و این کار را در جمع دوستان انجام می دهد. در واقع در این دوران، خانه برای او حکم پمپ بنزین و محل تجدید قوا را دارد. او می آید، غذا می خورد، استراحت می کند، حمام می کند، لباسش را عوض می کند و به سوی دنیای بیرون پر می کشد. دنیای اصلی او بیرون از خانه است اما اگر دچار تعارض یا مشکل شود، باز هم به وجود پدر و مادر و حمایت آنها نیاز دارد.

بعضی از والدین احساس خوبی به این رفتار فرزندشان ندارند و سعی می کنند به هر طریقی جلو ارتباط او را با دیگران بگیرند، حتی بعضی از والدین به اعتراض می گویند: «ما بهترین دوستان تو هستیم چه احتیاجی به دوست داری؟»، «ما آنها را نمی شناسیم و ممکن است در این ارتباطات خطری تو را تهدید کند.» و.....منع و نفی والدین، نمی تواند این رفتار را به روش درست حل و فصل کند.

بهتر است این رفتار را به رسمیت بشناسیم و حتی در گذار از این مرحله ی رشدی به او کمک کنیم. فرصت های امن و سالم برای دوستی های گروهی او فراهم کنیم و تا جای ممکن دوستانش را بشناسیم. آنها را به خانه مان دعوت کنیم، اگر به جایی می روند، آنها را برسانیم و برگردانیم. با والدین دوستان آنها در تماس باشیم. و این احساس مثبت را داشته باشیم که فرزندمان در حال عبور از یک مرحله ی مهم زندگی است و گذار سالم از این مسیر در آینده ی او تأثیر مثبت دارد.

توجه به خوبی ها و ارزش های نوجوان

بهترین راه تشویق نوجوان به رفتارهای درست، توجه کردن به رفتارهای خوب و مثبت اوست.

بسیاری از نوجوان ها به رغم بی تجربگی و خام دستی و عجول بودن، در این سن بسیار خلاق اند و توانایی های چشمگیری دارند، آرمان گرا هستند، به ارزش های والا فکر می کنند، در صدد تغییر دنیا و برانداختن ظلم و بی عدالتی هستند و ممکن است جذب فعالیت های اجتماعی و داوطلبانه شوند و نسبت به رنج های اطرافیان توجه و حساسیت خاصی نشان دهند. به این افکار، هیجانات و رفتارهای آنها توجه مثبت کنید و مهربانی آنان و تمایل شان به مؤثر بودن را ارج بگذارید.

بسیاری از والدین با دیدن این تمایلات درصدد برمی آیند که تجربیات خود را از واقعیت های زندگی در اختیار فرزندشان قرار دهند و مضامینی را مطرح کنند تا نظر او تغییر کند. مثلاً به فرزند نوجوان شان می گویند: «تو هنوز جوانی، نمی دانی که نمی توانی چیزی را عوض کنی. از دستت کاری برنمی آید. بعداً می فهمی که باید مواظب باشی باد کلاه خودت را نبرد و...»

از فرصت استفاده کنید. خوبی های او را ببینید و به آن چه در حرفهایش مثبت و ارزشمند است، توجه کنید. به او بگویید نکات مثبتی که در او می بینید برایتان ارزشمند است. اگر فرزندتان خواست در جمعیت یا انجمنی کار اجتماعی انجام دهد با تشویق دلگرمش کنید. گاهی والدین می گویند: «به کارهای خودت نمی رسی، می خواهی دنیا رو درست کنی؟!»، «توی خونه دست به سیاه و سفید نمی زنی اما می خواهی برای مردم کار کنی.»، «حرف ما را گوش نمی کنی، حرف دیگران را گوش می کنی...».

در یک موقعیت بهتر او را برای انجام دادن تکالیف زندگی تشویق کنید. هر جا رفتار یا فکر خوبی از او دیدید، بلافاصله واکنش مثبت نشان دهید. از امروز تصمیم بگیرید که بی دریغ خوبی های او را ببینید، به آنها توجه و او را تشویق کنید. بگذارید نوجوان شما مطمئن باشد که شما فکر می کنید او جواهر درخشان و بی نظیری است!؟

روی نقاط ضعف نوجوان انگشت نگذارید

در طول زندگی خانوادگی، افراد با زیر و بم های روانی هم دیگر آشنا می شوند و به نقاط ضعف و قوت یکدیگر اشراف پیدا می کنند. به همین دلیل معمولاً وقتی مشکلی برای یک نفر ایجاد می شود اعضای خانواده می توانند بیشترین کمک را به او بکنند. همین طور بیشترین آسیب ها را هم اعضای خانواده می توانند به فرد وارد کنند. هزاران نکته است که می توان برای آزار دیگری بر آن ها انگشت گذاشت: ظاهر، شکل و قیافه، لباس و سر و وضع، رفتار و کردار، دوستان، نحوه ی گذران اوقات، علایق و ترجیحات، اشتباهات گذشته، ناکامی ها، شکست ها و...

گاهی ما به قصد شوخی و خنده چیزی می گوییم ولی می بینیم طرف مقابل بسیار آزرده می شود. اگر تعریف طنز را بدانیم، متوجه می شویم که طنز آزاردهنده نیست و منجر به ناراحتی کسی نمی شود بلکه فرصتی است که انسان ها بتوانند یک موقعیت سخت را راحت تر تحمل کنند.

فضای طنزهای زیبا در فرصت های متعدد زندگی خانوادگی به کرات ایجاد می شود و خوشبختانه طنز در بسیاری از خانواده ها ارتباط صمیمی و جو راحتی ایجاد می کند، اما گاهی آن چیزی که ما شوخ طبعی می پنداریم غیر از آزار روانی نام دیگری ندارد.

نادیده گرفتن جنبه های منفی نوجوان

در اغلب مواقع، با شروع دوره ی نوجوانی، رفتارهای منفی نوجوان بیشتر و بارزتر از قبل می شود. او با عصبانیت بیشتری رفتار می کند، صبر و حوصله ی زیادی به خرج نمی دهد، رودرروی والدین می ایستد، لجاجت می کند، جر و بحث راه می اندازد، رفتارهای متوقعانه و گاه گستاخانه در پیش می گیرد، در جمع خانواده عبوس یا مجادله گر و در جمع دوستان خوشرو و بی چون و چراست، سعی در مخالفت با والدین و اصرار به رفتارهای خلاف میل آن ها دارد و..

آشنایی داشتن با خصوصیات مرحله ی نوجوانی و دانستن این که با بحران های خاص رفتاری که طبیعی هم هستند همراه است، به افراد خانواده کمک می کند تا به نحو مناسبی با این دوره روبه رو شوند و آن را پشت سر بگذارند. حتی می توان خود فرزندان را هم با مشخصات نوجوانی آشنا کرد تا از قبل برای چنین دوره ای آمادگی داشته باشند و سردرگم نشوند.

از قبل برای این دوره آماده باشید. رفتارهای منفی او را جزء خصوصیات شخصیتی او در نظر نگیرید و از آن مهم تر به حساب تعمد نگذارید و اجازه ندهید در رابطه ی شما با او حلقه ی معیوب تشکیل شود، یعنی لجبازی نوجوان، خشم والدین و بالا گرفتن لجبازی نوجوان و بیشتر شدن خشم والدین و...

تا جایی که ممکن است کارهای منفی او را نادیده بگیرید و در مواقع بحرانی به آن رفتارها عکس العمل نشان ندهید چون نتیجه ی بسیاری از این عکس العمل ها، منفی و تأسف بار خواهد بود. طوری با او ارتباط برقرار کنید که متوجه شود دوستش دارید و اگر از شما کمک بخواهد در کنارش هستید و برایش ارزش قایل اید.

زمانی در کارهای او مداخله کنید که هر دو راحت و راضی باشید. به او کمک کنید تا خصوصیات خوب خود را پیدا کند و معنای مثبتی را که در پشتکارهای منفی اش وجود دارد، بشناسد. بسیاری از رفتارهای منفی نوجوانان، تلاشی برای کسب هویت است. هدف آنان مثبت، اما روش شان منفی است. صبر داشته باشید.

رفتار با نوجوان

نوجوان را با دیگران مقایسه نکنید

همه ی ما می دانیم که انسان ها با هم متفاوت اند و حتی اگر از یک پدر و مادر باشند و در یک خانه بزرگ شوند، تفاوت های چشمگیری با هم دارند. فرزندانی که از یک پدر و مادر زاده شده اند در ظاهر، خصوصیات سرشتی، بهره ی هوشی، نحوه ی ارتباط با دنیای اطراف، باورها، احساسات و رفتارهای شان تفاوت های زیادی با هم دارند. این تفاوت ها حتی در دوقلوهای همسان یک تخمکی هم دیده می شود. بسیاری از آنها در دبیرستان رشته های متفاوتی برمی گزینند و بعدها در مشاغل مختلف مشغول کار می شوند.

همه ی ما می دانیم بسیاری از این تفاوت ها عمدی و ارادی نیستند و باز هم می دانیم از مهم ترین عوامل محیطی تفاوت ها، وضعیتی است که ما به عنوان والدین به وجود آورده ایم.

باز همه ی ما می دانیم مقایسه کردن فرزندمان با دیگری، به او کمکی نمی کند بلکه او را خشمگین و فضای ذهنی او را ناامن می کند. هم چنان که خودمان هم طاقت این را نداریم که مثلا همسرمان ما را با دیگری مقایسه کند و بگوید: «از فلانی یاد بگیر، ببین چه قدر بیش تر از تو کار می کند، چه قدر باهوش تر از توست، چه قدر موفق تر از توست و....»

همه ی ما این موضوعات را می دانیم و باز هم فرزندانمان را با دیگران مقایسه می کنیم! شاید این باور غلط را داریم که با این کار زودتر به نتیجه می رسیم، یا الگوی موفقی پیش روی او قرار می دهیم یا... در حالی که او گیج تر و دستپاچه تر می شود و فکر می کند ما آن فرد دیگر را بیشتر از او دوست داریم.

در موقع لزوم از نوجوان عذرخواهی کنید

عذرخواهی صادقانه یکی از مهم ترین آموزش های عملی ما به فرزندان مان است. به این ترتیب الگوی خوبی برای آنها خواهیم بود تا به جای لجاجت، سماجت و پافشاری بر حرف ها و عقاید خود، آنها را ارزیابی کنند، اشتباه خود را بیابند، آن را بپذیرند و خود را اصلاح کنند. و از این کار نه تنها احساس کوچک شدن نکنند بلکه بدانند آن قدر قوی شده اند و رشد یافته اند که می توانند اشتباهات خود را اصلاح کنند.

شاید بگویید: «اگر از فرزندمان عذرخواهی کنیم، ابهت مان در نظر او کم می شود و او دیگر روی ما حساب نخواهد کرد یا ممکن است از این موقعیت سوء استفاده کند و...» اما باید بدانید که زندگی خانوادگی در کنار همسر و فرزندان مثل حکومت دیکتاتوری نیست که یک سری تابوهای دست نیافتنی بسازیم، دیگران را از نزدیک شدن به یک سری محدوده ها منع کنیم و جرئت نقد و بررسی را از آنها بگیریم.

زندگی خانوادگی شکلی از ارتباط است که در آن افراد به همدیگر احترام می گذارند، حریم های یکدیگر را می شناسند و قوانین محکم خانواده را حفظ می کنند. در خانواده بدون نیاز به دستورالعمل رسمی و بدون زور و اجبار، روابط محترمانه و رضایت بخشی بین افراد وجود دارد و هرکس در جایگاه خود به درستی رفتار می کند.

اگر والد خلاق و هوشمندی باشید، حتی موقعیت اشتباه را هم به فرصتی برای رشد تبدیل می کنید. فرصتی که فرزند نوجوان تان دریابد زندگی صحنه ای زنده و در جریان است و ما همیشه در حال تصمیم گیری و اجرای انتخاب های خود هستیم. طبیعتاً در تصمیم گیری و اجرا ممکن است اشتباه کنیم، اما این اشتباه کردن ما را کوچک و بی ارزش نمی کند. اگر اشتباهات خود را نپذیریم و به آنها اقرار نکنیم و در صدد جبران شان برنیاییم، جایگاه خود را در نظر فرزندان مان از دست می دهیم.

علایق نوجوان را به رسمیت بشناسید

نوجوانان تان را در مرحله ای که به سر می برند، بپذیرید و خصوصیات و علایق فردی آن ها را به رسمیت بشناسید. لباس شان را، مدل موی شان را، زیورآلاتی که استفاده می کنند، غذایی که دوست دارند و موسیقی مورد علاقه شان را -تا جایی که خطرناک یا باعث آزار دیگران نیست- محترم بشمارید.

برای نوجوان وقت خاص صرف کنید

والدین امروز درگیر مشغله های مختلف و مسئولیت های گوناگون هستند. تأمین معیشت و امکانات رفاهی افراد خانواده با توجه به متنوع بودن و افزایش یافتن نیازها روز به روز سخت تر می شود و مثل اسفنج تا آخرین قطرات انرژی و توان آنها را می مکد.

زمانی که به والدین می گوییم: «وقت خاصی را صرف فرزندان تان کنید.» اول می گویند: «همه ي وقت من صرف تأمین نیازهای آنها می شود.» و بعد می گویند: «کو وقت؟ کو انرژی؟» به آنها حق می دهیم، ولی شاید لازم باشد روش توزیع زمان خود را یک بار دیگر بازنگری کنند.

یکی از راه حل های تعديل خواسته های نوجوانان و افزایش توانایی واقعیت سنجی در آنها، صرف وقت خاص برای آنان است.

صرف کردن وقت خاص برای نوجوانان منفعت های زیادی دارد. آنان با جنبه های مثبت و شاد شخصیت ما آشنا می شوند، ارتباط بهتری با ما برقرار می کنند و با احساس امنیت بیشتری حرف های دل شان را می گویند، در مقابل آسیب های اجتماعی بیش تر مصون می مانند، مورد سوءاستفاده قرار نمی گیرند، پیشنهاد مصرف مواد مخدر و انجام دادن رفتارهای قانون گریزانه را نمی پذیرند و..

اما چگونه می توان وقت خاصی را با نوجوانان صرف کرد؟

- این وقت فقط برای شما و فرزندتان است (دو نفره).

- برای این وقت زمان خاصی را مشخص کنید.

- این قرار را بی دلیل به هم نزنید.

- کار مشترکی که مطابق میل هر دو باشد را انجام دهید و لذت ببرید.

نوجوان را با نتایج کارش یکی فرض نکنید

به نوجوان اطمینان بدهید که وقتی به درستی تلاش کند، حتی اگر بهترین نمره را هم نیاورد و بالاترین امتیاز را هم کسب نکند، همیشه برای شما بالاترین و بهترین و جواهر درخشان و یگانه ای است که قدرش را به درستی می دانید و بیش از همه ی نوابغ و ستارگان دنیا دوستش دارید، و به او افتخار می کنید.

حریم نوجوان را بشناسید و رعایت کنید

در هر زمانی که می توانید، به فرزند نوجوان خود بفهمانید که او یک موجود مستقل از شماست و برای خود محدوده و اختیارات خاصی دارد. بدن او مال خود اوست. می تواند نیازهای بدنش را بشناسد و از خودش مراقبت کند. خودش می فهمد کی سردش می شود، کِی گرسنه می شود، چه وقت به خواب نیاز دارد، چه موقع باید استراحت یا فعالیت کند، چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کند، چه طور با اطرافیان داد و ستير عاطفی داشته باشد و...

او می تواند علایق و سلایق خود را بشناسد و ابراز کند. می تواند ترجیحات خود را بداند و طلب کند. می تواند در ساعاتی که دور از خانه، مثلاً در مدرسه به سر می برد تعامل های خاص خود را داشته باشد و در حیطه های خاص خود فعالیت کند. ممکن است گاهی از روی بی تجربگی اشتباه کند. دلیلی ندارد به دنیای او و حریم او سرک بکشیم، او را تخلیه ی اطلاعاتی کنیم و اصرار داشته باشیم که از تمام کارها و افکار او سردرآوریم.

حریم اتاق خصوصی او، وسایل شخصی او، دفترچه یادداشت و محتوای رایانه ی او را به رسمیت بشناسیم. شاید بگویید: «ممکن است فرزند ما دنبال کار خلاف برود. ممکن است به بی راهه کشیده شود. اگر این بازی را پیش بگیریم، به او پیام داده ایم که تو مسئول مراقبت از خودت نیستی بلکه والدین، معلمان، مربیان و... این مسئولیت را دارند.» اما این درست نیست، ما باید این پیام را به فرزند نوجوان مان بدهیم که: «تو مسئول خودت هستی و آن قدر ارزشمندی که قدر خودت را می دانی و آن قدر توانایی که از عهده ی این کار برمی آیی و من هم هر وقت کمک یا مشورتی بخواهی در کنارت هستم.»

بارها دیده ام که والدین به حساب اینکه بسیار مراقب و هوشیارند، به تمامی حریم های خصوصی فرزندشان سر می کشند. کیفش را می گردند، جیبش را جست وجو می کنند، دفتر یادداشتش را می خوانند، ایمیل هایش را بررسی می کنند و در مقابل، فرزندان عصبانی می شوند، لجبازی و سرکشی می کنند و در نهایت به پنهان کاری و دروغگویی متوسل می شوند.

مهم نیست ما چه قدر نگران هستیم، مهم این است که روش ما چه قدر مؤثر است. هر وقت وسوسه شدید که حریم او را در هم بشکنید، لحظه ای تأمل کنید. روش علامت سؤال را به کار گیرید.

رفتار با نوجوان

به نوجوان استقلال بدهید

مهم نیست فرزندتان چند سال دارد و چه کارهایی بلد است، همیشه می توانید به او استقلال بدهید یا برعکس استقلال را از او بگیرید. در واقع یک قسمت از مسئله ی استقلال دادن به فرزندان به نگرش والدین مربوط است. اگر فکر می کنید آنها کارشان را خوب بلد نیستند یا مهارت شان در حد کمال نیست، به اندازه ی شما تجربه ندارند، به قدر کافی نمی دانند و مطمئن باشید که فرزندان وابسته یا لجبازی پرورش خواهید داد.

در نوجوانی کسب استقلال بسیار ضروری است. در پایان این دوره ی گذاری فرد باید مهارت های لازم را برای یک زندگی مستقل کسب کند. در واقع مسئولیت اداره ی خود را بر عهده بگیرد. لازم است در نوجوانی فرصت های زیادی برای این تمرین ها در اختیار فرزندتان بگذارید.

بسیاری از والدین خرید کردن فرزندشان را قبول ندارند، طرز پذیرایی کردن او را زیر سؤال می برند، راجع به نحوه ی خرج کردن پول توجیبی از او انتقاد می کنند و از طرز حرف زدن و لباس پوشیدن او ایراد می گیرند. این والدین تنها مسیر منفی جلو پای فرزندان شان می گذارند:

اول: احساس حقارت، جرئت نداشتن و عدم اطمینان به خود.

دوم: لجبازی، ستیزه جویی، خصومت و بحث های سرسام آور بی پایان با پدر و مادر.

یادتان باشد او راه رفتن را در عرض چند ماه یاد گرفت ولی این همه رفتارهای پیچیده و ضروری برای یک زندگی مستقل را باید در عرض حدود ۱۰ سال دوره ی نوجوانی بیاموزد. پس شما هم مثل همان روزها رفتار کنید: تشویق کنید، حمایت کنید، شادی خود را ابراز کنید و در پس تمام اشتباهات و خام دستی های او، شکوه رشد و حرکت به سوی جلو را ببینید.

از رفتارهای مستقل و گروهی نوجوان جلوگیری نکنید

مستقل شدن و روی پای خود ایستادن یکی از دستاوردهای ارزشمند رشد است.

بسیاری از والدین نسبت به استقلال فرزندان شان برخورد دوگانه ای دارند. یعنی با این که دوست دارند فرزندان مستقل و جرئت مندی داشته باشند، عملاً وقتی که آنان برای مستقل شدن تمرین می کنند، مانع شان می شوند. دلیل شان هم خطراتی است که فرزندشان را در یک دنیای مستقل تهدید می کند. دایم این فکرها در ذهن والدین تکرار می شود که: «محیط خطرناک است.»، «امنیت کم است.»، «آدم های خطرناک زیادند.»، «جاده ها امن نیستند.»، «دوستان ناباب زیادند.»، مردم را نمی توان به آسانی شناخت.» و...

یکی از سخت ترین موضوعات برای والدین همین تصمیم گیری ها است. انتخاب بین میل به محافظت و تأمین امنیت فرزندان و میل به دادن استقلال و کمک به رشد آنان.

به راستی چه باید کرد؟ آیا باید قاصدک رد نوجوانی را در مشت فشرد یا همراه بادها روانه کرد؟

برای خود من مهم ترین چالش های والدگری تصمیم گیری های این چنینی بود. من شاهد داغداری مادرم و هر دو مادربزرگم برای از دست دادن فرزند بودم و این غم را از کودکی می شناسم. هیچ وقت در زندگی از هیچ چیز به اندازه ی از دست دادن فرزند نترسیده ام. هر وقت مجبور میشدم در این مورد تصمیم بگیرم، از ترس نصفه عمر می شدم، اما در نهایت اجازه می دادم بروند و تجربه کنند. اضطراب رفتن آنها و فکر خطراتی که ممکن بود برایشان پیش بیاید رهایم نمی کرد، می دانستم تصمیمم درست است و فقط از خدا می خواستم که سالم برگردند. به خودم اجازه نمی دادم به خاطر ترس هایم مسیر رشد آنها را سد کنم.

اگر قرار است فرزندتان برای رشد کردن و مستقل شدن از شما دور شود، به او فرصت بدهید، از حرکت او ممانعت نکنید، بگذارید برود، و امیدوار باشید که سالم برمی گردد

از نوجوان حمایت کنید

رفتار ما والدین در مراقبت کردن از فرزندان با این که زحمت زیادی هم برای مان دارد، ممکن است گاهی در جهت حمایت از آنان و مطابق با خواسته های شان نباشد، ممکن است برای شان تعیین تکلیف کنیم، راه و روش خاصی را از آنان بخواهیم، علایق شان را به رسمیت نشناسیم، با دنیای شان سرِ سازگاری نداشته باشیم و اگر بخواهند به مسیر مورد علاقه ی خود بروند، کمکی به آنها نکنیم یا حتی نارضایتی خود را آشکارا بیان کنیم.

حتماً می پرسید: «از کجا معلوم آن چه او می خواهد درست و به صلاح او باشد؟» سؤال بسیار مهمی است و شاید از مهم ترین چالش های والدین نیز همین باشد.

والدين مدام از خود می پرسند: «آیا راهی که می رود و انتخابی که می کند درست و همراه با آینده نگری است؟»، «آیا زندگی اش با این انتخاب دچار مشکل نمی شود؟»، «آیا می داند چه می خواهد و چه چیزی در انتظار اوست؟» شاید هیچ کس نتواند جواب سؤال های شما را بدهد. شاید کسی پاسخگوی نگرانی های شما نباشد. با این حال او را مسئول بار بیاورید، از او بخواهید که عواقب کارش را مشخص کند. برای او تعیین کنید تا چه زمانی می تواند به کمک خانواده تکیه کند و چه زمانی می خواهد مستقل شود؟

نقطه نظرات خود را در مورد تصمیمش به او بگویید که مثلاً چه رشته ای را برای ادامه ی تحصیل او مناسب می دانید و چه طور می توانید در پیدا کردن یک شغل مناسب به او کمک کنید. و حتی اگر با تصمیم او موافق نیستید، به او کمک کنید تا موفق شود و به هدفش برسد. اگر موفق شود، بسیار خوب است، او به خواسته اش رسیده؛ اگر هم موفق نشود، شما درست عمل کرده اید و تا حد توان تان وظیفه ی خود را انجام داده اید.

نوجوان را تأیید کنید

انسان ها نیاز به تأیید شدن دارند. قسمت مهمی از تصویری که از خودمان داریم، نتیجه ی نظرات دیگران نسبت به ماست. نظر دیگران در شکل گیری اعتماد به نفس و اطمینان به خود اهمیت زیادی دارد. خصوصاً اگر طرف مقابل برای ما مهم باشد یا به او علاقه مند باشیم.

برای تأیید فرزندان تان منتظر نباشید که آن ها زیباترین باهوش ترین، خلاق ترین، با اراده ترین، درخشان ترین و نام آورترین باشند.

همان چیزی را از آنان بخواهید که از عهده اش بر می آیند، کمک کنید در انجام دادن آن موفق باشند و با محبت و سپاسگزاری به دستاوردشان بنگرید. به آنها همان طور که هستند عشق بورزید و بی دریغ بپذیرید و مطمئن باشید هیچ سرمایه ای ارزشمندتر از تأیید شما نیست. این سرمایه را به فرزندان نوجوان تان بدهید و شاهد تغییرات مثبت در آنها باشید.

محدوده های سبز، زرد و قرمز رفتار نوجوان تان را بشناسید

محدوده ی سبز شامل همه ی رفتارهای خوب و مثبت می شود. رفتارهایی مثل کمک کردن در خانه، سروقت به مدرسه رفتن، انجام دادن تکالیف، حاضر شدن سر میز یا سفره ی غذا، خوش رفتاری با افراد خانواده و ... تا می توانید این رفتارها را ببینید و به آنها توجه نشان دهید.

بسیاری از والدین فکر می کنند این رفتارها طبیعی است و می گویند: «او نوجوان است، بچه نیست که من به هر کار خوبش توجه کنم.»، در حالی که کلید موفقیت در رابطه با نوجوان همین است که تا می توانیم رفتارهای مثبت او را ببینیم و تشویق کنیم. البته تشویق کردن یک نوجوان با تشویق کردن یک کودک فرق می کند؛ ممکن است جمله ی کوتاهی به او بگوییم، دستی به شانه اش بکشیم، ببوسیمش و...

در محدوده ی قرمز، رفتارهای بسیار ناهنجار و غیرقابل قبول مثل دزدی، فرار از قوانین خانه و مدرسه، نیامدن به خانه، نرفتن به مدرسه، مصرف مواد مخدر، برقراری روابط نامشروع و... وجود دارد.

مشکلات مربوط به محدوده ی قرمز بسیار جدی است و متأسفانه ریشه در ناهنجاری های قبلی دارد که به آن ها توجه نشده و برخورد درستی با آنها صورت نگرفته. در این مواقع تمام انرژی خود را به کار گیرید، با همسرتان متحد باشید، از متخصصان کمک بگیرید و بسیار قاطع و جدی عمل کنید.

در محدوده ی رفتارهای زرد، رفتارهای ناهنجاری وجود دارد مثل انجام ندادن تکالیف، مخالفت و لجبازی با والدین، گستاخی، ولخرجی، ریخت و پاش در خانه، متوقع بودن و...

سعی کنید همه ی رفتارهای زرد فرزندتان را بشناسید. با همسر خود مشورت کنید، مداخله در موقعیت هایی را انتخاب کنید که احتمال موفقیت در آنها بیشتر است. و بقیهی رفتارهای زرد را تا جای ممکن نادیده بگیرید. با فرزندتان درباره ی این رفتارها مذاکره کنید. سعی کنید از زبان خود او راه ورود به مسئله را بیابید، یعنی او مشکل خود را بگوید و از شما کمک بخواهد.

مثلاً به جای آنکه بگویید: «تو درس نمی خوانی و باید از این به بعد روزی ۶ ساعت درس بخوانی» از زبان او بشنوید که: «می خواهم درس بخوانم ولی نمی توانم و نمی دانم چه کار کنم؟» اگر این حرف را از زبان او بشنوید، حرف های شما را به عنوان عیب جویی یا مداخله گری تلقی نخواهد کرد بلکه کمکی به حل مشکل خود در نظر خواهد گرفت.

اگر می توانید برای حل مشکل راه حل های مناسب ارائه و نحوه ی عملکرد هر کدام را مشخص کنید. اوضاع را برای بهبود رفتارش آماده سازید، به او یاری برسانید و بر کارش نظارت داشته باشید. به هر پیشرفت کوچک او توجه کنید و او را مورد تشویق قرار دهید. به خودتان هم بازخورد مثبت بدهید.
یادتان باشد به رسمیت شناختن محدوده ی زرد و مدیریت صحیح آن، از احتمال رفتارهای قرمز به طور جدی کم می کند.

در رفتار با نوجوان قوانین را واضح بیان کنید

خانواده هایی که قوانین مشخص و کارآمد و منطقی دارند، در عرصه های مختلف موفق تر عمل می کنند. معمولاً یکی از والدین (پدر یا مادر) یا هر دو رهبری خانواده را در دست دارند. وظایف هرکس مشخص است. پدر و مادر مسئول حمایت و مراقبت از فرزندان هستند و فرزندان در هر سنی، متناسب با قدرت و توانی که دارند، در امور خانواده شرکت می کنند.

عدم وجود قوانین باثبات باعث می شود هر روزه درگیری ها و برچسب زنی های بسیاری در افراد خانواده اتفاق بیفتد. این دیکتاتورهای کوچک یا کتک می خورند یا فحش و ناسزا می شنوند و یا شاهد درگیری والدینشان هستند و عجیب نیست اگر اختلال رفتاری شان ادامه یابد، تشدید شود و خود را در دوران نوجوانی به صورت رفتارهای آزاردهنده نشان دهد.

منبع: رابطه ی والدین و نوجوان (با نوجوان خود چگونه رفتار کنید؟) دکتر شکوفه موسوی

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید